- فرماندار دشتی: مطالبات مردم دهستان کبگان بهصورت میدانی پیگیری میشود
- خارگ زیستگاه مهم آهوی ایرانی؛ تامین علوفه و تغذیه دستی برای تداوم حیات
- بخشدار ارم: دسترسی مردم به خدمات درمانی را تسهیل میکنیم
- مقاتلی: فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ترویج شود
- تأکید رئیس کل دادگستری بوشهر بر حمایت معیشتی از خانواده زندانیان
- ظرفیتهای گردشگری تنگستان نیازمند بهرهگیری از توان کارشناسان است
- امام جمعه دشتستان: حضور مردم در صحنه سد محکمی در برابر دشمنان است
- ایمنی کارگاهها ضامن پایداری تولید است
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/07
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/07
جناب آقای موسوی نژاد، زمین لرزه را متولیان احداث این بیمارستان بوجود نیاورده اند اما میخواهم آنچه که به چشم دیدم را برایتان بازگو کنم تا بدانید آستانه بی عرضگی تا کجاست و وقتی بی عرضگان منصب داران باشند، عمق فاجعه های احتمالی تا چه حد خواهد بود. بنده دوبار در محل بیمارستان جدید برازجان حاضر بوده ام. یک بار وقتی که آقای مصطفی محمد نجار وزیر دفاع وقت...

جناب آقای موسوی نژاد نماینده محترم شهرستان دشتستان در مجلس شورای اسلامی
با عرض سلام و تحیات و با احترام در خصوص مسأله رویکردهای حضرتعالی درباره دو موضوعِ زلزله اخیر دشتستان و گزارش صد روزه ریاست محترم جمهور عرایضی هست که به استحضار می رسانم. ابتدا مراتب تشکر و قدردانی خویش از جنابعالی را به خاطر مواضع نسبتن صریح و پیگیری های جدی که در بحران زلزله برازجان و دیگر روستاهای دشتستان داشتید ابراز میدارم. اینکه حضرتعالی در بیانات خویش در مجلس، وضع پیش آمده در بیمارستان جدید برازجان را ناشی از بی عرضگی کسانی که متولی ساخت آن بوده اند دانسته اید، نشان از آن دارد که حقیقتن از این رویداد آزرده خاطر گشته اید و با آنچنان بی عرضگی مواجه شده اید که تعلقات سیاسی و جناحی نتوانسته جلوی انتقاد شدید شما را بگیرد. اما ای کاش شما که اهل صراحت هستید و به زینت سیادت و کسوت روحانیت هم مزین، زبان انصاف می گشودید و موصوف واقعی صفت بی عرضگی ها را مشخص می کردید. هرچند مردم دشتستان خود حدیث مفصل خوانده اند از آن مجملی که شما فرموده اید.
مایلم قبل از ورود به بحث توجه حضرتعالی را به این نکته جلب کنم که خوشبختانه بنده در هنگام وقوع زلزله در بیمارستانِ مطابق با معیارهای روز ساخته شدة دولت آقای احمدی نژاد بودم و از این بابت قید خوشبختانه را آوردم چون مطمئن هستم این اولین گزارش زنده از فضای ایجاد شده در این بیمارستان تازه تاسیس در هنگام وقوع زلزله دلخراش دو هفته قبل است.
