امروز: چهارشنبه 25 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 04 مهر 1395 - 16:45

اتحاد خبر: فیلم داستان پسری است که خیلی لات است و با همکاری دو پسر و یک دختر دیگر که آنها هم خیلی لات هستند یک باند تشکیل می‌دهد و مشغول دزدی، زورگیری، و اینها می‌شوند.

اتحاد خبر: فیلم داستان پسری است که خیلی لات است و با همکاری دو پسر و یک دختر دیگر که آنها هم خیلی لات هستند یک باند تشکیل می‌دهد و مشغول دزدی، زورگیری، و اینها می‌شوند.

 

لانتوری

طنز پس پریروز؛ رضا احسان‌پور: فیلم داستان پسری است که خیلی لات است و با همکاری دو پسر و یک دختر دیگر که آنها هم خیلی لات هستند یک باند تشکیل می‌دهد و مشغول دزدی، زورگیری و اینها می‌شوند. آنها برای اینکه نشان بدهند واقعاً لات هستند در خیابان‌های تهران با آزادی عمل تمام، جلوی چشم مردم در روز روشن چاقو و قمه و قداره حمل می‌کنند و به جای عبور از خط عابر، از خیابان رد می‌شوند. تا همین‌جای فیلم متوجه می‌شویم که تهران (یا همان ایران) از تگزاس هم خطرناک‌تر است و اسم داعش بد رفته است. 
این جسارت کارگردان نشان‌دهنده‌ی جسارت اوست. چون توانسته علی‌رغم فشارهای حاکمیت به راحتی به نشان دادن واقعیت جامعه بپردازد. پسر آن قدر لات است که بدون هراس از گشت ارشاد، ریش‌هایش را رنگ کرده و موهایش را هم شانه نمی‌زند. البته یکی دیگر از افراد که باند ریش معقولی دارد هم لات است. این نشان‌دهنده‌ی این است که نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کنیم و ممکن است آدم‌های ریش‌دار هم آدم‌های بدی باشند. آن یکی عضو گروه، پسری قد بلند است که حتی اگر هیچ کار خلافی هم نکرده باشد با این قد بلندش تابلو است، چه برسد به اینکه برود کار خلاف انجام بدهد. ولی همین که بدون دستگیر شدن همچنان به خلافکاری مشغول است نشان از ضعف پلیس و دستگاه قضایی دارد و کارگردان چقدر هنرمندانه این موضوع را بیان کرده است. 
دختر عضو باند خلافکاری، دختر معصومی است که علی‌رغم تمام کثافت‌کاری‌های که می‌کند همچنان معصوم است چون عاشق پسر ریش‌رنگی است. ارزش عشق از همه چیز بیشتر است. کارگردان باز هم به این نکته اشاره دارد که نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کنیم و ممکن است یک نفر تن به هر کاری بدهد ولی دلش پاک باشد. البته عشق دختر یکطرفه است و پسر ریش‌رنگی به او محل سگ هم نمی‌گذارد. کارگردان در این قسمت دو پیام اخلاقی می‌دهد. اول اینکه آدم نباید با هر کسی وصلت کند. پسر علی‌رغم اینکه آدم بدی است ولی حواسش به این نکته جمع است که همسر خوبی انتخاب کند چون قرار است فردا پس‌فردا مادر بچه‌هایش شود. از طرف دیگر این موضوع خاطر نشان می‌شود که عشق یکطرفه فایده‌ای ندارد و باعث انحراف می‌شود. این گروه به دلیل این که جامعه از آنها حمایت نکرده است به کارهای بد رو آورده‌اند. کارگردان به خوبی نشان می‌دهد که همه چیز تقصیر دیگران است. این مفهوم را به درستی با صحبت‌های آقای جامعه‌شناسی که عینک گرد و کروات زده است و پشت سرش پر است از گل و بلبل و دار و درخت به مخاطبان القا می‌کند و شکی باقی نمی‌ماند که همین است و لاغیر. البته کارگردان برای اینکه نظرات مختلف و مخالف را در فیلمش لحاظ کرده باشد با یکی از افراد جامعه که چهره‌ای خسته، ریش نامرتب و دندان‌های کثیف و کاپشن سیاسی دارد و چهارزانو روی پتو می‌نشیند و جورابش هم معلوم است گفتگو می‌کند. هر چند پشت سر او از آن پشتی‌های رنگی است که ممکن است به خاطر نوستالژی بودن مخاطب گول ظاهر را بخورد ولی حرف‌های سیاه این آدم پوستش تیره است و نماد روسیاهی اوست مخاطب را از او متنفر می‌کند.
