امروز: دوشنبه 22 تير 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 25 خرداد 1403 - 18:34
اختصاصی سرویس ادبیات داستانی اتحادخبر؛

اتحادخبر-زینب کوهرو: دو نسل بعد خداوند به خاندان یَل کورد دختر پری چهره که گیسوان طلایی و زیبایی داشت عطا کرد، اسم آن دختر‌گلاریس بود. روزی گلاریسِ زیبا برای بازی به همراه دوستش هورا به باغ بزرگ و پرثمر پهلوان رفت. در کنار یکی از درخت‌های گردو چیز عجیبی توجه گلاریس را به خود جلب کرد، دخترک آرام آرام به آن شی ناشناخته نزدیک شد که یک لحظه احساس کرد....

گلاریس

زینب کوهرو

در روستایی رویایی به نام بانقلان جایی که چشمه پریان وجود داشت پهلوان شجاع و نامداری به نام یَل کُرد زندگی می‌کرد.
مردم روستا پهلوان را خیلی دوست داشتند و به او احترام می‌گذاشتند.
روزی پهلوان به همراه برادر کوچک‌ترش یَل کاک برای شکار و گشت و گذار به کوه رفتند.
آن دو برادر مسافت طولانی را طی کردند و بعد از چند ساعت تصمیم گرفتند اندکی استراحت کنند اما همین‌که روی زمین نشستند صدای عجیبی را شنیدند.
پهلوان گوش‌هایش را تیز کرد، یَل کاک با ترس و اضطراب از برادرش پرسید:
_ این دیگ صدای چیه؟ شباهتی به صدای آدمیزاد نداره.
پهلوان همانطور که خنجرش را از داخل لباسش درمی‌آورد با لحن آرام و خونسردی گفت:
_ چون آدم نیستند.
و بعد خیلی آهسته روی پاشنه‌ی پاهایش شروع به حرکت کرد، هنوز کمی جلو نرفته بود که یَل کاک با دست‌های لرزان بازویش را گرفت و گفت:
_ برادر خطرناکه، بهتر است برگردیم.
پهلوان به برادر کوچکترش که خیلی ترسیده بود نگاه کرد و گفت:
_ تو همین‌جا بمون.
و بعد دوباره به سمت تخته سنگی که صدا از آن می‌آمد حرکت کرد، یَل کاک برترسش غلبه کرد و پشت سر برادرش آرام گام برداشت.
بر روی تخته سنگ دو موجود کوچک و قرمزی که هیچ مویی بر تن نداشتند نشسته بودند.
یَل کاک با چشمانی گرده شده زمزمه کرد:
_ یا خدا، این ها دیگه چی هستند؟
پهلوان که به اندازه کافی به آن دو موجود نزدیک شده بود خیلی ماهرانه و سریع از پشت آن دو  را گرفت و بعد بلند قهقهه زد:
_ بچه دیو هستند.
بچه دیوها جیغ می‌کشیدند و ناسزا می‌گفتند، پهلوان نوک خنجر تیزش را آرام روی بدن نرم آن دو کشید و گفت:
_ ساکت باشید.
آن دو بچه دیو فورا ساکت شدند.
یَل کورد بدون هیچ ترسی از آن دو پرسید:
_ بزرگتر شما کجاست؟

یکی از آن‌ها که کمی چاق بود جواب داد:
_ مادرمان رفته برایمان دل و جگر تازه بیاره.
یَل کاک با شنیدن این حرف بدنش لرزید و گفت:
_ برادر، بیا به خانه برگردیم تا دیر نشده.
در همین حین از دور گردو غباری بر پاشد که هر لحظه به آن‌ها نزدیک میشد.
پهلوان رو به برادرش گفت:
_ دیو دارد میآید مبادا ترست را نشان بدهی، چیزی نگو.
گرد و غبار در نزدیکی آن‌ها متوقف شد و رفته رفته تبدیل به عجوزه‌ای بد هیبت و ترسناک شد، بچه دیوها با شادی جیغ کشید و به زبان عجیبی شروع به گله و شکایت کردند.
دیو با صدایی تیز و وحشتناکی گفت:
_ پهلوان تو به چه جرئتی بچه‌های من را گرفته‌ای؟ آن‌ها را رها کن.
پهلوان خنجرش را به گلوی یکی از بچه‌ها نزدیک کرد و گفت:
_ دو شرط دارم.
دیو از خشم غرید اما راهی نداشت، با ناچاری گفت:
_ شرط‌هایت را بگو.
پهلوان گفت:
_ همین الان دل و جگر آن انسان بخت برگشته را سرجایش بگذار و او را زنده کن.
عجوزه گفت:
_ باشه انجام می‌دهم، شرط دومت را بگو.

