- امامی رضوی: پزشک خانواده در رسانه ملی جایی ندارد
- چهارمین MQ-1 در شرق تنگه هرمز منهدم شد
- سارقان اماکن خصوصی در کنگان دستگیر شدند
- معاون فرماندار دشتی: تکمیل پروژههای نیمهتمام از اولویتها است
- موتورسیکلت قاچاق در بوشهر توقیف شد
- عبدی: ایران و ژاپن فرهنگ غنی دارند؛ برای دیدار با امارات آماده هستیم
- مردان تکواندو ایران در آزمون مهیج ناگویا؛ مسیر سخت برای رسیدن به طلا
- تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود
- شگفتی دشمن از توان ارتش ایران
- مهاجرانی: افزایش قیمت بنزین به تعویق افتاد؛ تمرکز دولت بر مدیریت مصرف
اتحادخبر- اصغر علی خانی: ...رئیس غلوم و تفنگ چی ها هنوز از دامنه ی کوه سرازیر نشده بودند که مجو سیاه مثل برق و باد خود را به اسب رئیس رساند و خبر دعوتِ منصورخان را با آب و تاب به او داد. سُم اسب ها به قلوه سنگ ها می خورد.ترق و تورق می کرد.به کوه می خورد و همه جا را خبر می داد.فکر و خیال روی ذهن رئیس رژه می رفت؛ چگونه، فیلِ دُم بریده ی خان یک باره...

اصغر علی خانی:
...رئیس غلوم و تفنگ چی ها هنوز از دامنه ی کوه سرازیر نشده بودند که مجو سیاه مثل برق و باد خود را به اسب رئیس رساند و خبر دعوتِ منصورخان را با آب و تاب به او داد.
سُم اسب ها به قلوه سنگ ها می خورد.ترق و تورق می کرد.به کوه می خورد و همه جا را خبر می داد.فکر و خیال روی ذهن رئیس رژه می رفت؛
چگونه، فیلِ دُم بریده ی خان یک باره قصد هندوستان کرده؟ دعوت کرده اند برای شرکت در جشن عروسی، آن هم بدون اهل و عیال و تفنگچی!!!
رئیس، سال ها پیش، در جشنِ عروسیِ پسرِ بزرگ خان حضور داشت.دیده بود چه طور خان می خواست پای شکسته ی گاوش را به گردنِ باغبانِ بیچاره ای بیندازد و تاوان بستاند.
کشاورز بیچاره به آسمان می رفت، زمین می آمد.به پیر و پیغمبر قسم می خورد که پایِ گاو را من نشکسته ام.بعد از شهادتِ دو نفر، خان با دو کشیده ی آب نکشیده، آن باغبانِ مظلوم را فرستاد پی کار بدبختی اش.
رئیس با دو چشم خود دیده بود که خان با کسانی که زیر بار زور نمی روند، چگونه تا می کند. اول؛ دو مأمورِ قلچماق خود را درب خانه ی آن ها می فرستد تا با چوب و چماق، اهل و عیالش را حسابی ادب کنند!!! اگر افاقه کرد؛ فبها. اگر جواب نداد ، به جان اسباب و وسایل می افتند و آن چه به دستشان می رسد با تبر دو شقه می کنند.محال است چیز با ارزشی در خانه بیابند و کش نروند.
اگر پس از این همه ستم، کسی زنده ماند و خون سرش زیادی کرد.او را می آورند به قلعه.آن قدر دودِ کاه به ریه ی وامانده اش سرازیر می کنند که تا آخر عمر،گرفتارِ سرفه های خشک و خس خس شود.
اگر کسی خیلی به پر و پای خان می پیچید؛ دستور می داد سنگ بزرگی به بیضه اش آویزان کنند تا فراموش نکند که می شود در همین دنیا هم طعم زقوم را چشید.
چند نفری که کوره سواد قرآنی داشتند و مردم را هُل می دادند به سوی دانایی.با زد وبند خان و شهربانی ، در سیاه چال، روزانه چماق نوش جا می کردند.وقتی روان آن هاحسابی خط بر می داشت و به دنیای زیست انگلی قدم می نهادند، از دهلیزها آزاد می شدند.
خان مشکوک می زد. چند مدت پیش توصیه می کرد با توپ و تشر!!! سفارش می داد با تهدید!!!تفنگچی هایش به جانِ آدم های رئیس می افتادند،چوپانش را می زدند به قصد کُشت.اسب هایشان را یله می کردند در کِشت، گاوهایشان مثل مور و ملخ به جان ثمر و ساقه ی نخل های مردم می افتادند.
رئیس دندان روی جگر می گذاشت.چندبار علی خان را برای گِله فرستاد به قلعه ی خان.خان ، تقصیر را به گردن رعیّتِ رئیس می انداخت و می گفت ؛چوپان احمقِ شما ، چوب و چماق کشیده رویِ تفنگچی من!!! باغدارتان با دشنام، روح جدّم را در گور لرزانده!!! اسب و گاو زبان که ندارند تا آن ها را به معروف امر کنیم و از منکر بازداریم!!!
