امروز: دوشنبه 22 تير 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 24 فروردين 1392 - 07:14
کوهنورد برازجانی درگذشت

علی حسینی کوهنورد برازجانی بلافاصله پس از صعود موفقیت‌آمیز به قله دو هزار متری کاسکان درگذشت.

 

به گزارش اتحاد جنوب، جمعی از کوهنوردان شهرستان دشتستان برای صعود به قله کاسکان کازرون عازم این قله شدند که پس از صعود موفقیت‌آمیز به این قله یکی از کوهنوردان دشتستان به نام علی حسینی جان خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، علی حسینی از کوهنوردان باسابقه دشتستان پس از صعود موفق به قله کاسکان دچار تهوع و سرگیجه می‌شود و با وجود تلاش دوستان و همراهان وی به دلیل ایست قلبی و در مقابل دوستان خود جان خود را از دست می‌دهد.

تقی رضوی از کوهنوردان برازجان و از همراهان حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس  با تسلیت به مردم دشتستان و خانواده این ورزشکار اظهار داشت: مرحوم حسینی از ورزشکاران بااخلاق شهرستان دشتستان و استان بوشهر بود و فقدان وی ضایعه‌ای برای ورزش شهرستان است.

وی افزود: پس از صعود موفقیت‌آمیز به قله دو هزار متری کاسکان، علی حسینی دچار سرگیجه و تهوع شد و تلاش زیادی برای احیای ایشان انجام دادیم که متأسفانه موفق نشدیم و ایشان جان به جان آفرین تسلیم کرد.

گفتنی است، علی حسینی از کوهنوردان برازجان متولد 1348 و دارای دو فرزند (یک دختر و یک پسر) است./س

 

فارس

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1392/05/16 - 01:29
0
0
دلتنگي بد ترين مرض است ارام ارام نا ارامت ميكند
دايي عزيزم بهترينم دلم برات تنگ شده و هنوز هم باور نميكنم
1392/01/29 - 02:14
0
0
به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید.
دل من گرفته زین جا!
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا سرایم.
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
گر از این کویر وحشت
به سلامتی گذشتی...
به شکوفه ها
به باران
برسان سلام ما را.

"دلم خیلی گرفته"
1392/01/28 - 19:20
0
0
درگذشت اين دوست گرامي را به خانواده و دوستان ايشان تسليت عرض ميكنم اميدوارم جايش در بهشت زيبا و نوراني بر فراز بلندي ها و زيبايي هايي كه آرزو داشت باشد. تشكر ميكنم از دوستاني كه ايشان را تنها نگذاشتند .
1392/01/28 - 14:32
0
0
دل هوای لاله زاران میکند/بیقراری بهر یاران میکند
چشمهایم ساکت وبی اختیار/خلوتم را اشکباران میکند
یادیاران درغروب غصه ها/بارغم راصدهزاران میکند
باسپاس از اتحادجنوب
ازطرف گروه کوهنوردی عقابهای برازجان این ضایعه دردناک را به خانواده داغدار حسینی وکوهنوردان دشتستان تسلیت میگویم واز تمام کوهنوردانی که با نمام سختیها پیکر سام عریز را ازکوه به پایین اوردند سپاسگزاری میکنیم
1392/01/26 - 20:23
0
0
عکاسی که بهترین عکسها را از خود انداخت.
1392/01/26 - 20:06
0
0
چه خوش است بعد از پرواز،هر چه دفتر زندگیت را برگ زنند،جز لبخندی شیرین یادآور لحظه ها نشود.
1392/01/25 - 05:39
0
0
اتحاد جنوب عزیز لطفا ، خواهشمندم اگر از نظر فنی برایتان امکان پذیر است این کامنت را در یکی از ستونهای سایت درج نمایید امید وارم بتوانم جبران زحماتتان را در آینده بنمایم