پهلوان با حواس جمعی گفت:
_ عمل کن وقتی آمدی شرط دوم را هم می‌گویم.

دیو خیلی سریع غیب شد و کمی بعد آمد و گفت:
_ زنده‌اش کردم.

پهلوان سری تکان داد و گفت:
_ شرط دومم این است که کمی از موهایت را به من بدهی.
دیو دسته‌‌ای از موهای سرش را برید و به پهلوان داد و گفت:
_ تو پهلوان نامدار و شجاعی هستی حالا به قولت عمل کن و بچه‌هایم را آزاد کن.

پهلوان سری تکان داد و بعد بچه‌ دیو‌هارا آزاد کرد، بچه‌ها در آغوش مادرشان رفتند.
یَل کاک دست برادرش را کشید و به آرامی زیر گوشش گفت:
_ بچه‌هایش را آزاد کردی خیلی راحت می‌تواند الان ما دوتا را از بین ببرد.

پهلوان لبخندی زد و گفت:
_ تا وقتی موهایش پیش ماست هیچ وقت چنین کاری را نمی‌کند او با دادن موهایش تا آخر عمر خودش را مدیون ما می‌کند و مزرعه‌ها و درخت‌های مارا سبز و پر آباد می‌کند.

پهلوان بعد از اینکه به خانه برگشت موهای دیو را در مکانی که فقط خودش و برادرش از آن مطلع بودند دفن کرد و سالیان سال زندگی خوب و خوشی را از سر گذراندند تا اینکه دو نسل بعد خداوند به خاندان یَل کورد دختر پری چهره که گیسوان طلایی و زیبایی داشت عطا کرد، اسم آن دختر‌گلاریس بود.
روزی گلاریسِ زیبا برای بازی به همراه دوستش هورا به باغ بزرگ و پرثمر پهلوان رفت.
در کنار یکی از درخت‌های گردو چیز عجیبی توجه گلاریس را به خود جلب کرد، دخترک آرام آرام به آن شی ناشناخته نزدیک شد که یک لحظه احساس کرد کمرش می‌سوزد و کمی بعد از هوش رفت.

 

مرد دوره گردی به اسم احمد که به تازگی به روستای آن‌ها آمده بودند بعد از معاینه گلاریس گفت که او دیو زده شده و درمان دیوزدگی این است که خود همان دیو بیاید و گلاریس را درمان کند در غیر این صورت دخترک بیچاره می میرد.
فردای آن روز پسری که دستیار دوره گرد بود دیو را دید، دیو، همان دیوی بود که پهلوان موهایش را گرفته بود، او به پسر گفت اگرمی‌خواهید دختر خوب شود باید موهای من را بهم برگردانید.
پسر تمام گفته‌های دیو را به یَل کاک که پیرمردی فرتوت شده بود گفت و او هم مکانی که موی دیو را دفن کرده بودند بعد از سالیان سال مشخص کرد و موهای دیو را برگرداندند، به این صورت گلاریس زیبا بار دیگر به زندگی برگشت و در سلامتی و خوشی ایام را گذراند.