جناب آقای موسوی نژاد، زمین لرزه را متولیان احداث این بیمارستان بوجود نیاورده اند اما میخواهم آنچه که به چشم دیدم را برایتان بازگو کنم تا بدانید آستانه بی عرضگی تا کجاست و وقتی بی عرضگان منصب داران باشند، عمق فاجعه های احتمالی تا چه حد خواهد بود. بنده دوبار در محل بیمارستان جدید برازجان حاضر بوده ام. یک بار وقتی که آقای مصطفی محمد نجار وزیر دفاع وقت برای کلنگ زنی به زمینی که اکنون بیمارستان شده است آمده بودند و بنده به عنوان خبرنگار رفته بودم و از قضا مورد بی احترامی تیم محافظ جناب وزیر قرار گرفتم و دومین بار لحظه وقوع زلزله هفته قبل، که شرح این حضور این چنین بود:
روز زلزله، از بستری شدن محمد طاها پسر خاله ام در بیمارستان جدید خبر دار شدم و عصر هنگام به سمت این بیمارستان حرکت کردم. وقتی رسیدم، پس از خواهش بسیار موفق شدم از نگهبان اجازه بگیرم که مریضم را برای ده دقیقه در بخش اطفال، واقع در طبقه سوم ملاقات کنم. همراه با سه نفر دیگر سوار آسانسور شدیم و به طبقه دوم رفتیم. دو نفر پیاده و سه نفر سوار شدند که زنی مریض، شوهر و پسر شش هفت ساله اشان بودند. آسانسور حدود یک متر از طبقه دوم بالا رفته بود که برق قطع شد و با ضربه و تکان های شدید سقوط کردیم. زن جوان که بد جور مریض احوال بود و پسرش شروع کردند به شدت جیغ کشیدن و گریه کردن. کسی زخمی نشده بود ولی ضربه و حالت سقوط، تاریکی و فضای محبوس آسانسور جو ترس و نگرانی را به شدت حکمفرما کرده بود. مرد جوان که کارگری صورت سوخته بود، با کسی تماس گرفت و گفت ما در آسانسور گیر افتاده ایم. ناگهان تلفنها هم قطع شد. تلاش من برای آرام کردن این خانواده هیچ نتیجه ای نداشت. قریب هفت دقیقه آسانسور شده بود پر از صدای جیغ و شیون. مرد جوان بی وقفه با لگد به در آسانسور می زد و به سازندگان بیمارستان و زمین و زمان ناسزا می گفت. هر لحظه واقعا برای این خانواده سخت می گذشت. تا اینکه یکی از نیروهای خدماتی آمد و در آسانسور را با فشار باز کرد و در حالیکه صورتش پر از ترس و حیرت بود گفت: زلزله آمده. و ما تازه فهمیدیم که چه اتفاقی افتاده. متوجه شدم که از نیمه طبقه سوم به طبقه اول افتاده ایم. و خدا میداند اگر این بیمارستان طبقات بیشتری داشت چه اتفاقی می افتاد. سریع به طبقه سوم رفتم جایی که بخش اطفال قرار داشت. دو پرستار زن در حالی که رنگ به چهره نداشتند و به دیوار تکیه داده بودند، گفتند که سقف بخش اطفال فرو ریخته و همه رفته اند و دیگر هیچ کس اینجا نیست. خواستم پایین برم که دیدم دو نفر بهیار جوانمرد دارند تلاش میکنند که بیماران بستری را با تخت از پله های طبقه سوم پایین ببرند. به آنها کمک کردم تا سریعتر پایین بروند. بیمارانی که می توانستند راه بروند هر چند به سختی، سرم هایشان را به دست گرفته و در حال خروج از ساختمان بودند. مردی مسن در حالی که سون ادرار در یک دستش و سرم در دست دیگرش بود با درد و آرام آرام میخواست پایین برود. پیرمرد بیچاره لخت بود و فقط یک کاور تا بالای زانو او را پوشانده بود جوانی او را کمک کرد و از ساختمان خارج شدند. با کمک چند جوان دیگر و بهیاران چندین تخت را از طریق پله پایین آوردیم و به حیاط منتقل کردیم. در طبقه هم کف خانمی که کتاب میفروخت داشت کتابهایش را باعجله درون کمد می ریخت تا سریع تر از ساختمان خارج شود. فضای ترس و نگرانی همه را فراگرفته بود. جیغ و گریه از همه جا شنیده می شد. دوباره به طبقات بالا برگشتم. مادر بزرگی نوزاد دختریش را بغل کرده بود. مادر نوزاد که معلوم بود تازه زایمان کرده