"برای علی (سام)
..................جدائی چرا قانون شده است ؟ کاش حد اقل یک اتفاق بود . در هیچ فلسفه ای قابل هضم است ؟ نمیدانم ، شاید شروعی دردناک و بی اختیار برای وصلی بزرگ و جبارانه ، و باز هم نمیدانم . ! خدایا با از دست دادن برادرم و سپس غم هجران آن دوست بی نظیر ، جدائی دوستان با کمال ناباوری پازل وحشتناکش را کامل و کاملتر میکند و میمانم با کوله باری از غم و ماتم و سوالاتی بی جواب .
درآن صبح بهاری که طبق برنامه ای نانوشته همراه با دوستان عازم دامیدن بر فراز یکی از قله های خارج از استان بودیم ، بطور اتفاقی او را درشهر دیدیم ، خود را به او رساندم و تمنای دوباره من که همراه خودمان بیا و او که با هزار بهانه آمدنش را به بعد از ظهر موکول میکرد . چه که اگر با ما بود شاید ...... در آن صعود پر ماجرای هشدار دهنده و نشان دار به قله و درنگی به اندازه نوشیدن جرعه ای آب و گرفتن دو سه عکس و صدای زنگ گوشی همراه آن بزرگ دوست سپس حق حق گریه او و بهت و سوال ما و پاسخ ناباورانه ی وی ، از آن برگشت دوان دوان ما در شیبی تقریبا هفتاد و پنج درجه و آن پرت شدن هراس انگیز من و بکی از همنوردان در بین مسیر و همراه شدن با یارانی که بعد از نهار با ما نیامده منتظر دیگر دوستان در شاه نشین بودند و کول زدن کوله پشتی دو نفری که برای کمک به او قبل از رسیدن دو باره ما به شاه نشین از آنجا سرازیر شده بودند و رسیدن به پرچم و محل شومی که نشان میداد دوستان با دستپاچگی چه تلاشهای بیهوده ای برای زنده بودنش انجام داده بودند و سرانجام رسیدن به او ؛ در آن هنگام آفتاب روز بیست و دوم فروردین رفته بود تا غروبی دیگر آغاز کند ، چگونه بگویم انگار تمام درام ها و تراژدیهای خیال انگیز دنیا را در آن شب وحشتناک یک جا بطور واقعی به چشم میدیدی . از آن بالا در تاریکی امتداد شیب دره ای باریک صدای همهمه انسانهائی را میشنیدی که همرا ه با صدای بادی که در دره وزیدن گرفته بود به ما که میرسید کاملا نامفهوم میشد با نزدیکتر شدن ما آن صداها شبیه فریادها و ناله های بازیگران کارنوال عزائی یود که میخواستند پیکر بی جان سردار قهرمان از از اسب افتاده خود را در محرکه نبردی نابرابرانه بیرون کشند ، گرچه با قیمت جان خودشان تمام شود .اما نزدیک و نزدیکتر که شدیم در نورسفید هد لایت ، همنوردان ، چند تن از ماموران امداد و آتشنشانی وعده ای از جوانان غیور روستا را میدیدی ، که پیکر بلند در پتو پیچیده او را با برانکاردی که توسط دونفر از همنوردان با تلاش فراوان رفته و از روستا آورده بودند با زحمت طاقت فرسائی در مسیر زیگزاگی دره به پائین میبردند . در آنجا هرلحظه ممکن بود اتفاق ناگوار دیگری بیفتد . من که دیگر هم رمقی برایم نمانده بود وهم نمیتوانستم صورت مهربان و زیبای همیشگیش که در خاطراتم داشتم را با چهره ی به خواب رفته اش که گاه گاهی با کنار رفتن پتو نمایان میشد معاوضه کنم رندانه نمی خواستم حامل جنازه اش باشم ، اما با دیدن از حال رفتن یک یک افراد اجبارا" به آنها پیوستم و نهایتا به آمبولانس که رسیدیم ساعت ده شب بود که تنها یکی از دوستان توانائی همراه شدن با آمبولانس را داشت . در آنجا بود که بیادم آمد نزدیک به شش ساعت است گوشییم آفلین بوده و با روشن کردن آن ، اولین زنگ مثل همیشه همان اولی همیشگی بود ..........
وای که چه شبی را در کنار سردخانه آرامگاه آن شهر گذراندیم . انگار نقشه هایمان برای شاه نشین را درست یکصد و هشتاد درجه چرخانده بودند او دیگر در میان نبود آنچه بود گریه ، غم و ماتم و سپس داستان اگر ها و اگر ها و ...........
