امروز: شنبه 17 مرداد 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 20 خرداد 1399 - 10:12
اختصاصی صفحه ادبیات داستانی اتحادخبر (روات)

اتحادخبر-اعظم دریسی:ساعت ۱۲؛ اینجا کویت است، بخش فارسی..‌.کل جمال یک دستش  روی پیچ رادیو بود و با هر پارازیتی که روی موج می افتاد با دست دیگرش می‌کوبید روی رادیو.گاهی این روش معجزه می کرد؛ چه پارازیت رادیو، چه برفکی شدن تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچی که روی چهارپایه ی کنارِ دیوارِ هال بود.عرق از زیرِ موهای وز و سفیدش جاری می شد و...

 

 معصومه است...

اعظم دریسی:

 

ساعت ۱۲؛ اینجا کویت است، بخش فارسی..‌.

کل جمال یک دستش  روی پیچ رادیو بود و با هر پارازیتی که روی موج می افتاد با دست دیگرش می‌کوبید روی رادیو.گاهی این روش معجزه می کرد؛ چه پارازیت رادیو، چه برفکی شدن تلویزیون سیاه و سفید ۱۴ اینچی که روی چهارپایه ی کنارِ دیوارِ هال بود.

عرق از زیرِ موهای وز و سفیدش جاری می شد و سُر می خورد روی شقیقه‌اش.هر  پارازیت؛ چین می‌انداخت به ابروهای پرپشت و درهم رفته‌اش.

خیری با سینی رویی که پر بود از برش های شتریِ هندوانه؛ وارد هال شد. مینارش را که می خورد به هندوانه‌ها، با دستش انداخت پشت شانه‌اش و گفت: "باز هم شد اول ظهر و تو شروع کردی به جنگ و دعوا با این رادیوی بی‌صاحاب!"

کل جمال نگاهی به خیری انداخت و گفت:"اوف هندونه هم فقط اهوازیا! عجب رنگ و بویی داره!

خیری سینی را گذاشت روی گلیمِ شطرنجی و نگاهی به اتاق انداخت و صدا زد: "معصومه کجایی عزیزم؟! مصی؟! بیا وقت هندونه خوردنه!"

کل جمال رادیو را گذاشت روی پشتی قرمز.نشست کنار سینی و گفت:"مصی با دخترای غلام‌حسین رفته بود تو جوی کنار خونه؛ بازی و آب‌تنی." مگه هنو نیومده؟!

خیری اخمی کرد و گفت:"سرِ ظهر دوباره اجازه دادی بره با اینا سر جو؟! دخترای غلام حسین خیلی فضولن.اون دفعه‌ای مصی رو هُل داده بودند تو جو. دخترم پهلوش خورده بود به پُل و خراش برداشته بود.عین کره ی جِنّ هستن ای دخترا! 

کل جمال و خیری سال ها بچه‌دار نمی‌شدند؛ یعنی اجاقشون کور بود.حالا بعدِ سال ها، سرِ پیری خدا یک دختر موخرمایی و قشنگ داده بود به کل جمال و با شیرین زبونی شده بود همدم لحظه‌هایشان.

کل جمال از کنار سینی رفت عقب‌تر. دوباره رادیو را برداشت و گفت: "تا مصی نیاد از گلوم نمیره اوطرف! برو یه قدم راهه تا سرجوی کنار خونه! بگو؛ بسّشه! بیاد هندونه بخوریم!"

خیری دستی به مینارش کشید و سنجاق سرش را محکم کرد و دمپایی ابری سبزش را پوشید و رفت سمتِ درِ حیاط.

هوا گرم بود و  دمپایی داغ شده بود.کوچه خلوت بود.دختران غلام حسین ساکت گوشه‌ی دیوار نشسته بودند و پچ پچ می‌کردند.خیری دستش را سایه‌بانِ پیشانی اش کرد و داد زد:"های دخترا! مصیِ ما مگه با شما نبود؟"

یکی از دختران از جایش بلند شد و در حالی که مِن و مِن می‌کرد گفت: "خیری!"

خیری! معصومه میدونی؟! هر چی بهش گفتیم گوش نداد خب؟!

خیری گفت: "خدا مونه برداره! کجا رفته مصی؟!"

دخترک با گریه گفت:"به خدا تقصیر ما نبود.شیرجه زد، رفت زیر پلی که با تنه‌ی نخل ها درست کردند.هر چی صداش زدیم، هنو درنیومده!