گریه و ناله میکرد و از دردهایی که داشت، دست به کمر گرفته و خمیده راه می رفت. مادر بزرگ نوزاد، از ترس پاهایش قفل شده بود. می خواست ساختمان را ترک کند اما نه او و نه دخترش توان حرکت نداشتند. پیرزن خودش را روی زمین می کشید. وضع بیماران یکی از دیگری ناراحت کننده تر بود. نوزاد را از پیرزن گرفتم و آنها را به حیاط بیمارستان بردم. بنده خدا تمام مسیر مرا دعا می کرد. حیاط پر شده بود از زنان و کودکانی که سرم به دست توی چمن نشسته بودند. هوا تاریک شده بود و من دنبال خاله ام و محمد طاها می گشتم. زنی یک طرف بیمارستان افتاده بود و با شوک نفس می کشید. آنچه که می دیدم واقعا تلخ بود. گویی صحنه مجروحین فیلم های دفاع مقدس جلویم به عینیت پیوسته بود. از قضا آن روز من کت و شلوار سیاه به تن داشتم. برخی فکر میکردند مسئولیتی دارم. خصوصا زنها کمک میخواستند. دنبال آب می گشتند. ترسیده بودند، و وضع و نگاههایشان واقعا دلخراش بود. مردم نمی دانستند باید از چه کسی کمک بخواهند. گروهی از بهیارها و پرستاران زن وسط حیاط کنار هم ایستاده بودند. برخی هم به بیماران کمک می کردند. حدود پانزده دقیقه همه جا را دنبال خانواده ام گشتم. از بیمارستان بیرون رفتم شاید آنها را پیدا کنم که ناگهان خودروی سواری پژو بوق زنان و با سرعت وارد بیمارستان شد، چند دقیقه بعد صدای شیون همراهانش بلند شد. شاید اولین فوتی بود. مردی کنار در اورژانس داد می زد و تکرار میکرد: پرستاران سریع بیایند بخش اورژانس. مردم نمی دانستند باید چه کار کنند. در بیمارستان بمانند و یا بروند. بیمارستانی که باید در چنین مواقعی پناه گاه و ملجأ مردم باشد به خطرناک ترین مکان تبدیل شده بود. به حیاط بیمارستان برگشتم و خاله و کودکش را که وحشت کرده بودند پیدا کردم. خاله گفت که موقع خارج شدن از ساختمان یکی از نیروهای خدماتی که میخواسته بیماران و همراهان شان را راهنمایی کند راه را گم کرده و آنها را به مسیر اشتباه برده. بیمارستانی شبیه ساختمان های ساواک، پیچ در پیچ و گیج کننده.
جناب آقای موسوی نژاد نماینده محترم دشتستان، این مجملی از آن فضای مهیبی است که بر موکلان شما در این به اصطلاح بیمارستان گذشته است. این بیمارستان در یکی از بدترین نقاط ممکن شهر ساخته شد. جایی که نه دسترسی مردم به آن آسان بود و نه زمین مناسبی برای احداث ساختمانی با این اهمیت داشت. همه مردم برازجان و دهقاید می دانند که زمین پشت کارخانه آرد محل دفع آبهای این کارخانه و لجن زار بوده است و در واقع سست ترین زمینی که ممکن بود در برازجان پیدا شود. و البته از همان ابتدا بحث های مفصلی درباره این مسأله مطرح شد که به جایی نرسید تا این مهر در چنین روزهایی ماندگار شود. امروز پس از گذشت چندین سال و هزینه کرد چندین میلیاردی، آنچه نصیب مردم ما شده یک مخروبه بلا استفاده است. به گفته بسیاری از همشهریان در آخرین بارانی که بر شهر ما بارید سقف بیمارستان جدید التأسیس برازجان از خانه های گلی شاهزاده ابراهیم بیشتر چکه میکرد. ترکهای اساسی در دیوار اصلی ساختمان، آسانسور سقوط کرده، فرو ریختن سقف بخش های داخلی، فرو ریختن نمای خارجی، ترک دیوارهای داخلی ساختمان، کف فروریخته اتاقها و... حکایت از خیانت دارند. خیانت به اعتماد مردم و خیانت در اماناتی که این مردم در اختیار دولتِ عدالت محور و پاک دست آقای احمدی نژاد گذاشته بودند. البته این خیانت ها به شهر ما ختم نمی شود. حتمن آپارتمانهای مسکن مهر در ورزقان را به یاد دارید. خانه هایی که نباید نام آنها را مسکن، بلکه باید مرعب گذاشت.
