امروز: شنبه 28 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 05 مهر 1396 - 11:10
گفتگو با تخریب چی دشتستانی به بهانه هفته دفاع مقدس:

اتحاد خبر: آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست ...

اتحاد خبر-اسماء بوستانی: آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این ملّت قهرمان است. و اینک در هفته دفاع مقدس در حضور یکی از رزمندگان دلاور زمان جنگ هستیم. «اتحاد جنوب» شما را به خواندن این گفتگو دعوت می کند:

 

*لطفا خودتان را معرفی کنید.

اکبر نظری فرزند علی متولد 1345 و شاغل در شرکت گاز استان بوشهر هستم. در یکی از قدیمی ترین و سنتی ترین محله های برازجان که ساده زیستی، قناعت و کم توقعی را در تمامی فراز و نشیب های روزگار همراه خود داشته اند به دنیا آمده و رشد نموده ام. محله ای که سهم به سزایی در پشتیبانی تمام عیار مردان و زنان و اعزام به مناطق عملیاتی در غرب و جنوب کشور در دوران سخت جنگ داشته و ایثارگران، جانبازان و شهدایی تقدیم نموده اند که تصاویر آن بر دیوارهای محله خودنمایی می کند. اکنون نیز متاهل و دارای یک فرزند پسر دانشگاهی در رشته مهندسی و یک فرزند دختر در رشته علوم تجربی و همسری همراه می باشم. از آنجا که در زمان جنگ وسایل ارتباطی تقریبا قابل دسترسی نبود در اعزام های اولی پدرم خیلی اذیت می شد ولی مادرم با رضایت و رغبت جهت اعزام من به پدرم دلجویی و دلداری می داد. پدرم نیز به رفت و آمد من عادت کرد. از سال 1361 تا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه سازمان ملل در جبهه جنگ حضور فعال داشته ام. به طور مثال در سال 1365 بیش از 9 ماه در منطقه عملیاتی حضور داشتم، چندین بار شیمیایی شدم. از ناحیه کمر مورد اصابت گلوله گرینف و از ناحیه آرنج و دست نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفتم، عصب گوشم نیز به شدت مورد آسیب قرار گرفته است.


*تعریف خود از جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس را بیان کنید.
جنگ سازندگی ها و قرن ها تلاش و آرامش یک ملت را به زیر می کشاند و آسیب جبران ناپذیری به زیرساخت ها و روان جامعه و اجتماع وارد می سازد که سال های سال اثرات آن مشهود می باشد و شاهدش هستیم. وقوع جنگ عرصه را چنان بر منابع انسانی مستعد و نخبه ها در عرصه های علمی، صنعتی، اقتصادی و... تنگ می نماید که راهی به جز فرار از ویرانه های آزمایشگاهی خود نمی بینند. به جد در این دنیای رقابتی و پرشتاب جبران این عقب افتادگی بسیار سخت می شود. پس عقل و منطق حکم می کند ملت ها و حکومت ها جنگ را بدترین گزینه دانسته و با تمام تلاش و توان از دریچه ی طلایی و معجزه آسای گفتگو به حل اختلافات بپردازند. در کمال احترام دیدیم که نابخردی مدیریت عراق چگونه کشور عراق و ما را سالها به عقب راند، با خسارت و هزینه ای دو هزار میلیاردی.
البته ما با تمام قدرت و با استفاده از تمامی ظرفیت های خود ایستادیم و آنان را پشت مرزهایشان عقب راندیم و توانستیم سیستم دفاعی و نظامی خود را قدرت بخشیم تا شاهد قدم زدن و شنیدن صدای چکمه های نظامیان متجاوز نباشیم.

*چه تصویری از جبهه جنگ در ذهن شما باقی مانده است؟
همیشه باید به جنگ نه گفت مگر در مقابل تجاوز، اگر ملتی بخواهد و پشت این خواستن اعتقاد و هدفی نهفته باشد منتهی به نتیجه است و آن می شود که رزمنده ای با 16 سال سن با کفش کتانی و لباس های خاکی آویزان بر نظامیان و چکمه پوشان ارتش زرهی برتری پیدا می کند.