رییس وقتی کلّه شقی خان را می دید؛ به هم می ریخت.مزاجش رگ به رگ می شد. می رفت توی فکر. می خوابید ،شاید این همه نامردمی فراموشش شود.
رئیس و تفنگچی ها به قلعه رسیدند.نسیم بهاری، از در شمالی قلعه هُل می خورد به اندرونی.از کنگره ها فرار می کرد و به خانه های تو سَری خورده دِه سرک می کشید.خورشید، خسته و کوفته، رخت برمی بست.
بار وبُنه ها هنوز روی گُرده ی قاطرها بود.رئیس اشاره ای کرد به علی خان.
علی خان از اسب پیاده شد و رفت بالای سکّوی کنار در. با صدای رسا و مردانه گفت؛ امشب، همگی مهمان قلعه اید.کسی به خانه نرود.بعد از شام، رییس با شما کار دارد... حرف دارد.
تفنگچی ها، به امر رئیس، بارها را از گُرده ی حیوانات برداشتند.میرآخور، با صدای بلند، به اصطبل دارها می گفت:مواظب باشید اسب ها نچایند.
تفنگچی ها در حیاط قلعه وول می خوردند؛سه چهار نفر ایستاده بودند کنار دیوار و قصه های جوان مردی رئیس را مرور می کردند.چند نفر ، دست ها را تا آرنج فرو کرده بودند در حوض قلعه و سر و صورت را صفا می دادند.دو سه تفنگچی،برای نماز مغرب آماده می شدند.عده ای خورجین ها را تکیه داده بودند به دیوار و دراز به دراز لم داده بودند روی آن.گروهی روی سکّوی عمارت وارفته بودند، چای گرم قلعه را نوش جان می کردند. گُل می گفتند و گُل می شنفتند.دو تفنگچی پیر، آب قلیان ها را کم و زیاد می کردند.صدای گیوه ی زن ها در اندرونی قلعه تمامی نداشت. یکی می رفت، یکی برمی گشت.گاهی افتادن ظرفی از دست دخترانِ دست و پا چلفتیِ مطبخ ، چُرتِ تفنگچیان کوفته را بر هم می زد.علی خان ؛ با خوش رویی، مهمانان را به اتاق مجلسی قلعه دعوت می کرد.
دختر ی جوان از درزِ پنجره هایِ اندرونی، آخرین نگاه را از عاشق سینه چاکش دزدید و با دل خوری پنجره را به هم کوفت.دلش می خواست چند دقیقه ی دیگر، زُل بزند به چشمان سبز و موهای بورِ مردِ سرو قامتش.گل لبخند به لب بنشانند.، پا به پای هم راه بروند.مرد خم شود، دست کند در موهای خرمایی اش.با سرانگشت، زلفانش را هی صاف کند و هی تاب دهد. با پنجه های قوی، او را بزند زیر بغل. بوسه ای آب دار نثار گونه ی گل انداخته اش کند و..
تفنگچی ها گوش تا گوش چهاردری قلعه نشسته اند. غلام سیاه ، فرز و چابک، قلیان ها را چاق می کرد و می آورد داخل.فنجان های قهوه ، به محض خالی شدن ،پر می شد.چای اول، از گلو پایین نرفته بود که دومی، سومی و گاه چهارمی به میهمانان لبخند می زد.به دستور رییس،سفره های سنگین و رنگین کشیده شد.تفنگچی ها تا گلو خوردند .پس از نوشیدن دوغ سنتی و آروغ های پنهانی یک سره گوش شدند تا ببینند رئیس چه می خواهد بگوید.. رئیس بلند شد و گفت:" خوب می دانید،مدتی است خون سرِ خان زیاد شده.از طرفی ؛رَجَز "هل من مبارز" سر می دهد.از سمت دیگر؛ ما را به جشن عروسی دعوت می کند.می دانید ردِّ دعوت در مرام ما نیست.
رئیس مکثی کرد و ادامه داد؛ در مقابل کلّه پری های خان و تفنگچی هایش، دندان روی جگر گذاشتیم.باج و خراج مان را به موقع دادیم.سرکشی نکردیم.می توانستیم تفنگچی ها را به هم بدوزیم اما ندوختیم. قدرتش را داشتیم که کتک خوردن چوپانمان را تلافی کنیم.اما نکردیم. زورمان می رسید که پای گاوهایشان را قلم کنیم اما دوستی را ترجیح دادیم.حالا خان، مرا دعوت کرده به جشن عروسی پسرش.می دانم کاسه ای زیر نیم کاسه دارند.کَلکی در کار است.پس زدنِ دستِ برادری هم که ناپسند است....
می خواستم بگویم؛ من به عروسی پسر خان می روم با شاباش...
یکی از تفنگچی ها پرید وسط حرف رییس . پس ما چه؟
همه خندیدند.
اما شما ؟ هان!! می گویم.
پس از رفتن من، به سرکردگیِ علی خان، شبانه راه می افتید و اطراف قلعه پناه می گیرید.اگر صدای تیر و تفنگ در شب یا روز شنیدید، بی مهابا حمله کنید و خاک قلعه ی خان را به توبره کشید و گرنه ، ساکت و آرام ،چشم به راه خطای خان باشید. ادامه دارد...