جناب آقای موسوی مایلم که شما را به درجه این خیانت هم اشارت دهم. می دانید که کاروانسرای مشیر الملک ساخته دوران قاجار است. دورانی که در کتب تاریخی ما به سستی و بیکفایتی دولتمردانش و مایه ننگ بودنش در تاریخ مشهور است. اما این ساختمان با بیش از صد و چهل سال قدمت و در حالی که با دانش سنتی ساخته شده و از ابنیه تاریخی برازجان دانسته میشود، از زلزله اخیر آسیب جدی ندیده است. کمی به جلوتر آییم. بیمارستان 17 شهریور ساخته دوران پهلوی است، این بیمارستان در جریان زلزله اخیر در حالی که حدود پنجاه سال از عمرش میگذشت، هیچ آسیب جدی ندید و صرفن لوله آب آن ترکید. مردم ما محمدرضا پهلوی را خائن می دانند (همانطور که بود) و وی را از مملکت بیرون انداختند. حال آقای موسوی شما انصاف دهید مردم ما با احمدی نژاد و عواملش باید چه کار کنند؟
لیک من خدا را بابت تاریخ وقوع این زلزله از دو جهت شاکرم. اول اینکه این زلزله قبل از آن که دولت جناب احمدی نژاد در این استان تمام شود، به وقوع پیوست تا دوستان اصولگرایمان نتوانند بی عرضگی در پیش آمد وقایعی چون بیمارستان جدید برازجان و هچنین رسیدگی به امور زلزله زدگان که مورد انتقاد شدید شما بود را به دولت آقای روحانی نسبت دهند؛ و دوم آنکه مردم دشتستان معنای واقعی مهر ماندگارِ پاک ترین دولت تاریخ بشریت، خدمت گزار ترین دولت تاریخ، معجزه هزاره سوم، دولت دزد گیر، دولت عدالت محور و... را بار دیگر، یک جا و ملموس درک کردند؛ و البته مسبب واقعه تلخ بیمارستان جدید برازجان همان دولتی است که حضرتعالی با آنکه نمی توانید بیعرضگی آن را کتمان کنید، اما از بردن نام آن به عنوان بانی این وضع ابا دارید. این که در سراسر این نامه از به کار بردن عنوان بیمارستان شهید صادق گنجی خودداری می کنم آن است که نمی خواهم به نام مبارک این شهید عزیز توهین شود و پیشنهاد می کنم نام خجسته این شهید را از این مخروبه بردارند.
اما چرا حقیر این مطالب را خدمت شما معروض داشتم. متعاقب ارائه گزارش یک صد روزه دولت تدبیر و امید توسط ریاست محترم جمهور، حضرتعالی انتقاد فرموده بودید که دولت باید برای رفع مشکلات مردم تلاش بکند و اینکه دیگران را تخطئه بکند کاری از پیش نمی برد. همچنین فرموده بودید که دولتها برای توجیه برخی از نقاط ضعفشان و عدم توانایی در انجام تعهداتشان فرار رو به جلو می کنند. فرموده بودید که مشکلات اقتصادی که پیش آمده بخشی مربوط به دولت های پیشین (پیش از دولت جناب احمدی نژاد) بوده و بخشی هم مربوط به موانعی است که مردم از آن اطلاع ندارند و دولت آقای احمدی نژاد اقدامات اقتصادی خیلی خوبی داشته اند.
