امروز: جمعه 03 مهر 1405
- ارتقای خدمات سلامت با استقرار فناوری نوین سونوگرافی در درمانگاههای جم
- پیام قدردانی مدیرعامل پتروشیمی پردیس از ابراز همدردی مسئولان، همراهان و عموم تسلیدهندگان
- پتروشیمی جمپیلن به سراغ مدیریت یکپارچه ریسک رفت
- مبلغ کالابرگ ۴۴ میلیون نفر در مهر ماه افزایش مییابد
- پزشکیان و عراقچی «خودسرانه» با آمریکاییها مذاکره میکنند؟
- رئیس امور اطلاعرسانی دولت: هیئت ایرانی در نیویورک با نهادهای مسئول کاملاً هماهنگ است
- گردشگری میتواند زنجیره گستردهای از فعالیتهای اقتصادی را فعال کند
- زمانی مظفرآبادی: بوشهر ظرفیتهای مهمی در حوزه عمران روستایی دارد
- نظر متفاوت ژاوی درباره لیگ عربستان
- دختر اسکواش ایران از دیدارهای انفرادی کنار رفت
مولفانِ محترم، در بخش سوم کتاب خود ـ در باب املا و نگارش مطالبی سودمند و مفید ارایه نموده اند. حقیر ـ این نکته ی تعریضی را نیز ـ عرض می نمایم که متاسفانه بعضِ مدرسان ادبیات و دروس دیگر ـ در سطح دانشگاه ـ گاه به علتِ ...
مولفانِ محترم، در بخش سوم کتاب خود ـ در باب املا و نگارش مطالبی سودمند و مفید ارایه نموده اند. حقیر ـ این نکته ی تعریضی را نیز ـ عرض می نمایم که متاسفانه بعضِ مدرسان ادبیات و دروس دیگر ـ در سطح دانشگاه ـ گاه به علتِ عدم تسلطِ کافی به ماده ی مورد تدریس و نداشتن حرف و سواد کافی در موارد مربوطه، به قرائت یک متن می پردازند. در حالی که، آن مدرس می توانست متن مورد نظر را به طریق فتوکپی و زیراکس، تکثیر نماید و یک باره به دانشجو تحویل دهد و خود مدرس ـ اگر احاطه ی علمی به درس مربوطه داشت ـ به بیان جزییات و تشریح نکاتِ مورد تدریس می پرداخت. مولفان ذیلِ " نامه نویسی" ( در صفحه 67) را با این عبارت، آغاز نموده اند:
" هیچ شخص باسوادی نیست که در زندگانی خود، به نامه نوشتن نیاز نداشته باشد" آیا بهتر نبود که به جای عبارت فوق، این عبارت ِ شیوا را می نگاشتند:
" هر فرد باسوادی در زندگانی خود، به نامه نویسی نیازمند است."
در همان صفحه ـ چند سطر پایین تر ـ نگاشته اند:
" مثلا برای تلفن کردن به کسی که در شهر یا کشوری دیگر مقیم باشد، هزینه هایی در بردارد..." هر پارسی نویس، با خواندن عبارت فوق، بخوبی در می یابد که واژه ی " برای" در عبارت بالا، زاید و اضافی و مخل فصاحت و شیوایی کلام است. باز این پرسش خود را از مولفان گرامی، مکرر می کنیم، که چرا در کتابی، که در باب درست نویسی و آموزشِ راه و رسم نگارش و ویرایش است، چنین اشتباهات لپی دیده می شود؟!
گاه مطالب نگاشته شده ـ در کتاب مورد بحث ـ مایه ی شگفتی است؟ مثلا: صفحه 68: " کارت پُستال برای نامه هایی که مطالب خصوصی، خانوادگی یا محرمانه دارد، مناسب نیست، زیرا آن را بدون پاکت می فرستند."!
آیا مولفان فاضل، واقعا نمی دانند که کارت پستال را می توان درون پاکت گذاشت؟! یا این مورد ( در همان صفحه و صفحه ی بعد): " ماشین کردن نامه به ویژه نامه های رسمی، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه هم مناسب تر است."
واقعا یک کودکِ ابجد خوان دبستانی نیز می داند که واژه ی " هم" را ـ در عبارت بالا ـ باید پس از " مناسب تر" نگاشت، و نه چون مولفان، پیش از آن.
و باز نمونه ی دیگر ( در صفحه 7) : " نامه به کسانی که شخصیت اجتماعی یا سنی برتر به ما دارند." که با برداشتن " به" ـ پس از برتر ـ وگذاشتن " از" به جای آن، مشکل جمله حل می شود. از این موارد در کتاب فراوان دیده می شود، لیکن جهت اختصار، به مشت ِ نمونه ی خروار اشاره نمودیم.
در صفحه 71 از " مکاتیبِ" مولانا و " منشآتِ" قائم مقام فراهانی ـ جهت مثال برای نامه های مشهور ـ نام برده اند. حقیر، چند اثر دیگر را نیز بدان ها ـ جهت آگاهی بیشترِ خوانندگان گرامی و دانشجویان ارجمند ـ می افزایم: " نامه های آسیابِ من" اثر " آلفونس دوده" ( نویسنده ی فرانسوی)، "نامه های ایرانی" اثر " منتسکیو" ( نویسنده و اندیشمند فرانسوی)، " نامه به پدر" و " نامه به فلیسه" هر دو اثر " کافکا" ( داستان نویس آلمانی نگارچک)، " " نامه ها" اثر " بزرگ علوی" ، " از اینسوی دیوار" اثر " محمود اعتماد زاده ( به آذین)"، " چهل نامه ی کوتاه به همسرم" اثر " نادر ابراهیمی" و " نامه های نیما" و " نامه های فروغ فرخزاد" و همسرش؛ " پرویز شاپور".
