امروز: دوشنبه 01 مرداد 1403
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 28 خرداد 1402 - 07:59
اختصاصی اتحادخبر؛

اتحاد خبر - خان :محمدو گفت: خبر مثلِ بمب در ده پیچید. "مُشو" رئیس فلان اداره شد. آمدم خانه، دو متکّا برداشتم، تکیه دادم به دیوار. به دلِ راحت نشستم. سر به جیبِ مراقبت فرو بردم و در دریایِ مکاشفت مدیریتِ مُشو مستغرق. هر چه بیش تر در این باب دقیق می شدم؛ به نقطه یِ جوشِ دل تنگی و یأسِ فلسفی بیش تر و پیش تر نزدیک می شدم. مُشو کِه بود؟!

دنیای دِه !!!(۱۱)

خان:

خبر مثلِ بمب در ده پیچید. "مُشو" رئیس فلان اداره شد. آمدم خانه، دو متکّا برداشتم، تکیه دادم به دیوار. به دلِ راحت نشستم. سر به جیبِ مراقبت فرو بردم و در دریایِ مکاشفت مدیریتِ مُشو مستغرق. هر چه بیش تر در این باب دقیق می شدم؛ به نقطه یِ جوشِ دل تنگی و یأسِ فلسفی بیش تر و پیش تر نزدیک می شدم.

 مُشو کِه بود؟! موجودی بود هم ردیفِ جویِ باغی؛ بی بو، بی مزه و بی رنگ. نه کور می کرد و نه شفا می داد. بقیه، لااقل آب و رنگ، تیپ و قیافه ای داشتند؛ مُشو این را هم نداشت! ننه می گفت: "مُشو در کودکی آن قدر ریقو و زردانبو بود که مامای پیرِ ده بارها به جور پیغام داده بود. این بچه ات را "از ما بهتران" عوض کرده اند. برابر با نمکش کن!!!"

تلفن را برداشتم. چند جمله یِ قلمبه از اینترنت اسکی رفتم و آن را برایِ مقامِ مستطاب به عنوانِ پیامِ تبریک پیست کردم.

روزها و شب ها به آن پیام  سر می زدم به آن  امید که رئیسِ جدید (همان آشنای قدیم) رگ غیرت شان گُل کند و با یک تشکرِ خشک و یک استیکرِ خالی ما را سرافراز فرمایند. رئیس خواند، شاید هم کیف کرد اما گل هایِ غیرتشان هیچ وقت غنچه نداد. نیم کره ی راست مغز می گفت: "طفلک! آن قدر گرم خدمت به خلقِ صف در صف است که وقت سر خاراندن ندارد چه برسد به پاسخِ پیامک هایِ تبریکِ آب دوغ خیاری" نیم کره ی منطق ندا  در می داد که :"لابد فکر می کند که درخواستِ وام کلان دارم یا پستِ نان و آب دار... که از سایه ی من هم می گریزد.

تویِ مجلس روضه نشسته بودیم. هر کسی دزدکی در بابِ ریاست مُشو چیزی می گفت. جور مثل همیشه در خلوتِ خوشِ خویش غرق بود و هیچ نمی گفت؛ درست مثل مربیانی که هنگام بازی، سفت به نیمکت می چسبند و در مستیِ خیالِ برد محواند.

همه چشم به راه روضه خوان بودند. درِ بزرگ باز شد. سرها کشیده شد به سمتِ در و ناگهان چشم ها خیره ماند." مَحمَدو" بود. همه در دل می گفتند که آفتاب از کدام سمت برآمده که محمدو با آن تیپ و قیافه یِ خَفن هُل خورده تویِ مجلسِ روضه.