*عمده فعالیت خود در عملیات های دفاع مقدس را بیان کنید.
در عملیات والفجر 8، پاکسازی والفجر 2 حاجی عمران، عملیات والفجر 10 که با بمباران و حمله وحشیانه شیمیایی ارتش بعث عراق همراه گردید، پاکسازی والفجر 4، مین کاری دریایی در خلیج فارس، عملیات انهدام سکوهای نفتی، پاکسازی منطقه عملیاتی خیبر، عملیات ناموفق انهدام اسکله صادرات نفت و نفتکش ها و همچنین عملیات ناموفق کربلای 4 با هدف بصره.

*مسئولیت های شما در جبهه چه بود؟
1- اطلاعات رزمی تخریب
2- فرمانده گروه غواصی تخریب در عملیات کربلای 4
5- فرمانده گروهان تخریب و انفجارات
6- فرمانده گروه مین کاری
7- مربی آموزش غواصی

*آیا کسی هم جلو چشم شما شهید شد؟ آن منظره را برایمان توصیف کنید.
بله شهدای زیادی از اقصی نقاط مختلف کشور بودند که از بین آنان به سه شهید والا مقام اشاره می کنم:
1- شهید سیاسی نژاد که در انفجاری مهیب به شدت آسیب دید و دچار قطعی عضو از ناحیه دو دست و دو پا گردید و در راه اعزام به بیمارستان صحرایی در آمبولانس در میان دستانم در حالی که او را در پتویی پیچیده بودم به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
2- ساعت یک نیمه شب بود عزیزی با قد بلند و هیکلی تنومند از رزمندگان اقلید فارس هنگام درازکش با زانو روی مین رفت، زانویش کاملا کنده شده بود طوری که این زانو با مقداری پوست وصل بود، خونریزی شدید داشت، تمام تلاشم را کردم که خونریزی بند شود، خونریزی او را بی حس کرده بود، وقتی از او سوال گرفتم که می خواهم پوست آویزان را بکنم و پایت را کامل جدا کنم. او به سختی جوابم را داد. پایش را از پوست جدا کردم با بندهای پوتین و پارچه های امدادی موجود آن را محکم و سفت پیچیدم. وسیله اعزام و انتقال وجود نداشت، در آن منطقه کوهستانی و صعب العبور تنها آمبولانس ما قاطری بود که از آن هم فاصله زیادی داشتیم، دست به کار شدیم و به کمک دو آورکت کلاه دار برانکاردی درست کردیم، بچه ها با کمک هم آن عزیز را به عقب حرکت دادند ولی بعد از طی مسافتی به درجه شهادت نائل آمد.
دلخراش ترین صحنه شهادت تانکی بود که مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، به شدت شعله ور بود، رزمنده ای نمی دانم چرا و به چه علت نیمتنه اش در تانک گیر کرده بود و نمی توانست خارج شود و در میان شعله ها می سوخت و فریاد می کشید. متاسفانه شدت آتش که گاهی نیز با انفجارهای لحظه ای همراه بود اجازه هیچگونه حرکتی را به ما نمی داد و آن رزمنده نیز پس از دقایقی به شهادت رسید.

*خاطره تلخ شما از جنگ چیست؟
رزمندگان خارج از شرایط جنگ و خشونت در بخش زیبای دیگری بنا به زندگی، همنشینی، شب نشینی، کشیدن سفره های شام و نهار برگرفته از احترام و ایثار و راز و نیاز و دوستی ها از جنس رحماتی اوقات سپری می کردند و قطعا خروج و پرواز آسمانی هر کدام از این عزیزان تلخی های خاص خود را به همراه داشت، در هر عملیات تعدادی از این عزیزان از واحد تخریب که در نوک پیکان جنگ مشغول بودند جدا می شد. آیا می شود شکست عملیات کربلای 4 را صبح عملیات نظاره گر بود؟ جوانانی که برای همیشه در کنار ما نیستند، صحنه ای تلخ تر از این می شود؟

*و خاطره شیرین شما؟
بعد از عملیات ها شایعات زیادی در محله ها می پیچید که فرزند فلان خانواده شهید، مجروح و یا اسیر شده است بعد از پایان یکی از عملیات ها به من خبر دادند که منزل پدری ات خیلی شلوغ است و شایعه کرده اند که اسیر شده ای. زیاد اهمیت ندادم، یک هفته گذشت و کار بالا کشید مشغول مین کاری بودیم که به زور ما را پشت خط مقدم آوردند و از راه ماهشهر به برازجان آوردند. سر کوچه که پیچیدم دیدم قضیه واقعا جدی است و مراسم بیشتر به مراسم فاتحه شبیه است. با ورود من به منزل همه از اتاق ها بیرون آمده و فضا به فضای شادی و پایکوبی تبدیل شد، ما تا درون اتاق روی دست و شانه های آشنایان حمل شدیم.