و اما نامی ترین نمونه ی آن در تاریخ. " نامه های امیرالمومنین" است که در کتاب شریفِ " نهج البلاغه" تحت همین عنوانِ نامه ها درج گردیده است. و این که مولفان در ادامه ( در صفحه 72) نگاشته اند: " هرگز کلمه ای را در نامه به کار نبرید که توهین آمیز باشد." این بستگی به مخاطب نامه دارد. برای مثال، حضرت مولی الموالی در بعضِ نامه های خود ـ خطاب به معاویه یا عمروعاص ـ از عباراتی چون؛ " فرزند زنِ فلان و بهمان" بهره جسته اند، و هیچ ایرادی نیز بر آن وارد نیست، چرا که مخاطبان امیر بیان، از آن اوصاف نیز پست تر بودند. در صفحه 86 نگاشته اند: " روزها از دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که شرح رویدادهای زمان کودکی نویسنده تا هنگام 14 سالگی اوست."
تصورم این است که مولفان، تنها مجلد نخست کتاب یاد شده را دیده اند. مزید اطلاع ایشان و خوانندگان جان، عرض می نمایم که دکتر اسلامی ندوشن ـ که از شیوا نویس ترین نویسندگان اخیر ماست ـ کتاب " روزها" را ادامه داده و تا کنون، دو مجلد دیگر آن نیز منتشر گردیده است، که به سال های پس از 14 سالگی ایشان پرداخته شده است. " قصه های مجید" اثر "هوشنگ مرادی کرمانی" و " تابستان همان سال" اثر سینماگر همیشه استاد نیز نشات گرفته از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی آنهاست. البته در قالب قصه. حقیر نیز مجموعه داستان کوتاه به هم پیوسته ی " روزهای پرتقالی" را بر اساس خاطرات دوران کودکی خود ـ در محله ی بهبهانی بوشهر ـ نگاشته ام، لیک هزینه ی انتشار آن را ندارم. شاید ـ در آینده ی نزدیک ـ این قصه ـ خاطره ها را ـ به شکل مسلسل ـ در نشریه ای درج نمایم. در بخش ِ " سفرنامه " از سفرنامه ی ناصر خسرو بلخی قبادیانی نام برده اند. گفتنی است که پژوهنده ای به نام " حسین منصوری" این کتاب را از ناصر خسرو ندانسته و مدعی شده است که کتاب مزبور، در اوایل سده ی هیجدهم میلادی توسط فراماسونها ساخته پرداخته شده است.؟ (3)
در بخش سفرنامه های خیالی، چند اثر را نام برده اند. بایسته بود از " سیرالعباد الی المعاد" حکیم " سنایی غزنوی" و " بهشت گمشده" ی " جان میلتون" نیز یاد می کردند. " بهشت گمشده" ی " جان میلتون" و " کمدی الهی" دانته، هر دو با عرق ریزی روح و کوشش های شبانه روزی مترجم بنام " فریده ی مهدوی دامغانی" به فارسی برگردانده شده اند. ( از متون اصلی). البته " کمدی الهی" دانته را پیش از این مترجم یاد شده، استاد " شجاع الدین شفا" نیز به فارسی ترجمه کرده بود.
" شفا" از بهترین مترجمان ماست، که علاوه بر ترجمه، به کار نگارش و پژوهش نیز پرداخته است.
در ذیل سفرنامه های خیالی " سیاحتنامه ی ابراهیم بیک" نوشته ی " زین العابدین مراغه ای" را نیز ـ تنها بعنوان یکی از کتبِ مربوط به اواخر دوره ی قاجار یاد نموده اند.
حقیقت مطلب، این است که
" سیاحتنامه ی ابراهیم بیک" را بعض ناقدان و پژوهندگان ادبیات بعنوان نخستین رمان فارسی یاد کرده اند. ـ برای مثال؛ " حسن میر عابدینی" در کتاب مرجع و بسیار معتبر خود، " صد سال داستان نویسی در ایران" اثر مزبور را نخستین رمان فارسی دانسته و مبدا تاریخ خود را از سال انتشار این اثر ـ که 1274 خورشیدی است ـ آغازیده اند.
در ضمن، دو کتاب دیگر نیز موجود است از یک نویسنده ی روحانی تحت عناوین ِ " سیاحت شرق" و " سیاحت غرب" که اولی سرگذشتنامه و سفرنامه های واقعی اوست و دومی، سیاحت نویسنده در عالم برزخ و بهشت و دوزخ در عالم رویاست. ( روحانی مزبور حاج آقا قوچانی نام دارد و کتب وی، بارها ـ در سالهای اخیر ـ تجدید چاپ شده اند.)
هنگامی که مولف یا مولفانی، کتابی می نویسند و در آن رهنمودهایی به دانشجویان می دهند، که بر اساس آنها عمل کنند، خود مولفان به انجام آن رهنمودها اولی تر، لیکن متاسفانه در کتاب مورد ارزیابی ما، به موارد متعدد برمی خوریم که مولفان بر خلاف دستورالعمل ها و رهنمودهای خود عمل کرده اند. جهت اختصار تنها به یک مورد اشاره می کنیم.
