امروز: پنجشنبه 04 مرداد 1403
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 14 تير 1402 - 08:36
گفتگوی اتحاد خبر با فریده فهیمی نویسنده دشتستانی به مناسبت روز قلم:

اتحادخبر- زینب رنجکش: به مناسبت روز پاسداشت قلم، با دبیر ستون ادبیات داستانی اتحاد جنوب که از اولین روزنامه نگاران زن دشتستان و دارای آثار فاخری می باشد به گفتگو نشستیم.  برای خواندن این گفتگو با ما همراه باشید.. سه کتاب و ۶۰ مقاله و یادداشت از من چاپ شده است.. معمولا قلم به دستان تاکنون چیزی برای خودشان نداشته اند خصوصا در حوزه مطبوعات...

اتحادخبر- زینب رنجکش: از آخرین باری که داستان نویسی می کردم حدودا یک سال می گذرد، به یاد دارم داستان هایم را برای دبیر ستون ادبیات هفته نامه اتحاد جنوب می فرستادم تا اینکه از طریق همان دبیر ستون ادبیات به عنوان خبرنگار به دفتر اتحاد جنوب معرفی شدم و همان شد آغازی برای من تا خبرنگاری را به طور جدی دنبال کنم. به مناسبت روز پاسداشت قلم، با دبیر ستون ادبیات داستانی اتحاد جنوب که از اولین روزنامه نگاران زن دشتستان و دارای آثار فاخری می باشد به گفتگو نشستیم.  برای خواندن این گفتگو با ما همراه باشید.

 

 

لطفا خود را معرفی بفرمایید؟
- فریده فهیمی هستم متولد اردیبهشت 1354 و سال1375 استخدام رسمی آموزش و پرورش شدم و سال 1403بازنشست خواهم شد و منتظر شهریور آن سال هستم.

از خودتان و سال های همکاری تان با اتحاد جنوب بگویید.
- در کنار شغلی که دارم هم تحصیلاتم را ادامه دادم و هم بیش از 60 مقاله و یادداشت فقط در نشریه اتحاد جنوب دارم. همکاری من با این نشریه از سال 1380 یا1381 بود تا همین امروز که در خدمتتان هستم. اولین مقاله ای هم که من داشتم به یاد دارم به نام شهدا کیستند؟ بود و با شهدا شروع کردم و این اولین کار مطبوعاتی من بود و بقیه نوشته هایم قبل از اولین کار مطبوعاتی ام را بایگانی کرده بودم با دست خط خودم و اولین باری که شروع کردم به نوشتن 12 تیر ماه همان سالی بود که هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی هدف قرار گرفت که بعد از دیدن اتفاقی که برایشان افتاده بود از تلویزیون بسیار حال روحی ام بد شد و با دیدن عروسک های بچه ها در دریا باعث جریحه دار شدن احساسم شد و اولین مقاله رسمی من همان روز بود که البته اکنون بایگانی شده است.
تا سال 1377 که اتحادجنوب راه افتاد من نوشته هایم را به صورت دست نویس بایگانی می کردم و از من حدود دو یا سه سال بعد از راه افتادن اتحاد جنوب با این نشریه همکاری و فعالیتم را آغاز کردم. من اولین زن روزنامه نگار دشتستان هستم. استان بوشهر به غیر از من هم روزنامه نگاری زن داشت اما دشتستان به جرأت می توانم بگویم اولین زن روزنامه نگار دشتستان بودم. خبرنگار نبودم بلکه روزنامه نگار بودم و خدا را شکر تا همین الان هرچه نوشتم به لطف حاج اکبر صابری چاپ شده است و هیچکدام از مقاله یا یادداشت هایم را نشده که قبول نکنند.