*چه تصویری از رشادت های همسنگرانتان دارید؟
در همان سفر پس از برگشت به منطقه عملیاتی که دو سه روز هم با تاخیر بود به همسنگرانم پیوستم و جویای حال همرزمانم شدم. اظهار داشتند که بعد از شما حاج اکبر صابری روی مین لقمه ای رفته و قسمتی از پای ایشان قطع شده است، این برادر عزیز ما بیش از سه دهه تحمل این درد را به همراه دارد. ناگفته نماند که اگر حاجی ما پایش را چند سانتی متر عقب تر گذاشته بود دقیقا روی مین بود. مین لقمه ای نیز قدرت این را دارد که تا بالای مچ پا را قطع کند ولی خوشبختانه این اتفاق تلختر رخ نداد.






کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/07/11 - 21:33
0
0
سلام و خدا قوت به برادر رزمنده هشت سال دفاع مقدس جناب اقای مهندس جانباز اکبر نظری دراین جا بنده به خودم می بالم که ابر مردانی در این خطه دشتستان داشته ایم و داریم و به امید خدا خواهیم داشت
1396/07/11 - 15:18
0
0
سلام و خداقوت به رزمنده و جانباز هشت سال دفاع مقدس برادر بزرگوار اکبر نظری که با همرزمان خود در دفاع از آب و خاک وطنمان ایران عزیز ایستادگی و مقاومت کردند ..قدرشان را بدانیم ..
1396/07/08 - 11:04
0
3
سلام، کار شایسته اتحاد جنوب در مصاحبه و معرفی یکی از پیشکسوتان دفاع مقدس، قابل قدردانی هست. دوستی قدیمی و همکار بودن فعلی ما با آقای نظری برای ما افتخاره. دهه 60 ما کم سن وسال بودیم، اما بزرگی و عظمت و شجاعت و غیرت و مردانگی و از خودگذشتگی شماها را در دفاع از خاک و ناموس این کشور نظاره گر بودیم... و هیچ وقت فراموش نمیکنیم. دستان خسته تان را میبوسیم.
1396/07/07 - 16:50
0
2
درود بر شرافتت. واقعا اگر وجود این عزیزان نبود. ایران خوار و زلیل میشدیم. ولی امروز عهده ایی خیلی ادعا میکنند. که هیچم بارشون نیست.
1396/07/07 - 16:44
0
1
درود برشما،آسایش وآرامش امروزمان رامدیون رشادتهای شماوشهداهستیم،پاینده باشیدواستوار
1396/07/06 - 15:43
1
2
درود بر غیرت شما
1396/07/05 - 12:58
3
2
درود بر شما قلمتان مانا باد با توصيف هاي قلمتان از نطق جناب بيان كرد سخت بنده را مورد تاثير قرار داد ،با تشكر از شما و زحمات شما كه در اين كار فرهنگي بزرگ يعني زنده نگه داشتن روحيه ايثارطلبي تلاش مي كنند پاينده باشيد
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • درخشش شرکت توسعه پلیمر کنگان در بیست و یکمین جشنواره ملی انتشارات روابط عمومی
  • بازگشت داود جعفری‌فر به قلب تولید جم؛ مدیر مجتمع پلی‌اتیلن سنگین ۲ شد
  • استقلال آبروی ایران است؛ به همه بگویید «غول آسیا» از خواب بیدار شد
  • زمینه همکاری‌های مشترک اقتصادی و تجاری، در دیدار استانداران بوشهر و سن‌پترزبورگ بررسی شد
  • غلامرضا نوروزی ناظر آنتی دوپینگ و پزشکی بازی‌های آسیایی شد
  • آیا مردم در مصرف کالاهای اساسی صرفه‌جوتر شده‌اند
  • بوروکراسی نوین!!!
  • عارف: ارتباط دولت با تشکل‌های دانشگاهی نیازمند جبران است
  • حضور شبانه مردم در خیابان طرح فروپاشی اعتماد عمومی را ناکام گذاشت
  • ملی‌پوش هندبال بوشهری برای حضور در بازی‌های آسیایی عازم ناگویا شد
  • رزمایش و اجتماع بزرگ «مردم جان فدای ایران» فردا در تهران برگزار می‌شود
  • تاملی بر فرصت ها و چالش های منطقه آزاد بوشهر