در صفحه 49 نوشته اند: " در کلمه های فارسی، به کار بردن علامت "ء" به جای " ی" درست نیست. شکل " آئین ، آئیم و گوئیم و ..." غلط و آیین، آییم، گوییم ، نایین و پاییز" و مانند آنها درست است." این رهنمود مولفان کاملا درست است. لیکن متاسفانه خود مولفان به این رهنمود درست ـ در موارد متعدد ـ عمل ننموده اند. مثلا در صفحه ی 103 کتاب می بینیم که نوشته اند: " ... آن ها را به دیگری باز می گوئیم" و باز در همان صفحه : " نمونه هائی از این نوع گزارش ..." ملاحظه می فرمایید که حکم خود را زیر پا نهاده و " می گوییم" را " می گوئیم" و "نمونه هایی" را " نمونه هائی" نگاشته اند. حال آنکه این هر دو واژه فارسی است و ـ چنانچه خود مولفان نیز تایید نموده اند ـ باید بجای همزه از حرف " ی" استفاده می شد. در صفحه 107 نگاشته اند:" در کتاب های چهار مقاله و تاریخ بیهقی چنین آمده است: و سپس درون گیومه یک پاراگراف عبارت نقل نموده اند، ولی مشخص نکرده اند که عبارت نقل شده از کدام یک از دو کتاب مذکور و یا اینکه تا کجای عبارت نقل شده از تاریخ بیهقی و از کجای آن از چهار مقاله است. اینگونه ارجاع دهی را تا کنون ما ندیده بودیم، که عباراتی را نقل کنند و آن عبارات را از دو کتاب بدانند. لیک مشخص ننمایند که چه بخش از عبارات نقل شده از این و چه بخش از آن دیگری است! لیکن گویا کتاب مولفان ما مظهر شگفتی هاست و هر چه بخواهی از این انبان برون می آید!
در صفحه 171 واژه ی " اتوبیوگرافی" را به " از خود نویسی" برگردانده اند، حال آنکه " زندگی نامه ی خود نوشت" برگردانی است مرسوم تر و متداول تر.
در بخش های " داستان نویسی" و " نمایش نامه نویسی" بایسته بود که مولفان، آثاری را در این زمینه ها ـ جهت مطالعه ی بیشتر دانشجویان ـ یادآور می گردیدند. اینک ما به جبران کاستی کتاب مولفان ـ در این زمینه ـ می پردازیم:
هنر داستان نویسی ( ابراهیم یونسی)، ادبیات داستانی و عناصر داستان ( هر دو از جمال میر صادقی)، صد سال داستان نویسی در ایران ( حسن میر عابدینی)، قصه نویسی و بوطیقای قصه نویسی ( هر دو از دکتر رضا براهنی): از روی دستِ رمان نویس ( محسن سلیمانی)، رمان به روایت رمان نویسان ( برگردان دکتر علی محمد حق شناس)،99 رمان برگزیده ی انگلیسی ( برگردان صفدر تقی زاده)، درسهایی در ادبیات ( اثر ولادیمیرناباکف که دو برگردان از آن موجود است: 1. برگردان پرویز داریوش
2. برگردان فرزانه ی طاهری)، درباره ی رمان و داستان کوتاه ( ویلیام سامرست موآم ـ برگردانِ کاوه ی دهگان)، فن نمایشنامه نویسی ( اثرِ لاجوس اگری ـ برگردانِ دکتر مهدی فروغ) و ... در زمینه ی نقد ادبی نیز دو اثر نام می بریم: 1. نقد ادبی ( دکتر عبدالحسین زرین کوب)
2. شیوه های نقد ادبی ( اثر دیوید دیجز ـ برگردان دکتر غلامحسین یوسفی و ...)
در بخشِ سبک های ادبی غرب در صفحه 177 و 178 در باب سبک " ناتورالیسم" نگاشته اند: " پیروان این مکتب می کوشند زیبایی های طبیعت را وصف کنند و از بدی های آن چشم پوشی نمایند." حال آنکه حقیقت درست عکس این مطلب است. ناتورالیست ها بیشتر کوشش در ترسیم زشتی ها و مفاسد و معایب دارند. بعنوان مثال بنگرید به رمان های " امیل زولا" ـ پیشوای این مکتب ـ مانند: نانا، زمین، سهم سگان شکاری ( این هر سه رمان توسط دکتر محمد تقی غیاثی ـ استاد زبان و ادبیات فرانسه ی دانشگاه تهران ـ به فارسی ترجمه شده است.) فرضا در رمانِ " زمین" شخصیت های رمان، رکیک ترین فحش ها و توهین ها را به همدیگر نوش جان می کنند! در صفحه 179 " شارل بودلر" را بنیان گذار سبک سمبولیسم خوانده اند. اما در واقع باید گفت که " بودلر" بانی سمبولیسم در فرانسه و کلا اروپا بود وگرنه پیش از او " ادگار آلن پو" ( 49 ـ 1809) ساختمان این سبک را پی افکنده بود. خود بودلر نیز ـ فروتنانه ـ بدین موضوع اقرار نموده و نخستین مترجم آثار "پو" از زبان انگلیسی به زبان فرانسه، خود " بودلر" است.
