- پیام مدیرعامل پتروشیمی پردیس به مناسبت روز ملی حراست
- ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
- سعد آباد قهرمان والیبال زیر 15 سال استان بوشهر شد
- بررسی و تعیین تکلیف اماکن سطح استان به منظور معرفی به کارگروه مولد سازی استان بوشهر
- ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
- برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غولها برای فینال
- دوئل آرژانتین و انگلیس؛ خاطرات ۱۹۸۶ و گل «دست خدا» زنده میشود؟
- ظهور قدرتهای جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
- یادگیری زبانها میتواند مغز را جوانتر کند
- نوشیدن قهوه ممکن است خطر ابتلا به بیماری کبد را کاهش دهد
اتحادخبر-زینب کوهرو: دو نسل بعد خداوند به خاندان یَل کورد دختر پری چهره که گیسوان طلایی و زیبایی داشت عطا کرد، اسم آن دخترگلاریس بود. روزی گلاریسِ زیبا برای بازی به همراه دوستش هورا به باغ بزرگ و پرثمر پهلوان رفت. در کنار یکی از درختهای گردو چیز عجیبی توجه گلاریس را به خود جلب کرد، دخترک آرام آرام به آن شی ناشناخته نزدیک شد که یک لحظه احساس کرد....

زینب کوهرو
در روستایی رویایی به نام بانقلان جایی که چشمه پریان وجود داشت پهلوان شجاع و نامداری به نام یَل کُرد زندگی میکرد.
مردم روستا پهلوان را خیلی دوست داشتند و به او احترام میگذاشتند.
روزی پهلوان به همراه برادر کوچکترش یَل کاک برای شکار و گشت و گذار به کوه رفتند.
آن دو برادر مسافت طولانی را طی کردند و بعد از چند ساعت تصمیم گرفتند اندکی استراحت کنند اما همینکه روی زمین نشستند صدای عجیبی را شنیدند.
پهلوان گوشهایش را تیز کرد، یَل کاک با ترس و اضطراب از برادرش پرسید:
_ این دیگ صدای چیه؟ شباهتی به صدای آدمیزاد نداره.
پهلوان همانطور که خنجرش را از داخل لباسش درمیآورد با لحن آرام و خونسردی گفت:
_ چون آدم نیستند.
و بعد خیلی آهسته روی پاشنهی پاهایش شروع به حرکت کرد، هنوز کمی جلو نرفته بود که یَل کاک با دستهای لرزان بازویش را گرفت و گفت:
_ برادر خطرناکه، بهتر است برگردیم.
پهلوان به برادر کوچکترش که خیلی ترسیده بود نگاه کرد و گفت:
_ تو همینجا بمون.
و بعد دوباره به سمت تخته سنگی که صدا از آن میآمد حرکت کرد، یَل کاک برترسش غلبه کرد و پشت سر برادرش آرام گام برداشت.
بر روی تخته سنگ دو موجود کوچک و قرمزی که هیچ مویی بر تن نداشتند نشسته بودند.
یَل کاک با چشمانی گرده شده زمزمه کرد:
_ یا خدا، این ها دیگه چی هستند؟
پهلوان که به اندازه کافی به آن دو موجود نزدیک شده بود خیلی ماهرانه و سریع از پشت آن دو را گرفت و بعد بلند قهقهه زد:
_ بچه دیو هستند.
بچه دیوها جیغ میکشیدند و ناسزا میگفتند، پهلوان نوک خنجر تیزش را آرام روی بدن نرم آن دو کشید و گفت:
_ ساکت باشید.
آن دو بچه دیو فورا ساکت شدند.
یَل کورد بدون هیچ ترسی از آن دو پرسید:
_ بزرگتر شما کجاست؟
یکی از آنها که کمی چاق بود جواب داد:
_ مادرمان رفته برایمان دل و جگر تازه بیاره.
یَل کاک با شنیدن این حرف بدنش لرزید و گفت:
_ برادر، بیا به خانه برگردیم تا دیر نشده.
در همین حین از دور گردو غباری بر پاشد که هر لحظه به آنها نزدیک میشد.
پهلوان رو به برادرش گفت:
_ دیو دارد میآید مبادا ترست را نشان بدهی، چیزی نگو.