محمدو یک راست آمد و کنار من نشست. گفتم: "کدام شیطان پُشتکِ وارو زده، آمده ای این جا؟

گفت: والله، می خواستم بروم مراسم عروسی. تاریخ  کارت را عوضی خوانده بودم. رسیدم دربِ تالار. دیدم همه به چشمم غریبه اند. آن را به خطایِ باصره ارتباط دادم و تنبلیِ چشم. قبل از این که داخل شوم؛ برای اطمینان، از کودکی پرسیدم داماد کیست؟ نام یکی را گفت که برای اولین بار در طول عمرم می شنیدم. به شکرانه یِ عدمِ خبط بیش تر و آبرو ریزی آشکارتر وقتی درب را باز دیدم... کلامش را قطع کردم و گفتم سراغ داری مشو رئیس شده؛ آن هم چه رئیسی؟!

گفت: "به خدا؛ اگر من و فلانی نبودیم که سبیل بزرگ و کوچک آن اداره را چرب کنیم، کسی گلّه اش را دست این آدم نمی داد!! گفتم: این آدمِ بی چشم و رو جواب تبریک ما را هم نداد.گفت: "بعد از سی سال دویدنِ اداری، هنوز نمی دانی اولین شرط ریاست؛ بی اعتنایی است. ثانیاً؛ خودت بودی با آیفون ۱۳ جواب نوکیا ۱۱۰۱ را می دادی؟ گفتم: مشو؟! آیفون ۱۳؟! گفت: کجای کاری؟ اول؛ مُشو کیه؟! چند بار بگو "مهندس مجتبی" تا دهنت عادت کند. دوم: معلوم است که مهندس با شاسی بلند برای موتور قلاته ی تو بوق هم نمی زند.سوم: اگر می خواهی مهندس را ببینی ؛حتماً دو ماه قبل باید نوبت رزرو کنی؛ بقّالی و نانوایی که نیست!!!

دیروز هم مراسم خریدِ کت داشتند. یک کُت مشکی خریدند برای زمستان و یک سورمه ای برای تابستان. بعد هم رفتند مراسم معارفه. چهار قُلچماق ساقدوش او بودند.

در مراسم معارفه وقتی گوشِ سه کارچاق کُن و چهار بادمجان دورِ قاب چین و پنج کلّه قرمه سبزی را مفت دید. یک باره هوا برش داشت که واقعاً از جهت کاردانی و لیاقت انتخابش کرده اند.مستانه به مافیاها حمله ور شد و از تئوری و نظریه ها و اقداماتی گفت که به عقل اِنس که هیچ، به ذهنِ جِنّ هم خطور نمی کرد.

 مشو در هر محفلی خط قرمزها را درمی نوردید  و بی ترمز  به هر چیزی که  نمی پسندید؛ می تاخت. شاید هم جوگیر می شد.

مافیای آموزش، زمین، مسکن، سکّه، قیر و در دوره ی متأخر؛ شکر و تخم مرغ، دست روی دست نگذاشتند .به شکلِ زیرآبی رئیس را دوره کردند.به او اَنگِ اختلاس زدند و بهتان سرقتِ اموال. انداختندش توی هُلفدونی. وقتی زبانِ سرخ او را چیدند؛  ویران شد!!!

یاد "بیهقی" افتادم که گفت:"احمق مردا که دل در این گیتی بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند."



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» دنیای ده!!! (۲۵) [6 ماه قبل]
» قلی خان(6) [بيش از 10 سال قبل]
» شوخی با مسئولین [بيش از 6 سال قبل]
» دنیای دِه !!!(۶ ) [حدود 1 سال قبل]