اوایل کارتان  چه چیزهایی می نوشتید؟
- اوایل همیشه مقاله های انتقادی اجتماعی می نوشتم اگر آب قطع بود می نوشتیم چرا آب قطع است؟ برق قطع بود می نوشتیم چرا برق نیست؟ یا مثلا چراغ راهنمایی رانندگی، به یاد دارم بچه ام کوچک بود و به بوشهر رفت و آمد می کردم و در مورد چراغ راهنمایی نیز در هفته نامه اتحاد جنوب نوشتم و اولین چراغ راهنمای شهر برازجان را بالاخره در چهار راه دبیرستان بهشتی یا چهار راه مخابرات زدند و به یاد دارم آن موقع سروان آبادی که اصالتا دشتستانی بود و خیلی خوشحال بود که می دید یک زن مطالبه گر پیگیر این قضیه است و خدا را شکر ما تعالی و ترقی شهر را شاهد هستیم.
الان هروقت پشت چراغ راهنما می ایستم لبخند میزنم. یک زمانی بلوار شاهزاده ابراهیم از خروجی شهر به سمت اهرم چراغ گذاشته بودند و نورانی شده بود و شهردار می گفت کار من است اداره راه  و ترابری می گفت کار من است فرماندار می گفت کار من است رئیس شورا می گفت کار من است مهم نیست کار چه کسی است مهم این است شهر یک پیشرفتی کرده است. مهم این است مسافری که مثلاً سال 1380 به شهر ما آمده است وقتی 20 سال بعد هم می آید تغییر ببیند نه همچنان چون 20 سال گذشته شهر به همان شکل مانده باشد‌. مهم نیست به دست یا قلم چه کسی این اتفاق افتاده باشد.
وقتی قلمی می زنیم و تغییرات خوبی در شهر رخ میدهد این یعنی برای آیندگان و فرزندان خود کاری کرده ایم و من همیشه ازاین بابت خوشحالم. همه ی تمدن های بزرگ و حکومت های بزرگ و کشورهای پیشرفته خودشان را مدیون قلم به دستان می دانند چون کسی که قلم به دست است جزئیات مطالب را می بیند از گذشته حال و آینده آن را می بیند و تجزیه و تحلیل می کند و بارها شده که به ضرر شغل او و خانه و خانواده اش تمام شده اما هرگز نتوانسته دست از قلم بکشد.

 

معمولا قلم به دستان تاکنون چیزی برای خودشان نداشته اند خصوصا در حوزه مطبوعات هرچند که به زودی روز خبرنگار است ولی خبرنگاران نیز در این روز ندیده ام چیزی را برای خود و حرفه خود مطالبه کنند و باز هم برای مردم مطالبه گرند حتی در روزی که مختص آنان است. رسالت قلم رسالت سنگینی است عمر انسان مگر چقدر است و چه بهتر که در این زندگی از خودمان چیز هایی به جا بگذاریم که برای آیندگان و بازماندگان مان مفید واقع شود.

 

در مورد داستان هایی که چاپ کرده اید برای مان بگویید.
- سال 1389اولین مجموعه داستانی خود را نوشتم به نام لال مونی که شامل 12داستان بود و برای گروه سنی بود که درس می دادم نوجوان و جوان را شامل می شد ده سال بعد در کنار کارهای روزنامه نگاری که یک ستون داستان بود و داستان کوتاه، سال1399 مجموعه داستان تابش بی خواهش بود و در این مجموعه من مشکلات زنان را نوشته بودم و حدود 12 داستان  این مجموعه، هرکدام از این داستان ها،به نوعی، مشکلات زنان را بررسی کرده و خیلی ها به من می گویند شما فمنیست هستید من فمنیست افراطی نیستم اما به نظر من به زنان در جریانات و برهه های خاص‌تاریخ، ظلم شده است و بر همین اساس نمی توانم نسبت به این مقوله بی تفاوت باشم.
از نظر من مرد و زن تفاوتی ندارند اما به تناسب جایگاه جغرافیایی و اجتماعی و مذهبی مشکلاتی که برای یک زن به وجود می آید به مراتب بیشتر از مشکلاتی است که برای یک مرد به وجود می آید. بی عدالتی و تبعیض جنسیتی که وجود دارد به زن ها ستم بیشتری می شود و به حقوق حقه خود نرسیده اند. در انقلاب، جنگ تحمیلی هشت ساله ایران و عراق و...این زن بود که بیشترین آسیب را دید و این ها به قیمت تمام شدن جان یک زن تمام می شود و سنگینی بار زندگی بر دوش زن او را به ورطه نابودی می کشاند.
مجموعه داستان کوتاه سوم نیز «موزه زخم» است که هرکاری کردم بتوانم قهرمان داستان هایم را از زن به مرد بکشانم نتوانستم و اغلب دوستان داستان نویس می گفتند شخصیت های داستانی ات را تغییر بده، تلاش می کردم  اما نمی توانستم ببینم بار سنگین ستم هایی که به زن روا شده بیشتر است و اجحاف هایی که به زنان روا می شود.  الان این کتاب جدید زیر چاپ است.


