- نقشه راه دیپلماسی منطقهای انرژی ایران تصویب و ابلاغ شد
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- بنبست ساختاری و منطق تغییر حکومت: از اندیشه فیلسوفان قدیم تا نظریهپردازان عصر حاضر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
اتحادخبر-خداداد رضایی :یکسالی از مرگ بابام میگذشت دیگه عادت کرده بودم عصر پنجشنبه ها دم غروبی که قبرستان خلوت می شد، می رفتم سر قبرش، هيچوقت نه خوردنی میبردم و نه از اونجا چیزی میخوردم همه اش بهم تلقین شده بود که اینها خوردنی ها مال مرده ها هستند و خوردنش تو ذهنم یک طوری بود پولی میدادم قرآن می خواندند و با ...

خداداد رضایی :
یکسالی از مرگ بابام میگذشت دیگه عادت کرده بودم عصر پنجشنبه ها دم غروبی که قبرستان خلوت می شد، می رفتم سر قبرش، هيچوقت نه خوردنی میبردم و نه از اونجا چیزی میخوردم همه اش بهم تلقین شده بود که اینها خوردنی ها مال مرده ها هستند و خوردنش تو ذهنم یک طوری بود پولی میدادم قرآن می خواندند و با دو تا بطری آب مزار بابا را می شستم و تا خسته نمی شدم فاتحه می دادم مخصوصا وقتی کسی کنارم عبور میکرد و میگفت خدا رحمتش کنه منم سرعت خواندن فاتحه را تندتر و بلندتر میکردم آن روز بعد از اینکه دو ساعتی سر قبر بابا نشستم وقتی داشتم از کنار قبرها گذر میکردم که خارج بشم چشمم به ظرف مسقطی روی یکی از قبرها افتاد خیلی وقت بود هوس مسقطی کرده کرده بودم ولی خب جور نشده بود از قنادی بخرم. توقف کوتاهی کردم و نگاهم به ظرف مسقطی روی قبر بود که یکی از پشت سر گفت صبر بده با هم بریم منم نگاهم را عوض کردم دوستم بود گفت وسیله ندارم با هم بریم . سوار موتور سیکلت شدیم و رفتیم بطرف منزل اما هنوز دلم پیش مسقطی ها بود اگه دوستم نبود شاید دلم را برای خوردن مسقطی ها راضی میکردم هنوز داشتم به مسقطی فکر میکردم که به منزل رسیدم هوا داشت تاریک می شد از شیر کنار باغچه حیاط وضو گرفتم برم مسجد محله، که مادرم از اتاق بیرون آمد و گفت مامان نماز برای بابات یادت نره، دیشب خوابش دیدم خیلی نگران بود.
گفتم باشه مامان بین نماز مغرب و عشا می خونم.
روانه مسجد شدم موذن شروع به اذان کرد و منم سجاده را پهن کردم و در صف نماز جماعت قرار گرفتم نماز مغرب قرائت شد و بعد از تسبیحات شروع کردم نماز برای بابا خواندن، رکعت دوم بود که سینی مسقطی از کنار من عبور داده شد توی وسط نماز توی دلم گفتم مامان حالا چه وقت نماز برای بابا بود زیر چشمی سینی مسقطی را بدرقه کردم تا پشت ستون ها ناپدید شد زودی سلام نماز دادم بلکه برگردد ولی خبری نشد پا شدم و دوباره شروع به نماز خواندن کردم بازم رکعت دوم بود که با سینی مسقطی برگشت ناخودآگاه تو نماز گفتم لا إله إلّا اللّه به من که رسید نگاهم کرد و من الله اکبر بلندی گفتم شاید متوجه بشه ولی از شانس بد ما او برعکس متوجه شد دو باره ناامید بعد از سلام نماز نشستم بوی مسقطی مسجد را فرا گرفته بود و هنوز صدای ملچ ملوچ پیرمرد کنارم که دندان نداشت و مسقطی را توی دهانش دور می داد، شنیده می شد با خودم گفتم بابا این شب جمعه خدابیامرزت ولی بد کاری سرم آوردی فایده نداشت گفتم از مسقطی بی بهره شدم پا بشم لااقل دو رکعت نماز قضا صبح برای خودم هم بخونم و از طرفی از صدای چندش آور ملچ ملوچ پیرمرد راحت بشم. بلند شدم همانطور که امام جماعت سخنرانی می کرد من هم شروع به خواندن نماز برای خودم