امروز: شنبه 25 فروردين 1403
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 15 اسفند 1402 - 11:57
اختصاصی اتحادخبر؛

اتحادخبر - احمد خواجه حسنی: دیروز غروب به همراه بانو (دختر هشت ساله ام) به قصد خرید یک جفت کفش دخترانه راهی بازار شدیم ، حین مسیر بر سر خرید کفش چرم پاشنه بلند مشکی بند دار به توافق رسیدیم. پس از گشتی کوتاه در بازار وارد اولین فروشگاه شدیم.سوژه مورد نظر رؤیت شد، پوشید و بی چون و چرا مورد پسند بانو قرار گرفت!

چه کردید با اعتماد؟

احمد خواجه حسنی

دیروز غروب به همراه بانو (دختر هشت ساله ام) به قصد خرید یک جفت کفش دخترانه راهی بازار شدیم ، حین مسیر بر سر خرید کفش چرم پاشنه بلند مشکی بند دار به توافق رسیدیم.
پس از گشتی کوتاه در بازار وارد اولین فروشگاه شدیم.

سوژه مورد نظر رؤیت شد، پوشید و بی چون و چرا مورد پسند بانو قرار گرفت! همه چیز داشت خوب پیش می رفت من امّا نگران این پیش رفت خوب بودم چرا که از شادروان ابتهاج آموخته بودم وقتی همه چیز خوب است باید بترسیم! آخر ما به لنگیدن یک جای کار عادت داریم...

از آن جا که هیچ گونه کارت بانکی به همراه نداشتم گوشی موبایلم را در کسری از ثانیه از حالت ضامن خارج نموده به دیتا مسلح کردم تا با توسل به پهنای باند معرکه و سرعت خفنِ اینترنتِ ایران قوی، همراه بانک را مفتخر به ابراز وجود کنیم.

شوربختانه ولی در هر بار ورود به سامانه با پیام اختلال در سیستم مواجه شدیم که فروشنده را منتظر ، پدر را شرمنده دختر و خشم بانو را دو چندان می کرد ، چند بار امتحان کردم ، بی فایده بود.

بانو که از سطح پایینِ اعتماد بین فردی در مناسبات اجتماعیِ یک جامعه ی اتمیزه و سیاست زده کم اطلاع بود یواش در گوشم گفتند که شماره کارت فروشنده را برداریم و کفش را ببریم تا بعدتر هزینه خرید را پرداخت کنیم...
دل را به دریا زدم و به فروشنده گفتم که سامانه اینترنتی بانک عامل دچار مشکل شده و امکان پرداخت هزینه را نداریم، عکس العمل فروشنده برایم قابل پیش بینی بود ، جواب دادند هر وقت مشکل همراه بانک تان رفع شد در خدمت شما هستم!  خارج شدیم...
کنجکاوی بانو ما را بر آن داشت تا به فروشگاه دوّم و سوّمی نیز مراجعه کنیم، هدف ما تغییر جهت داده و خرید کفش دیگر به حاشیه رفته بود.
در فروشگاه دوّم فروشنده پس از اطلاع از جریان پیش آمده دستی بر سر بانو کشید و با زبان بی زبانی به ما "نه" گفت! (عمو جان برو فردا که تلفن بابات درست شد بیا تا کفش را بهت بدم)!!!.

وارد فروشگاه سوّم شدیم...
این بار دیگر به سراغ قفسه ها و انتخاب کفش نرفتیم و سکانس آخر را اوّل بازی کردیم، به فروشنده گفتیم که قصد خرید کفش را داریم، همراه بانک ما از کار افتاده و کارت بانکی هم به همراه نداریم.
فروشنده بدون اینکه قدری تأمل کنند صراحتاً گفتند؛ شرمنده !!!

بانو که بحمدالله از موهبت یک ذهن کنش گر و خلاق برخوردار است با یک پیش فرض ذهنی که مبتنی بر اتفاقی روزمره بود پیشنهاد خارق العاده ای دادند که بنیاد این نوشتار را بنا نهاد، اینکه به فروشگاهی مراجعه کنیم که فروشنده اش افغانی باشد و واکنش آن را هم ببینیم جالب تر اینکه هر دو اجماع نظر داشتیم که به اغلب احتمال نتیجه متفاوتی رقم خواهد خورد.

گشتیم تا بالأخره به فروشگاه مورد نظر رسیدیم ، مرد جوان با لهجه ی افغانی در حال گفت و گو با مشتری بودند ، از قضا بدو ورود چشم مان به کفش چرم پاشنه بلند مشکی بند دار در قفسه سمت راستِ پشت سر فروشنده افتاد، کفش را برداشته و به سراغ فروشنده رفتیم.
ماجرای ایراد در سامانه همراه بانک را مطرح کرده و گفتیم اگر اشکالی ندارد کفش را می بریم و در اسرع وقت هزینه را به کارت بانکی شما واریز می کنیم.