در همان صفحه 179 در ذیل " سبک سوررئالیسم" نوشته اند:
" این شیوه در سال 1992 میلادی در فرانسه پدید آمد"! و با اینکه خود مولفان، " لویی آراگون" و " آندره برتون" را ـ که سالها پیش از تاریخ فوق درگذشته اند ـ بعنوان پیشوایان این سبک نام برده اند، لیکن باز متوجه نشده اند که تاریخ مذکور ـ 1992 ـ غلط است. ( اما خودمانیم این مولفان اصلا از کجا می دانستند که " آراگون" و " برتون" در چه سالهایی فوت کرده اند!)
در واقع به این شکل که مولفان نگاشته اند، سبک سوررئالیسم تنها 18 سال پیش پدید آمده است! ( اگر 1992 را 1929 کنیم، مشکل حل شود.)
در باب ِ سبک های ادبی غرب، پیش از این دو اثر را نام برده ایم که: 1. مکتب های ادبی ( رضا سید حسینی)
2. از رمانتیسم تا سوررئالیسم ( دکتر حسن هنرمندی) است.
در باب سبکهای ادبی زبان فارسی نیز چند اثر را یادآور می گردیم: 1. سبک خراسانی در شعر فارسی ( دکتر محمد جعفر محجوب)
2. مکتب وقوع ( احمد گلچین معانی)
3. سبک هندی و کلیم کاشانی ( شمس لنگرودی)
4. مکتب بازگشت ( شمس لنگرودی). و درباره ی ادبیات معاصر ایران کتبی متعدد ـ اعم از موضوعی یا کلی ـ موجود است. مانند: 1. از صبا تا نیما ( یحیی آرین پور)
2. تاریخ تحلیلی شعر نو ( شمس لنگرودی) و ... هم اکنون که این سطور را می نگارم، خبری تلفنی از یک استاد زبان و ادب تازی شنیدم، که از شنیدن آن غرق در حیرت و شگفتی گردیدم. و آن اینکه فلان کس ـ فردی را نام برد ـ در دوره ی دکتری ادبیات فارسی نیز تدریس می کند. اگر فرد مورد نظر را بعنوان معلم فارسی دوره ی راهنمایی دانش آموزان منصوب می نمودند، بنده به حال آن دانش آموزان تاسف می خوردم که چرا چنین معلم بی سوادی دارند. بویژه اینکه می دانم امثال زنده یاد " محمد بیابانی" و " شاپور پساوند" معلم فارسی دوره ی راهنمایی بوده و هستند. ( که علو دانش و سواد بالای آنها و نیز " جلال خسروی" بر هیچکس پوشیده نیست.) حال وقتی کسی را که الفبای ادبیات را نمی داند و بقدری کور حافظه است که عوام و مردم کاملا بیسوادیند ، حافظه شان بهتر او اوست، چرا که گاه همین گونه افراد اشعاری را از حفظ می خوانند ولی فرد مورد نظر حتی یک رباعی یا دو بیتی نیز در حافظه ی گنگ کر خود ندارد. سوای اینکه از تحلیل ساده ترین اشعار و متون ادبی ـ نظم و نثر ـ عاجز و ناتوان است. با این حال همین فرد، ماهانه حقوق ملیونی می گیرد. یعنی ماهی چندین ملیون تومان بخاطر بی سوادی! ببینید نرخ و بها و ارزش بی سوادی چه اندازه بالاست. به تعبیر حافظ شیراز:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
در پایان ـ ضمن سپاس و تشکر از دست اندرکاران هفته نامه ی " اتحاد جنوب" جهت درج ارزیابی بنده و نیز تشکر از خوانندگان گرامی جهت اینکه وقت خود را صرف خواندن مطالب حقیر نمودند، از همه ی دانش دوستان و بویژه دانشجویان گرامی ـ که امید فردایی ایرانند ـ عاجزانه استدعا دارم که به صرف خواندن کتب درسی اکتفا ننمایید و اوقاتی از شبانه روز را به مطالعه ی آزاد اختصاص دهید. که کتاب، به تعبیر " بهاء الدین خرمشاهی" : مثل شراب است و باز گیراتر.
و حرف آخر اینکه، خطاب به خود ، می گویم:
یک جلد کتاب بود و نقادی شد
یک حبه ی تلخ بود و قنادی شد
این نقد نوشتن تو می دانی چیست؟
" هیچ شخص باسوادی نیست که در زندگانی خود، به نامه نوشتن نیاز نداشته باشد" آیا بهتر نبود که به جای عبارت فوق، این عبارت ِ شیوا را می نگاشتند:
" هر فرد باسوادی در زندگانی خود، به نامه نویسی نیازمند است."
در همان صفحه ـ چند سطر پایین تر ـ نگاشته اند:
" مثلا برای تلفن کردن به کسی که در شهر یا کشوری دیگر مقیم باشد، هزینه هایی در بردارد..." هر پارسی نویس، با خواندن عبارت فوق، بخوبی در می یابد که واژه ی " برای" در عبارت بالا، زاید و اضافی و مخل فصاحت و شیوایی کلام است. باز این پرسش خود را از مولفان گرامی، مکرر می کنیم، که چرا در کتابی، که در باب درست نویسی و آموزشِ راه و رسم نگارش و ویرایش است، چنین اشتباهات لپی دیده می شود؟!
گاه مطالب نگاشته شده ـ در کتاب مورد بحث ـ مایه ی شگفتی است؟ مثلا: صفحه 68: " کارت پُستال برای نامه هایی که مطالب خصوصی، خانوادگی یا محرمانه دارد، مناسب نیست، زیرا آن را بدون پاکت می فرستند."!