  • سخنگوی ارتش: ادعای نابودی نیروی نظامی ایران دروغ است
  • حضور استاندار بوشهر و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در آیین اختتامیه سی‌و‌پنجمین نمایشگاه بین‌المللی صنایع غذایی WorldFood مسکو
  • شهریار شاعر زود آشنا
  • از «هیچ» تا «چهره استان»؛ معجزه رزومه‌سازان بوشهر
  • جلسه رسمی انجمن کونگ‌فو توآ کشور برگزار شد / تأکید بر حیاتی بودن نیمه دوم سال و تقدیم احکام مسئولان کمیته‌ها
  • ستار عباسی سملی و حسین شاکر قهرمان کشور شدند
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1406
  • میدری در صف اول استیضاح‌ مجلس است | در عزل سالاری کار غیراخلاقی صورت گرفت | مدیریت وزارت کار زمینه‌ساز بحران است
  • افتتاح نمایشگاه عکس هنرجویان سینمای جوان برازجان با حضور معاون فرماندار دشتستان
  • رشیدی: مبلغ کالابرگ افزایش می‌یابد؛ دولت بر قیمت‌ها نظارت کند
  • پزشکیان: هیچگاه تسلیم نمی‌شویم و از حقوق خود با تمام توان دفاع می‌کنیم
  • ادیبان: استعدادیابی کمانداران بوشهری با مدل علمی انجام می‌شود
  • دانشگاه خلیج فارس در انتظار خوابگاه!
  • آیین قدردانی از بازنشستگان آریاساسول برگزار شد
  • دبیرخانه دائمی رویداد ملی «مخ‌برون» در دشتستان آغاز به کار کرد؛ گامی بلند برای معرفی نگین سبز جنوب
  • هشدار اتحادیه طلا درباره پلتفرم‌های آنلاین؛ از خرید هیجانی پرهیز کنید
  • مدرسه؛ جایی برای دیدن انسان‌ها
  • نشست فرماندار دشتستان با مراکز «مثبت زندگی» / تأکید بر اشتغال و پیشگیری
  • تجلیل از مسعود آتشی در نشست مؤسسین خانه فرهنگ دشتستان
  • آقای حجت‌الله عبدالملکی؛ استاد! شما دیگر هیچ نگویید
  • اعتراض به بی توجهی به امکانات سرمایشی در حوزه کنکور برازجان؛ داوطلبان در گرما و استرس مضاعف
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • کنکور؛ ماراتنی که هرگز تمام نمی شود!
  • طرح اشتغال پایدار در نوار ساحلی دشتی و تنگستان آغاز شد
  • مهندس محمدی، موفق ترین و فعال ترین شهردار ادوار برازجان
  • گامی برای نشاط و توسعه روستایی؛ پارک ۱۲ هزار مترمربعی قلعه سفید به بهره‌برداری رسید
  • نقش فرج الله کمالی در تداوم و تحول مکتب دشتستان
  • 🎥ویدیو/افتتاح و اجرای ۱۰۵طرح اقتصادی و عمرانی در شهرستان دیلم
  • مطالبه خونخواهی باید به تقویت بازدارندگی کشور منجر شود
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • ظرفیت تولید مرغ در استان بوشهر افزایش می یابد
  • مدیریت ناترازی انرژی در فارس باید از حرف به عمل برسد
  • فعالیت بیش از ۵ هزار پزشک در خط مقدم سلامت فارس
  • .: عرفان حدود 5 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 7 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 13 روز قبل گفت: درود و خدا قوت ...
  • .: محمد علی خانی حدود 16 روز قبل گفت: عالی بود دکتر ‌. ...
  • .: نامی نظری حدود 19 روز قبل گفت: خداقوت و درود بر ...
  • .: اذرگون حدود 21 روز قبل گفت: بهتر شده ...
  • .: نصیبه حدود 23 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 24 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 25 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 27 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...