جناب آقای موسوی با اوصافی که شما فرموده اید فقط می توان تصور کرد که عده ای در این هشت ساله از مریخ به زمین آمده و وضع مملکت را بدین صورت که هست در آورده و بعد هم رفته اند و حالا می فرمایید آقای روحانی شما اگر راست می گویی بیا و درستش کن. برادر بزرگوار نمی دانم که با خود چه اندیشیده اید که چنین افاضاتی می کنید. کمی دقیقتر به انتخابات 24 خرداد بنگرید تا بدانید که این سخنان دیگر میان این مردم، معنای هشت ساله گذشته را ندارد. مثال آقای احمدی نژاد مثال کسی بود که شاخه درختی را که روی آن نشسته بود از پشت می برید. عاقلان به او گفتند که با ادامه این کار به زمین خواهی خورد اما گوش نکرد و شد آنچه نباید میشد و او کسانی را که متذکرش شده بودند، عامل افتادنش دانست.
نماینده محترم مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی، آقای دکتر روحانی کشور را در حالی تحویل گرفت که به یمن فعالیتهای شبانه روزی دولت عدالت محورِ مورد حمایت شما صنعت مملکت ویران، کشاورزی فشل، صادرات پا در هوا، واردات لجام گسیخته، سیاست خارجی مخرب و در بن بست، اقتصاد مریض، ورزش از سیاست بوی تعفن گرفته، هنر و سینما خفه شده و به کما رفته، فساد و دزدی و اختلاس خبر روزمره شده، فاصله طبقاتی صد چندان شده، وضع سیاسی کشور به سوی انحراف کشیده شده و مردم برای نیازهای روزمره شان دچار مشکل اساسی اند. حضرت عالی به خاطر زلزله ای که در یک بیمارستان در شهر مورد وکالتتان حادث شده و ناراحتی هایی به بار آورده، به حق و از سر مسئولیت، عاملان را به بی عرضگی متهم می کنید. آنگاه چطور انتظار دارید که رئیس جمهور که نماینده یک ملت است و وعده انتخاباتی اش مبارزه با دروغ، ندادن مسئولیت بی کفایتان، دوستی با دنیا، تدبیر و امید و اخلاق است، در برابر زلزله تاریخی که دولت مورد حمایت شما برای هشت سال بر این کشور و ملت بار کرد، و چه فرصتها که نسوزاند و چه سرمایه ها که هدر نداد و چه استعدادها که نخشکاند و چه صداها که خفه نکرد، ساکت باشد؟!
جناب موسوی نژاد حب شی یعمی و یصم. اما مردم در مورد همه ما قضاوت خواهند کرد. اگر انصاف به خرج ندهیم مورد غضب این مردم واقع خواهیم شد. بسیاری از دوستان و همفکران شما به گزارش آقای رئیس جمهور اعتراض کرده اند، اما جالب آنکه هیچ یک از این اعتراضات مبنی بر عدم صحت این گزارش نبود. یکی گفته بود آقای روحانی باید بداند که انتخابات تمام شده و دیگری گفته بود که نقاط قوت دولت احمدی نژاد را هم باید دید و جنابعالی هم میفرمایید که دولتها برای پوشش ناتوانی هایشان فرار به جلو می کنند. اما هیچ کدام نتوانستید ادعا کنید که گزارش تکان دهنده آقای روحانی غلط بوده است. یعنی خودتان هم معترف هستید که فضاحتی که گزارش شد، یک واقعیت است. این واقعیت زلزله ای بود که به مدت هشت سال کشور ما را مورد آسیب های گاها جبرا ناپذیری کرد که حالا باید دولت آقای روحانی جبرانش کند تا دوباره چهار یا هشت سال دیگر یکی دیگر از دوستان عدالت محور شما آن را به نقطه صفر برگردانده و روحانی دیگری طلب کنید.
