- مدیریت حراست پتروشیمی بوشهر به یک مدیر جوان و باتجربه سپرده شد
- تنوعبخشی به عرضه محصولات آریاساسول با تولید و فروش پلیمر به صورت پودر
- موفقیت تیم بیسبال رده پایه استان بوشهر در رقابتهای کشوری
- نونهالان و نوجوانان بوشهری در مسابقات قهرمانی کونگفو توآ کشور خوش درخشیدند
- سرمربی ایرانجوان بوشهر: تیم را برای حضور شایسته در لیگ 2 میبندیم
- تعرفه واقعی معاینه فنی ۱۴۰۵ اعلام شد
- پیگیری ترمیم دستمزد کارگران در شورایعالی کار
- محکومیت حمله بزدلانه آمریکا به مراسم عروسی در سیریک
- توقف فعالیت معدن شن و ماسه در حریم تختجمشید
- کیفیت هوای شیراز در وضعیت قابل قبول است
علی حسینی کوهنورد برازجانی بلافاصله پس از صعود موفقیتآمیز به قله دو هزار متری کاسکان درگذشت.
به گزارش اتحاد جنوب، جمعی از کوهنوردان شهرستان دشتستان برای صعود به قله کاسکان کازرون عازم این قله شدند که پس از صعود موفقیتآمیز به این قله یکی از کوهنوردان دشتستان به نام علی حسینی جان خود را از دست داد.
بر اساس این گزارش، علی حسینی از کوهنوردان باسابقه دشتستان پس از صعود موفق به قله کاسکان دچار تهوع و سرگیجه میشود و با وجود تلاش دوستان و همراهان وی به دلیل ایست قلبی و در مقابل دوستان خود جان خود را از دست میدهد.
تقی رضوی از کوهنوردان برازجان و از همراهان حسینی در گفتوگو با خبرنگار فارس با تسلیت به مردم دشتستان و خانواده این ورزشکار اظهار داشت: مرحوم حسینی از ورزشکاران بااخلاق شهرستان دشتستان و استان بوشهر بود و فقدان وی ضایعهای برای ورزش شهرستان است.
وی افزود: پس از صعود موفقیتآمیز به قله دو هزار متری کاسکان، علی حسینی دچار سرگیجه و تهوع شد و تلاش زیادی برای احیای ایشان انجام دادیم که متأسفانه موفق نشدیم و ایشان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
گفتنی است، علی حسینی از کوهنوردان برازجان متولد 1348 و دارای دو فرزند (یک دختر و یک پسر) است./س
فارس
تازه ترین خبرها
- موفقیت تیم بیسبال رده پایه استان بوشهر در رقابتهای کشوری
- نونهالان و نوجوانان بوشهری در مسابقات قهرمانی کونگفو توآ کشور خوش درخشیدند
- سرمربی ایرانجوان بوشهر: تیم را برای حضور شایسته در لیگ 2 میبندیم
- تعرفه واقعی معاینه فنی ۱۴۰۵ اعلام شد
- پیگیری ترمیم دستمزد کارگران در شورایعالی کار
- محکومیت حمله بزدلانه آمریکا به مراسم عروسی در سیریک
- توقف فعالیت معدن شن و ماسه در حریم تختجمشید
- کیفیت هوای شیراز در وضعیت قابل قبول است
- نظارت بر توزیع داروی «سقط جنین» تشدید میشود
- نرخ موفقیت درمان ناباروری از ۲۵ تا ۴۰ درصد است
- ۳ رزمنده بسیجی شهرستان دیر درجزیره لاوان به شهادت رسیدند
- بوشهر پیشتاز در سرمایهگذاری؛ عبور از مرز ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی
- نیکروش: افتتاح گذر غرب تنگکها پیش از تکمیل پروژه محل ابهام است
- توصیه کارشناس هواشناسی به کشاورزان برای ۴ روز آینده
- قیمت خودرو در مرداد ۱۴۰۵ چقدر گران شد؟
- عراقچی: آینده جهان به سمت چندقطبی و چندجانبهگرایی پیش میرود
- حمله به پایگاه علیالسالم؛ آشیانه پهپادها به آتش کشیده شد
- دانشگاه پیام نور واحد کنگان با دو رشته به اصلاحیه دفترچه ارشد ۱۴۰۵ اضافه شد
- درخشش ملی پوشان دوومیدانی در شیراز/ امیریان و صمیمی رکورد زدند
- ترکیب احتمالی استقلال مقابل پرسپولیس/ همیشگی ها به خط شدند