پسر لات عاشق دختر فرهیخته و روزنامه‌نگاری می‌شود که با مدیرمسئول روزنامه مشکل دارد و علی‌رغم اینکه نان و آب روزنامه و کشورش را می‌خورد، آب به آسیاب روزنامه‌های خارجی می‌ریزد. این نشان‌دهندی این است که نان‌خور کسی نیست و مستقل است و حتی اگر روزنامه‌های آن‌ور آبی هم به او پول بدهند ممکن است برای روزنامه‌های خودمان مطلب بنویسد. دختر عادت دارد که برای رضای خدا و رضای خانواده‌ی قاتلان از خانواده‌های کسانی که فرزندشان به قتل رسیده است رضایت بگیرد. البته ما فقط یکی از این قاتلان را که نوجوانی است که بلافاصله بعد از بلوغ عاشق دختر همسایه‌شان شده است و او را کشته است می‌بینیم. و این چقدر نماینده‌ی خوبی از قاتلان بی‌گناهی است که به هر دلیلی کسی را کشته‌اند.
دختر روزنامه‌نگار که خیلی فرهیخته است با خنده‌ها و عشوه‌های ناخواسته و غیرعمد که رفتاری جاافتاده و مرسوم و معقول و مشروع است به‌اشتباه پسر لات را عاشق خودش می‌کند. پسر لات هم به‌خاطر عشقش موها و ریش‌هایش را کوتاه می‌کند. این نشان‌دهنده‌ی معجزه‌ی عشق است. یعنی اینکه از قدیم گفته‌اند هر کسی ازدواج کند آدم می‌شود، حرف درستی است. یعنی اگر مسئولان به زور هم که شده به جای اعدام و زندان، مجرمان را زن بدهند آن‌ها آدم می‌شوند و اگر متأهل هستند، ایراد از زنشان است که آنها را آدم نکرده‌اند. پس جزای زنی که شوهرش را آدم نکرده است این است که هوو بیاید سرش. البته که ازدواج باید با عشق همراه باشد. وگرنه می‌شود مثل فتحعلیشاه که این همه زن گرفت ولی نه آدم شد نه ریشش به قاعده و به اندازه.
دختر روزنامه‌نگار به پسر لات جواب منفی می‌دهد. تنها دلیلش هم این است که مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد.
از آنجایی که دختر فرهیخته و خوش‌اشتهای فیلم که قبلاً با یکی از آقازادگان خوش‌تیپ که سیکس‌پک و شاسی‌بلند دارد نتوانسته به جایی برسد دیگر برای ازدواج به کسی اعتماد نمی‌کند. این نقدی بر مسئولان است که نه تنها خودشان بلکه آثار در ظاهر خوبشان، مثل همین آقازاده، ممکن است در باطن بد باشد. البته آقازاده میل به ازدواج دارد و به همین خاطر است که کیس‌های مختلف را به صورت تئوری و عملی بررسی می‌کند تا به بهترین گزینه که در شأن نام آقای پدر است برسد ولی متأسفانه از آنجایی که پدر فرصت تربیت فرزندش را نداشته است پسرش آدم بدی شده است. در این جای فیلم به این نکته می‌‌رسیم که آدم چه پدر داشته باشد مثل این آقازاده و چه بی‌پدر باشد مثل اعضای باند، ممکن است خلاف شود.
پسر لات که خیلی عاشق و مهربان است با پول‌های دزدی برای بچه‌های بی‌سرپرست بدون نظارت مسئولان آنجا، کادو می‌خرد. او حتی در توزیع کادوها پارتی بازی نمی‌کند و مثل وقتی که برای کفترها دانه می‌پاشند، کادوها را به سمت بچه‌هایی که توی سر و مغز هم می‌زنند پرتاب می‌کند. این میل نسل آینده به حرام‌خوری نشان از آینده سیاه جامعه دارد.
پسر که همچنان عاشق است و به خاطر جواب منفی دختر شکست عشقی خورده است مدتی از کار و فعالیت مفید و سازنده‌ی قبلی خود دست می‌کشد و بی‌کار و بی‌عار ول می‌گردد. بعد هم برای اینکه کاری کرده باشد به صورت دختر اسید می‌پاشد.
همه‌ی اعضای باند دستگیر می‌شوند و در فضای سیاه و سفید و مخوف و پر از بلوک سیمانی به اشتباهاتشان اعتراف می‌کنند. دختر که صورت و چشمانش را از دست داده است از رفتارهای سابق خود ابراز پشیمانی می‌کند و در تغییر موضعی ناگهانی در راستای حاکمیت، شعار و پیام اخلاقی می‌دهد. قاضی پرونده نطقی در مدح قصاص و حق مسلم بودن قصاص بیان می‌کند. مخاطب تصور می‌کند کارگردان برای کسب مجوز پخش این کار را کرده است ولی در آخرین لحظات فیلم دختر به خاطر فرهیخته بودن باز نظرش را عوض می‌کند و در راستای روشنفکری، پسر لات را می‌بخشد. قاضی برای اینکه به عنوان نمادی از حاکمیت قضیه را ماست مالی کرده باشد از بخشنده بودن خدا حرف می‌زند و کار دختر را بی‌ارزش جلوه می‌دهد و مخاطب را از حاکمیت زده می‌کند که خب این شروع تزریق روشنفکری به جامعه و مخاطبان است.
منبع: پنجره


کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» « تحلیل » [4 ماه قبل]
» هف تو لوله پوليكا (19) [بيش از 13 سال قبل]
» نویسنده (۳) [3 ماه قبل]
» ترقه زدن یا نزدن مسئله اینست [بيش از 11 سال قبل]