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • برگزاری آزمون آمادگی جسمانی داوران و کمک داوران کشوری فوتبال استان بوشهر در برازجان
  • ۲۶۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل پروژه‌های راه در دشتی نیاز است
  • پردیس، نماد خودباوری
  • اختصاص مکان اقامتی برای کارتن خواب ها و معتادین در برازجان/ 15 میلیارد اعتباربرای ساخت مسکن معلولان و زنان سرپرست خانواده
  • پزشکیان چگونه طبیب ملت شد
  • چهارمین شهرستان استان بوشهر آلوده به پشه آئدس شد
  • سرکشی به ۳ خانواده زندانی در دشتستان انجام شد
  • برداشت محصول نوبرانه از نخیلات استان بوشهر آغاز شد
  • فعالیت هم‌زمان ۶ کارگاه سدسازی در استان بوشهر
  • فرهنگ و قانون عفاف و حجاب توسط دولت و مجلس دنبال شود
  • حضور ۲ نفر در کابینه پزشکیان قطعی شد | گزینه‌های اصلی معاون اولی هم مشخص شدند
  • « مهاجرتهای بی رویه افغانها و آسیب های اجتماعی و امنیتی آن »
  • 🎥ویدیو/شنبه های اتحاد خبر با سید حمید شهبازی(16)
  • پزشکیان: شهید سلیمانی نه با کسی دعوا داشت و نه کسی را حذف می‌کرد
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1403/04/30
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب تاسوعا
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا (2)
  • مسئول دفتر ارتباطات مردمی نماینده دشتستان معرفی شد / تصاویر
  • استان بوشهر:سهم‌خواهی یا حق‌طلبی
  • تقدیر از پیر غلام اهل بیت (ع) و مداح معروف برازجانی، حاج مهدی اخوندزاده
  • سرکشی مدیر کل دادگستری استان بوشهر در شب عاشورا به خانوده های زندانيان دشتستان
  • نمازجمعه برازجان رتبه برتر کشوری دارد/ پیگیری مطالبات مردم در خطبه ها
  • امروز کشور بیش از هر چیزی به وحدت و همدلی نیاز دارد
  • جلوگیری از کم‌آبی بدن در فصول گرم سال، بهترین راه پیشگیری از تشکیل سنگ‌های کلیوی است
  • برگزاری آزمون آمادگی جسمانی داوران و کمک داوران کشوری فوتبال استان بوشهر در برازجان
  • ۲۶۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل پروژه‌های راه در دشتی نیاز است
  • آقای دکتر پزشکیان رختکن را کنترل کن؛ برنده خواهی شد
  • برای ایران، مسیر سختِ تغییر را هموار کنیم
  • پردیس، نماد خودباوری
  • آیین سپاس از فعالان ستادهای مردمی دکتر پزشکیان در استان بوشهر/ تصاویر
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب تاسوعا
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا
  • قدیمی ترین کارخانه آرد استان بوشهر به چرخه تولید برمی گردد
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا (2)
  • نتایج انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک بخش های شهرستان دشتستان
  • برگزاری مراسم شیرخوارگان حسینی در شهر برازجان/ روایاتی از زبان مادرانی که از علی اصغر(ع) حاجت گرفتند/ تصاویر
  • مسئول دفتر ارتباطات مردمی نماینده دشتستان معرفی شد / تصاویر
  • آئین تقدیر از دهیاران بخش مرکزی دشتستان برگزار شد / تصاویر
  • استان بوشهر:سهم‌خواهی یا حق‌طلبی
  • صعود ایران به جامعهٔ جهانی با هجوم هواداران به زمین بازی
  • پیام روشن و تکراری ملّت
  • یک هفته یک آینده ؟
  • مسئولین ستاد انتخاباتی نامزدها در بوشهر معرفی شدند
  • پزشکیان ، این بار پیوند اقتصاد با سیاست خارجی بجای پیوند قلب!
  • .: شهروند 1 روز قبل گفت: از جاده مرگ‌ زادگاهت ...
  • .: شاهین 1 روز قبل گفت: وزارت فرهنگ‌ ٫ خانه ...
  • .: هدا 1 روز قبل گفت: خدا به هر مدیری ...
  • .: بهجت کردعلی 1 روز قبل گفت: سلام تاریخ گواهینامه آرایش ...
  • .: جلالیان 1 روز قبل گفت: زمان سهیلی عالی بود ...
  • .: استان بوشهر حدود 2 روز قبل گفت: حضرت امیر علی بن ...
  • .: برادر حدود 3 روز قبل گفت: این که کشور و ...
  • .: بی خبراز همه جا حدود 3 روز قبل گفت: به جان خودم وقتی ...
  • .: کوروش آریاپور حدود 3 روز قبل گفت: با درود و سپاس ...
  • .: استان بوشهر حدود 3 روز قبل گفت: از شما سوال دارم ...