امروز: شنبه 17 مرداد 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 12 آبان 1400 - 08:26
اختصاصی سرویس ادبیات داستانی اتحادخبر (روات)

اتحادخبر-خداداد رضایی:بوی سیرابی که پدر هوس کرده بود کل فضای خونه را در برگرفته بود  فکر کنم همسایه ها هم از ناهار ما باخبرشده بودند ولی من اصلا علاقه ای به این غذا نداشتم و از بوی آن چندشم میومد و از دیدنش حالت تهوع  بهم دست می داد اما باید یه جورایی نقشه را اجرا می کردم . پدر سرمست از غذای سیرابی برایش خودش زیر لب چیزهایی را زمزمه شادی می کرد و...

داستان/ # هشتک نه به خشونت، سیلی نزن

خداداد رضایی:


بوی سیرابی که پدر هوس کرده بود کل فضای خونه را در برگرفته بود  فکر کنم همسایه ها هم از ناهار ما باخبرشده بودند ولی من اصلا علاقه ای به این غذا نداشتم و از بوی آن چندشم میومد و از دیدنش حالت تهوع  بهم دست می داد اما باید یه جورایی نقشه را اجرا می کردم . پدر سرمست از غذای سیرابی برایش خودش زیر لب چیزهایی را زمزمه شادی می کرد و چهچهه می زد ولی من هرچی گوش دادم نفهمیدم چی داره می خونه . فکر کنم خودش هم بعضی قسمت را نمی دانست فقط ادا در می آورد تا شعرش کامل شود  مادر هم همانطور که حواسش به غذای روی اجاق بود گاهی زیر چشمی به من نگاه می کرد و من از نگاهش طبق معمول خوندم که داره میگه : اینقدر سر توی گوشی نکن پاشو یه کمکی توی این خونه کن . ولی من همچنان هشتک " نه به خشونت، سیلی نزن " را در فضای مجازی برای دوستان انتشار می دادم ساعت نزدیکی 11 ظهر بود که صدای زنگ خانه بصدا دراومد . منم توی وسط هشتک ها دست و پا می زدم  و مادر قابلمه را بررسی می کرد تا مبادا آب سیرابی کم بشه ،که زنگ دوم بصدا دراومد پدر از توی دستشویی صداش بلند شد : آیفن تصویری بزن کدام خری اومده !! بیشتر ترس و ناراحتی پدر احتمال شریک ناهار ظهر بود ، من که می دانستم کی اومده پا شدم آیفن زدم و باصدای بلند گفتم عمه سهیلاست . صدای پدر از توی دستشویی دوباره بلند شد و گفت تنهاست ؟ گفتم نه با منوچهر . دوباره صدا پدر اینبار یواشتر و با احتیاط بیشتر ولی باز هم پشت در دستشویی  که گفت : حالا چه وقت اومدن بود . مادر گفت بهروز چیزی نگو می شنوند . پدر روی عمه سهیلا خیلی حساب می برد ولی دشمن سر سخت شوهرش منوچهر بود . منوچهر بنگاه املاک داشت وضع بدی نداشت و همیشه بخاطر سهم زنش در خانه منوچهر روی بهروز منت می گذاشت . در  را باز کردم با یاالله ، منوچهر رخست ورود طلبید صدای مادر از توی اتاق که داشت پوشش را مرتب می کرد گفت ، بفرمایید خوش اومدید. عمه سهیلا گفت پس بهروز کو ؟ که با صدای شرشر آب در دستشویی ، پدر اعلام حضور کرد  و سپس از دستشویی در اومد و سلامی کرد و بلافاصله گفت : ها خیر باشه این موقع ظهر کجا بودین ؟ منوچهر هم که در کنایه ید طولایی داشت گفت : کنار منزل لیلی عبور کردیم ولی از بوی سیرابی دیوونه شدیم . بهروز که معنی حرفهای منوچهر را بخوبی درک کرده بود نیشخندی زد و گفت : بنازم که پارو کشی چابک هستی نوبت عاشقی ما هم میرسه  . مادر نگاهی به پدر انداخت و پدر مسکوت ماند 


عمه سهیلا که میخواست غائله را پایان دهد لبخندی زد و گفت : فرمول سخت و پیچیده ای نداره ، ما هم توامان مدیر آمریم .


