امروز: شنبه 02 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 04 آذر 1403 - 08:03
اختصاصی اتحادخبر؛

اتحادخبر-احمد خواجه حسنی: هر طفلی با عشق پا به عرصه وجود می گذارد ولی در طول مسیر آن را گم می کند جایی در مسیر رشدش، تعلیم و تربیت، جامعه و فرهنگ نقش عمده ای را در این روند بر عهده دارند و ما به نوعی مسبب این محرومیت هستیم ما به او نمی آموزیم که چگونه عشق بورزد، ما به او می آموزیم که چطور در مقابل آن جبهه بگیرد، چگونه از آن بر حذر باشد...

قصه ناگفتنی عشق

احمد خواجه حسنی

هر طفلی با عشق پا به عرصه وجود می گذارد ولی در طول مسیر آن را گم می کند جایی در مسیر رشدش، تعلیم و تربیت، جامعه و فرهنگ نقش عمده ای را در این روند بر عهده دارند و ما به نوعی مسبب این محرومیت هستیم

ما به او نمی آموزیم که چگونه عشق بورزد، ما به او می آموزیم که چطور در مقابل آن جبهه بگیرد، چگونه از آن بر حذر باشد، ما به او می آموزیم که عشق خطرناک است، ما به او می آموزیم که بد گمان شود، پر از تردید و شک باشد ما به او یاد می دهیم که باید این طور شود زیرا در غیر این صورت دیگران از او سوء استفاده خواهند کرد ما به او می گوییم که دنیا سرشار از نیرنگ و خدعه و عدم صداقت است و این مطلبی است همه جایی، و اگر او مواظب نباشد دیگران سرش کلاه می گذارند و لختش می کنند ما به او می گوییم که دزدان در همه جا در کمین اند اما از این واقعیت که خداوند همیشه و در همه جا حضور دارند غافلیم!

وقتی این گونه و با این روش بچه ها را تربیت می کنیم و پرورش می دهیم آن وقت نمی توانیم عشق را به آن ها بیاموزیم چون عشق خطرناک است، عشق یعنی پذیرفتن یعنی اعتماد، و مظنون بودن یعنی اینکه همواره مراقب باشید که کسی چیزی از شما ندزدد، هوشیاری دائمی، گویی که هر لحظه از هر طرف به شما حمله خواهد شد، به این ترتیب قبل از اینکه حمله ای رخ بدهد شما خود یک مهاجم می شوید و این روش را بهترین راه مراقبت از خود می دانید.
وقتی بچه ای آموخت که اینگونه رفتار کند می گوییم حالا او بالغ شده است در حالی که حالا توانایی عشق ورزیدن او را کاملا از بین برده ایم از این به بعد او همواره سعی می کند تا در اطرافش فقط دشمن ببیند و وقتی او حتی به پدرش هم شک می کند می گوییم حالا صلاحیت ورود به جامعه را پیدا کرده می گوییم دیگر او یک بچه نیست و کسی نمی تواند سرش کلاه بگذارد، و متاسفانه حالا اوست که سر دیگران کلاه می گذارد!
در یک فرآیند جامعه پذیری نامطلوب و جامعه ستیز در بطن یک جامعه ستم پذیر و سیاست زده، هر کودک ضمن بزرگ شدن خودش را از انواع چیزهای مادی مثل خانه، پول و غیره درگیر می کند تا به وسیله انها از خودش حفاظت کند او ترتیبی را می دهد که امنیت خودش را حفظ کند و آماده دفاع هر حمله ای از هر طرف باشد ولی در میان این ترتیبات ما فراموش می کنیم که همه درها را به روی خودمان بسته ایم حتی جلوی وجود عشق را نیز سد کرده ایم
ما به کودکان می آموزیم که چگونه خودخواه و خودمحور شوند
ما به فرزندان مان راه های کسب شهرت، غرور و اعتبار را می آموزیم ما دائما آنها را سرزنش کرده و مورد شماتت قرار می دهیم که مبادا کاری کنند که اعتبار خانوادگی و شهرت ونام مان به خطر بیفتد
ما به آنها می آموزیم که بجنگد، رقابت کند، جاه طلب باشد و همواره اول باشد مهم نیست به چه بهایی...

ما به فرزندمان سیاست می آموزیم، ما از او یک سیاست مدار می سازیم
 چگونه ممکن است در سیاست عشق وجود داشته باشد؟ سیاست لبریز از تضاد، نفرت و رقابت است و شما وقتی که می خواهید فرزندتان یکه تاز بار بیاید غیر مستقیم به او نفرت، خصومت و کینه توزی را آموخته اید
شما فرزندتان را طوری می پرورید که پول به دست بیاورد مقام بالایی در دستگاه های دولتی کسب کند شما هر آن چه می توانید می کنید که او یک انسان نشود.
به این ترتیب عشق گم شده است، به مرور رابطه کودک با خودش مخدوش می شود، به مرور ارتباطش با قلبش قطع می شود، او یک زندگی بی ریشه را آغاز می کند، سرگردان به این طرف و آن طرف می زند در جستجوی گم شده اش، و خودش نمی داند که چه را گم کرده است؟
او خیلی کوچک بوده، خیلی جوان، وقتی که شما تعلیم اش دادید که از عشق دوری کند او اصلا نمی دانسته که شما با او چه می کنید، او به شما اطمینان داشته باوری کامل به گفته های والدینش...
او شروع کرده است به انطباق دادن خودش با جامعه، با فرهنگ. او نصایح بزرگ تر ها و معلمین اش را دنبال کرده و هرگز نمی دانسته که چه اتفاقی افتاده است،
در جهل رابطه اش با خودش قطع شده و در ناخودآگاهش، ریشه هایش گسسته شده اند.

