- صدور گواهینامه استاندارد بینالمللی مسئولیت اجتماعی ISO 26000 در پتروشیمی نوری با رویکرد نوین
- بیشترین میزان بروز سل در سه استان؛ هشدار نسبت به استانهای شمالی
- بقایی: دیپلماسی بخشی از دفاع است
- دستگاه قضایی به قیمتگذاری دارو و تجهیزات ورود کند
- گرانفروشی و تقلب در صدر تخلفات اصناف استان بوشهر
- احمد آرام درگذشت
- رشد بیش از ۸۸ هزار واحدی شاخص کل؛ ۱.۷ همت پول حقیقی به سهام وارد شد
- نوسان طلا در بازارهای جهانی؛ افت قیمت طلا و رشد شاخص ۱ روزه
- معطلی کامیونهای ایرانی پشت مرز پاکستان؛ هشدار درباره صدور بارنامه
- معطلی کامیونهای ایرانی پشت مرز پاکستان؛ هشدار درباره صدور بارنامه
اتحاد خبر: در گزارشی به عیادت چندساعته قربانیان اسیدپاشی از معصومه جلیلپور که اخیرا در تبریز مورد هجوم یک اسیدپاش قرار گرفت پرداخته است.
اتحاد خبر: در گزارشی به عیادت چندساعته قربانیان اسیدپاشی از معصومه جلیلپور که اخیرا در تبریز مورد هجوم یک اسیدپاش قرار گرفت پرداخته است.
در این گزارش آمده است:
«سوزش اسید وحشتناک است. جراحیها زیاد و دردناکند. تحمل واکنشهای مردم در کوچه و خیابان طاقتفرساست. اما سختترین لحظهها، زمانی است که خبر اسیدپاشی جدیدی میشنویم. آن وقت است که ویران میشویم و همه صحنهها دوباره جلوی چشمانمان میآید. همه چیز تازه میشود وقتی میفهمیم قربانی دیگری به جمع ما اضافه شده.» این را قربانیان اسید پاشی میگویند در دیدار با معصومه جلیلپور در بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری. معصومه سرتاپا باند پیچی شده و روی تخت افتاده. پتوی سبز رنگ نازک رویش. درست شب سال نو وقتی به خواستگارش «نه» گفت، این بلا سرش آمد. این بار اسید قربانیاش را از تبریز انتخاب کرد. اتاق معصومه با پردهای از بیمار کناریاش جدا شده و بوی الکل، سوختگی و درد فضا را آکنده.
محسن مرتضوی و معصومه عطایی هر دو از اعضای هیأت مدیره انجمن حمایت از قربانیان اسید پاشی هستند، انجمنی که قرار است با تقسیم دردها به تسکین غم، آلام و بیقراریشان کمک کند. باهم با این درد کنار بیایند و کمک کنند برای تکرار نشدن این اتفاقات. فاطمه قاسمی هم امروزهست؛ قربانی اسیدپاشی همسر برادرش. صدای معصومه را میشنوم که از بچهها تشکر میکند و اینکه به دیدارش آمدهاند. از صورت باندپیچی شدهاش که چیزی پیدا نیست. ناله میکند و حرف میزند. خیلی زود اشکهایش سرازیر میشود از محسن و معصومه و فاطمه با همان لحن پر از درد میپرسد که چطور این بلا سرشان آمده! هرکدام مختصری از خودشان میگویند. معصومه به دقت به حرفهایشان گوش میکند. ناله میکند، آه میکشد. خواهرش زهرا که همراه اوست، مدام تذکر میدهد که اشک نریزد چون دکتر سپرده اشک ریختن برای سلامت چشمهایش خطرناک است. چشمها بستهاند، پلکها به هم چسبیده. چشمانش نور را تشخیص میدهد، امیدوارند بیناییاش از دست نرفته باشد. اتاق کوچک بیمارستان با آن پوستر آبی رنگ و آن قوهای سفید، توی چشم میزند اما همه اینها باعث نمیشود در این اتاق کمی احساس بهتری داشته باشی. کمی از بغض وخفگیات کم شود.