انگار درس ادبیات شروع شده بود و هر دو طرف با واژه ها همدیگر را بمباران می کردند البته تقصیر پیامک من بود که عمه و شوهرش را را تبدیل به مهمان ناخوانده کرده بود ولی خوشبختانه تا الان هیچکدام نمی دانستند که این آتش از گور چه کسی بلند شده و من همچنان یک گوشم به واژه ها در کانال مقصد و گیرنده ها بود و چشمم در میان هشتکها که مبادا عقب بیافتم و لحظه ها را میان شهرها تقسیم می کردم و فورا هشتکها را ارسال می کردم. باید من بعنوان عضوی کوچک در جامعه جلوی خشونت ها را می گرفتم هرچند که خودم بارها مورد هجوم خشونت شده بودم از بوق های معنی دار تا متلک ها و ترمز هایی که بوی خشونت می دادند ولی الان در خشونت پدر و شوهر عمه داشتم هشتک بازی " نه به خشونت" می کردم . سفره ناهار کشیده شد و سیرابی وسط سفره مزین شد و شروع به خوردن کردند ولی من با دو تا میوه سعی کردم یه طورهایی خودم را سیر نگه دارم و  همچنان منتظر پایان این تراژدی بودم . باید شکم ها پر می شد تا خشونت اوج می گرفت و با یک سئوال از طرف منوچهر در پایان ناهار ظهر سیرابی استارت آن زده شد . منوچهر وقتی دستهایش را به معنی الهی شکر در پایان غذا بالا برده بود پایین نیاورده گفت : میگم بهروز بهتر نبود دستشویی را کنار اتاق خواب می ساختید نه جلوی درب ورودی ؟ سیرابی حسابی شکم منوچهر را کش آورده بود و دنبال جای امنی می گشت ، پدر هم که در سیرابی کم آورده بود گفت چهاردیواری و اختیاری .


این چندین بار بود که بین منوچهر و پدر نزاع گرفته بود و زنها با بلند کردن پرچم سفید واسطه برای صلح شده بودند ، اما اینبار تفاوت داشت نقشه ای بود که من کشیده بودم تا شر پسر عمه خلاص شوم و می دانستم که شکم ها که پر شود دعوا شروع خواهد شد و سپس تا مدتی قهر و صبر تا ظفر برسد . منوچهر که از خوردن سیرابی داشت کله پا می شد خود را به دستشویی رسوند و ما هم مفت و کالذی منتظر بیرون اومدن منوچهر بودیم وقتی بیرون اومد که هنوز داشت کمربندش را درست و راست می کرد و از رفلکس معده نجات پیدا کرده بود  ولی از طرفی قافله با نیشخندهای ما باخته بود . انگار توی دستشویی چیزی را یادش آمده بود، گفتی چهار دیوار و اختیاری ، ها ؟! انگار بندازمت بیرون کارتن خواب میشی ها
پدر هم آخرین ته مانده کاسه سیرابی را صاف کرد وگفت : همینکه ما را هم نفروختی چون مشتری خوبی پیدا نکردی یه محله که نه، یه شهر می شناس
منوچهر که همانطور ایستاده دستور داد عمه پا بشه و بروند و منم به هدفم رسیده بودم این دو یعنی پدر و منوچهر نشده بود یک ماه با هم آشتی باشند بقولی آبشون توی یه جوی نمی رفت عمه مخفیانه خانه ما میومد و ما هم فقط عمه را در جشنها و عزاهای اقوام می دیدیم ولی مدتی بود با هم آشتی کرده بودند تا من بدبخت بشوم که اینبار با نقشه سیرابی دوباره فاصله ها زیاد شد تا من راحت بنشینم و هشتک بازی کنم .



