امروز: پنجشنبه 08 مرداد 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 28 آبان 1391 - 09:15
در کوچک ملاقات خانه را باز کردم جمیله ناگهان گفت: ـ آه، موضوع خیلی مهمی را می خواهم برایت بگویم... پدر و مادرم نمی دانند می خواهم بگویم که می دانند، اما نه، به طور قطع همه چیز را نمی دانند...
در شمار دژخیمانی که دست به این جنایت می آلودند نقصانی پدید نیامده بود.
«الک» را درال بیار «بازجویی!» کرده بودند. «اودن را» در ال بیار خفه کرده بودند (دو نفر از سرشناس ترین مبارزان راه استقلال الجزایر که زیر شکنجه به قتل رسیدند).
و سه سال بعد باز هم درال بیار بود که جمیله گرفتار چنگال های خون آلود مردانی شد که اطمینانشان به کشک بودن هر نوع مکافات، آن ها را به مراتب بیشتر از جلادان سلف دیو خوی و حیوان صفت کرده بود زیرا، نشان به همان نشان که طولی نکشید سینه های ناپاکشان را در پاریس با مدال های لژیون دو نور منور ساختند.
در کوچک ملاقات خانه را باز کردم جمیله ناگهان گفت:
ـ آه، موضوع خیلی مهمی را می خواهم برایت بگویم...
خودش را به من نزدیک کرد:
ـ پدر و مادرم نمی دانند می خواهم بگویم که می دانند، اما نه، به طور قطع همه چیز را نمی دانند... بطری... آن ها این را نمی دانند.
خود من هیچ چیز به آن ها نگفته ام. این برای ما خیلی ناگوار و غیر قابل تحمل است...
با حرکتی بسیار شدید بار دیگر نشست:
ـ نمی دانم آیا هنوز هم «دختر» هستم یا خیر... می فهمی؟
بیهوش شده بودم. وقتی مرا دوباره توی سلول انداختند، خون آلود بودم.
جمیله بدون شک صدمین باری بود که این سوال را برای خودش مطرح می کرد.
ـ تو، تو چه فکر می کنی؟ فکر می کنی که من دیگر دختر نیستم؟ صادقانه برای من بگو... تو چه فکر می کنی؟...
من نگران کلماتی بودم که بدون شک پیش از جدا شدن از جمیله، باید به او می گفتم. باید او را مطمئن می کردم. باید حس اعتماد را در او به وجود می آوردم باید به او می گفتم که ما مبارزه را ادامه خواهیم داد، آری باید تمام این ها را به جمیله می گفتم. اما چطور می گفتم؟
جمیله بلوز دکولته اش را مرتب کرد. بندهای سرپایی اش را که جا تمسه هایی به رنگ طلا داشت بست، سرپایی اش شبیه به راحتی هایی بود که هنگام رفتن به دریا می پوشند. خود را آماده می کرد تا به سلولش برگردد.
من فقط توانستم به او بگویم:
ـ آب نبات می خوری؟ یک دانه توی کیف من هست...
جمیله تعارفم را رد کرد. او از صبح تا آن موقع روزه بود. تمام زندانیان سیاسی بار بروس در آن روز، روزه داشتند. این کار همیشه بعد از اعدام یکی از مبارزان الجزایری در باربروس معمول است و ساعت روزه از سحر آغاز می شود.
او را در آغوش خود فشردم.
ـ به امید دیدار تا فردا، جمیله من صبح خیلی زود به ملاقاتت خواهم آمد تا متن شکایت را نشانت بدهم.
در حالی که به عقب برمی گشت، چشمکی زد و سپس لغزید و به راه افتاد. از فاصله دور با وجود سرعتی که زن زندانبان در بازگرداندنش به سلول زندان به خرج می داد، با صدایی بسیار قوی و بلند فریاد کشید:
ـ حالا خیلی عالی است. تا فردا به امید دیدار ...
با پای پیاده به هتل بازگشتم و برای آن که زودتر برسم راه خاکریزی شده ای را که از باغ ملی وسط الجزیره می گذرد، میان بر کردم. وقتی وارد اطاقم شدم، یادداشت ها را جمع کردم و شروع به تنظیم شرح شکنجه های جمیله بوپاشا به ترتیب تاریخ و موارد آن ها نمودم.
قدم به قدم همراه پرونده جمیله
از شب دهم تا روز یازدهم فوریه 1960 خانه مسکونی بوپاشا در «دلی ابراهیم» (نزدیک الجزیره) مورد تصرف نیروهای انتظامی است.
عملیاتی که طی این تاریخ انجام می گیرد همراه با آرایش قوای نسبتا پر دامنه و مهمی است: نظامی ها با اعتماد به گزارش خبرچینان موسمی یقین دارند که می توانند «سی مراد» یعنی دو نفر از روسای سازمان سری خرابکاری جبهه نجات الجزایر را در این خانه دستگیر کنند.