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • میدری در صف اول استیضاح‌ مجلس است | در عزل سالاری کار غیراخلاقی صورت گرفت | مدیریت وزارت کار زمینه‌ساز بحران است
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1406
  • دبیرخانه دائمی رویداد ملی «مخ‌برون» در دشتستان آغاز به کار کرد؛ گامی بلند برای معرفی نگین سبز جنوب
  • آیین قدردانی از بازنشستگان آریاساسول برگزار شد
  • سینماهای غیرفعال بوشهر تعیین تکلیف می شوند/ هنرمندان پیشکسوت فاقد بیمه شناسایی می‌شوند
  • دانشگاه خلیج فارس در انتظار خوابگاه!
  • دانیل ها باعث سقوط می شوند، برکنارشان کنید
  • مدرسه؛ جایی برای دیدن انسان‌ها
  • رئیس شورای شهر بوشهر: حضور مردم در میدان ضامن عبور از فتنه‌ها است
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/23
  • کلاس‌های کارشناسی دانشگاه خلیج فارس مجازی شد
  • جایگزینی خودروهای فرسوده مصرف سوخت را ۵۰ درصد کاهش می‌دهد
  • قهرمان ملی هندبال ساحلی تجلیل شد
  • استاندار بوشهر: آسیب‌های اجتماعی نیازمند مداخله به‌موقع و مستمر است
  • کلاس‌های دانشگاه خلیج فارس در مقطع کارشناسی تا ۲۲ مهر مجازی است
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • بررسی باورهای غیرمنطقی در زنان اقدام‌کننده به خودکشی
  • هلدینگ «درویش» ۳ افتخار ملی را به نام خود ثبت کرد
  • آیت الله طالقانی عالمی وحدت آفرین و مصلح و ماندگار
  • جلسه رسمی انجمن کونگ‌فو توآ کشور برگزار شد / تأکید بر حیاتی بودن نیمه دوم سال و تقدیم احکام مسئولان کمیته‌ها
  • از «هیچ» تا «چهره استان»؛ معجزه رزومه‌سازان بوشهر
  • مجلسِ بی‌صحن؛ وقتی هزینه‌های حکمرانی باقی است و کارکرد نظارتی کمرنگ می‌شود
  • جم‌پیلن بر بام حاکمیت شرکتی صباانرژی؛ تندیس شفافیت و پاسخگویی در دستان بارگاهی
  • 🎥ویدیو/ ۲۴۰دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان بوشهر فارغ‌التحصیل شدند
  • لطف الله نسبی: به مدال دوبل بازی‌های آسیایی نزدیک تر از تیمی هستیم
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/18
  • قالیباف با دستاورد اخیر نیروهای مسلح کشورمان، آمریکا را مسخره کرد!
  • ستار عباسی سملی و حسین شاکر قهرمان کشور شدند
  • نقش فیزیوتراپی در کاهش بستری و هزینه‌های سلامت
  • نقش ویژه صیادمنش در ترکیب لخ پوزنان
  • تجلیل از مسعود آتشی در نشست مؤسسین خانه فرهنگ دشتستان
  • جاده ی مرگ در شبانکاره باز هم قربانی گرفت/ آیا در استان بوشهر فریادرسی نیست؟
  • نشست فرماندار دشتستان با مدیرکل بنیاد شهید استان بوشهر / ابلاغ ریاست بنیاد شهید شهرستان به شهرام قلی‌زاده
  • راهکاری عملی برای ناترازی بنزین
  • بی‌اعتنایی به رنجِ جنوب؛ از وعده تا واقعیتِ بی‌برقی!
  • آقای حجت‌الله عبدالملکی؛ استاد! شما دیگر هیچ نگویید
  • اعتراض به بی توجهی به امکانات سرمایشی در حوزه کنکور برازجان؛ داوطلبان در گرما و استرس مضاعف
  • 🎥ویدیو/مشاهده کفتار راه‌راه در منطقه حفاظت‌شده شاهزاده ابراهیم و تنگ باهوش
  • کنکور؛ ماراتنی که هرگز تمام نمی شود!
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • طرح اشتغال پایدار در نوار ساحلی دشتی و تنگستان آغاز شد
  • مهندس محمدی، موفق ترین و فعال ترین شهردار ادوار برازجان
  • گامی برای نشاط و توسعه روستایی؛ پارک ۱۲ هزار مترمربعی قلعه سفید به بهره‌برداری رسید
  • نقش فرج الله کمالی در تداوم و تحول مکتب دشتستان
  • 🎥ویدیو/افتتاح و اجرای ۱۰۵طرح اقتصادی و عمرانی در شهرستان دیلم
  • .: عرفان 1 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 4 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 10 روز قبل گفت: درود و خدا قوت ...
  • .: محمد علی خانی حدود 13 روز قبل گفت: عالی بود دکتر ‌. ...
  • .: نامی نظری حدود 16 روز قبل گفت: خداقوت و درود بر ...
  • .: اذرگون حدود 17 روز قبل گفت: بهتر شده ...
  • .: نصیبه حدود 20 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 20 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 22 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 23 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...