اولین اثرتان چندساله بودید که چاپ شد؟
- 34ساله بودم.

تا قبل از آن به چاپ آثارتان فکر می کردید؟
- خیر، به چاپ کتاب فکر نمی کردم، وقتی به مطبوعات آمدم دوستان مطبوعاتی ام مرا تشویق می کردند که آثارت را چاپ کن. من تمایل وعلاقه داشتم که بیشتر اجتماعی انتقادی بنویسم و حتی بعد که وارد داستان نویسی شدم دوستان داستان نویس می گفتند قلم تو، بیشتر به سمت روزنامه نگاری، گرایش دارد نه داستان نویسی و آن اوایل، نتوانسته بودم تفکیک و مرزبندی کنم و این  گرایش و تمایل به روزنامه نگاری، سایه انداخته بود روی داستان نویسی من‌.  برایم این امر مهم سخت بود و همیشه  از این بابت ناراحت بودم در استان و یا حتی شهرستان ما هیچ وقت دوره ای برای این چنین چیزهایی وجود نداشت من بارها مطرح کرده ام فرهنگ سراهای ما در مورد قلم کوتاهی کرده اند شهر و استان های دیگر را ببینید در فرهنگ سراهایشان همیشه به قلم ارزش داده اند. البته به صورت خودجوش فعالیت و نشست اهل قلم وجود دارد اما یک مکان مستقل رسمی نیست.
از این رو مطالعاتم را بالا بردم مطالب روزنامه نگاران سراسرجهان را می خواندم و مرز می کشیدم بین داستان نویسی و روزنامه نگاری و بسیار تفاوت داشت داستان یکی از عناصرش تخیل بود اما روزنامه نگاری از وقایع سرچشمه می گرفت.

برای چاپ آثارتان حمایت هم شدید؟
-تاکنون هیچ اداره مرتبطی به ما نویسندگان کمکی نکرده است ما نه بن خرید کتاب داریم و نه حتی حمایت دیگر و اگر حقوق معلمی ام نبود نمی توانستم این کار را ادامه دهم چون از جای دیگری تامین می شوم توانستم به خوبی ادامه دهم. ما حتی از داشتن اینترنت رایگان در روز مختص به خودمان هم محرومیم. یک نویسنده نیازدارد که حتما اطلاعاتش به روز باشد حضرت علی می گوید فرزند زمان خویشتن باش. باید ما به روز باشیم ما هیچ حمایتی نمی شویم و اگر من فرهنگی نبودم در تهیه تمام وسایل مرتبط با نوشتن به مشکل می خوردم.
اهل قلم خیلی درک نمی شوند حتی در خانواده خودشان و خیلی ها بخاطر عالمی خاص که داشتند جدا شدند نابغه هایی که شاید هرگز درک نمی شوند زیرا همیشه باید بنویسند و خیلی ها این عده را نمی توانند درک کنند و  نتیجه این می شود که یک نویسنده همیشه در عالم خود تنهاست.