خواهر معصومه جوری که خودش نشنود، به بچهها میگوید بهخواهرش بگویند جای همه لکها از صورتش پاک میشود واینکه چقدر حساس بوده به زیبایی صورتش. بچهها دلداریاش میدهند و وعده اینکه زیباییاش بازخواهد گشت. وعدهای که میدانند حقیقی نیست. اسید آثاری پاک نشدنی روی پوست میگذارد، حفرههایی عمیق روی جان و دل. فقط باید قوی بود و با آن کنار آمد. به قول بچهها کاش فقط بیناییاش از دست نرود. آنطور که بینایی معصومه عطایی از دست رفت. معصومه میفهمد که معصومه هم نامش فقط بهخاطر اینکه میخواسته از همسرش جدا شود، قربانی اسیدپاشی پدرشوهرش شده و حالا بینایی دو چشمش از دست رفته.
میفهمد که معصومه هم مثل او آرایشگر بوده. با خنده به هم وعده میدهند که بعد از مرخصی معصومه از بیمارستان آرایشگاهی باز کنند و باهم ادارهاش کنند؟ چراکه نه! مگرنه اینکه معصومه عطایی با نابیناییاش کنار آمد؛ بریل و سفالگری آموخت و این روزها آن را آموزش میدهد. قربانیان اسیدپاشی در هند و پاکستان هم این تلاشها را کردهاند. کافه، رستوران و آرایشگاه راه انداختهاند و به همه گفتهاند میتوانند دوباره زندگی کنند که گذشتن از این درد آسان نیست، اما شدنی است...
زهرا خواهر معصومه برایم میگوید که دختر جوان تا صبح درد میکشد و تا مرفین نگیرد، نمیتواند بخوابد که مدام میپرسد آیا خوب میشود یا نه و...؟
معصومه خودش برایم میگوید تا صبح خواب اسیدپاشش را میبیند. همان که در بیمارستان تبریز و قبل از دستگیری سعی کرده بود او را بکشد. هرشب خوابش را میبیند و درد و تلخی در جانش میپیچد. مثل معصومه عطایی، محسن و فاطمه که روزهای بعد از حادثه تا صبح خواب اسیدپاشی و اسیدپاش را میدیدند. به پاهایش اشاره میکند و میگوید باورت میشود گوشت از پاهایم برداشتهاند و به صورتم پیوند زدهاند. پاهایم داغان شده. محسن با همان لحن طنزآلود دلداریاش میدهد: «معصومه خانم همه ما این روزها را گذراندهایم. بلند شو ببین چقدر الان صورتم خوب شده، فقط دیگر ریش و سبیل درنمیآورم که آن هم تو این مشکل را نداری.خوب میشوی خوب، خوب...»همه لبخند تلخی میزنند. محسن کمی آنسوتر اما لحن طنز آلودش را ندارد: «اسید فقط یک بار ما را نسوزاند، ما روزی 100 بار با اسید میسوزیم.
اسید هر روز ما را میکشد، درد دهها عمل جراحی را به جان خریدهایم... دیگر دلمان نمیخواهد باز کسی به جمع قربانیان اسیدپاشی اضافه شود. اگر میگوییم خرید و فروش اسید محدود شود، برای خودمان نیست. از ما که گذشت، برای امثال معصومههاست. برای مریم نجاتی است که بعد از معصومه در تبریز قربانی اسیدپاشی شوهرش شد، برای آن بچه 11 ساله است که در اسلام آباد غرب سوخت.»
