- پیام مدیرعامل پتروشیمی پردیس به مناسبت روز ملی حراست
- ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
- سعد آباد قهرمان والیبال زیر 15 سال استان بوشهر شد
- بررسی و تعیین تکلیف اماکن سطح استان به منظور معرفی به کارگروه مولد سازی استان بوشهر
- ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
- برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غولها برای فینال
- دوئل آرژانتین و انگلیس؛ خاطرات ۱۹۸۶ و گل «دست خدا» زنده میشود؟
- ظهور قدرتهای جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
- یادگیری زبانها میتواند مغز را جوانتر کند
- نوشیدن قهوه ممکن است خطر ابتلا به بیماری کبد را کاهش دهد
اتحادخبر - صفیه مهدوی:از وقتی چشم باز کرده بود خودش بود و مادرش روزهای کودکی را در عالم خیالی سپری می کرد و گهگاهی برای اینکه اوهم پدری داشته باشد که اورا در آغوش بگیرد و شبها مثل دایی هایش که با دستهای پر به خانهاشان می روند به خانه بیاید دلش تنگ می شد بعد از مدتی بهانه بابا را می گرفت و مادر قول می داد که حتما دوباره به ...

صفیه مهدوی
از وقتی چشم باز کرده بود خودش بود و مادرش روزهای کودکی را در عالم خیالی سپری می کرد و گهگاهی برای اینکه اوهم پدری داشته باشد که اورا در آغوش بگیرد و شبها مثل دایی هایش که با دستهای پر به خانهاشان می روند به خانه بیاید دلش تنگ می شد بعد از مدتی بهانه بابا را می گرفت و مادر قول می داد که حتما دوباره به دیدن بابا خواهند رفت
راه خیلی دور بود وسیله هم در آن نقطه دور افتاده کمیاب
بعد از مدتها قول و قرار بالاخره مادر یکی از دایی ها یا مادر بزرگ را راضی می کرد که تا کرج همراهیشان کنند اخر راه خیلی دور بود وآن زمانها برای یک زن جوان همراه کودکی خردسال مسافرت تا کرج امکانپذیر نبود
از نقطه دور افتاده ای از جنوب ساک در دست و با شور و اشتیاق راه می افتادند یکی دو بار وسیله عوض می کردند تا به شیراز برسند شیراز از اتوبوس که پیاده می شدند بدون درنگ دنبال بلیت کرج یا لااقل تهران بودند
شب در اتوبوس مادر وسط راهرو پتو پهن می کرد و دخترک را می خوابانیداز اتوبوس که پیاده می شدند تا به درِ زندان برسند خرد و خسته شده بودند
اینجا تازه اول مکافات بود
باید در صف طولانی ملاقات بایستند او نمی دانست چرا فقط او و مادرش در صف هستند و همراهشان را راه نمی دادند اخر خیلی کوچکتر از آن بود که معنای فامیل درجه یک را بفهمد بعد از مدتی در صف ایستادند انهارا وارد سالنی می کردند درِ سالن اتاق تفتیش بود و خانمی به سراندرپای او دست می کشید اصلا از این کار خوشش نمی امد اخر خجالت می کشید بعد نوبت به مادرش می رسید که خانم چادری سراندرپای مادرش را هم دستمالی کند از اتاقک که بیرون می امدند روی نیمکت های توی سالن کنار بقیه به انتظار می نشستند خیلی خسته شده بود تازه گشنه اش هم بود مادر فقط یک شیشه اب همراه داشت که خانم اتاقک سرش را باز کرده و ان را بوییده بود از ان زن بدش می امد مدتی که گذشت همه بلندشده از سالن بیرون امده در صف ایستادند بعد به نوبت سوار مینی بوسی شدند چقد این مینی بوس را دوست نداشت پنجره هایش همه سیاه بود نمی توانست بیرون را ببیند
مینی بوس بعد از کلی چرخ خوردن بالاخره ایستاده پیرمرد و پیرزن ها با اه و ناله و اف و نال کنان پیاده می شدند او و مادرش هم پیاده شدند این جا هم مثل همه