شگفتا که با گشاده رویی و متانت پذیرفتند و اتفاقاً حین خروج از فروشگاه تخفیفی هم برای این خرید قائل شدند.
از اعتماد ایشان تشکر کرده راهی شدیم من امّا از نتیجه ی به دست آمده سرافکنده، مغموم و خجل زده بودم.

پرسشی که بی درنگ بانو را به تعجب واداشت از این قرار بود که بابا دقیقاً چی شد الآن؟!
بانو نمی دانستند هنگامی که به دلایلی از جمله تبعیض، بی عدالتی، نابرابری ها و بروز شکاف های اجتماعی و طبقاتی، اعتماد در یک جامعه متزلزل شود یا از بین برود ، بازیابی آن بسی دشوار است به این دلیل که تزلزل اعتماد در ذهنیت مردم ریشه دوانده و به یک فرهنگ در جامعه بدل خواهد شد و بالطبع این ذهنیت به راحتی تغییر نمی کند.

اعتماد یکی از مهم‌ترین نیروهای انسجام جامعه است به همین سبب گئورگ زیمل (جامعه شناس آلمانی) بر این باورند که بدون اعتماد عمومیِ افراد نسبت به یکدیگر، جامعه تجزیه می‌شود.

بانو خواستند در این مورد بنویسم، نوشتم تا آیندگان بدانند "چه کردید با اعتماد"...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1402/12/16 - 16:39
0
2
شکست عهد وپیمان ووعده ،موجب مرگ اعتماد می شود ! دل نوشته ای فوق العاده بود ! با سپاس فراوان ؛ بهره بردیم ! البته این بی اعتمادی وگاه همراه بی اعتقادی ؛ ازجامعه ،به بیشترخانواده ها هم سرایت نموده است ! التّوفیق من الله وعلیه التّکلان !
1402/12/16 - 15:50
2
1
حالا اگه خودتان مغازه داشتید حاضر بودید به مشتری اعتماد کنید؟
شما اصلاح طلبان با دولت رییسی کینه دارید

1402/12/15 - 20:44
1
4
سلام استادجان ... کاملا صحیح فرمودین. اعتماد حکم کیمیا پیدا کرده بین آدمای این روزا.
یه نکته ی دیگه ولی :
این برادرای نازنین مون یه کم با لفظ «افغانی» زاویه دارن.
کاش می نگاشتید «افغانستانی»
ارادتمند
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • در بین رفقایم به تعصب دشتستانی مشهورم/ خودم را مسلمان تکنوکرات می دانم
  • ورود اتحاد جنوب به ربع قرن دوم فعالیت
  • از تورم تا انتخابات/ مروری بر مهمترین اتفاقات سال 1402
  • قتل 2 جوان برازجانی در خودروشان/ دستگیری قاتل در استان همجوار
  • خاکسپاری مادر شهید تمیزی در سالروز شهادت فرزندش/ تصاویر
  • یکی از شهدای اخیر حمله اسرائیل در سوریه از شهر وحدتیه دشتستان است
  • هدایای باقیمانده پیاده روی برازجان قرعه کشی شد
  • تصاویر اتحاد خبر از حال و هوای نوروز باستانی در برازجان
  • ویژه نامه نوروزی 1403 اتحاد جنوب منتشر شد/ معرفی شخصیت سال ویژه نامه
  • سخنرانی استاد سید محمد مهدی جعفری در جمع دشتستانی ها و استان بوشهری های مقیم شیراز/ تصاویر
  • انتصاب یک نیروی متخصص بومی به عضویت هیات مدیره پتروشیمی جم
  • گزارش تصویری/ راهپیمایی روز جهانی قدس در برازجان
  • دکتر مهدی یوسفی در یک نگاه
  • در رسیدگی به امور مردم کوتاهی نکنید/ برخی از بخشنامه ها باعث کوچک شدن سفره مردم می شود
  • مسؤولان نگاه بازتری داشته باشند/ جذابترین قسمت کار ما لحظه ای است که درد بیماران آرام می شود
  • .: قاسم حدود 2 روز قبل گفت: خوبه لااقل یک نفر ...
  • .: حسن جانباز حدود 4 روز قبل گفت: اصلا سفره ای نیست ...
  • .: محمد قاسمی حدود 7 روز قبل گفت: درود وسپاس بی کران ...
  • .: محمد حدود 7 روز قبل گفت: استاد احتمالا مقاوله به ...
  • .: محبی حدود 7 روز قبل گفت: فعلا که یک هیچ ...
  • .: ا.ن حدود 8 روز قبل گفت: جنگ و صلح چه ...
  • .: حمید حدود 8 روز قبل گفت: واقعا هم که دارن ...
  • .: ا حدود 8 روز قبل گفت: 👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼👏🏼 ...
  • .: قاسم حدود 12 روز قبل گفت: رای ندادن خاتمی هم ...
  • .: م حدود 12 روز قبل گفت: سلام ماه رمضون اومد ...