امروز: جمعه 15 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 15 فروردين 1395 - 15:40
اتحادخبر: جوری دل و دین از مردم برده که همه آرزو دارند همه روزهای هفته جمع باشد. حتی حاضرند غروب های دلگیر جمعه را هر روز تحمل کنند ولی هر شب به تماشای آن بنشینند.

ویژه نامه نوروزی روزنامه قانون - پدرام ابراهیمی: جوری دل و دین از مردم برده که همه آرزو دارند همه روزهای هفته جمع باشد. حتی حاضرند غروب های دلگیر جمعه را هر روز تحمل کنند ولی هر شب به تماشای آن بنشینند. اورژانس و آتش نشانی تهران اعلام کرده اند، از هر 10 تماسی که با این سازمان ها برقرار می شود، 9 تایش به خاطر واکنش های هیجانی و عاطفی مردم به این سریال است که یا کله خود را از فرط شوق به صفحه تلویزیون کوبیده اند یا انگشت حیرتشان در دهانشان گیر کرده و بیرون نمی آید.

سریالی که صاحب نظران آن را نقطه اتصال تاریخ، هنر، دیالوگ نویسی و هیپنوتیزم می دانند. منتقدان اما عقیده دارند اگر نویسندگان این سریال در کنار ارائه دقیق اطلاعات تاریخی، کمی هم دیالوگ ها را زیرپوستی تر می گرفتند، به جایی برنمی خورد. البته این چیزی از ارزش تاریخی و هنری این سریال نمی کاهد. حالا یکی از عوامل فیلم که حقوقش به موقع پرداخت نشده، و ما از افشای نامش معذوریم، سناریوی فصل دوم این سریال را در اختیار ما قرار داده که ما گوشه هایی از آن را در اینجا به صورت اختصاصی منتشر می کنیم.

1- روز- داخلی- دفتر نخست وزیر ایران

محمدعلی فروغی دارد با چند تن از نمایندگان مجلس ملی صحبت می کند.

فروغی: «آقایان! ما از طرف آمریکا و لژهای فراماسونری بین شما پول تقسیم کردیم که اینطور منفعل باشید؟ آخه خیانتی، جنایتی، چپاولی، چیزی! فقط نشسته اید در مجلس و قوانین ضدملی تصویب می کنید که این اصلا کافی نیست.»

نماینده اول: «جناب نخست وزیر، ما دوست داریم خیانت کنیم ولی این خاندان سلطنتی نشسته سر دیگ خیانت و نمی ذاره حتی ته دیگش به ما برسه.»

(بقیه اقایان با سر و پیپ تایید می کنند)

نماینده دوم: «بنده میگم حالا که تمام نفت و معادن و انبارهای غله کشور رو دودستی تقدیم اربابان چشم آبیمون کردیم، بیایم ابتکاری جدید به کار ببندیم و دارایی های غیرمادی مون رو هم در اختیارشون بگذاریم.»

فروغی: «مثلا چه دارایی هایی؟»

نماینده دوم: «مثلا غیرت، شرف و آبرومون رو.»

فروغی: «دارید مهمل می بافید آقا! مگه ما غیرت و شرف و آبرو داریم؟»

نماینده دوم: «آخر راست می گید. اصلا حواسم نبود. مرسی، اَه!»

2- روز- خارجی- خیابان لاله زار

شاه و همراهان با ماشین های اسکورت دارند از خیابان عبور می کنند و مردم در دو طرف خیابان به تماشا ایستاده اند و هر کس شصت پایش را از پیاده رو وارد خیابان می کند، سربازان پایش را قلم می کنند.

مردم یک: «کشور در فقر و فلاکت و قهقرا دست و پا می زنه، اونوقت شاه مملکت سوار ماشین لوکس میشه.»

مردم دو: «شاه؟! هه! بگو نوکر آمریکا. نوکر انگلیس. نوکر نروژ. مردکه... (اینجا، بازیگر را شور ملی بر می دارد و سخنان غیرتمندانه ای بر زبان می آورد که در سناریو نیامده بود).»

مردم سه: «آقا این حرفارو نزنید. به گوش دژخیمای شاه برسه، می گیرد از گوشتتون کباب کوبیده درست می کنن.»

مردم یک: «یعنی توقع داری در مقابل این همه جور و ستم ساکت بمونیم؟»

مردم دوم: «و توقع داری چنین شاه ظالم و دیکتاتوری رو نفرین نکنیم؟»

مردم سه: «شما من رو از خواب غفلت بیدار کردید. مرسی، اَه!»

3- شب - داخلی - کاخ سعدآباد

محمدرضا پهلوی دارد در اتاق کار خود با خواهرش (اشرف) صحبت می کند.

اشرف: «من می خوام با یکی دیگه از درباریا روابط خارج از عرف برقرار کنم. گفتم بدونی.»