گرد و غبار در نزدیکی آنها متوقف شد و رفته رفته تبدیل به عجوزهای بد هیبت و ترسناک شد، بچه دیوها با شادی جیغ کشید و به زبان عجیبی شروع به گله و شکایت کردند.
دیو با صدایی تیز و وحشتناکی گفت:
_ پهلوان تو به چه جرئتی بچههای من را گرفتهای؟ آنها را رها کن.
پهلوان خنجرش را به گلوی یکی از بچهها نزدیک کرد و گفت:
_ دو شرط دارم.
دیو از خشم غرید اما راهی نداشت، با ناچاری گفت:
_ شرطهایت را بگو.
پهلوان گفت:
_ همین الان دل و جگر آن انسان بخت برگشته را سرجایش بگذار و او را زنده کن.
عجوزه گفت:
_ باشه انجام میدهم، شرط دومت را بگو.
پهلوان با حواس جمعی گفت:
_ عمل کن وقتی آمدی شرط دوم را هم میگویم.
دیو خیلی سریع غیب شد و کمی بعد آمد و گفت:
_ زندهاش کردم.
پهلوان سری تکان داد و گفت:
_ شرط دومم این است که کمی از موهایت را به من بدهی.
دیو دستهای از موهای سرش را برید و به پهلوان داد و گفت:
_ تو پهلوان نامدار و شجاعی هستی حالا به قولت عمل کن و بچههایم را آزاد کن.
پهلوان سری تکان داد و بعد بچه دیوهارا آزاد کرد، بچهها در آغوش مادرشان رفتند.
یَل کاک دست برادرش را کشید و به آرامی زیر گوشش گفت:
_ بچههایش را آزاد کردی خیلی راحت میتواند الان ما دوتا را از بین ببرد.
پهلوان لبخندی زد و گفت:
_ تا وقتی موهایش پیش ماست هیچ وقت چنین کاری را نمیکند او با دادن موهایش تا آخر عمر خودش را مدیون ما میکند و مزرعهها و درختهای مارا سبز و پر آباد میکند.
پهلوان بعد از اینکه به خانه برگشت موهای دیو را در مکانی که فقط خودش و برادرش از آن مطلع بودند دفن کرد و سالیان سال زندگی خوب و خوشی را از سر گذراندند تا اینکه دو نسل بعد خداوند به خاندان یَل کورد دختر پری چهره که گیسوان طلایی و زیبایی داشت عطا کرد، اسم آن دخترگلاریس بود.
روزی گلاریسِ زیبا برای بازی به همراه دوستش هورا به باغ بزرگ و پرثمر پهلوان رفت.
در کنار یکی از درختهای گردو چیز عجیبی توجه گلاریس را به خود جلب کرد، دخترک آرام آرام به آن شی ناشناخته نزدیک شد که یک لحظه احساس کرد کمرش میسوزد و کمی بعد از هوش رفت.
مرد دوره گردی به اسم احمد که به تازگی به روستای آنها آمده بودند بعد از معاینه گلاریس گفت که او دیو زده شده و درمان دیوزدگی این است که خود همان دیو بیاید و گلاریس را درمان کند در غیر این صورت دخترک بیچاره می میرد.
فردای آن روز پسری که دستیار دوره گرد بود دیو را دید، دیو، همان دیوی بود که پهلوان موهایش را گرفته بود، او به پسر گفت اگرمیخواهید دختر خوب شود باید موهای من را بهم برگردانید.
پسر تمام گفتههای دیو را به یَل کاک که پیرمردی فرتوت شده بود گفت و او هم مکانی که موی دیو را دفن کرده بودند بعد از سالیان سال مشخص کرد و موهای دیو را برگرداندند، به این صورت گلاریس زیبا بار دیگر به زندگی برگشت و در سلامتی و خوشی ایام را گذراند.