اما جز افراد خانواده بوپاشا کسان دیگری را در این خانه پیدا نمی کنند؛ بوپاشاها با شنیدن دق الباب های بسیار شدید و ضربات لگد که به در کوفته می شود سراسیمه از خواب می پرند. ساکنان منزل عبارتند از: عبدالعزیز بوپاشا پدر خانواده که شصت و یک ساله و دارای سیمای مغرور رییس خانواده است و بعد زنش «زبیده عمروش» که 58 سال دارد، دو دختر خانواده، یعنی جمیله 22 ساله و نفیسه 20 ساله، عبدلی احمد شوهر سی ساله نفیسه که با خانواده زنش در یک جا زندگی می کند و بالاخره اطفال خردسال...
نظامیان فرانسوی همه آن ها را با بی رحمی تمام از بسترهایشان بیرون می اندازند.
جمیله مورد ایراد فحش های بسیار رکیک و آماج ضربات سیلی و مشت قرار می گیرد.
بوپاشای پیر را نیز کتک می زنند و او را در حضور همه افراد خانواده اش هل می دهند و کشان کشان به این سو و آن سو می برند، اطفال خردسال از شدت ترس، شیون های گوش خراش بر می آورند.
سروان «د...» تعیین سرنوشت خانواده بوپاشاها را شخصا به عهده می گیرد. او همان کسی است که از نخستین دقایق شروع عملیات، جمیله و پدرش را کتک می زند و آن قدر به این طرف و آن طرف هلشان می دهد تا نقش بر زمین شوند.
در این گیر و دار، نظامی ها مشغول «بازرسی» هستند. آن ها دوطغری نامه را همراهشان به خانه جمیله آورده اند که یکی از طرف «سی بختی» و نامه دیگر از جانب «سی جمال» دو مجاهد سرشناس الجزایری فرستاده شده است.
علاوه بر این، طوماری که حاوی عکس های بسیار کوچک است همراه دارند.
بدیهی است که اتکای به این مدارک برای خالی نبودن عریضه و حفظ صورت ظاهر اجرای احکام عدالت است اما در عین حال به نفع جیب های خودشان هم مبلغ 24 هزار فرانک پولی را که توی یک کیف پیدا شده و یک ساعت مچی متعلق به عبدلی احمد را می دزدند!
سفال های پشت بام را می کنند، تمام میز و صندلی ها و وسایل زینتی منزل را خرد می کنند و هر چه غذا و خوار و بار در خانه پیدا می شود به غارت می برند.
... البته تمام این کارها جزء بازرسی است، مثل تمام بازرسی های دیگری که در الجزایر صورت می گیرد.
تا ساعت 10 صبح در خانه جمیله می مانند و حال آن که جمیله و پدرش و عبدلی احمد داماد آن ها را از ساعت ها پیش سوار جیپ ها و کامیون های متعددی کرده اند که منزل را محاصره کرده بودند.
نخستین روز اقامت جمیله در مرکز بازداشتگاه ال بیار همین روز است.
از نخستین لحظه ورود جمیله به بازداشتگاه برخورد وحشتناکش با سروان «د» دفتر کار افسر اخیرالذکر شروع می شود: سروان «د» مصمم است اطلاع پیدا کند که «سی مراد» و «سی جمال» در کجا مخفی شده اند.
جمیله هیچ اطلاعی در این مورد ندارد. باران ضربات سیلی و مشت سروان «د» بر سر و روی جمیله فرود می آیند و سرش هر چند دقیقه یک بار با شدت تمام به دیوار کوبیده می شود.
در طبقه بالای مرکز بازداشتگاه جمیله را با شوهر خواهرش عبدلی احمد مواجهه می دهند. تا آن لحظه عبدلی احمد را سه ساعت تمام با وصل سیم های برق به بدنش مورد شکنجه قرار دادند و جمیله خطوط پهن و سرخ رنگی را که بر صورت شوهر خواهرش نقش بسته به طور وضوح می بیند.
او بدون اشکال زیاد قبول می کند که «برادران» را در خانه اش پناه می داده است اما به هیچ وجه در صدد لو دادن محل اختفای کنونی آن ها نیست...