- دربی صد و هفتم تکلیف خیلی ها را مشخص میکند/ کوچکترین اشتباه مهم است
- دلایل باخت تیم ملی بسکتبال ایران در مانیل/ دو عامل مهم ناکامی مشخص شد
- دربی ۱۰۷ و فرصت طلایی استقلال و پرسپولیس/میتوان به فوتبال امیدوار بود
- ویتامین D به درمان سرطان کولورکتال در مراحل پایانی کمک می کند
- ارتباط نوشیدنیهای شیرین با دو برابر شدن خطر ابتلا به سرطان معده
- واکسن شخصیسازیشده برای مبتلایان به سرطان پوست
- تدوین دستورالعمل واردات محصولات بهداشتی تهلنجی و کولهبری
- راهاندازی مرکز حفظ باروری در پژوهشگاه رویان
- افتتاح و آغاز عملیات اجرایی بیش از ۱۰۰ پروژه در دشتی
- قاچاق ۲۵ هزار لیتر سوخت در دشتستان ۱۲۰ میلیارد ریال جریمه داشت
- ۱۷ زندانی استان بوشهر با حمایت نیکوکاران آزاد شدند
- یزدانپناه: مطالبات موسسات درمانی بوشهر از مسیر قانونی پیگیری میشود
- تصادف در جاده دیلم به بهبهان ۴ مصدوم داشت
- استاندار بوشهر: اشتغال جوانان بومی کنگان در اولویت صنعت نفت باشد
- استاندار بوشهر با خانواده شهید حسنپور در کنگان دیدار کرد
- عضو کمیسیون امنیت ملی: دشمن منتظر پاسخی سخت و کوبنده باشد
- عناوین روزنامههای امروز1405/06/11
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/06/11
- رتبه نخست بوشهر در هفته دولت؛آنچه هم افزایی مردم و مسئولین میسازد
- آغاز عملیات اجرایی فاز دوم بزرگترین مجتمع آموزشی، تربیتی و چندمنظوره ایتام خاورمیانه در شهر جدید صدرا/ تصاویر اختصاصی
- نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1404
- گفتوگوی رؤسای جمهور ایران و چین در حاشیه اجلاس شانگهای
- کشف ۲.۵ تُن مواد مخدر در فارس طی ۱۰ روز؛ ۷ باند قاچاق منهدم شد
- ظرفیتهای گردشگری اقلید در انتظار سرمایهگذاری و توسعه زیرساختها
- هشدار سازمان بازرسی درباره درمانگران فاقد صلاحیت
- هشدار سازمان تأمیناجتماعی به بیمهشدگان
- علینژاد: طلای تیراندازی در ناگویا قابل تکرار است
- فرماندار کنگان: توسعه زیستبوم فناوری و نوآوری در شهرستان دنبال میشود
- پروژه بهسازی محور خورموج - لاور شرقی افتتاح شد
- فرماندار بوشهر: مطالبات مردمی با جدیت دنبال میشود


چاپ خبر


دايي عزيزم بهترينم دلم برات تنگ شده و هنوز هم باور نميكنم
گون از نسیم پرسید.
دل من گرفته زین جا!
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم.
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
گر از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی...
به شکوفه ها
به باران
برسان سلام ما را.
"دلم خیلی گرفته"
چشمهایم ساکت وبی اختیار/خلوتم را اشکباران میکند
یادیاران درغروب غصه ها/بارغم راصدهزاران میکند
باسپاس از اتحادجنوب
ازطرف گروه کوهنوردی عقابهای برازجان این ضایعه دردناک را به خانواده داغدار حسینی وکوهنوردان دشتستان تسلیت میگویم واز تمام کوهنوردانی که با نمام سختیها پیکر سام عریز را ازکوه به پایین اوردند سپاسگزاری میکنیم
"برای علی (سام)
..................جدائی چرا قانون شده است ؟ کاش حد اقل یک اتفاق بود . در هیچ فلسفه ای قابل هضم است ؟ نمیدانم ، شاید شروعی دردناک و بی اختیار برای وصلی بزرگ و جبارانه ، و باز هم نمیدانم . ! خدایا با از دست دادن برادرم و سپس غم هجران آن دوست بی نظیر ، جدائی دوستان با کمال ناباوری پازل وحشتناکش را کامل و کاملتر میکند و میمانم با کوله باری از غم و ماتم و سوالاتی بی جواب .