آن جاها پر بود از ادمهای تفنگ بدست ازشان می ترسید و پشت مادرش قایم میشد مادر دستش را گرفت و در حالی که هیچکدام نایی برایشان نمانده بود به یک سالن دیگر برده شدند انجا هم نیمکتهایی بود که باید به انتظاربنشینند و نشستند
بعد از چندی تعدادی را بداخل راهرو بردند تا اینکه نوبت انها هم شد با عده ای وارد راهروی دراز و باریک شدند مانند دفعات قبل هرکسی در یک جای جاکمدی مانندی می ایستاد که نصف بالایش شیشه بود او و مادرش هم در یکی از همین جاها ایستادند مادرش چیزی را از روی دیوار برداشت و شروع به حرف زدن کرد او با دقت به مادرش نگاه می کرد بعد مادر وسیله را به او داد و گفت باباخسرو هست باهاش حرف بزن مثل دفعات قبل از توی آن صدای مهربانی بیرون می امد که قربون صدقه اش می رفت خیلی صدا را دوست داشت او فقط لبخند می زد بعد مادر آن را ازش گرفت و دوباره خودش حرف زد هنوز خیلی حرف نزده بود که همان مردان تفنگ بدست امدند و گفتند باید بروند مادر وسیله را همان بالا گذاشت و دست او را گرفت بیرون امدند مادر با اینکه از خستگی حال نداشت با ذوق و خنده گفت عزیزم باباخسرو را دیدی و او سرش را پایین می انداخت و لبخند می زد در تمام مسیر برگشت تا خانه همش فکر می کرد چرا بابای او مثل بابای بقیه بچه ها نیست اخه باباها دست و پا داشتند راه می رفتند چرا بابای او اینجوری بود ولی هیچ نمی گفت اخر مادر خسته تر از ان بود که به او و حرفهایش توجه کندبا سختی ها و خستگی های بیشتری مسیر برگشت را طی می کردند تا به خانه برسند تا چند روز مادر سرحال بود و حرف می زد بعد کم کم کسل می شد و زندگی هم دوباره خسته کننده و تکراری می شد
تا باز بعد چند ماه دوباره مادر تلاش می کرد و پی جور می شد کسی را همراه کند که به ملاقات بروند همبازی هایش را می دید که از سر و کول باباهایشان بالا می روند و بازی می کنند دلش می گرفت دلش می خواست اوهم بابایی داشت که اورا در اغوش می گرفت کاش لااقل بابای من دست داشت غمگین می شد ولی زود فراموش می کرد
هروقت پاپیچ مادر می شد که کی می رویم پیش بابا خسرو مادر با چشمهای خیس می گفت راه طولانی و هزینه زیاده چقدر این چند سال این راه را بروم خدایا اه می کشید و گریه می کرد او هم از گفته پشیمان می شد
بعد از مدتی یک شب مادر در حالی که چشمانش برق می زد گفت می دونی که فردا می خواهیم به ملاقات بابا خسرو برویم خوشحال شد رفت توی بغل مادرش و صورتش را بوسیدمادرهم او را غرق بوسه کرد گفت دایی محمد مارا می برد آن شب تا دیر وقت خواب نرفت هم خوشحال بود هم دوست نداشت سوار ماشین بدون پنجره بشود و هم خیلی خسته و گشنه بشود
دایی گفته بود برای اینکه خیلی خسته نشویم زودتر راه می افتیم که یک شب را استراحت کنیم
وقتی به کرج رسیدند دایی گفت باید با تاکسی تا مسافرخانه برویم شب استراحت کنیم فردا که نوبت ملاقات هست صبح خیلی زود حرکت کنیم که سر موقع درِ زندان باشیم
از تاکسی که پیاده شدند دایی ساک را برداشت مادر دست دخترک گرفت از کوچه ای که رد شدند مادر گفت این درِ مسافرخانه است و باهم داخل شدند در بدو ورود دخترک مردی را دید که پشت میزی نشسته بود و دید چیزی مثل باباخسرو روی میزش است بطرفش دوید و باسرعت ان را برداشت داد زد مامان بدو که بابا خسرو را پیدا کردم مرد پشت میز دستش را گرفت و گفت دختر با گوشی تلفن چکار داری گوشی را گرفت و سرجایش گذاشت
تازه ترین خبرها
- سعد آباد قهرمان والیبال زیر 15 سال استان بوشهر شد
- بررسی و تعیین تکلیف اماکن سطح استان به منظور معرفی به کارگروه مولد سازی استان بوشهر
- ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
- برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غولها برای فینال
- دوئل آرژانتین و انگلیس؛ خاطرات ۱۹۸۶ و گل «دست خدا» زنده میشود؟
- ظهور قدرتهای جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
- یادگیری زبانها میتواند مغز را جوانتر کند
- نوشیدن قهوه ممکن است خطر ابتلا به بیماری کبد را کاهش دهد
- ارتباط غذاهای فوق فرآوری شده با تفاوتهای مغزی در خردسالان
- آیا دوچرخه سواری و دویدن به زانو آسیب می زند
- جزئیات نامهای با مضمون افزایش تابآوری نظام دارویی کشور
- تسریع در پرداخت وام ۵۰۰ میلیون تومانی مسکن روستایی در بوشهر
- کارفرمایان بوشهری پیشگامان تحقق رشد اقتصادی هستند
- توسعه پروژه مولد میگوی عاری از بیماری در بوشهر شتاب میگیرد
- نخستین پرواز فرودگاه بوشهر پس از چهار ماه انجام شد
- جزئیات حملات دشمن به ۵ شهرستان استان بوشهر
- استاندار بوشهر: خاموشی های برق در استان به حداقل برسد
- عناوین روزنامههای امروز1405/04/21
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/04/21
- استقبال وزیر امور خارجه عمان از عراقچی
- بقائی: ملت ایران قدردان ایستادگی و فداکاری مدافعان وطن است
- بوشهر در آستانه دمای ۵۰ درجه؛ مدیریت مصرف برق کلید عبور از پیک تابستان
- عراقچی وارد مسقط شد
- جرقهای برای نجات اقتصاد؛ خاموشی فلرها روشنایی زمستان میشود
- کالابرگ کدهای ملی ۳، ۴، ۵ و ۶ شارژ شد
- کمبود عرضه در بازار بنزین و گازوئیل جهان
- ترک سیگار ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد
- عوارض دندانقروچه را جدی بگیرید
- بازی ویدیویی میتواند افسردگی را در چند دقیقه تشخیص دهد
- کمبود ویتامین B۱۲ ممکن است روند زوال مغز را افزایش دهد
- کاهش هزینه های درمان از مسیر ایمنی غذا
- نمک های رنگی با طعم سرطان
- چنگ خروسها به صورت شیران اطلس/فرانسه از خطر گریخت و به نیمه نهایی رفت
- تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجامجهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
- تصمیم پرسپولیس ۳۰۰ میلیارد هزینه دارد/ مخالفت چند بازیکن با جدایی
- بازی استقلال با افکار عمومی به خاطر پرسپولیس/ هیچ قراردادی ثبت نمیشود
- اسپانیا از سد بلژیک گذشت؛ تقابل جذاب با فرانسه در نیمهنهایی
- ۲۲۰۰ بازرسی از واحدهای صنفی دشتستان انجام شد
- جلیلی: آمریکا نشان داد مذاکره را پوششی برای فشار و حمله میداند
- قالیباف: کسی میتواند با آمریکا مذاکره کند که آماده جنگ باشد
- بقائی: درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشتیم
- غریبآبادی: امارات باید پاسخگو باشد
- تنها راه، پایبندی دو طرف به تعهداتشان ذیل یادداشت تفاهم اسلام آباد است
- هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، خبیث و نجس است
- ۲۰۰ مددجوی عسلویه از خدمات رایگان بیناییسنجی بهرهمند شدند
- تولید سالانه ۵ میلیون بچهماهی دریایی در بوشهر هدفگذاری شد
- تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجهای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج میشود
- اجرای ۲ عملیات همزمان توسط پلیس بوشهر؛ ۳۴ کیلوگرم تریاک کشف شد
- حجت الاسلام جمالی: رهبر شهید فصلی نوین در ایستادگی و مقاومت گشود
- مراسم عزاداری امام شهید امت در مصلای جمعه بوشهر برگزار شد


چاپ خبر

