امروز: جمعه 17 مهر 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 01 مرداد 1402 - 09:35
اختصاصی اتحادخبر؛

اتحاد خبر - خان :شب گیسوانش را افشان کرده بود. ماهِ نو گوشه یِ آسمان سوسو می زد. تُکِ گرما شکسته بود. مردم از مسجد سرازیر می شدند سمت خانه ها. "لطفو" چشمانِ چپِ خود را چرخی داد. خانه یِ نقلیِ مش کریم مثل آهویِ در دام افتاده، اسیرِ نگاهش شد.خانه آن طرفِ تپه قرار داشت. دو برادر به سانِ دو طاووسِ مست از تلّ رفتند بالا و مثل دو گَزِ بی هنر مقابلِ...

دنیای ده!!!!(۱۴)

خان:


"نسیمو" (قسمت سوم)

شب گیسوانش را افشان کرده بود. ماهِ نو گوشه یِ آسمان سوسو می زد. تُکِ گرما شکسته بود. مردم از مسجد سرازیر می شدند سمت خانه ها. "لطفو" چشمانِ چپِ خود را چرخی داد. خانه یِ نقلیِ مش کریم مثل آهویِ در دام افتاده، اسیرِ نگاهش شد.
خانه آن طرفِ تپه قرار داشت.

 دو برادر به سانِ دو طاووسِ مست از تلّ رفتند بالا و مثل دو گَزِ بی هنر مقابلِ خانه یِ مش کریم قد کشیدند . کوبه ی در را زدند.

 دو سه روز بود سردردی به جانِ مش کریم افتاده بود. از آن سردردهایی که آدم دوست دارد یکی با چماق بکوبد تویِ ملاجش تا از دین و دنیا راحت شود. مَشتی اهلِ طبیب و دوا نبود. همیشه یِ خدا این دو بیت وردِ زبانش بود.
ای صنعتِ طب شکسته بازار از تو
هرچند بود به رنج بیمار از تو

المنّة لله که عجب خشنودند
غسّال و کفن فروش و حفّار از تو

 کریم و نسیمو  یک کمیسیونِ پزشکی دو نفره گرفتند. درد را بی ریختنِ یک قطره خون از دماغ، بدون یک سی تی اسکنِ تکی سه در چهار و ...تشخیص دادند. معجونی به رنگ کهنه یِ بچه و طعم هِلاهِل ساختند و ریختند توی باتلاقِ  شکم مش کریم. مشتی به کردارِ مار زخمی به خود می پیچید ، بد و بیراه می گفت  و همه را مثل رخت های چرک می شست و پهن می کرد. فحش های مش کریم کَانّه تسبیح ریخته به نیمه نرسیده بود که  دو حاجیِ قلابی در زدند. نسیمو در را باز کرد. از خُش و بِش و چاق سلامتیِ بالا بلند لطفو و زلفو آن ها را شناخت. دعوت شان کرد بیایند داخل.

 نسیمو روی لوکه یِ گوشه یِ حیاط گلیمی انداخت و چند متکّا گذاشت.  مش کریم وقتی صدای مهمان را شنید، از جا برخاست و به زحمت خود را به لوکه رساند. سلام و احوال پرسی کرد و به مهمانان خوش آمد گفت.

  لطفو افسارِ سخن را در دست گرفت. یک آیه در بابِ صله رَحم با همسایه خواند. قبل از این که دو برادرِ کوفی مسلک دست بزنند به ترجمه و تفسیر و آن را به مکاسب خویش( بیع و خرید) ربط دهند؛ نسیمو آیه ی قرآن را  با فتح، کسر و سکون خواند و سپس سلیس ترجمه کرد. دو ملّا دریافتند که اگر سخن را به حدیث و روایت بکشانند، رسوایی بار می آید؛ پس ماست ها را کیسه کردند.

 زلفو که در بخیه ی قصه های راست و دروغ دستی داشت؛ برای خالی نبودن عریضه شروع کرد به تعریف قصه ای که می گفت دیروز شنیده است. معلوم بود که چنته ی نسیمو در این باب نیز پُر است. اول بسم الله نزدیک بود داستان را ببندد به ریشِ اولیا که نسیمو فهمید و مثلِ نمایندگانِ مجلس تذکرِ آیین نامه ای داد. میانِ قصه، تا چشم نسیمو را بسته دید، فکر کرد هفت پادشاه را خواب می بیند، خواست بیندازد توی خاکی که  نسیمو با اشاره ی سر و چانه هشدار داد!