تازه ترین خبرها
- سعد آباد قهرمان والیبال زیر 15 سال استان بوشهر شد
- بررسی و تعیین تکلیف اماکن سطح استان به منظور معرفی به کارگروه مولد سازی استان بوشهر
- ۴ بازی برای فرار از تکرار بدترین رکورد؛مأموریت بزرگ پیاتزا در هفته سوم
- برنامه مرحله نیمه نهایی با چهار مدعی قهرمانی/ جنگ غولها برای فینال
- دوئل آرژانتین و انگلیس؛ خاطرات ۱۹۸۶ و گل «دست خدا» زنده میشود؟
- ظهور قدرتهای جدید در فوتبال زنان/ مدعیان سنتی در چه وضعیتی هستند؟
- یادگیری زبانها میتواند مغز را جوانتر کند
- نوشیدن قهوه ممکن است خطر ابتلا به بیماری کبد را کاهش دهد
- ارتباط غذاهای فوق فرآوری شده با تفاوتهای مغزی در خردسالان
- آیا دوچرخه سواری و دویدن به زانو آسیب می زند
- جزئیات نامهای با مضمون افزایش تابآوری نظام دارویی کشور
- تسریع در پرداخت وام ۵۰۰ میلیون تومانی مسکن روستایی در بوشهر
- کارفرمایان بوشهری پیشگامان تحقق رشد اقتصادی هستند
- توسعه پروژه مولد میگوی عاری از بیماری در بوشهر شتاب میگیرد
- نخستین پرواز فرودگاه بوشهر پس از چهار ماه انجام شد
- جزئیات حملات دشمن به ۵ شهرستان استان بوشهر
- استاندار بوشهر: خاموشی های برق در استان به حداقل برسد
- عناوین روزنامههای امروز1405/04/21
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/04/21
- استقبال وزیر امور خارجه عمان از عراقچی
- بقائی: ملت ایران قدردان ایستادگی و فداکاری مدافعان وطن است
- بوشهر در آستانه دمای ۵۰ درجه؛ مدیریت مصرف برق کلید عبور از پیک تابستان
- عراقچی وارد مسقط شد
- جرقهای برای نجات اقتصاد؛ خاموشی فلرها روشنایی زمستان میشود
- کالابرگ کدهای ملی ۳، ۴، ۵ و ۶ شارژ شد
- کمبود عرضه در بازار بنزین و گازوئیل جهان
- ترک سیگار ممکن است خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهد
- عوارض دندانقروچه را جدی بگیرید
- بازی ویدیویی میتواند افسردگی را در چند دقیقه تشخیص دهد
- کمبود ویتامین B۱۲ ممکن است روند زوال مغز را افزایش دهد
- کاهش هزینه های درمان از مسیر ایمنی غذا
- نمک های رنگی با طعم سرطان
- چنگ خروسها به صورت شیران اطلس/فرانسه از خطر گریخت و به نیمه نهایی رفت
- تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجامجهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
- تصمیم پرسپولیس ۳۰۰ میلیارد هزینه دارد/ مخالفت چند بازیکن با جدایی
- بازی استقلال با افکار عمومی به خاطر پرسپولیس/ هیچ قراردادی ثبت نمیشود
- اسپانیا از سد بلژیک گذشت؛ تقابل جذاب با فرانسه در نیمهنهایی
- ۲۲۰۰ بازرسی از واحدهای صنفی دشتستان انجام شد
- جلیلی: آمریکا نشان داد مذاکره را پوششی برای فشار و حمله میداند
- قالیباف: کسی میتواند با آمریکا مذاکره کند که آماده جنگ باشد
- بقائی: درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشتیم
- غریبآبادی: امارات باید پاسخگو باشد
- تنها راه، پایبندی دو طرف به تعهداتشان ذیل یادداشت تفاهم اسلام آباد است
- هرکس پیام دوستی به آمریکا بفرستد، خبیث و نجس است
- ۲۰۰ مددجوی عسلویه از خدمات رایگان بیناییسنجی بهرهمند شدند
- تولید سالانه ۵ میلیون بچهماهی دریایی در بوشهر هدفگذاری شد
- تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجهای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج میشود
- اجرای ۲ عملیات همزمان توسط پلیس بوشهر؛ ۳۴ کیلوگرم تریاک کشف شد
- حجت الاسلام جمالی: رهبر شهید فصلی نوین در ایستادگی و مقاومت گشود
- مراسم عزاداری امام شهید امت در مصلای جمعه بوشهر برگزار شد


چاپ خبر