تازه ترین خبرها
- امامی رضوی: پزشک خانواده در رسانه ملی جایی ندارد
- چهارمین MQ-1 در شرق تنگه هرمز منهدم شد
- سارقان اماکن خصوصی در کنگان دستگیر شدند
- معاون فرماندار دشتی: تکمیل پروژههای نیمهتمام از اولویتها است
- موتورسیکلت قاچاق در بوشهر توقیف شد
- عبدی: ایران و ژاپن فرهنگ غنی دارند؛ برای دیدار با امارات آماده هستیم
- مردان تکواندو ایران در آزمون مهیج ناگویا؛ مسیر سخت برای رسیدن به طلا
- تا زمانی که شروط ایران محقق نشود، هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود
- شگفتی دشمن از توان ارتش ایران
- مهاجرانی: افزایش قیمت بنزین به تعویق افتاد؛ تمرکز دولت بر مدیریت مصرف
- توزیع ۸۰ میلیارد ریال تجهیزات ورزشی و بهداشتی در مدراس استان بوشهرآغاز شد
- بسته حمایتی جدید ستاد تسهیل برای بنگاههای تولیدی ابلاغ شد
- بارشهای پاییزی از هفته سوم مهر آغاز میشود
- فردا کالابرگ گروه دوم ایرانیان ساکن در کشور شارژ میشود
- ایران میتواند هماهنگکننده بازار انرژی بریکس شود
- سامانه بارشی جدید از روز پنجشنبه وارد کشور میشود؛ آغاز کاهش نسبی دما
- تسهیلات صنایع کوچک آسیبدیده از جنگ در انتظار تصویب سران قوا
- واکنش AFC به پیروزی استقلال؛ آبیها السد را غافلگیر کردند
- بازیکنان استقلال در پایان بازی با السد چه گفتند؟
- استقلال چگونه حریف قطری را نقره داغ کرد؟؛ هوشیاری آبیها کارساز شد
- نخستین تجربه یک تیم ایرانی در آسیا؛ گلگهر در اندیشه عبور از صخره سخت
- تاثیر ژنتیک بر شکلگیری شخصیت و مسیر زندگی
- عاملی که بقای سالمندان پس از شکستگی لگن را افزایش میدهد
- میوههای مفید برای سلامت کلیه را بشناسیم
- ارتباط هورموندرمانی با کاهش عوارض دوران یائسگی
- زنجیره دارو باید از سررسید اوراق گام اطمینان داشته باشد
- شرط استفاده از خدمات تخصصی برای بیمه شدگان روستایی
- کشف اقلام پزشکی قاچاق؛ از سرنگ تا دستگاههای لیزر
- دادستان گناوه: موانع فعالیت واحدهای تولیدی باید با جدیت پیگیری شود
- آغاز گشتهای نظارتی از بنگاههای املاک بوشهر؛ متخلفان ۱۰ روز مهلت گرفت
- مطالبه اهالی روستای بنیاد برای احداث مدرسه بهزودی محقق میشود
- تأکید مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر بر آمادگی کامل مدارس برای سال تحصیلی
- فرماندار تنگستان: مدارس برای آغاز سال تحصیلی آماده شوند
- جذب حداکثری اعتبارات برای تسریع در اجرای طرحهای عمرانی در بوشهر
- بخشدار امام حسن: اجرای پروژههای عمرانی روستاها محدود به فصل خاصی نیست
- عناوین روزنامههای امروز1405/06/24
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/06/24
- سینماهای غیرفعال بوشهر تعیین تکلیف می شوند/ هنرمندان پیشکسوت فاقد بیمه شناسایی میشوند
- میدری در صف اول استیضاح مجلس است | در عزل سالاری کار غیراخلاقی صورت گرفت | مدیریت وزارت کار زمینهساز بحران است
- نفسهای آخر...
- کلاسهای دانشگاه خلیج فارس در مقطع کارشناسی تا ۲۲ مهر مجازی است
- اجلاسیه شهدای بخش دلوار دوم آذرماه برگزار میشود
- سالانه ۲۰۰ مورد جدید سرطان پستان در استان بوشهر شناسایی میشود
- ۲۵۸ هزار دانشآموز بوشهری سال تحصیلی جدید را آغاز میکنند
- حضور تیم فوتبال امید در ورزشگاه محل بازی های مرحله گروهی ناگویا
- همکاری آموزش و پرورش و بهزیستی بوشهر برای ارتقای سواد مددجویان
- مدیرکل آموزشوپرورش بوشهر: پروژه مهر خشت اول تعالی آموزشی در مدارس است
- افزایش عرضه بدون توجه به قدرت خرید مردم، مشکل مسکن را حل نمیکند
- توزیع رایگان سیانجی؛ مشوق تحولآفرین یا مُسکن شکننده ناترازی بنزین؟
- جایگزینی خودروهای فرسوده مصرف سوخت را ۵۰ درصد کاهش میدهد


چاپ خبر