خیری در حالی که می زد توی سر خودش، گفت: "خدا عمر منو تموم کنه از دست شما! الان خبرم میدین؟! نمی‌تونستین زودتر بیاین بگین!"

خیری در حالی که داد و بیداد می کرد؛ دوید سمتِ خانه و کل جمال رو صدا کرد.کل جمال با موهای پریشان و زیر پیراهنی سفیدی که از زیر پیژامه‌ی راه راهش بیرون زده بود؛ دوید توی کوچه!

خیری و کل جمال و دختران غلام حسین رفتند سمتِ پل قدیمی که با خاک و تنه‌ی نخل درست شده بود.

از صدای جیغ‌های بی امان خیری که معصومه را صدا می زد؛ تمام همسایه‌ها ریختند بیرون.غلام حسین یک بیل برداشت و آمد کنارِ کل جمال.

کل جمال رفته بود توی جو و با دستش زیر پل رو می‌گشت.

غلام حسین گفت:" کل جمال! عمو ایجور فایده نداره! برو کنار، بذار با بیل چوب و شاخه‌های زیر پل رو کنار بزنم!"

زن غلام حسین که حنای خیس کرده ی روی موهایش پیدا بود؛ سراسیمه و با دمپایی لنگه به لنگه آمد کنار خیری و نگاهی به دخترهایش انداخت و گفت: "خدا بی مادر بشین الهی! نمی‌تونستین یه خبری بدین؟!"

خیری؛ لب هایش خشک، و رنگش مثل گچ شده بود. بی‌تاب و بی رمق به کل جمال و غلام حسین خیره شده بود.

غلام حسین داد زد: "یه چیزی زیر پُله، بذار ببینم چیه!" کل جمال و غلام حسین شروع کردند به کشیدن. لباس سرخ و گُل دار معصومه زیر پل مشخص بود.بیش تر کشیدند.معصومه بود. زیر پل گیر کرده بود.خودش کمی تپل بود ولی حالا انگار باد کرده باشد.

خیری فقط جیغ می زد و پایش را می‌کوبید روی علف های کنار جوی آب.

زنِ غلام حسین دستش را گرفت و بلندش کرد. رفتند تویِ حیاطِ کل جمال.

غلام حسین معصومه را روی دستش گرفته بود و داخل حیاط می شد.

کل جمال آشفته داد می زد: مصی! بابا! 

مصی چه کنم؟! بدون تو چه کنم بابا؟! 

غلامحسین معصومه را گذاشت روی زیر اندازی که توی سایه‌ی حیاط پهن بود.