فاطمه قاسمی را تقریباً همه پرستارها در بیمارستان مطهری میشناسند. میگویند او که بیمار خودمان است. فاطمه دستهای معصومه را محکم در دست گرفته و با آن لحن ملایمش دلداری میدهد؛ اینکه او هم همه این روزهای سخت را گذرانده. دردها، زخمها، کابوسها و شب نخوابیدنها را میفهمد... اتاق کناری معصومه را نشانم میدهد و میگوید سه ماه تمام آنجا بستری بوده. هردو باهم از برخورد بد برخی پرستارها هم شکایت دارند؛ اینکه گاهی از بیتابیهایشان کلافه میشوند مثل معصومه که میگوید گاهی چنان به او پرخاش میکنند که او از کوره در میرود. خواهر معصومه میگوید تحملش کم شده بس که درد دارد و نگران آینده است. میگوید با آنها که ملاحظهاش را میکنند مهربان است اما اگر کسی کمی خشن رفتار کند ناراحت میشود. بهصورت معصومه دوباره نگاهی میاندازم یا آنچه از صورتش پیداست... معلوم است تحمل هیچ نامهربانی را ندارد. مگر ممکن است کسی نامهربانی بالاتر از آنچه او دیده از سرگذرانده باشد. فقط به جرم نه گفتن...
دکتر دهمردهای –دکتر معصومه- از راه میرسد. میگوید تا حالا سه عمل جراحی روی معصومه انجام شده. درباره وضعیت چشمها که میپرسیم با احتیاط بیشتری جواب میدهد. خواهر معصومه دل نگران است مبادا دکتر چیزی بگوید که دختر جوان بیشتر ناامید شود. دکتر کلمات را حساب شده بر زبان میآورد.
دکتر کمال فروتن، مدیر انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی بارها این قربانیان را جراحی کرده و آنقدر از نزدیک شاهد دردشان بوده که تصمیم گرفته این انجمن را راهاندازی کند. قربانیان دور هم جمع شوند و دردهایشان را تقسیم کنند. او هم معتقد است اسید تبدیل به اسلحهای بیصدا شده که میسوزاند و دائم قربانی میگیرد. چنان بافت ها را ویران میکند که امکان ترمیم کاملش هرگز فراهم نمیشود. میگوید معصومه نخستین نفر نیست و آخرین نفر هم نخواهد بود. میگوید انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی پیگیر وضعیت معصومه و مریم هر دو قربانی اسید پاشی شهر تبریز است. درباره معصومه میگوید درحال حاضر با توجه به وضعیت درمانی او که شرایط سوختگی حاد است، باید منتظر ماند تا این دوره سپری شود.
با خودم فکر میکنم تا به حال چند صورت سوخته دیدهام؟ زیور، معصومه، آمنه، محبوبه، مهناز، سمیه، محبوبه و... سالهاست با قربانیان اسیدپاشی در تماسم. چند چشم آب شده در اسید را دیدهام؟ چقدر خبرهای اسیدپاشی را پیگیری کردهام؟ اعضای انجمن – قربانیانی که امروز با آنها به ملاقات معصومه آمدهام- راست میگویند؛ این خبرها دوباره داغ را تازه میکنند، دوباره زخم میزنند. دوباره ویران میکنند. درحال نوشتن گزارش هستم که خبر اسیدپاشی به سه قربانی دیگر از راه میرسد؛ سه مرد و این بارهم هر سه در تبریز.