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • غرش F-35 قابل تحمل‌تر از خاموشی‌های شماست
  • خبرنگاران، سرمایه‌های اجتماعی و پدافند غیرعاملِ مردم‌محور
  • پیام تشکر رئیس شورای هیئت های مذهبی کشور از ستاد عتبات عالیات و مواکب حسینی
  • مدیرعامل پتروشیمی خارک: خبرنگاران، راویان حقیقت و سرمایه‌های اعتمادسازی جامعه هستند
  • پیام بخشدار سعدآباد به مناسبت ۱۷ مرداد، روز خبرنگار
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/05/17
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/05/17
  • خبرنگاران بوشهری؛ راویان بی ادعای روزهای آتش و امید
  • جمع آوری سه محصول سلامت‌محور از بازار آغاز شد
  • خبرنگاران همکاران افتخاری و ناظران امین صنعت هستند
  • خبرنگاران نقش اساسی در امر توسعه و تحقق عدالت و تحولات جامعه دارند
  • پیام تبریک مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر به مناسبت روز خبرنگار
  • استقلال برای سه جام نیاز به تقویت دارد/ دست بختیاری‌زاده خالی است
  • اعتراف رسانه‌های خارجی به شکست ترامپ حاصل مجاهدت رسانه‌های انقلابی است
  • افتخاری بزرگ برای صنعت پتروشیمی ایران؛ پتروشیمی نوری در جمع فینالیست‌های جایزه جهانی تعالی WPC Energy 2026 قرار گرفت
  • بهره‌برداری از نخستین مرکز پرتودرمانی بیماران سرطانی بوشهر با حضور وزیر بهداشت و استاندار بوشهر
  • تجلیل انجمن «دیدگاه» دشتستان از نویسنده کتاب «یادنامه»
  • وقتی پای اقتصاد از گلیم خانواده‌ ها درازتر می شود!
  • از پزشک خانواده تا پروژه‌های عمرانی؛ دشتستان در آستانه هفته دولت/پیاده روی ولایت یک برند فرهنگی برای دشتستان
  • بگذارید فرزندان ایران، حقوق ملت را بر سرِ میز اقتدار بازستانند
  • ارزیابی عملکرد موکب حضرت سیدالشهدا (ع) پتروشیمی پردیس در خدمت‌رسانی به زائران
  • منطقه آزاد تجاری صنعتی بوشهر یکی از مهم‌ترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری کشور است
  • پرداخت سود سهام پتروشیمی خارک زودتر از موعد آغاز شد
  • هماهنگی همه دستگاه‌های اجرایی، شرط برگزاری باشکوه پیاده‌روی بزرگ ولایت است
  • تسلیت پتروشیمی خارک به مناسبت اربعین حسینی
  • کدام دموکراسی؟
  • فرماندار دشتستان: پیشگیری از ساخت‌وسازهای غیرمجاز نیازمند هماهنگی همه دستگاه‌های مسئول است
  • تاب‌آوری صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در شرایط جنگ؛ چرا حفظ سرمایه انسانی یک ضرورت اقتصادی است؟
  • در مسیر عشق، در کنار مردم
  • رئیس اتاق بوشهر: حضور فعالان اقتصادی در تشکل‌های ملی، توسعه صادرات را شتاب می‌بخشد
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • قرعه کشی مرحلی پلی آف لیگ دسته دوم کشور/ شاهین عامری میزبان دور برگشت شد
  • پیگیری پروژه‌های راهبردی راه دشتستان؛ از روند تکمیل بزرگراه دالکی–کنارتخته و تکمیل بزرگراه برازجان–اهرم تا تقاطع غیرهمسطح وحدتیه و راه‌آهن بوشهر شیراز
  • دستگاه سونوگرافی و OPG در پلی‌کلینیک تخصصی امام موسی کاظم(ع) برازجان به بهره‌برداری رسید
  • «فرهنگستانِ آرام‌سازیِ درد»
  • قدرت ملّی، زیربنای هر انتقام مؤثر است
  • ۱۰۴ هزار بوشهری زیر چتر بهزیستی/ اختلافات خانوادگی و اعتیاد در صدر بحران‌های اجتماعی
  • توسعه ورزش بدمینتون در بوشهر، اولویت رده‌های پایه و ساحلی
  • ماتادورها «کله» خروس‌ها را کندند/اسپانیا اولین فینالیست جام بیست‌وسوم
  • آئین تقدیر از شهردار و دهیاران بخش مرکزی دشتستان برگزار شد
  • ورزش همچنان کلید داشتن قلبی سالم‌تر است
  • ۲۷۲ مصوبه رفع مشکلات بنگاه‌های اقتصادی استان بوشهر ابلاغ شد
  • «آقای ونس؛ اُوه آقای ونس»
  • .: غلامرضا بردستانی 1 روز قبل گفت: با تبریک به مردم ...
  • .: محمد حدود 5 روز قبل گفت: میز اقتداری که منتظر ...
  • .: ا ارمی حدود 11 روز قبل گفت: بسیار عالی ...
  • .: ح. ح. نیکنام حدود 11 روز قبل گفت: بسیار عالی 👌🌹 ...
  • .: بهار حدود 11 روز قبل گفت: 🤲🤲🤲 ...
  • .: فعال محیط زیست حدود 12 روز قبل گفت: از توجه حضرتعالی به ...
  • .: وعده وعید کافیه حدود 14 روز قبل گفت: یادمه پارسال همین استاندار ...
  • .: فروشگاه لیان کلاسیک حدود 18 روز قبل گفت: آنتن دهی وحشتناک خرابه ...
  • .: احسانی فر حدود 19 روز قبل گفت: دشتستان و قطعا استان ...
  • .: اوا فقینه ژاد حدود 21 روز قبل گفت: ا کا دمی زبان ...