- عناوین روزنامههای امروز1405/07/11
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/11
- رشد ۹۳ درصدی ارزش فروش پتروشیمی نوری در شهریورماه
- ثبت رکورد جدید در بارگیری پلیاتیلن سنگین ۲ پتروشیمی جم
- تلفیق تولید پایدار و تعالی سرمایه انسانی؛ پتروشیمی پردیس واحد نمونه کارگری شد
- آباده باید به قطب رویدادهای جهانی منبت تبدیل شود
- محموله بزرگ لوازم الکتریکی قاچاق در دیلم زمینگیر شد
- نقش تأمیناجتماعی در ارتقای رفاه سالمندان؛ ۶ ابتکار کلیدی
- دستگیری تیم قاچاق داروهای کمیاب به کشور همسایه
- آغاز اجرای آزمایشی طرح شناسهدار شدن کارتهای اضطرار
اتحاد خبر:نیم قرن اعتیاد، به زندگیاش رنگی از خاکستر پاشیده بود. هر کسی در خیابانها و پارکهای شوش میدیدش، با خود میگفت همین روزهاست که کنار همین نیمکتها، چه خمار باشد و چه نشئه، جان بدهد.
اتحاد خبر:نیم قرن اعتیاد، به زندگیاش رنگی از خاکستر پاشیده بود. هر کسی در خیابانها و پارکهای شوش میدیدش، با خود میگفت همین روزهاست که کنار همین نیمکتها، چه خمار باشد و چه نشئه، جان بدهد. خودش هم دیگر امیدی نداشت که در آستانه 60 سالگی فرجی باشد. فکر میکرد وقتش رسیده که زندگی مملو از بیثباتیاش به ته خط برسد. اما بالاخره رسید آن روزی که همگان انگشت تعجب گزیدند و «لادن» از پشت مه خاکستری به سبزی زندگی سلام گفت.
به گزارش اتحاد خبر، روزنامه «ایران» میافزاید: بالغ بر نیم قرن را در سیاهی گذرانده و حالا در 62 سالگی، تازه 16 ماه است که به قول خودش زندگی را پیدا کرده است و دارد با بند بند وجودش «زیستن با پاکی» را درک میکند. او طی ساعتها صفحه به صفحه کتاب قطور زندگیاش را برای ما ورق زد و ما چارهای نداشتیم جز آنکه تلخیصی از این کتاب قطور را منعکس کنیم.
کودکیهای مهآلود
او در «سرای مهر» (همان خانهای که مأمن زنان کارتنخواب و مبتلا به اعتیاد این سرزمین شده) ساکن شده تا راه و رسم زندگی صحیح را پیدا کند؛ و حالا 16 ماه از آمدنش به این مجموعه میگذرد. در حالی که به دورترین نقطه خیره شده بود تا از عمق خاطرات ذهنش، دورترینها را بیرون بکشد، گفت:
«چهار ساله و عزیز دردانه پدر بودم که کنار بساط شرابخوریاش مینشستم و شیرینزبانیهایم او را کیفور میکرد. همین شیرینزبانیها بود که پدرم مرا همپیمانه خود کرد. یک تفاوت بزرگ در خانه ما وجود داشت؛ مادرم زنی نمازخوان و مقید، اما پدرم مردی الکلی و خوشگذران بود. مادرم در کاخ سعدآباد کار میکرد و پدرم - که به قول خودش خدا بعد از هشت سال مرا به او هدیه داده بود - هر روز قلمدوشم میگرفت تا در خوشگذرانیهایش همراهش باشم.
اوضاع پدرم بدتر و بدتر میشد. در 11سالگی، با وجود آنکه علاقه شدیدی به درس خواندن داشتم، به زور کتک و تهدید و ناسزا وادار شدم تا به عقد مردی قمار باز و بیقید و بند درآیم. مدت زیادی هم نگذشت که باردار شدم و تا به خودم بیایم متوجه رفت و آمد یک زن 40 ساله پولدار به همراه دو فرزندش در خانهمان شدم.