 


کدام اثرتان را بیشتر دوست دارید؟
- یکی از داستان هایم به نام طمطراق است که خیلی دوستش دارم ماجرای نوزادی جنگ زده است که همراه خانواده اش از آبادان می خواستند به سمت برازجان بیایند و در این بین، در حین زایمان مشکلاتی برایشان پیش می آید که این نوزاد دچار معلولیت می شود داستان از زمانی شروع می شود که این دختر 12 ساله است و نویسنده فلش بک می زند و به گذشته رجوع می کند و نشان می دهد جنگ چه آثار مخربی داشته و این دختر به تنهایی خود می توانست نماد اثرات مخرب جنگ باشد و نشان می داد که جنگ چه برسر زندگی این دختر آورده است. این دختر چون مادرش عرب بوده در آبادان دوست داشته عربی برقصد اما به دلیل معلولیت نمی توانست بدنش را بلرزاند و دوست دارد ساز یاد بگیرد و بازهم چون نمی توانست از اعضای بدنش استفاده کند تصمیم گرفت از حنجره اش استفاده کند که من به عمد، نی را برایش انتخاب کردم.

 

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1402/04/17 - 16:51
0
2
سلام و آرزوی بهترینها برای خانم فهیمی بزرگوار و ارجمند ،
قلم به دست گرفتن و ارزش قلم رو شناختن و قلم رو قرض ندادن و نفروختن و نشکستن و تسلیم نکردنِ اون به صاحبان و کاسبان زر و زور و تزویر، بیش از فن و مهارت، یه هنر ناب و اصیله که کمتر کسی میتونه درکش کنه. هنری که توی این روزگار وانفسا علیرغم سوگند خداوند بهش، هر روز و هر ساعت و هر ثانیه به پای یکی از بُتا، ذبح و قربانیش میکنن تا در اِزای چرخش اون، لوح یادبودی بگیرن و تندیسِ ممهوری و سکه‌ای ناچیز برای گذران روزای خاکستری ...
و آفرین بر تو بانوی فرهیخته که ارزش چنین قلمی را نیک می دانی و به هیچ چیزش نمی فروشی و به هیچ ناراستی، کَجَش نمی کنی و در برابر هیچ مقامی به رکوعش درنمی آوری و برای رضای هیچ بُتی به قربانگاهش نمی بری
1402/04/15 - 19:27
0
1
درود به سرکار خانم فهیمی که قلمشان همواره دغدغه مند بوده است. در ادبیات داستانی سرآمد و در پیگیری مسائل و مشکلات اجتماعی مردم پیگیر و دلسوز هستند.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • برگزاری سفر آموزشی، زیارتی شهردار و اعضای شورا اسلامی شهر برازجان/ آغاز تعامل شهرداری برازجان با شهرداری مشهد
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1302
  • پیام تسلیت امام جمعه دشتستان در پی درگذشت حجةالاسلام حسن انصاری
  • سر رضا شاه را بیش از این نترکانید!
  • دستگیری عامل اختلاس در دشتستان/ قاتل فراری در دام پلیس گرفتار شد
  • مشخص شدن اعضا کمیته داوران هیئت فوتبال استان بوشهر
  • دلیل تعطیل نشدن ادارات استان بوشهر با وجود گرمای هوا
  • لکه گیری و ترمیم آسفالت محور مواصلاتی از سه راهی تا شهر وحدتیه
  • از پشه مهاجم آئدس چه میدانید ؟!
  • شهر وحدتیه در مسیر توسعه، عمران و آبادانی
  • مدیران شرکت‌های آریاساسول، جم و مهر برای مدیریت شبکه اتیلن عسلویه هم‌اندیشی کردند
  • اجرای پروژه عمران شهری آسفالت معابر در شهر وحدتیه
  • میانگین پرداختی ماهانه به بازنشستگان بوشهری ۱۵ میلیون تومان است
  • ضرورت بازنگری در سهمیه بنزین جایگاه‌های سوخت مناطق گرمسیری