منبع: رنج ها و نبردهای جمیله بوپاشا
به قلم: سیمون دوبووآر ـ ژیزل حلیمی
ترجمه ی: منصور تاراجی ـ حسن پویان

کانال تلگرام اتحادخبر

برچسب ها:
news

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز ومنطقه خلیج فارس
  • نهضت سبز در برازجان؛ آغاز احداث فضای سبز در خیابان شهید جوان
  • تقدیر از روند توسعه، تولید و حمایت از نیروی انسانی
  • ادغام شعب ۱ و ۲ تأمین اجتماعی شهر بوشهر انجام می شود
  • الزامات دیپلماسی پارلمانی متوازن با کشورهای عضو شانگهای و بریکس
  • توسعه روش‌های نوین در آزمایشگاه‌های مرجع سازمان غذا و دارو
  • توسعه استان بوشهر باید بر پایه اقتصاد دانش‌بنیان باشد
  • وضعیت پروژه‌های شیلاتی شهرستان گناوه بررسی شد
  • پیدا و پنهان کمبود داروهای اعصاب و روان
  • تمایل عراقی‌ها به استفاده از داروهای ایرانی
  • لواسانی: نظارت بر مجتمع‌های خدماتی رفاهی بوشهر تشدید شد
  • پتروشیمی جم؛ سنگر تولید در شرایط جنگ / اولویت‌بندی بازار داخل بر صادرات، نقشه راه دکتر اکبری برای حفظ امنیت صنعتی کشور
  • ۱۷ واحد صنفی در بوشهر به‌دلیل تبلیغات نامتعارف شناسایی و پلمب شد
  • طاهریان: اربعین امسال آمیخته با حفظ میدان برگزار می شود
  • برخی ورزش‌ها به بهبود کودکان اوتیسم کمک می‌کند
  • هرمز؛ میدان آزمون انسانیت گم شده ترامپ
  • بازسازی فرودگاه بوشهر آغاز می‌شود؛ وضعیت اتصال استان به خط ریلی
  • متیونین؛ کالای استراتژیک و نقطه ضعف صنعت ایران
  • درخواست کارگران پیمانکاری نیروگاه اتمی بوشهر برای پرداخت حقوق و حق بیمه بیکاری
  • حق مشروع ایران بر تنگه هرمز از منظر حقوق بین‌الملل
  • سه پایگاه آمریکا در کویت هدف مجدد حملات پهپادی ارتش قرار گرفت
  • بازنگری طرح هادی ۱۱ روستای استان بوشهر تصویب شد
  • بدون بازی تدارکاتی خارجی قهرمان شدیم/والیبال ایران شرایط منصفانه نداشت
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/05/01
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/05/01
  • تاکید کمیسیون امنیت ملی مجلس بر آمادگی دفاعی و حمایت از نیروهای مسلح
  • هشدار از مجمع بوعلی؛ چالش خوراک و انرژی، آزمون بزرگ مدیریت و آینده نامشخص تولید و سوآوذی شرکت
  • امام جمعه بوشهر: ظرفیت‌های اقتصادی جنوب کشور فعال شود
  • مدیرکل ورزش و جوانان بوشهر: استعدادیابی و آموزش در دستور کار است
  • یوسفی: انتقام از دشمن برای ما امنیت‌ساز و اقتدارآفرین است
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • قرعه کشی مرحلی پلی آف لیگ دسته دوم کشور/ شاهین عامری میزبان دور برگشت شد
  • پیگیری پروژه‌های راهبردی راه دشتستان؛ از روند تکمیل بزرگراه دالکی–کنارتخته و تکمیل بزرگراه برازجان–اهرم تا تقاطع غیرهمسطح وحدتیه و راه‌آهن بوشهر شیراز
  • دستگاه سونوگرافی و OPG در پلی‌کلینیک تخصصی امام موسی کاظم(ع) برازجان به بهره‌برداری رسید
  • «فرهنگستانِ آرام‌سازیِ درد»
  • ۱۰۴ هزار بوشهری زیر چتر بهزیستی/ اختلافات خانوادگی و اعتیاد در صدر بحران‌های اجتماعی
  • قدرت ملّی، زیربنای هر انتقام مؤثر است
  • تکیه بر تجربه؛ مجید خدابخش سکان هدایت توسعه پلیمر پادجم را به دست گرفت
  • توسعه ورزش بدمینتون در بوشهر، اولویت رده‌های پایه و ساحلی
  • ماتادورها «کله» خروس‌ها را کندند/اسپانیا اولین فینالیست جام بیست‌وسوم
  • ورزش همچنان کلید داشتن قلبی سالم‌تر است
  • ۲۷۲ مصوبه رفع مشکلات بنگاه‌های اقتصادی استان بوشهر ابلاغ شد
  • عبور پارس از بحران جنگ با ۱۳۳ همت فروش/ وعده مدیرعامل: واردات بنزن تا مرداد و شتاب در پروژه‌های PDH و PP
  • .: ح. ح. نیکنام 1 روز قبل گفت: بسیار عالی 👌🌹 ...
  • .: بهار 1 روز قبل گفت: 🤲🤲🤲 ...
  • .: فعال محیط زیست حدود 2 روز قبل گفت: از توجه حضرتعالی به ...
  • .: وعده وعید کافیه حدود 5 روز قبل گفت: یادمه پارسال همین استاندار ...
  • .: فروشگاه لیان کلاسیک حدود 9 روز قبل گفت: آنتن دهی وحشتناک خرابه ...
  • .: احسانی فر حدود 10 روز قبل گفت: دشتستان و قطعا استان ...
  • .: اوا فقینه ژاد حدود 12 روز قبل گفت: ا کا دمی زبان ...
  • .: ... حدود 16 روز قبل گفت: درود بر شما🙏 ...
  • .: پتروشیمی ها حدود 17 روز قبل گفت: درود بر همکاران عزیز ...
  • .: ح. ح. نیکنام حدود 19 روز قبل گفت: احسنت 👌👏👏💐 ...