با وجود وضعیتی که داشتم باید از بچههای آن زن هم نگهداری میکردم و مزاحم خلوت او و همسرم نمیشدم. تا به دنیا آمدن پسرم، روزهای تلخ و تاریکی بر من میگذشت اما این شروع زندگی زجرآورم بود زیرا 40 روز نگذشته بود که خودم را در محضر دیدم. شوهرم بچه را گرفت و طلاقم داد و راهی جز برگشتن به خانه پدری نداشتم، اما پدرم از دنیا رفته بود و مادرم با چهار بچه قد و نیم قد نمیتوانست چرخ زندگی را بچرخاند. باید کاری پیدا میکردم تا کمکخرجش باشم. همینطور هم شد اما فضای کارخانهای که در آن مشغول به کار شدم چندان سالم نبود و از آنجا که نخواستم خواستههای غیراخلاقی چند مسئول بالادستی کارخانه را اجابت کنم، اخراج شدم.»
لادن که غرق در گذشته شده بود و انگار مثل یک فیلم تماشایش میکرد، با بیان این جمله که «پدر از دنیا رفته، اما یادگاریاش در وجودم باقی مانده بود» ادامه داد: «در این سالها به مشروبات الکلی اعتیاد پیدا کرده بودم و همین باعث شد با زنی به نام نسرین آشنا شوم، زنی که خوشزبانیهایش دل من و مادرم را برده بود. پیشنهاد داد با او به شهر اهواز بروم و در ازای کار در شرکتی که او معرفی کرده بود روزانه 20 تومان حقوق دریافت کنم. برای من که در آن زمان زن مطلقه بسیار جوانی بودم، پیشنهاد وسوسهانگیزی بود و خانوادهام را از لحاظ معیشتی تأمین میکرد، همین بود که با نسرین راهی اهواز شدم.»
ناباورانهها
او ادامه میدهد: «به ظاهر قرار بود کارمند یک شرکت بشوم، اما وقتی پایم به جایی رسید که نسرین از آن تعریف میکرد تازه فهمیدم چه کلاه گشادی بر سر من و مادرم رفته است. توقع هر کاری از من داشتند، به غیر از کاری که یک کارمند دفتری باید انجام بدهد! به همین دلیل بارها اقدام به فرار کردم ولی هر بار نقشههایم نقش بر آب میشد... بالاخره از آنجا فرار کردم و خود را به تهران رساندم. من فرزند اول خانواده بودم و وقتی به خانه برگشتم، مادرم پنج فرزند معتاد داشت و این فشار روحی او را ذرهذره آب کرده بود و در نهایت نیز به سرطان مبتلا شد. من سعی میکردم با به عهده گرفتن هزینههای زندگی کمی از این ناراحتیها بکاهم. از پس این کار هم بهخوبی برمیآمدم.
بعد از بازگشت به تهران هم با چند واسطه مواد آشنا شدم و شروع به فروش مواد کردم. اوضاعم خیلی خوب شد. خانهای در خیابان شریعتی تهران خریدم و یک ماشین خوب هم زیر پایم انداختم.»
لادن به یاد روزی افتاد که دستگیر و راهی زندان شد و در حالی که چین به پیشانیاش انداخته بود، گفت: «اما این دوران خیلی نپایید. به جرم خرید و فروش مواد مخدر راهی زندان شدم. دوران زندان من مصادف شد با شروع جنگ. در بخشهای مختلف زندان کار میکردم و از آنجا که در هنر خیاطی سررشته داشتم در کنار زنان دیگر برای رزمندهها لباس میدوختم تا اینکه از زندان آزاد شدم و دیگر سراغ خانوادهام نرفتم.»
صد و هفتمین پاکی
بعد از آزادی از زندان تاریکترین دوران آوارگی لادن کلید میخورد و کارتنخوابی روی دیگر سکه زندگیاش میشود. خیابانهای شهر و پارکها پاتوقش بود و با فروش مواد مخدر امورش را میگذراند. 22 سال تمام خانهاش را به دوش کشید و چهارراههای شهر را برای فروش گل زیرپا گذاشت. در این مدت 106 مرتبه برای ترک اعتیاد اقدام کرد اما هیچ بار با تمام وجود به این تصمیم یقین نداشت. او به انواع و اقسام مواد مخدر اعتیاد داشت و همواره به این فکر میکرد که بیش از نیم قرن زندگیاش با مواد خو گرفته و دیگر سالهای آخر عمرش را سپری میکند و در نهایت از شدت مصرف مواد مخدر خواهد مرد.