 



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» غلو مرد بود/قسمت دوم [بيش از 6 سال قبل]
» پیرمردِ تبعیدی [بيش از 7 سال قبل]

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجام‌جهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز 1405/04/20
  • تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجه‌ای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج می‌شود
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/04/20
  • ۲۲۰۰ بازرسی از واحدهای صنفی دشتستان انجام شد
  • غریب‌آبادی: امارات باید پاسخگو باشد
  • چنگ خروس‌ها به صورت شیران اطلس/فرانسه از خطر گریخت و به نیمه نهایی رفت
  • امام جمعه موقت برازجان: بدرقه رهبر شهید تجدید پیمان با مقاومت بود
  • اجرای ۲ عملیات همزمان توسط پلیس بوشهر؛ ۳۴ کیلوگرم تریاک کشف شد
  • حجت الاسلام جمالی: رهبر شهید فصلی نوین در ایستادگی و مقاومت گشود
  • قالیباف: کسی می‌تواند با آمریکا مذاکره کند که آماده جنگ باشد
  • اسپانیا از سد بلژیک گذشت؛ تقابل جذاب با فرانسه در نیمه‌نهایی
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حضور بخشدار سعدآباد و شهردار وحدتیه در مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران
  • آئین بزرگداشت و بدرقه قائد شهید امت در شهر دالکی برگزار شد
  • پیکر مطهر شهید علیرضا معینی با حضور استاندار بوشهر تشییع شد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • تاب‌آوری زیرساخت‌های یوتیلیتی؛ درس‌هایی از ژورونگ برای عسلویه و ماهشهر
  • حسرت بر نروژ یک خطای مقایسه ای است
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • تکیه بر تجربه؛ مجید خدابخش سکان هدایت توسعه پلیمر پادجم را به دست گرفت
  • موکب «کیمیای ولایت»؛ جلوه‌ای از همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی کیمیای پارس خاورمیانه در آیین وداع با رهبر شهید
  • تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجام‌جهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز 1405/04/20
  • تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجه‌ای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج می‌شود
  • بوشهر در سوگ رهبر شهید؛ برگزاری آیین‌های گسترده عزاداری
  • تسری منطقه آزاد به بافت شهری مرکز استان مبنای قانونی ندارد
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب تاسوعا
  • استاندار بوشهر: منطقه آزاد پیشران توسعه استان خواهد بود
  • پرداخت بیش از ۱۲۰۰ میلیارد تومان به بازنشستگان و مستمری بگیران استان بوشهر در خردادماه
  • زارع: تسریع در فعال سازی منطقه آزاد بوشهر زمینه ساز تحول اقتصادی است
  • تصاویر اختصاصی اتحاد خبر از تعزیه روز عاشورا در روستای نظرآقا ( 2)
  • تصاویر اختصاصی اتحاد خبر از تعزیه روز عاشورا در روستای نظرآقا ( 1)
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا
  • مطالبه دیرینه بوشکانی‌ها برای راه ارتباطی؛ بهسازی نینیزک-کلمه آغاز شد
  • اجرای عملیات آسفالت بلوار ۲۴ متری شهید عبدالرحمان صابری
  • چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟
  • سرمربی تیم ملی؛ الگوی اخلاقی یا ویترین نمایش؟
  • بازدید میدانی و بررسی روند اجرای پروژه مهم تعریض محور وحدتیه به روستای سیامنصور
  • بوشهر و حلقه مفقوده توسعه
  • اعتراض به امتحانات حضوری دانشجویان ارشد
  • .: ح. ح. نیکنام 1 روز قبل گفت: احسنت 👌👏👏💐 ...
  • .: جواد 1 روز قبل گفت: با آرزوی موفقیت برای ...
  • .: ج. ح. نیکنام حدود 3 روز قبل گفت: قلمت مانا جالب بود ...
  • .: الهه حدود 5 روز قبل گفت: خوب بود ...
  • .: سید عبدالعطَیم حسینی موردراز حدود 12 روز قبل گفت: سلام خسته نباشید جناب ...
  • .: رها حدود 16 روز قبل گفت: عکس ها عالی ...
  • .: سعید حدود 20 روز قبل گفت: امتحانات حضوری با توجه ...
  • .: جواد حدود 21 روز قبل گفت: با توجه به عدم ...
  • .: ابراهیم حدود 23 روز قبل گفت: به نظر شما این ...
  • .: محمودی حدود 24 روز قبل گفت: به جای هشدار نظارت ...