محمدرضا: «می دونم روابط نامشروع توی ژن ماست ولی تو دیگه شور ماجرا رِ درآورید. بهت اجازه نمیدم اینکارو کنی.»

اشرف: «هاها! من ازت اجازه نگرفتم. فقط گفتم که بدونی. همین.»

محمدرضا: «ناسلامتی من شاه این مملکتم.»

(اشرف قاه قاه و با صدای جیغ مانند می زند زیر خنده)

اشرف: «شاه؟! نکنه خودتم باورت شده! نوکر حلقه به گوش ام.آی. سیکس باورش شده شاهه!»

محمدرضا: «خیله خب! دوست نداریم سمت واقعیمون رِ هی یادمون بندازی.»

اشرف: «راستی! همین یه ربع قبل سه تن تریاک وارد کشور کردم و دادم مامورای ساواک بین جوونا پخش کنن.»

محمدرضا در حالی که بغض کرده: «گفتی تریاک یاد بابا افتادم. اشرف؟»

اشرف: «هان؟»

محمدرضا: «خواهش می کنم در وارد کردن مواد مخدر به کشور، کمی هم به فکر تاج و تخت ما باش. اگه روزنامه ها بفهمن می دونی چی میشه؟»

(اشرف خنده ای بسیار بی دین و ایمان سر می دهد)

اشرف: «بانمک شدی! روزنامه نگار؟ (هاهاها) مگه چیزی به اسم روزنامه نگار باقی گذاشتی؟ همه یا تو زندانن، یا قبرستون یا آدمای خودتن.»

محمدرضا: «فعلا که من حتی عرضه کنترل کردن خانواده خودم رو هم ندارم. هر کاری دوس داری بکن. مانعی نداره.»

اشرف: «مرسی، اَه!»

4- روز- خارجی- کوچه پس کوچه های تهران

دختر چادری با سبدی پر از سیب سرخ در حال عبور از کوچه است. پسر نجیب و ازدواجی ای از سر کوچه می پیچد داخل کوچه. دختر قبل از این که پسر نزدیک شود، سیب ها را قل می دهد روی زمین.

دختر: «آخ!»

پسر: «اجازه بدید کمکتون کنم.»

دختر: «شما به جای کمک، خانوادتونو بردارید بیارید با پدرم صحبت کنن. ما باید توطئه آمریکایی- صهیونیستی کنترل جمعیت این شاه ملعون رو خنثی کنیم.»

پسر: «نفستون از جای گرم بلند میشه ها. آخه با گوشت کیلویی چاهاااااارررر تومن مگه میشه زن گرفت؟»

دختر: «خب سویا می خوریم. البته در این که این رژیم بی کفایت و وطن فروش، مردم رو تو سختی انداخته شکی نیست ولی من شرایط شما رو درک می کنم و بیا!»

پسر: «باشه پس آخر هفته با پدر و مادرم میام که خانواده هه رو تشکیل بدیم و خلاصه در خدمت باشیم.»

دختر: «فقط لطفا روز خواستگاری، فامیلای بدتیپ و دِهاتی توی خونه ما نیان. مرسی. اَه!»/ص



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
  • راهپیمایی یوم‌الله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
  • استقامت بدون تدبیر، شجاعت نیست
  • بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
  • انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
  • وزارت نفت از نقش‌آفرینی بخش خصوصی در تصمیم‌سازی انرژی استقبال می‌کند
  • آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
  • آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
  • پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصه‌های مختلف حمایت خواهد کرد
  • زاهدی‌فرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا می‌شود
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/13
  • موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایه‌گذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
  • ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانش‌آموزان است
  • زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
  • مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر: ساخت خوابگاه دانشگاه فرهنگیان تسریع شود
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به پرونده مسکن ایثارگران برازجان ورود کرد
  • خاموشی یک صدا در قلب رسانه؛ در سوگ امید غضنفر
  • رئیس پلیس راهور استان بوشهر معارفه شد
  • تلف شدن خرس ماده بر اثر تصادف در بزرگراه شیراز-اصفهان
  • سرمایه‌گذاری گردشگری راهی برای حفظ فرهنگ شیراز است
  • وقتی قرار است آموزش سبک زندگی، فشار تازه‌ای بر دوش خانواده‌ها بگذارد!
  • شرایط جدید انتخاب مسئول ایمنی در کارگاه‌های فارس اعلام شد
  • ۱۳ نفر طی دو تصادف رانندگی در شیراز مصدوم شدند
  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • رازهای قرآنی شعر حافظ؛ از عشق الهی تا حقیقت‌جویی
  • نقد و بررسي کتاب آواز دانه ها
  • .: یسنا پوزش حدود 5 روز قبل گفت: خیلی خوب ...
  • .: محمد حدود 13 روز قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 15 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 15 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 17 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 18 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 23 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 26 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 29 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 1 ماه قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...