خیری انگار دق کرده باشد.خیره شده بود به جسد معصومه و سرش را تکیه داده بود به دیوار.صدای رادیو بلند بود و گوگوش هی می‌خواند: من آمده‌ام! وای وای من آمده‌ام! و ترانه‌اش لابه‌لای گریه‌های کَل جمال و همسایه‌ها خاموش شد.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • غرش F-35 قابل تحمل‌تر از خاموشی‌های شماست
  • خبرنگاران، سرمایه‌های اجتماعی و پدافند غیرعاملِ مردم‌محور
  • پیام تشکر رئیس شورای هیئت های مذهبی کشور از ستاد عتبات عالیات و مواکب حسینی
  • خبرنگاران نقش اساسی در امر توسعه و تحقق عدالت و تحولات جامعه دارند
  • مدیرعامل پتروشیمی خارک: خبرنگاران، راویان حقیقت و سرمایه‌های اعتمادسازی جامعه هستند
  • پیام تبریک مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر به مناسبت روز خبرنگار
  • خبرنگاران همکاران افتخاری و ناظران امین صنعت هستند
  • پیام بخشدار سعدآباد به مناسبت ۱۷ مرداد، روز خبرنگار
  • خبرنگاران بوشهری؛ راویان بی ادعای روزهای آتش و امید
  • اعتراف رسانه‌های خارجی به شکست ترامپ حاصل مجاهدت رسانه‌های انقلابی است
  • ۱۳۵ مگاوات نیروگاه خورشیدی در بوشهر وارد مدار شد
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/05/17
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/05/17
  • قرص آزمایشی که می‌تواند درمان HIV را متحول کند
  • وزارت دفاع: خبرنگاران، یاوران و همراهان راهبردی صنعت دفاعی کشور هستند
  • بهره‌برداری از نخستین مرکز پرتودرمانی بیماران سرطانی بوشهر با حضور وزیر بهداشت و استاندار بوشهر
  • تجلیل انجمن «دیدگاه» دشتستان از نویسنده کتاب «یادنامه»
  • از پزشک خانواده تا پروژه‌های عمرانی؛ دشتستان در آستانه هفته دولت/پیاده روی ولایت یک برند فرهنگی برای دشتستان
  • بگذارید فرزندان ایران، حقوق ملت را بر سرِ میز اقتدار بازستانند
  • منطقه آزاد تجاری صنعتی بوشهر یکی از مهم‌ترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری کشور است
  • هماهنگی همه دستگاه‌های اجرایی، شرط برگزاری باشکوه پیاده‌روی بزرگ ولایت است
  • پرداخت سود سهام پتروشیمی خارک زودتر از موعد آغاز شد
  • تسلیت پتروشیمی خارک به مناسبت اربعین حسینی
  • کدام دموکراسی؟
  • تاب‌آوری صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در شرایط جنگ؛ چرا حفظ سرمایه انسانی یک ضرورت اقتصادی است؟
  • فرماندار دشتستان: پیشگیری از ساخت‌وسازهای غیرمجاز نیازمند هماهنگی همه دستگاه‌های مسئول است
  • در مسیر عشق، در کنار مردم
  • پیام تسلیت سرپرست شرکت توسعه پلیمر پادجم به مناسبت اربعین حسینی
  • بیانیه شرکت مبین انرژی خلیج فارس درباره‌ی بازتاب رأی شورای رقابت در برخی رسانه‌ها
  • رئیس اتاق بوشهر: حضور فعالان اقتصادی در تشکل‌های ملی، توسعه صادرات را شتاب می‌بخشد
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • قرعه کشی مرحلی پلی آف لیگ دسته دوم کشور/ شاهین عامری میزبان دور برگشت شد
  • پیگیری پروژه‌های راهبردی راه دشتستان؛ از روند تکمیل بزرگراه دالکی–کنارتخته و تکمیل بزرگراه برازجان–اهرم تا تقاطع غیرهمسطح وحدتیه و راه‌آهن بوشهر شیراز
  • دستگاه سونوگرافی و OPG در پلی‌کلینیک تخصصی امام موسی کاظم(ع) برازجان به بهره‌برداری رسید
  • «فرهنگستانِ آرام‌سازیِ درد»
  • قدرت ملّی، زیربنای هر انتقام مؤثر است
  • ۱۰۴ هزار بوشهری زیر چتر بهزیستی/ اختلافات خانوادگی و اعتیاد در صدر بحران‌های اجتماعی
  • توسعه ورزش بدمینتون در بوشهر، اولویت رده‌های پایه و ساحلی
  • ماتادورها «کله» خروس‌ها را کندند/اسپانیا اولین فینالیست جام بیست‌وسوم
  • آئین تقدیر از شهردار و دهیاران بخش مرکزی دشتستان برگزار شد
  • ۲۷۲ مصوبه رفع مشکلات بنگاه‌های اقتصادی استان بوشهر ابلاغ شد
  • ورزش همچنان کلید داشتن قلبی سالم‌تر است
  • «آقای ونس؛ اُوه آقای ونس»
  • .: غلامرضا بردستانی 1 روز قبل گفت: با تبریک به مردم ...
  • .: محمد حدود 5 روز قبل گفت: میز اقتداری که منتظر ...
  • .: ا ارمی حدود 11 روز قبل گفت: بسیار عالی ...
  • .: ح. ح. نیکنام حدود 12 روز قبل گفت: بسیار عالی 👌🌹 ...
  • .: بهار حدود 12 روز قبل گفت: 🤲🤲🤲 ...
  • .: فعال محیط زیست حدود 12 روز قبل گفت: از توجه حضرتعالی به ...
  • .: وعده وعید کافیه حدود 15 روز قبل گفت: یادمه پارسال همین استاندار ...
  • .: فروشگاه لیان کلاسیک حدود 18 روز قبل گفت: آنتن دهی وحشتناک خرابه ...
  • .: احسانی فر حدود 19 روز قبل گفت: دشتستان و قطعا استان ...
  • .: اوا فقینه ژاد حدود 21 روز قبل گفت: ا کا دمی زبان ...