آیا مولفان فاضل، واقعا نمی دانند که کارت پستال را می توان درون پاکت گذاشت؟! یا این مورد ( در همان صفحه و صفحه ی بعد): " ماشین کردن نامه به ویژه نامه های رسمی، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه هم مناسب تر است."
واقعا یک کودکِ ابجد خوان دبستانی نیز می داند که واژه ی " هم" را ـ در عبارت بالا ـ باید پس از " مناسب تر" نگاشت، و نه چون مولفان، پیش از آن.
و باز نمونه ی دیگر ( در صفحه 7) : " نامه به کسانی که شخصیت اجتماعی یا سنی برتر به ما دارند." که با برداشتن " به" ـ پس از برتر ـ وگذاشتن " از" به جای آن، مشکل جمله حل می شود. از این موارد در کتاب فراوان دیده می شود، لیکن جهت اختصار، به مشت ِ نمونه ی خروار اشاره نمودیم.
در صفحه 71 از " مکاتیبِ" مولانا و " منشآتِ" قائم مقام فراهانی ـ جهت مثال برای نامه های مشهور ـ نام برده اند. حقیر، چند اثر دیگر را نیز بدان ها ـ جهت آگاهی بیشترِ خوانندگان گرامی و دانشجویان ارجمند ـ می افزایم: " نامه های آسیابِ من" اثر " آلفونس دوده" ( نویسنده ی فرانسوی)، "نامه های ایرانی" اثر " منتسکیو" ( نویسنده و اندیشمند فرانسوی)، " نامه به پدر" و " نامه به فلیسه" هر دو اثر " کافکا" ( داستان نویس آلمانی نگارچک)، " " نامه ها" اثر " بزرگ علوی" ، " از اینسوی دیوار" اثر " محمود اعتماد زاده ( به آذین)"، " چهل نامه ی کوتاه به همسرم" اثر " نادر ابراهیمی" و " نامه های نیما" و " نامه های فروغ فرخزاد" و همسرش؛ " پرویز شاپور".
و اما نامی ترین نمونه ی آن در تاریخ. " نامه های امیرالمومنین" است که در کتاب شریفِ " نهج البلاغه" تحت همین عنوانِ نامه ها درج گردیده است. و این که مولفان در ادامه ( در صفحه 72) نگاشته اند: " هرگز کلمه ای را در نامه به کار نبرید که توهین آمیز باشد." این بستگی به مخاطب نامه دارد. برای مثال، حضرت مولی الموالی در بعضِ نامه های خود ـ خطاب به معاویه یا عمروعاص ـ از عباراتی چون؛ " فرزند زنِ فلان و بهمان" بهره جسته اند، و هیچ ایرادی نیز بر آن وارد نیست، چرا که مخاطبان امیر بیان، از آن اوصاف نیز پست تر بودند. در صفحه 86 نگاشته اند: " روزها از دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که شرح رویدادهای زمان کودکی نویسنده تا هنگام 14 سالگی اوست."
تصورم این است که مولفان، تنها مجلد نخست کتاب یاد شده را دیده اند. مزید اطلاع ایشان و خوانندگان جان، عرض می نمایم که دکتر اسلامی ندوشن ـ که از شیوا نویس ترین نویسندگان اخیر ماست ـ کتاب " روزها" را ادامه داده و تا کنون، دو مجلد دیگر آن نیز منتشر گردیده است، که به سال های پس از 14 سالگی ایشان پرداخته شده است. " قصه های مجید" اثر "هوشنگ مرادی کرمانی" و " تابستان همان سال" اثر سینماگر همیشه استاد نیز نشات گرفته از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی آنهاست. البته در قالب قصه. حقیر نیز مجموعه داستان کوتاه به هم پیوسته ی " روزهای پرتقالی" را بر اساس خاطرات دوران کودکی خود ـ در محله ی بهبهانی بوشهر ـ نگاشته ام، لیک هزینه ی انتشار آن را ندارم. شاید ـ در آینده ی نزدیک ـ این قصه ـ خاطره ها را ـ به شکل مسلسل ـ در نشریه ای درج نمایم. در بخش ِ " سفرنامه " از سفرنامه ی ناصر خسرو بلخی قبادیانی نام برده اند. گفتنی است که پژوهنده ای به نام " حسین منصوری" این کتاب را از ناصر خسرو ندانسته و مدعی شده است که کتاب مزبور، در اوایل سده ی هیجدهم میلادی توسط فراماسونها ساخته پرداخته شده است.؟ (3)
در بخش سفرنامه های خیالی، چند اثر را نام برده اند. بایسته بود از " سیرالعباد الی المعاد" حکیم " سنایی غزنوی" و " بهشت گمشده" ی " جان میلتون" نیز یاد می کردند. " بهشت گمشده" ی " جان میلتون" و " کمدی الهی" دانته، هر دو با عرق ریزی روح و کوشش های شبانه روزی مترجم بنام " فریده ی مهدوی دامغانی" به فارسی برگردانده شده اند. ( از متون اصلی). البته " کمدی الهی" دانته را پیش از این مترجم یاد شده، استاد " شجاع الدین شفا" نیز به فارسی ترجمه کرده بود.
" شفا" از بهترین مترجمان ماست، که علاوه بر ترجمه، به کار نگارش و پژوهش نیز پرداخته است.
در ذیل سفرنامه های خیالی " سیاحتنامه ی ابراهیم بیک" نوشته ی " زین العابدین مراغه ای" را نیز ـ تنها بعنوان یکی از کتبِ مربوط به اواخر دوره ی قاجار یاد نموده اند.