تا بعد ظهر فردا که تشیع پیکراو را با آواز حزن انگیز اشعار باباطاهر یکی از دوستان هنرمند از پشت فرمان اتومبیل شروع کردم آنقدر خود و حسین گریستیم که از ترس منحرف شدن ماشین مجبور شدم با اشارتی آن دوست را خاموش کنم ولی باز گریه و گریه و....... شب بعد که با در خواب دیدن مبهم تمامی اتفاقات سپری شده بیدار شدم بعد از خوشحالی اولیه خیلی زود دریافتم که همه آنها خواب نبوده است
و آنگاه که میخواستند به خاکش بسپارند ضجه و ناله ما و بستگان نزدیک زمین پست را شرمگین نکرد و قله های فتح شده توسط او به شفاعت ما نیامدند و از دور همراه با ما شاهد قصه ناباورانه این "اتفاق به قانون رسیده بودند ".........."
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • جزئیات حملات دشمن به ۵ شهرستان استان بوشهر
  • قدرت ملّی، زیربنای هر انتقام مؤثر است
  • ماکیاوللی؛ مرید شیطان یا راهنمای انسان؟
  • 🔹آگهی دعوت به مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت پتروشیمی زاگرس(سهامی عام) به روش حضوری و الکترونیکی
  • نخستین پرواز فرودگاه بوشهر پس از چهار ماه انجام شد
  • آیا دوچرخه سواری و دویدن به زانو آسیب می زند
  • جزئیات نامه‌ای با مضمون افزایش تاب‌آوری نظام دارویی کشور
  • پیام مدیرعامل پتروشیمی پردیس به مناسبت روز ملی حراست
  • کارفرمایان بوشهری پیشگامان تحقق رشد اقتصادی هستند
  • تسریع در پرداخت وام ۵۰۰ میلیون تومانی مسکن روستایی در بوشهر
  • ظهور قدرت‌های جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
  • برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غول‌ها برای فینال
  • ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حضور بخشدار سعدآباد و شهردار وحدتیه در مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران
  • پیکر مطهر شهید علیرضا معینی با حضور استاندار بوشهر تشییع شد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • تاب‌آوری زیرساخت‌های یوتیلیتی؛ درس‌هایی از ژورونگ برای عسلویه و ماهشهر
  • حسرت بر نروژ یک خطای مقایسه ای است
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • تکیه بر تجربه؛ مجید خدابخش سکان هدایت توسعه پلیمر پادجم را به دست گرفت
  • موکب «کیمیای ولایت»؛ جلوه‌ای از همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی کیمیای پارس خاورمیانه در آیین وداع با رهبر شهید
  • تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجام‌جهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز 1405/04/20
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/04/20
  • تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجه‌ای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج می‌شود
  • ۲۲۰۰ بازرسی از واحدهای صنفی دشتستان انجام شد
  • .: ح. ح. نیکنام حدود 2 روز قبل گفت: احسنت 👌👏👏💐 ...
  • .: جواد حدود 3 روز قبل گفت: با آرزوی موفقیت برای ...
  • .: ج. ح. نیکنام حدود 3 روز قبل گفت: قلمت مانا جالب بود ...
  • .: الهه حدود 6 روز قبل گفت: خوب بود ...
  • .: سید عبدالعطَیم حسینی موردراز حدود 13 روز قبل گفت: سلام خسته نباشید جناب ...
  • .: رها حدود 17 روز قبل گفت: عکس ها عالی ...
  • .: سعید حدود 21 روز قبل گفت: امتحانات حضوری با توجه ...
  • .: جواد حدود 21 روز قبل گفت: با توجه به عدم ...
  • .: ابراهیم حدود 24 روز قبل گفت: به نظر شما این ...
  • .: محمودی حدود 24 روز قبل گفت: به جای هشدار نظارت ...