 مش کریم خاموش نشسته بود. ته دل ناله می داد اما لذّت می برد.

چون دیدند هوا حسابی پس است. بیماری مش کریم را بهانه کردند و پیش از سررسید زمان شب نشینی برخاستند و رفتند.

نسیمو تا پشت در آن ها را همراهی کرد. هر چند شربت، چای و تخمه زهر مارشان شده بود با این حال، طبق عادت وامانده شان به محض این که نسیمو در را بست، کلام همیشگی را بر زبان راندند و به ریش صاحب خانه خندیدند. " امشب مش کریم را ... زدیم. فردا هم خدا کریم است."

نسیمو از پشت در همه چیز را با دو گوش شنید.

وقتی حال مش کریم خوب شد. ماجرا را با او در میان گذاشت.
مش کریم انسان دنیا دیده ای بود و طراح نمره یک نقشه های استراتژیک بود. به نسیم گفت:" از فردا به سی چهل نفر از همسایگان، دوستان، فامیل و آدم های علّاف و بیکار که سرشان برای یک شب نشینی درد می کند، از طرف من سلام برسان و بگو؛ فلان شب قبل از نماز مغرب درب خانه ما حاضر باشند."

شب موعود فرا رسید. همه آن هایی که نسیمو دعوت کرده بود، شاید هم بیش تر، پایین تلّ منتظر ایستاده بودند. مش کریم رو به آن ها کرد و گفت: "امشب همه با هم می خواهیم برویم خانه ی لطفو و زلفو. این دو تا چند بار گلایه کرده اند که ما مهمانِ همه اهالی ده شده ایم اما دریغ از این که یکی گاهی به ما سری بزند."

جمعیت چهل پنجاه نفری به فرمان مش کریم سرازیر شدند به سمت خانه ی دو حاجی!!!

ادامه دارد...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • شستا سیاست‌زده شده / سامانه شایسته‌سالاری میدری هم جواب نداد
  • استاندار بوشهر: غیرت کارگران و متخصصان، ضامن تداوم تولید در پالایشگاه‌های آسیب‌دیده است
  • «گذر فرشتگان میناب» در پارس جنوبی سبز شد؛ ادای احترام پتروشیمی هنگام به شهدای دانش‌آموز
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/16
  • احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی، ضامن امنیت روانی شهروندان است
  • رقصِ فیل و الاغ در آسمانِ ایران
  • «جم» به باشگاه بنزین‌سازان می‌پیوندد؛ تولید روزانه یک میلیون لیتر بنزین باکیفیت
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/16
  • همدلی در میدان حادثه؛ همراهی صنعت و نیروهای امدادی برای مهار آتش در عسلویه
  • رضایی: توسعه شهرک‌های صنعتی مسیر اصلی حل مشکل اشتغال در دشتستان است
  • دشتستان در مسیر تکمیل زنجیره ارزش خرما؛ صنایع تبدیلی جان می‌گیرند
  • تأکید مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر بر بهبود شرایط اسکان فرهنگیان عسلویه
  • خلیج فارس کانون ال‌نینو؛ بوشهر آماده بارش‌های احتمالی
  • حضور اعضای کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در خارگ؛ بررسی مسائل و مطالبات جزیره
  • سردار خسروی: امنیت مرزها در گرو تعامل نزدیک مرزنشینان و مرزبانان است
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 5 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 10 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...
  • .: بچه شمرون حدود 10 روز قبل گفت: ارواح مطّهر تمامی شهدا ...
  • .: اکبری حدود 10 روز قبل گفت: خداقوت و دستمریزاد به ...
  • .: دوست حدود 11 روز قبل گفت: درود بر خلیل شجاع ...
  • .: ایران حدود 11 روز قبل گفت: 🤣🤣🤣🤣 ...
  • .: مهدی حدود 18 روز قبل گفت: دلسوز مردم بودن مستلزم ...
  • .: عرفان حدود 25 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 27 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 1 ماه قبل گفت: درود و خدا قوت ...