حقیقت مطلب، این است که
" سیاحتنامه ی ابراهیم بیک" را بعض ناقدان و پژوهندگان ادبیات بعنوان نخستین رمان فارسی یاد کرده اند. ـ برای مثال؛ " حسن میر عابدینی" در کتاب مرجع و بسیار معتبر خود، " صد سال داستان نویسی در ایران" اثر مزبور را نخستین رمان فارسی دانسته و مبدا تاریخ خود را از سال انتشار این اثر ـ که 1274 خورشیدی است ـ آغازیده اند.
در ضمن، دو کتاب دیگر نیز موجود است از یک نویسنده ی روحانی تحت عناوین ِ " سیاحت شرق" و " سیاحت غرب" که اولی سرگذشتنامه و سفرنامه های واقعی اوست و دومی، سیاحت نویسنده در عالم برزخ و بهشت و دوزخ در عالم رویاست. ( روحانی مزبور حاج آقا قوچانی نام دارد و کتب وی، بارها ـ در سالهای اخیر ـ تجدید چاپ شده اند.)
هنگامی که مولف یا مولفانی، کتابی می نویسند و در آن رهنمودهایی به دانشجویان می دهند، که بر اساس آنها عمل کنند، خود مولفان به انجام آن رهنمودها اولی تر، لیکن متاسفانه در کتاب مورد ارزیابی ما، به موارد متعدد برمی خوریم که مولفان بر خلاف دستورالعمل ها و رهنمودهای خود عمل کرده اند. جهت اختصار تنها به یک مورد اشاره می کنیم.
در صفحه 49 نوشته اند: " در کلمه های فارسی، به کار بردن علامت "ء" به جای " ی" درست نیست. شکل " آئین ، آئیم و گوئیم و ..." غلط و آیین، آییم، گوییم ، نایین و پاییز" و مانند آنها درست است." این رهنمود مولفان کاملا درست است. لیکن متاسفانه خود مولفان به این رهنمود درست ـ در موارد متعدد ـ عمل ننموده اند. مثلا در صفحه ی 103 کتاب می بینیم که نوشته اند: " ... آن ها را به دیگری باز می گوئیم" و باز در همان صفحه : " نمونه هائی از این نوع گزارش ..." ملاحظه می فرمایید که حکم خود را زیر پا نهاده و " می گوییم" را " می گوئیم" و "نمونه هایی" را " نمونه هائی" نگاشته اند. حال آنکه این هر دو واژه فارسی است و ـ چنانچه خود مولفان نیز تایید نموده اند ـ باید بجای همزه از حرف " ی" استفاده می شد. در صفحه 107 نگاشته اند:" در کتاب های چهار مقاله و تاریخ بیهقی چنین آمده است: و سپس درون گیومه یک پاراگراف عبارت نقل نموده اند، ولی مشخص نکرده اند که عبارت نقل شده از کدام یک از دو کتاب مذکور و یا اینکه تا کجای عبارت نقل شده از تاریخ بیهقی و از کجای آن از چهار مقاله است. اینگونه ارجاع دهی را تا کنون ما ندیده بودیم، که عباراتی را نقل کنند و آن عبارات را از دو کتاب بدانند. لیک مشخص ننمایند که چه بخش از عبارات نقل شده از این و چه بخش از آن دیگری است! لیکن گویا کتاب مولفان ما مظهر شگفتی هاست و هر چه بخواهی از این انبان برون می آید!
در صفحه 171 واژه ی " اتوبیوگرافی" را به " از خود نویسی" برگردانده اند، حال آنکه " زندگی نامه ی خود نوشت" برگردانی است مرسوم تر و متداول تر.
در بخش های " داستان نویسی" و " نمایش نامه نویسی" بایسته بود که مولفان، آثاری را در این زمینه ها ـ جهت مطالعه ی بیشتر دانشجویان ـ یادآور می گردیدند. اینک ما به جبران کاستی کتاب مولفان ـ در این زمینه ـ می پردازیم:
هنر داستان نویسی ( ابراهیم یونسی)، ادبیات داستانی و عناصر داستان ( هر دو از جمال میر صادقی)، صد سال داستان نویسی در ایران ( حسن میر عابدینی)، قصه نویسی و بوطیقای قصه نویسی ( هر دو از دکتر رضا براهنی): از روی دستِ رمان نویس ( محسن سلیمانی)، رمان به روایت رمان نویسان ( برگردان دکتر علی محمد حق شناس)،99 رمان برگزیده ی انگلیسی ( برگردان صفدر تقی زاده)، درسهایی در ادبیات ( اثر ولادیمیرناباکف که دو برگردان از آن موجود است: 1. برگردان پرویز داریوش
2. برگردان فرزانه ی طاهری)، درباره ی رمان و داستان کوتاه ( ویلیام سامرست موآم ـ برگردانِ کاوه ی دهگان)، فن نمایشنامه نویسی ( اثرِ لاجوس اگری ـ برگردانِ دکتر مهدی فروغ) و ... در زمینه ی نقد ادبی نیز دو اثر نام می بریم: 1. نقد ادبی ( دکتر عبدالحسین زرین کوب)
2. شیوه های نقد ادبی ( اثر دیوید دیجز ـ برگردان دکتر غلامحسین یوسفی و ...)