درآن صبح بهاری که طبق برنامه ای نانوشته همراه با دوستان عازم دامیدن بر فراز یکی از قله های خارج از استان بودیم ، بطور اتفاقی او را درشهر دیدیم ، خود را به او رساندم و تمنای دوباره من که همراه خودمان بیا و او که با هزار بهانه آمدنش را به بعد از ظهر موکول میکرد . چه که اگر با ما بود شاید ...... در آن صعود پر ماجرای هشدار دهنده و نشان دار به قله و درنگی به اندازه نوشیدن جرعه ای آب و گرفتن دو سه عکس و صدای زنگ گوشی همراه آن بزرگ دوست سپس حق حق گریه او و بهت و سوال ما و پاسخ ناباورانه ی وی ، از آن برگشت دوان دوان ما در شیبی تقریبا هفتاد و پنج درجه و آن پرت شدن هراس انگیز من و بکی از همنوردان در بین مسیر و همراه شدن با یارانی که بعد از نهار با ما نیامده منتظر دیگر دوستان در شاه نشین بودند و کول زدن کوله پشتی دو نفری که برای کمک به او قبل از رسیدن دو باره ما به شاه نشین از آنجا سرازیر شده بودند و رسیدن به پرچم و محل شومی که نشان میداد دوستان با دستپاچگی چه تلاشهای بیهوده ای برای زنده بودنش انجام داده بودند و سرانجام رسیدن به او ؛ در آن هنگام آفتاب روز بیست و دوم فروردین رفته بود تا غروبی دیگر آغاز کند ، چگونه بگویم انگار تمام درام ها و تراژدیهای خیال انگیز دنیا را در آن شب وحشتناک یک جا بطور واقعی به چشم میدیدی . از آن بالا در تاریکی امتداد شیب دره ای باریک صدای همهمه انسانهائی را میشنیدی که همرا ه با صدای بادی که در دره وزیدن گرفته بود به ما که میرسید کاملا نامفهوم میشد با نزدیکتر شدن ما آن صداها شبیه فریادها و ناله های بازیگران کارنوال عزائی یود که میخواستند پیکر بی جان سردار قهرمان از از اسب افتاده خود را در محرکه نبردی نابرابرانه بیرون کشند ، گرچه با قیمت جان خودشان تمام شود .اما نزدیک و نزدیکتر که شدیم در نورسفید هد لایت ، همنوردان ، چند تن از ماموران امداد و آتشنشانی وعده ای از جوانان غیور روستا را میدیدی ، که پیکر بلند در پتو پیچیده او را با برانکاردی که توسط دونفر از همنوردان با تلاش فراوان رفته و از روستا آورده بودند با زحمت طاقت فرسائی در مسیر زیگزاگی دره به پائین میبردند . در آنجا هرلحظه ممکن بود اتفاق ناگوار دیگری بیفتد . من که دیگر هم رمقی برایم نمانده بود وهم نمیتوانستم صورت مهربان و زیبای همیشگیش که در خاطراتم داشتم را با چهره ی به خواب رفته اش که گاه گاهی با کنار رفتن پتو نمایان میشد معاوضه کنم رندانه نمی خواستم حامل جنازه اش باشم ، اما با دیدن از حال رفتن یک یک افراد اجبارا" به آنها پیوستم و نهایتا به آمبولانس که رسیدیم ساعت ده شب بود که تنها یکی از دوستان توانائی همراه شدن با آمبولانس را داشت . در آنجا بود که بیادم آمد نزدیک به شش ساعت است گوشییم آفلین بوده و با روشن کردن آن ، اولین زنگ مثل همیشه همان اولی همیشگی بود ..........
وای که چه شبی را در کنار سردخانه آرامگاه آن شهر گذراندیم . انگار نقشه هایمان برای شاه نشین را درست یکصد و هشتاد درجه چرخانده بودند او دیگر در میان نبود آنچه بود گریه ، غم و ماتم و سپس داستان اگر ها و اگر ها و ...........
تا بعد ظهر فردا که تشیع پیکراو را با آواز حزن انگیز اشعار باباطاهر یکی از دوستان هنرمند از پشت فرمان اتومبیل شروع کردم آنقدر خود و حسین گریستیم که از ترس منحرف شدن ماشین مجبور شدم با اشارتی آن دوست را خاموش کنم ولی باز گریه و گریه و....... شب بعد که با در خواب دیدن مبهم تمامی اتفاقات سپری شده بیدار شدم بعد از خوشحالی اولیه خیلی زود دریافتم که همه آنها خواب نبوده است
و آنگاه که میخواستند به خاکش بسپارند ضجه و ناله ما و بستگان نزدیک زمین پست را شرمگین نکرد و قله های فتح شده توسط او به شفاعت ما نیامدند و از دور همراه با ما شاهد قصه ناباورانه این "اتفاق به قانون رسیده بودند ".........."