کردم که دوباره سینی کیک فنجونی اومد داشت نزدیکم می شد و همانطور که نماز می خواندم سرعتش را تند تر کردم اما موقعی به من رسید که در حال رکوع آخر بودم و باز سینی از کنارم عبور داده شد و فقط بوی کیک را حس کردم تا شکست و اندوه سوم را متحمل بشم. شب میلاد بود ولی برای من نحس بود، پیرمرد که نصف کیکش را توی دهانش با لثه اش قیچی کرده بود انگار دلش به حالم سوخته بود نصف دیگه را به من تعارف کرد و منم با کنایه و ناراحتی گفتم نوش جانت،
نشستم و گفتم نماز مستحبی دیگه بسه شاید یک چیز دیگه اومد. داشتم فکر میکردم که چیزی میاد یا نه که سینی چای پیدا شد گفتم من که از مسقطی و کیک بی بهره شدم لااقل استکان چای بخورم سینی چای نزدیک می شد و من چای توی سینی را که دیدم شمارش کردم ببینم به من می رسه یا نه؟
دقیقا طبق آمار به من که می رسید تمام می شد حالا دعا میکردم که یک نفر چای بر ندارد تا به من برسد ولی این شانس هم نداشتیم و همه چای برداشتند و مرد سینی بدست گفت الان میارم و رفت که چای بیاورد. صدای جلینگ جلینگ قاشق توی استکان کمر باریک شنیده می شد و من منتظر بودم که ناگهان مکبر گفت قد قامت صلاه يعني صف ببندید برای نماز جماعت عشا ، گفتم یعنی امشب شانس یک استکان چای هم نداشتیم؟! نماز که تمام شد گفتم بابا خدا بیامرزت این شب جمعه، امشب ولی هم مسقطی و کیک را ازم گرفتی و هم ایمان را،. سپس با تندی از مسجد خارج شدم و رفتم منزل دیدم از بس ناراحت بودم دمپایی اشتباهی پوشیدم دیگه معطل نشدم موتورسیکلت را روشن کردم مادرم گفت کجا میری مامان؟
تو دلم گفتم قبرستون.
دوباره تکرار کرد و گفت مگه با تو نیستم؟
حوصله توضیح نداشتم فقط گفتم الان میام و رفتم بطرف قنادی.
آفرین به استاد رضاییتازه ترین خبرها
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
- بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیهکننده شنیعترین جنایات جنگی است
- آمریکاییها با ملت ایران دشمنی دارند؛ نباید به آنان خوشبین باشیم
- رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیمآمیز، دشمن مستکبر را جریتر خواهد کرد
- سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع میدهد
- قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوهای از پایان دوران بزندررو است
- گلمحمدی و قلعهنویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
- آشکار شدن چهره چند تیم مدعی؛ عیار بسکتبالیستهای استقلال مشخص میشود
- کابوس خودزنی در خاتون؛ گلبهخودیها بلای جان نماینده فوتبال ایران
- ۴ عامل پنهان که خطر سندرم متابولیک را افزایش میدهند
- تشدید نظارت بر سلامت مواد اولیه گوشتی
- شپش؛ آلودگی انگلی مسری اما قابل درمان
- فواید ضدالتهابی ترکیب «ادویهها» را بشناسید
- شمارش معکوس برای پایان کابوس جادهای در مسیر بوشهر - شیراز
- مدیرکل ورزش بوشهر: کمبودهای ورزشی سعدآباد برطرف میشود
- بخشدار سعدآباد خواستار تسریع در تعریض محورهای روستایی شد
- تدوین طرح ملی فرهنگ حفاظت از محیط زیست دریایی به بوشهر واگذار شد
- فرماندار دشتی: اعتبارات عشایری شهرستان ۶۰ درصد افزایش یافت
- قایق صیادی متخلف در بوشهر توقیف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/14
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/14
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد


چاپ خبر