در بخشِ سبک های ادبی غرب در صفحه 177 و 178 در باب سبک " ناتورالیسم" نگاشته اند: " پیروان این مکتب می کوشند زیبایی های طبیعت را وصف کنند و از بدی های آن چشم پوشی نمایند." حال آنکه حقیقت درست عکس این مطلب است. ناتورالیست ها بیشتر کوشش در ترسیم زشتی ها و مفاسد و معایب دارند. بعنوان مثال بنگرید به رمان های " امیل زولا" ـ پیشوای این مکتب ـ مانند: نانا، زمین، سهم سگان شکاری ( این هر سه رمان توسط دکتر محمد تقی غیاثی ـ استاد زبان و ادبیات فرانسه ی دانشگاه تهران ـ به فارسی ترجمه شده است.) فرضا در رمانِ " زمین" شخصیت های رمان، رکیک ترین فحش ها و توهین ها را به همدیگر نوش جان می کنند! در صفحه 179 " شارل بودلر" را بنیان گذار سبک سمبولیسم خوانده اند. اما در واقع باید گفت که " بودلر" بانی سمبولیسم در فرانسه و کلا اروپا بود وگرنه پیش از او " ادگار آلن پو" ( 49 ـ 1809) ساختمان این سبک را پی افکنده بود. خود بودلر نیز ـ فروتنانه ـ بدین موضوع اقرار نموده و نخستین مترجم آثار "پو" از زبان انگلیسی به زبان فرانسه، خود " بودلر" است.
در همان صفحه 179 در ذیل " سبک سوررئالیسم" نوشته اند:
" این شیوه در سال 1992 میلادی در فرانسه پدید آمد"! و با اینکه خود مولفان، " لویی آراگون" و " آندره برتون" را ـ که سالها پیش از تاریخ فوق درگذشته اند ـ بعنوان پیشوایان این سبک نام برده اند، لیکن باز متوجه نشده اند که تاریخ مذکور ـ 1992 ـ غلط است. ( اما خودمانیم این مولفان اصلا از کجا می دانستند که " آراگون" و " برتون" در چه سالهایی فوت کرده اند!)
در واقع به این شکل که مولفان نگاشته اند، سبک سوررئالیسم تنها 18 سال پیش پدید آمده است! ( اگر 1992 را 1929 کنیم، مشکل حل شود.)
در باب ِ سبک های ادبی غرب، پیش از این دو اثر را نام برده ایم که: 1. مکتب های ادبی ( رضا سید حسینی)
2. از رمانتیسم تا سوررئالیسم ( دکتر حسن هنرمندی) است.
در باب سبکهای ادبی زبان فارسی نیز چند اثر را یادآور می گردیم: 1. سبک خراسانی در شعر فارسی ( دکتر محمد جعفر محجوب)
2. مکتب وقوع ( احمد گلچین معانی)
3. سبک هندی و کلیم کاشانی ( شمس لنگرودی)
4. مکتب بازگشت ( شمس لنگرودی). و درباره ی ادبیات معاصر ایران کتبی متعدد ـ اعم از موضوعی یا کلی ـ موجود است. مانند: 1. از صبا تا نیما ( یحیی آرین پور)
2. تاریخ تحلیلی شعر نو ( شمس لنگرودی) و ... هم اکنون که این سطور را می نگارم، خبری تلفنی از یک استاد زبان و ادب تازی شنیدم، که از شنیدن آن غرق در حیرت و شگفتی گردیدم. و آن اینکه فلان کس ـ فردی را نام برد ـ در دوره ی دکتری ادبیات فارسی نیز تدریس می کند. اگر فرد مورد نظر را بعنوان معلم فارسی دوره ی راهنمایی دانش آموزان منصوب می نمودند، بنده به حال آن دانش آموزان تاسف می خوردم که چرا چنین معلم بی سوادی دارند. بویژه اینکه می دانم امثال زنده یاد " محمد بیابانی" و " شاپور پساوند" معلم فارسی دوره ی راهنمایی بوده و هستند. ( که علو دانش و سواد بالای آنها و نیز " جلال خسروی" بر هیچکس پوشیده نیست.) حال وقتی کسی را که الفبای ادبیات را نمی داند و بقدری کور حافظه است که عوام و مردم کاملا بیسوادیند ، حافظه شان بهتر او اوست، چرا که گاه همین گونه افراد اشعاری را از حفظ می خوانند ولی فرد مورد نظر حتی یک رباعی یا دو بیتی نیز در حافظه ی گنگ کر خود ندارد. سوای اینکه از تحلیل ساده ترین اشعار و متون ادبی ـ نظم و نثر ـ عاجز و ناتوان است. با این حال همین فرد، ماهانه حقوق ملیونی می گیرد. یعنی ماهی چندین ملیون تومان بخاطر بی سوادی! ببینید نرخ و بها و ارزش بی سوادی چه اندازه بالاست. به تعبیر حافظ شیراز:
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
در پایان ـ ضمن سپاس و تشکر از دست اندرکاران هفته نامه ی " اتحاد جنوب" جهت درج ارزیابی بنده و نیز تشکر از خوانندگان گرامی جهت اینکه وقت خود را صرف خواندن مطالب حقیر نمودند، از همه ی دانش دوستان و بویژه دانشجویان گرامی ـ که امید فردایی ایرانند ـ عاجزانه استدعا دارم که به صرف خواندن کتب درسی اکتفا ننمایید و اوقاتی از شبانه روز را به مطالعه ی آزاد اختصاص دهید. که کتاب، به تعبیر " بهاء الدین خرمشاهی" : مثل شراب است و باز گیراتر.