و اما عشق تجربه ای است که در آن تمام ناخالصی های شما زدوده می شود و تمامی درهایتان باز می شود آن وقت هر که بر درتان ایستاده باشد نه دشمن است و نه دوست، بلکه یک محبوب است و شما در را بر او می گشایید

عشق اما روزگار مدیدی است در جامعه ما گم شده است، به محض اینکه تعلقات مادی شما بیشتر و بیشتر شود شروع می کنید به گم کردن عشق، این جهنم است این انتهای نردبان است که در مادیات فرو رفته
به گواه اشو، تنها به دنبال عشق باشید باقی چیزها خود بخود به دنبال آن می آیند.

پ ن ؛
قصه ناگفتنی عشق اثر باگو آن راجنیش اُشو



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1403/09/04 - 17:00
0
2
بسیار زیبا نگاشته شده است
1403/09/04 - 16:17
1
0
با سلام محضر استاد بزرگوار، بجای عشق لطف کنید مانند دوران دولت قبل از معیشت و گرفتاری ها هم بگویید.
پاسخ: جناب استاد خواجه حسنی همواره از دردها گفته و نوشته اند. این دولت و آن دولت هم ندارد.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • در آبان پیش‌رو با احتیاط بیشتری رانندگی کنیم
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • واحد پلی‌اتیلن متوسط و سنگین آریاساسول رکورد تولید ۲۴ ساعته را شکست
  • سود خالص پتروشیمی زاگرس در نیمه نخست ۱۴۰۵ به ۴.۴۳ همت رسید؛ ۲.۷ برابر کل سود سال گذشته
  • دبل پیروزی دشتستان در لیگ تیراندازی استان بوشهر؛ درخشش تیم‌های الف و ب در هفته سوم
  • رشد ۶۹ درصدی سودآوری پتروشیمی پارس
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/02
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/02
  • تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت می‌بخشد
  • نوشیدن چای خطر بیماری‌های عروقی را کاهش می دهد
  • تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت می‌بخشد
  • مخازن سبز عسلویه؛ بزرگ‌ترین مرکز ذخیره‌سازی پتروشیمی خاورمیانه بدون کوچک‌ترین آلودگی
  • اچ‌اس‌ئی پلاس در آریاساسول؛ حرکت به‌سوی مدیریت هوشمند و پیش‌بینانه ریسک
  • تشریح عوامل بالقوه بروز مسمومیت و راه های پیشگیری
  • گوجه فرنگی پخته شده خطر سرطان پروستات را کاهش می دهد
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • افتتاح و بازدید از ساختمان اداری منطقه آزاد بوشهر با حضور مسئولان ارشد کشور و استان / تصاویر اختصاصی اتحاد خبر
  • محبی: توانمندسازی فرهنگی و تحصیلی دانش‌آموزان اولویت دارد
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • فرزانگی در عصر تفرقه
  • در آبان پیش‌رو با احتیاط بیشتری رانندگی کنیم
  • بازدید استاندار و دبیر شورای عالی مناطق آزاد کشور از شرکت‌های مستقر در منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی بوشهر
  • فخرالسادات حسینی نایب‌قهرمان تفنگ شد و نوشین پی‌خسته بر سکوی سوم تپانچه ایستاد
  • از هشدار تا آمادگی، پیش از آنکه سیل برسد
  • پیام وزیر ورزش و جوانان به مناسبت روز تربیت‌ بدنی و ورزش
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • مهاجم تیم ملی فوتبال مصدوم شد
  • اقدامات قضایی در برخورد با کالاهای سلامت‌محور غیرمجاز
  • حضور دروازه‌بان استقلال در ترکیب هفته لیگ نخبگان آسیا
  • اسکواش ایران با ترکیب چهار نفره راهی قهرمانی آسیا می‌شود
  • دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونه‌های حفاظت‌شده در منطقه شکارممنوع دشتستان
  • درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان انتظامی
  • وقتی صنعت کنار پدافند ایستاد/تقدیر ویژه پدافند هوایی ارتش از مدیر عاملی که تمام جنگ رمضان را در شرکت ماند
  • استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • روز جهانی دریانوردی و به یاد شهدای شناور «دلیر»
  • یک سال گذشت؛ سهم توانیابان بوشهر از تغییر و تحول مدیریتی چه بود؟
  • برداشت خرما در حمیدیه
  • 🎥ویدیو/دستاورد پزشکیان در نیویورک؛ روایت تازه‌ای از قدرت ایران
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • آمریکا مقابل ملتی ایستاده که از چیزی جز خدا نمی‌ترسد
  • اخلاق اداری؛ جایی که اعتماد عمومی آغاز می‌شود
  • ارتش امسال از مسیر کنکور سراسری دانشجو جذب می‌کند
  • آباده باید به قطب رویدادهای جهانی منبت تبدیل شود
  • رگِ گردن؛ برای مردم یا برای جناح؟
  • .: محمد حدود 19 ساعت قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 2 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 2 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 5 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 6 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 11 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 14 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 17 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 20 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 25 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...