لادن که دیدن برادرش بعد از 18 سال، شناختن پسرش بعد از مرگ او و تولد دوبارهاش را بهعنوان نابترین اتفاقات از میان هزاران اتفاق زندگیاش در ذهنش ثبت کرده، گفت: «هرچه به عمر کارتنخوابیام افزوده میشد خود را از خانواده دورتر احساس میکردم و باورم نمیشد دوباره آنها را ببینم، اما یک روز در محله دروازه غار مردی مقابلم نشست و به چشمانم خیره شد که برایم بسیار آشنا به نظر میرسید. او برادرم بود که بعد از 18 سال خود را در آغوشش پیدا کرده بودم ولی حضور او هم مرا از عالم اعتیاد و کارتنخوابی رها نکرد. کمی بعدتر درست آن زمان که در میان معتادان و کارتنخوابهای دروازه غار و شوش به «مامان لادن» معروف شده بودم، جوانی بلندقامت و خوشتیپ به سراغم آمد. همیشه در رؤیاهایم پسرم را که تنها 40 روز میهمان آغوشم بود با همان شمایل میدیدم. آمد کنارم و مامان لادن صدایم کرد. پرستارم شده بود و از اینکه بعد از سالها یک نفر تا این حد نگران خورد و خوراکم بود احساس خوبی داشتم اما حیف که عمر این احساس کوتاه بود و بعد از چند روز از طریق همسر سابقم که بعد از 48 سال به دیدنم آمده بود در حالی که یک اعلامیه در دست داشت، متوجه شدم صاحب عکس اعلامیه، پسرم حمیدرضاست که روزهای آخر عمرش را در کنار من، یعنی مادر کارتنخوابش گذرانده بود.»
خسته از آوارگی
لادن میگوید: «دیگر از بیپناهی خسته شده بودم و روز و شبها را میشمردم تا فصل آخر زندگیام از راه برسد. هیچ امیدی به زندگی بهتر نداشتم، اما من کارهای نبودم و این خداوند بود که گردونه تقدیرم را به حرکت میانداخت. یک شب که به هیچ اتفاق خوبی فکر نمیکردم، مردی جلویم سبز شد و یک ظرف غذای گرم را مقابلم گرفت و گفت نمیخواهی یک یا علی بگویی و تولد دوبارهات را جشن بگیری. حرفهایش برایم خندهدار بود. او نمیدانست که من از 50 سالگی به بعد هر ماده مخدری را استفاده میکردم تا بمیرم، اما گفتن این حرفها به او هم فایدهای نداشت ولی بیشتر که فکر کردم با خود گفتم اگر قرار به مردنم بود تا به حال مرده بودم پس اگر من در این دنیا کاری ندارم شاید خدا با من کاری داشته باشد.»
لادن، اکبر رجبی - مسئول جمعیت طلوع بینشانها - را مهمترین عامل بازگشتش به زندگی دوباره میداند و میگوید: «به کمک او با سرای مهر آشنا شدم و در حالی که نهتنها دیگران بلکه خودم هم باور نمیکردم از شر اعتیاد خلاص شوم... حالا بعد از یک عمر، پاک شدن را تجربه کردهام. در تمام آن سالها لادن را گم کرده بودم و از کنار خیابانها و پارکها که میگذشتم بهدنبال لادن واقعی میگشتم تا اینکه بالاخره در «سرای مهر» لادن حقیقی را پیدا کردم و حالا که 16 ماه از پاک شدنم میگذرد شکرگزار خداوند هستم که دیگر وسوسه مصرف مواد به سراغم نمیآید و کار به جایی رسیده که بهعنوان راهنمای بسیاری از کسانی که شرایطی شبیه به من داشته و دارند شدهام و آرزوی بزرگم در همین سن و سال است که دستهای زیادی در هم حلقه شوند تا زنجیره آشتی با زندگی را بسازیم و من هم بتوانم کمک حال درماندههایی مثل خودم باشم.»
