- آتشفشان چشمت
- «کجا بودی؟»؛ سؤالی که نوجوان را از والدین دور میکند
- انهدام پهپاد متجاوز «لوکاس» توسط پدافند هوایی ارتش در بندرعباس
- انهدام پایگاه موشکی ارتش آمریکا در کویت توسط نیروی زمینی سپاه
- پزشکیان:کارآمدی مدیری که نتواند مصرف انرژی را کنترل کند مورد تردید است
- بقایی: تفاهم اسلامآباد وارد مرحله بحران شده است
- تأکید امام جمعه بوشهر بر ضرورت حفظ وحدت ملی حول محور ولایت
- تبیین ابعاد فقهی و حقوقی نحوه تقسیم سود در تعاونیهای مصرف
- آغاز خاموشیهای برنامهریزیشده شبکه برق در سراسر کشور
- سرمایه گذاری در میدان نفتی آب تیمور به یک شرکت ایرانی سپرده خواهد شد
علی حسینی کوهنورد برازجانی بلافاصله پس از صعود موفقیتآمیز به قله دو هزار متری کاسکان درگذشت.
به گزارش اتحاد جنوب، جمعی از کوهنوردان شهرستان دشتستان برای صعود به قله کاسکان کازرون عازم این قله شدند که پس از صعود موفقیتآمیز به این قله یکی از کوهنوردان دشتستان به نام علی حسینی جان خود را از دست داد.
بر اساس این گزارش، علی حسینی از کوهنوردان باسابقه دشتستان پس از صعود موفق به قله کاسکان دچار تهوع و سرگیجه میشود و با وجود تلاش دوستان و همراهان وی به دلیل ایست قلبی و در مقابل دوستان خود جان خود را از دست میدهد.
تقی رضوی از کوهنوردان برازجان و از همراهان حسینی در گفتوگو با خبرنگار فارس با تسلیت به مردم دشتستان و خانواده این ورزشکار اظهار داشت: مرحوم حسینی از ورزشکاران بااخلاق شهرستان دشتستان و استان بوشهر بود و فقدان وی ضایعهای برای ورزش شهرستان است.
وی افزود: پس از صعود موفقیتآمیز به قله دو هزار متری کاسکان، علی حسینی دچار سرگیجه و تهوع شد و تلاش زیادی برای احیای ایشان انجام دادیم که متأسفانه موفق نشدیم و ایشان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
گفتنی است، علی حسینی از کوهنوردان برازجان متولد 1348 و دارای دو فرزند (یک دختر و یک پسر) است./س
فارس
تازه ترین خبرها
- «کجا بودی؟»؛ سؤالی که نوجوان را از والدین دور میکند
- انهدام پهپاد متجاوز «لوکاس» توسط پدافند هوایی ارتش در بندرعباس
- انهدام پایگاه موشکی ارتش آمریکا در کویت توسط نیروی زمینی سپاه
- پزشکیان:کارآمدی مدیری که نتواند مصرف انرژی را کنترل کند مورد تردید است
- بقایی: تفاهم اسلامآباد وارد مرحله بحران شده است
- تأکید امام جمعه بوشهر بر ضرورت حفظ وحدت ملی حول محور ولایت
- تبیین ابعاد فقهی و حقوقی نحوه تقسیم سود در تعاونیهای مصرف
- آغاز خاموشیهای برنامهریزیشده شبکه برق در سراسر کشور
- سرمایه گذاری در میدان نفتی آب تیمور به یک شرکت ایرانی سپرده خواهد شد
- کووید خفیف میتواند منجر به مشکلات پنهان چشمی شود
- تشخیص سرطان دهان با آزمایش جدید مسواک
- احتمال تشخیص سرطان پیشرفته در مردان بیشتر است
- ششمین رونمایی سازمان غذا و دارو از خدمات الکترونیکی
- کودکان دنیا به قدر کافی میوه و سبزیجات نمی خورند
- حضور 4 بوشهری در اردوی تیم ملی فوتبال ساحلی
- مانع بزرگ پیش روی سرمربی استقلال/ «پنجره» مهمترین دغدغه آبیپوشان است
- انقلاب تاکتیکی با سلاح جدید بزرگان؛ فرارهای بیصدا، گلهای پرسروصدا
- فرانسه و اسپانیا؛ نبرد غولهای فوتبال اروپا برای صعود به فینال
- بلاتکلیفی نیمکت استقلال و پرسپولیس/ گزینه بزرگ از دست دو مدعی پرید!