منبع: روزنامه ایران
تازه ترین خبرها
- بیشترین میزان بروز سل در سه استان؛ هشدار نسبت به استانهای شمالی
- بقایی: دیپلماسی بخشی از دفاع است
- دستگاه قضایی به قیمتگذاری دارو و تجهیزات ورود کند
- گرانفروشی و تقلب در صدر تخلفات اصناف استان بوشهر
- احمد آرام درگذشت
- رشد بیش از ۸۸ هزار واحدی شاخص کل؛ ۱.۷ همت پول حقیقی به سهام وارد شد
- نوسان طلا در بازارهای جهانی؛ افت قیمت طلا و رشد شاخص ۱ روزه
- معطلی کامیونهای ایرانی پشت مرز پاکستان؛ هشدار درباره صدور بارنامه
- معطلی کامیونهای ایرانی پشت مرز پاکستان؛ هشدار درباره صدور بارنامه
- حفره ۴۰ درصدی در توزیع بنزین؛ ردپای مصرف بنزین آزاد گم بود؟
- تیم ملی بسکتبال با ویلچر زنان صاحب دومین برد شد
- استقلال چگونه خود را به یک قدمی پرسپولیس رساند؟
- جدال بزرگان کشتی آزاد جهان در آستانه؛ ۴۰ مدال در انتظار مدعیان
- سهراب و استقلال همچنان شکستناپذیر؛ نگرانی درباره یک بازیکن
- پیروزی گلبالیستهای ایران مقابل تایلند در گام سوم
- طلای فائزه احمدی و نقره ساره جوانمردی در تپانچه بادی ۱۰ متر
- جلالی: تهدید جدید ترامپ، اراده ایران را نمیشکند
- انهدام پهپاد MQ-۹ آمریکا در آسمان تنگه هرمز
- عراقچی: روابط ایران و روسیه هرگز در تاریخ تا این حد نزدیک نبوده است
- مراکز هوش مصنوعی و فناوریهای نوین آمریکا در جنگ بعدی هدف ایران است
- آنچه بانوان باید درباره اهدای خون بدانند
- راهکارهای طلایی پیشگیری از کمردرد
- این مواد غذایی را نباید همراه با ویتامین D مصرف کنید
- لیتیوم موجود در آب آشامیدنی با نقص مادرزادی قلب مرتبط است
- ارتباط استروئیدها با آسیب قلبی بدنسازها
- مصرف بیش از حد ایبوپروفن به کلیهها آسیب میزند
- قهرمانی آبدان در مسابقات کونگفوتوآی جنوب استان بوشهر
- مدیرکل کمیته امداد بوشهر: ۱۴۶ مرکز نیکوکاری در استان فعال است
- سالن ورزشی روستای رودفاریاب افتتاح شد
- فرماندار بوشهر: نشاط و سلامت کودکان در گرو گسترش فرهنگ ورزش است
- مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر: دانشآموزان عشایری حمایت میشوند
- استاندار بوشهر: تثبیت مالکیتها زمینهساز اعتماد سرمایهگذاران است
- آمار صحیح و جامع زیربنای برنامهریزی مؤثر است
- شناسایی حلقههای مفقوده زنجیره ارزش و تسهیل سرمایهگذاری در بوشهر
- گلشاهی:توسعه صادرات آبزیان نیازمند تقویت زنجیره فرآوری و بازاریابی است
- طرح مهارتآموزی ورزشی همزمان با سراسر کشور در گناوه آغاز شد
- تجلیل از خانواده ۱۹ شهید دشتستان به مناسبت هفته تربیت بدنی و ورزش
- تاکید بر توسعه زیرساختهای آبزیپروری و رفع موانع تولید در استان بوشهر
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/28
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/28
- دریا باید به موتور محرکه اقتصاد، اشتغال پایدار و رفاه مردم استان تبدیل شود
- تکمیل پروژههای ورزشی بوشهر به ۱۶۰۰ میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد؛ سرانه اختصاصی ورزش استان ۸۴ سانتیمتر است
- دختر پارادوومیدانی کار ایران با رکورد شکنی به فینال پرتاب دیسک رسید
- پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
- کمیته ویژه رسیدگی به تخلفات مدیریتی دانشگاه علوم پزشکی ایران تشکیل شود
- پیام تبریک پزشکیان در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در آمریکا
- مشکلات جزیره شیف و عالیشهر بررسی شد
- فرماندار دشتی: پیشگیری در اولویت فعالیتهای پدافندغیرعامل شهرستان باشد
- ضرورت مشارکت دستگاههای اجرایی عسلویه در تحقق جوانی جمعیت
- رویکرد مسئلهمحور سازمان ثبت اسناد و املاک کشور


چاپ خبر


در صورتی که بینایی شخص از بین برود بایستی عامل قضیه را اعدام کرد.