حالا او با خداوند، با زندگی و صد البته با لادن 62 ساله آشتی کرده است. تمام کسانی که ناملایمتیهای زندگیاش را رقم زدهاند، بخشیده و خوشحال است که دیگر برای تهیه مواد تحقیر نمیشود: «با لحظههای تاریک زندگیام خداحافظی کردهام، اما دوست دارم برسیم به آن روزی که مردم ما راه صحیح برخورد با یک بیمار مبتلا به اعتیاد را بیاموزند.»/م
تازه ترین خبرها
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/11
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/11
- آباده باید به قطب رویدادهای جهانی منبت تبدیل شود
- محموله بزرگ لوازم الکتریکی قاچاق در دیلم زمینگیر شد
- نقش تأمیناجتماعی در ارتقای رفاه سالمندان؛ ۶ ابتکار کلیدی
- دستگیری تیم قاچاق داروهای کمیاب به کشور همسایه
- آغاز اجرای آزمایشی طرح شناسهدار شدن کارتهای اضطرار
- افت جزئی قیمت جهانی نفت در معاملات امروز
- بانک مرکزی: خرید و فروش وام ممنوع است
- نخستین دیوارنگاره ۴۰۰ متری جنوب کشور در بوشهر احداث میشود
- هشدار محسن رضایی به امارات: میزبانی از قصاب غزه پیامدهای مثبتی ندارد
- فرمول اقتصادی جدید قالیباف در پاسخ به سخنان اخیر بسنت
- واکنش عراقچی به اتهام زنیهای بی اساس نخست وزیر بریتانیا
- لاجوردی: قدرت ایران ریشه در ایمان دارد؛ ایران محاسبات دشمن را برهم زد
- رهبر انقلاب: نماز پشتوانه جهاد و فتح و ظفر در مبارزه امروز ملت است
- رضا صفایی سرمربی پرسپولیس شد
- پرهیزگار در آستانه مدال برنز جودو قرار گرفت
- تیم ملی شرایط خوبی ندارد اما کنار رفتن قلعه نویی هم به صلاح نیست
- کشتی در آستانه یک طلا و ۲ برنز؛ جودو به یک قدمی برنز رسید
- رژیم غذایی MIND از سلامت مغز در دوران سالمندی محافظت میکند
- داروهای کاهش وزن باعث کمبودهای تغذیهای در کودکان و نوجوانان میشوند
- اگر افسردهاید، مصرف غذاهای فوق فرآوریشده را کاهش دهید
- ردپای پزشک خانواده در بهبود کیفیت زندگی سالمندان
- ورزش نسخهای مؤثر برای تسکین درد است
- برگزاری مسابقه تیراندازی به مناسبت هفته ملی سالمندان و روز جهانی ناشنوایان در دشتستان
- جانشین مرزبانی بوشهر: تجلیل از خادمان امنیت ضروری است
- استان بوشهر ۱.۵ درصد تولیدات کشاورزی کشور را تأمین میکند
- جلالی: زیرساختهای پژوهشکده میگو تقویت شود
- حسین دهقانی رئیس هیئت انجمنهای ورزشی بوشهر شد
- مقاتلی: نظارت بر بازار باید واقعی و بازدارنده باشد
- معاون فرماندار تنگستان: سالمندی موفق نیازمند برنامه مدون است
- زیرساختهای ایمنی در بندر گناوه تقویت شود
- عسکری: تکمیل طرحهای کشاورزی دشتستان تسریع شود
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/09
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/09
- نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1408
- بازدید استاندار بوشهر، رئیس و اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس و نماینده دشتستان از سد دالکی
- ۵۰۰ میلیارد ریال برای ایمنی آبپخش؛ دو خودروی سنگین به آتشنشانی رسید
- جزئیات صدور مجوز فروش اینترنتی دارو در دوره گذار
- مسائل آب و کشاورزی دشتستان با حضور اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس بررسی شد
- اجرای مبحث ۱۹ ساختمان برای کاهش ناترازی انرژی در بوشهر
- بدرقه ورزشکار و مربی دشتستانی به مسابقات پارا آسیایی2026 ناگویا
- صدور مجوز واردات خودرو به منطقه آزاد بوشهر به رونق کسب و کارها کمک میکند
- نماینده انجمن گفتار درمانی ایران: برای سالمندی فعال باید از جوانی برنامهریزی شود
- پلتفرمهای طلا و نقره در ایران، فرصت هستند یا تهدید؟ / بالا رفتن تقاضا برای طلا ، به معنی واردات آن از خارج و مصرف ارز بیشتر است
- نفسگیری طلا پس از ریزش سنگین/ قیمت جدید طلای جهانی امروز ۸ مهر ۱۴۰۵
- قدرت امروز ایران حاصل ایمان، وحدت و تکیه بر دانش بومی است
- آقاجانی: مقابل تیم والیبال قطر تمام توانمان را گذاشتیم اما نشد
- جعفری: شکیبایی عملکرد خوبی داشت؛ امیدوارم دو جودوکار دیگر مدال بگیرند
- تکمیل سد دشتپلنگ گامی برای تأمین پایدار آب بوشهر


چاپ خبر