و حرف آخر اینکه، خطاب به خود ، می گویم:
یک جلد کتاب بود و نقادی شد
یک حبه ی تلخ بود و قنادی شد
این نقد نوشتن تو می دانی چیست؟
مرتبط:
» قسمت پایانی: فایز دشتستانی و شروه خوانی [بيش از 14 سال قبل]
» با حکم فرمانده ناجا فرمانده یگان ویژه بوشهر منصوب شد [بيش از 14 سال قبل]
» گفت و گوی بهاری با شهردار برازجان [بيش از 14 سال قبل]
» برگزاري مسابقات دوچرخه سواري قهرماني استان در برازجان [بيش از 14 سال قبل]
» پرسپوليس زيارت قهرمان فوتبال شهر برازجان [بيش از 14 سال قبل]
برچسب ها:
news
نظرات کاربران
تازه ترین خبرها
- مبلغ کالابرگ ۴۴ میلیون نفر در مهر ماه افزایش مییابد
- پزشکیان و عراقچی «خودسرانه» با آمریکاییها مذاکره میکنند؟
- رئیس امور اطلاعرسانی دولت: هیئت ایرانی در نیویورک با نهادهای مسئول کاملاً هماهنگ است
- گردشگری میتواند زنجیره گستردهای از فعالیتهای اقتصادی را فعال کند
- زمانی مظفرآبادی: بوشهر ظرفیتهای مهمی در حوزه عمران روستایی دارد
- نظر متفاوت ژاوی درباره لیگ عربستان
- دختر اسکواش ایران از دیدارهای انفرادی کنار رفت
- وزیر اطلاع رسانی پاکستان: به دنبال تشدید تنش با افغانستان نیستیم
- ارتباط ویتامین D و خطر زایمان زودرس
- حقوق کارگران چند روز کفاف زندگی را میدهد؟
- ۲ روستای دشتستان به اینترنت نسل چهارم مجهز شدند
- ترامپ: درباره ایران با رئیسجمهور چین گفتوگو خواهم کرد
- سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل تبیین عزتمندانه مواضع ملت ایران بود
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/02
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/02
- بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
- ما نمیتوانیم بگذاریم همه از تنگۀ هرمز بهره ببرند، اما ایران از آن محروم باشد
- آئین آغاز سال تحصیلی جدید در روستای عیسوند و تجدید میثاق با شهدا
- اتحاد و همدلی مردم نقشههای دشمنان را خنثی کرده است
- پیشنهاد مدیری را بیتردید پذیرفتم؛ چالش حضور در «مرد سه هزار چهره»
- امکان اعتراض داوطلبان به نتایج نهایی آزمون استخدامی آموزش و پرورش
- استاندار بوشهر در دیدار با وزیر صمت، مهمترین ظرفیتها و مطالبات استان در حوزه تولید، صنعت و تجارت را مطرح کرد
- موضعگیری سازمان بدر درباره خلع سلاح گروههای عراقی
- مهرِ نامهربان؛ بوی تلخ تورم و بیانگیزگی دانشآموزان
- انتقاد عراقچی از مواضع مداخلهجویانه فرانسه در قبال ایران
- عناوین و ضرایب دروس کنکور ۱۴۰۶ اعلام شد
- پیشرفت قطعات اول و دوم بزرگراه فیروزآباد–جم به ۵۰ درصد رسید
- جانشین نیسان آبی با طراحی کاملا جدید رونمایی شد
- افتتاح دو مسیر رفت و برگشت به طول حدود ۷۵۰ متر با قدردانی شهردار از مردم و مسئولان
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/01
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/01
- فرماندار دشتستان: پیوند ارزشهای دفاع مقدس با سنگر تعلیم و تربیت، رمز تعالی کشور است
- مهرِ همدلی در سعدآباد؛ ۳۰۵ میلیون تومان برای بستههای تحصیلی دانشآموزان کمبرخوردار
- کمبود ۱۵۰۰ معلم در بوشهر جبران شد؛ هیچ کلاسی بدون معلم نمیماند
- افتتاح نخستین اتاق سیگار متروی تهران در ایستگاه صادقیه
- طوفان شدید در ژاپن قربانی گرفت
- مهاجری: بدون زیرساخت، صعود تیمهای بوشهری ممکن نیست
- پس از بایکوت کردن رسانهها، «تلویزیون ترامپ» راه اندازی شد!
- بررسی راهکارهای مدیریت سیلاب در سایت ۸۰ هکتاری مسکن بردستان
- حرفهای جنجالی اللهیار صیادمنش درباره قلعهنویی
- سردار آزمون: در ۴۰ سالگی مربی تیم ملی میشوم!
- رابطه عجیب قد و اندازه شکم با خطر ابتلا به یک سرطان
- افزایش قیمت طلا متوقف شد
- کشف تکاندهنده: مغز انسان در واقع ۲ عضو است!
- عکس| واکنش رامین رضاییان به بازگشت سردار آزمون به تیمملی
- توسعه ظرفیت ذخیرهسازی و نوسازی تجهیزات کالاهای اساسی اولویت استان است
- ۴ نشانه خاموش کمبود ویتامین K
- عکس آتلیهای «سالارالسلطنه، پسر ناصرالدین شاه» در خردسالی
- تتو در چه صورتی باعث معافیت سربازی میشود؟
- روزنامه اصولگرا :کسانی که در شبهای نخست تجمعات خیابانی حضور داشتند و کم کم فاصله گرفتند، دشمن یا بیتفاوت نیستند؛ شعارهای سیاسی آزارشان داد


چاپ خبر