- بررسی احتمالات بقا و صعود والیبال ایران در هفته سرنوشتساز
- رئیسکل دادگستری بوشهر: حمایت از تولید با جدیت دنبال می شود
- زمان پاسخگویی استاندارد بوشهر کاهش یافت
- بازآفرینی شهری در آبپخش؛ ۹۰ تن قیر رایگان اختصاص یافت
- نقشه راه تامین آب پایدار در استان بوشهر؛ از خلیج فارس تا خانههای مردم
- خلیج فارس تا سهشنبه مواج است؛ بوشهر در آستانه گرمای ۵۰ درجه
- انعقاد تفاهمنامه ۳۹۰۰ میلیارد تومانی برای ایمنسازی راه های بوشهر
- رئیسکل دادگستری استان بوشهر: برنامههای اصلاحی و تربیتی تداوم یابد
- استاندار بوشهر: کاهش هدررفت آب در شبکههای توزیع ضروری است
- دیدارهای مردمی فرصتی برای بررسی مستقیم مطالبات شهروندان است
- اصابت پرتابه دشمن به نیروگاه اتمی بوشهر صحت ندارد
- عناوین روزنامههای امروز1405/04/22
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/04/22
- سعد آباد قهرمان والیبال زیر 15 سال استان بوشهر شد
- بررسی و تعیین تکلیف اماکن سطح استان به منظور معرفی به کارگروه مولد سازی استان بوشهر
- ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
- برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غولها برای فینال
- دوئل آرژانتین و انگلیس؛ خاطرات ۱۹۸۶ و گل «دست خدا» زنده میشود؟
- ظهور قدرتهای جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
- یادگیری زبانها میتواند مغز را جوانتر کند
- نوشیدن قهوه ممکن است خطر ابتلا به بیماری کبد را کاهش دهد
- ارتباط غذاهای فوق فرآوری شده با تفاوتهای مغزی در خردسالان
- آیا دوچرخه سواری و دویدن به زانو آسیب می زند
- جزئیات نامهای با مضمون افزایش تابآوری نظام دارویی کشور
- تسریع در پرداخت وام ۵۰۰ میلیون تومانی مسکن روستایی در بوشهر
- کارفرمایان بوشهری پیشگامان تحقق رشد اقتصادی هستند
- توسعه پروژه مولد میگوی عاری از بیماری در بوشهر شتاب میگیرد
- نخستین پرواز فرودگاه بوشهر پس از چهار ماه انجام شد
- جزئیات حملات دشمن به ۵ شهرستان استان بوشهر
- استاندار بوشهر: خاموشی های برق در استان به حداقل برسد
- عناوین روزنامههای امروز1405/04/21


چاپ خبر


دايي عزيزم بهترينم دلم برات تنگ شده و هنوز هم باور نميكنم
گون از نسیم پرسید.
دل من گرفته زین جا!
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم.
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
گر از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی...
به شکوفه ها
به باران
برسان سلام ما را.
"دلم خیلی گرفته"
چشمهایم ساکت وبی اختیار/خلوتم را اشکباران میکند
یادیاران درغروب غصه ها/بارغم راصدهزاران میکند
باسپاس از اتحادجنوب
ازطرف گروه کوهنوردی عقابهای برازجان این ضایعه دردناک را به خانواده داغدار حسینی وکوهنوردان دشتستان تسلیت میگویم واز تمام کوهنوردانی که با نمام سختیها پیکر سام عریز را ازکوه به پایین اوردند سپاسگزاری میکنیم
"برای علی (سام)
..................جدائی چرا قانون شده است ؟ کاش حد اقل یک اتفاق بود . در هیچ فلسفه ای قابل هضم است ؟ نمیدانم ، شاید شروعی دردناک و بی اختیار برای وصلی بزرگ و جبارانه ، و باز هم نمیدانم . ! خدایا با از دست دادن برادرم و سپس غم هجران آن دوست بی نظیر ، جدائی دوستان با کمال ناباوری پازل وحشتناکش را کامل و کاملتر میکند و میمانم با کوله باری از غم و ماتم و سوالاتی بی جواب .