  • قدم اول انتخاب کابینه وفاق ملی است/ مملکت با یک دسته و جناح اداره نمی شود
  • برگزاری سفر آموزشی، زیارتی شهردار و اعضای شورا اسلامی شهر برازجان/ آغاز تعامل شهرداری برازجان با شهرداری مشهد
  • نمازجمعه برازجان رتبه برتر کشوری دارد/ پیگیری مطالبات مردم در خطبه ها
  • « توصیه‌ی نفتی کوتاهی به رئیس جمهور منتخب »
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1302
  • برگزاری آزمون آمادگی جسمانی داوران و کمک داوران کشوری فوتبال استان بوشهر در برازجان
  • اختصاص مکان اقامتی برای کارتن خواب ها و معتادین در برازجان/ 15 میلیارد اعتباربرای ساخت مسکن معلولان و زنان سرپرست خانواده
  • ۲۶۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل پروژه‌های راه در دشتی نیاز است
  • برای ایران، مسیر سختِ تغییر را هموار کنیم
  • پزشکیان چگونه طبیب ملت شد
  • پردیس، نماد خودباوری
  • فعالیت هم‌زمان ۶ کارگاه سدسازی در استان بوشهر
  • پیام تسلیت امام جمعه دشتستان در پی درگذشت حجةالاسلام حسن انصاری
  • نقدی برکتاب "از گرمسارتابرازجانِ دشتستان"
  • حضور ۲ نفر در کابینه پزشکیان قطعی شد | گزینه‌های اصلی معاون اولی هم مشخص شدند
  • بوکسور دشتستانی، عازم مسابقات المپیاد کشوری در استان تهران شد
  • آیین سپاس از فعالان ستادهای مردمی دکتر پزشکیان در استان بوشهر/ تصاویر
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب تاسوعا
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا (2)
  • قدیمی ترین کارخانه آرد استان بوشهر به چرخه تولید برمی گردد
  • نتایج انتخابات ریاست جمهوری به تفکیک بخش های شهرستان دشتستان
  • مسئول دفتر ارتباطات مردمی نماینده دشتستان معرفی شد / تصاویر
  • برگزاری مراسم شیرخوارگان حسینی در شهر برازجان/ روایاتی از زبان مادرانی که از علی اصغر(ع) حاجت گرفتند/ تصاویر
  • استان بوشهر:سهم‌خواهی یا حق‌طلبی
  • آئین تقدیر از دهیاران بخش مرکزی دشتستان برگزار شد / تصاویر
  • صعود ایران به جامعهٔ جهانی با هجوم هواداران به زمین بازی
  • یک هفته یک آینده ؟
  • پیام روشن و تکراری ملّت
  • برگزاری سفر آموزشی، زیارتی شهردار و اعضای شورا اسلامی شهر برازجان/ آغاز تعامل شهرداری برازجان با شهرداری مشهد
  • تقدیر از پیر غلام اهل بیت (ع) و مداح معروف برازجانی، حاج مهدی اخوندزاده
  • .: حسین حدود 3 روز قبل گفت: در پاسخ به رضا ...
  • .: م. ق حدود 3 روز قبل گفت: آقای بهبهانی عزیز سلام ...
  • .: م. ق حدود 3 روز قبل گفت: آقای بهبهانی عزیز سلام ...
  • .: رضا حدود 3 روز قبل گفت: خدایی خستت نشد مصلح ...
  • .: مصطفی بهبهانی مطلق حدود 4 روز قبل گفت: جا داشت در گزینه ...
  • .: مصطفی بهبهانی مطلق حدود 4 روز قبل گفت: با سلام و خدا ...
  • .: مصطفی بهبهانی مطلق حدود 4 روز قبل گفت: بعد یه عده می ...
  • .: شهروند حدود 5 روز قبل گفت: از جاده مرگ‌ زادگاهت ...
  • .: شاهین حدود 5 روز قبل گفت: وزارت فرهنگ‌ ٫ خانه ...
  • .: هدا حدود 5 روز قبل گفت: خدا به هر مدیری ...