درآن صبح بهاری که طبق برنامه ای نانوشته همراه با دوستان عازم دامیدن بر فراز یکی از قله های خارج از استان بودیم ، بطور اتفاقی او را درشهر دیدیم ، خود را به او رساندم و تمنای دوباره من که همراه خودمان بیا و او که با هزار بهانه آمدنش را به بعد از ظهر موکول میکرد . چه که اگر با ما بود شاید ...... در آن صعود پر ماجرای هشدار دهنده و نشان دار به قله و درنگی به اندازه نوشیدن جرعه ای آب و گرفتن دو سه عکس و صدای زنگ گوشی همراه آن بزرگ دوست سپس حق حق گریه او و بهت و سوال ما و پاسخ ناباورانه ی وی ، از آن برگشت دوان دوان ما در شیبی تقریبا هفتاد و پنج درجه و آن پرت شدن هراس انگیز من و بکی از همنوردان در بین مسیر و همراه شدن با یارانی که بعد از نهار با ما نیامده منتظر دیگر دوستان در شاه نشین بودند و کول زدن کوله پشتی دو نفری که برای کمک به او قبل از رسیدن دو باره ما به شاه نشین از آنجا سرازیر شده بودند و رسیدن به پرچم و محل شومی که نشان میداد دوستان با دستپاچگی چه تلاشهای بیهوده ای برای زنده بودنش انجام داده بودند و سرانجام رسیدن به او ؛ در آن هنگام آفتاب روز بیست و دوم فروردین رفته بود تا غروبی دیگر آغاز کند ، چگونه بگویم انگار تمام درام ها و تراژدیهای خیال انگیز دنیا را در آن شب وحشتناک یک جا بطور واقعی به چشم میدیدی . از آن بالا در تاریکی امتداد شیب دره ای باریک صدای همهمه انسانهائی را میشنیدی که همرا ه با صدای بادی که در دره وزیدن گرفته بود به ما که میرسید کاملا نامفهوم میشد با نزدیکتر شدن ما آن صداها شبیه فریادها و ناله های بازیگران کارنوال عزائی یود که میخواستند پیکر بی جان سردار قهرمان از از اسب افتاده خود را در محرکه نبردی نابرابرانه بیرون کشند ، گرچه با قیمت جان خودشان تمام شود .اما نزدیک و نزدیکتر که شدیم در نورسفید هد لایت ، همنوردان ، چند تن از ماموران امداد و آتشنشانی وعده ای از جوانان غیور روستا را میدیدی ، که پیکر بلند در پتو پیچیده او را با برانکاردی که توسط دونفر از همنوردان با تلاش فراوان رفته و از روستا آورده بودند با زحمت طاقت فرسائی در مسیر زیگزاگی دره به پائین میبردند . در آنجا هرلحظه ممکن بود اتفاق ناگوار دیگری بیفتد . من که دیگر هم رمقی برایم نمانده بود وهم نمیتوانستم صورت مهربان و زیبای همیشگیش که در خاطراتم داشتم را با چهره ی به خواب رفته اش که گاه گاهی با کنار رفتن پتو نمایان میشد معاوضه کنم رندانه نمی خواستم حامل جنازه اش باشم ، اما با دیدن از حال رفتن یک یک افراد اجبارا" به آنها پیوستم و نهایتا به آمبولانس که رسیدیم ساعت ده شب بود که تنها یکی از دوستان توانائی همراه شدن با آمبولانس را داشت . در آنجا بود که بیادم آمد نزدیک به شش ساعت است گوشییم آفلین بوده و با روشن کردن آن ، اولین زنگ مثل همیشه همان اولی همیشگی بود ..........
وای که چه شبی را در کنار سردخانه آرامگاه آن شهر گذراندیم . انگار نقشه هایمان برای شاه نشین را درست یکصد و هشتاد درجه چرخانده بودند او دیگر در میان نبود آنچه بود گریه ، غم و ماتم و سپس داستان اگر ها و اگر ها و ...........
تا بعد ظهر فردا که تشیع پیکراو را با آواز حزن انگیز اشعار باباطاهر یکی از دوستان هنرمند از پشت فرمان اتومبیل شروع کردم آنقدر خود و حسین گریستیم که از ترس منحرف شدن ماشین مجبور شدم با اشارتی آن دوست را خاموش کنم ولی باز گریه و گریه و....... شب بعد که با در خواب دیدن مبهم تمامی اتفاقات سپری شده بیدار شدم بعد از خوشحالی اولیه خیلی زود دریافتم که همه آنها خواب نبوده است
و آنگاه که میخواستند به خاکش بسپارند ضجه و ناله ما و بستگان نزدیک زمین پست را شرمگین نکرد و قله های فتح شده توسط او به شفاعت ما نیامدند و از دور همراه با ما شاهد قصه ناباورانه این "اتفاق به قانون رسیده بودند ".........."