سید بزرگوار این مقال ذکر شد تا عرض شود که گزارش صد روزه آقای دکتر روحانی باید ارائه می شد نه تنها به دلیل قولی که ایشان به مردم داده بودند و وفا کردند، بلکه به این دلیل که مردم بدانند که در انتخابات 24 خرداد گزینه درست را انتخاب کرده بودند. باید مطمئن می شدند تا در برابر هجمه های تبلیغاتی مردد نشوند. باید گفته می شد تا دوستانی همچون شما نتوانند آنچه بر سر این کشور آمده را به گردن دولتهای پیشین و موانع مبهم بیاندازند. در پایان از جنابعالی دعوت می کنم تا تکلیف نمایندگی را ایفا کرده و به عنوان وکیل این مردم از عاملان و مسببان واقعه بیمارستان برازجان در محکمه عادله شکایت نمایید.
والسلام علیکم و رحمه الله
روز دانشجو بر دانشجویان دشتستانی مبارک باد.
محمد آقایان حسینی
دانشجوی حقوق
تازه ترین خبرها
- فرماندار دشتی: مطالبات مردم دهستان کبگان بهصورت میدانی پیگیری میشود
- خارگ زیستگاه مهم آهوی ایرانی؛ تامین علوفه و تغذیه دستی برای تداوم حیات
- بخشدار ارم: دسترسی مردم به خدمات درمانی را تسهیل میکنیم
- مقاتلی: فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه ترویج شود
- تأکید رئیس کل دادگستری بوشهر بر حمایت معیشتی از خانواده زندانیان
- ظرفیتهای گردشگری تنگستان نیازمند بهرهگیری از توان کارشناسان است
- امام جمعه دشتستان: حضور مردم در صحنه سد محکمی در برابر دشمنان است
- ایمنی کارگاهها ضامن پایداری تولید است
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/07
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/07
- دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونههای حفاظتشده در منطقه شکارممنوع دشتستان
- استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
- رونمایی از المان یادبود سردار شهید حاج بهنام رضایی در شهر آبپخش
- تجلیل از رزمندگان شاغل در شهرداری و شورای شهر آب پخش
- درخشش دختران رزمیکار فولکیکبوکسینگ دیلمی در مسابقات کشوری
- ۹۴ پنل خورشیدی در تاسیسات آب منطقهای بوشهر اجرا شد
- ارتش امسال از مسیر کنکور سراسری دانشجو جذب میکند
- آمریکا مقابل ملتی ایستاده که از چیزی جز خدا نمیترسد
- عراقچی: حتی اگر کار به جنگ آخرالزمانی کشیده شود، استوار خواهیم ایستاد
- امیر سیاری: تنگه هرمز در کنترل کامل ایران است؛ آمادهتر از گذشتهایم
- اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد
- اگر مشکل قلبی دارید وارد این بیمارستان نشوید!
- کوچ ۲ هزار زنبوردار به استان بوشهر آغاز شد
- تصادف در محور عسلویه به کنگان ۲ مصدوم داشت
- واژگونی سمند در محور گناوه – دیلم؛ ۲ نفر جان باختند
- ابطال شرط دریافت دانشنامه در صورت تعهد مقطع بالاتر
- بخشنامه معافیت مالیاتی املاک گرانقیمت باطل شد
- صادرات نفت خارک در جنگ ۴۰روزه ۱۰ درصد افزایش یافت
- نرخ رسمی ارز امروز ۶ مهر؛ دلار حواله ۱۷۲ هزار و ۸۵۱ تومان شد
- قیمت جهانی طلا امروز کاهش یافت
- می خواهم «زندگی» کنم؛ بحران سالمندی در ایران!
- بوشهر رتبه نخست پاسخگویی به اظهارنامه های تجاری را کسب کرد
- توسعه همکاریهای پژوهشی برای حفاظت از محیط زیست دریایی خلیج فارس
- کمیته ورزش کنگره شهدای بوشهر تشکیل شد
- برنامههای ورزشی با محوریت ترویج فرهنگ ایثار در بوشهر برگزار میشود
- پزشکیان: همه ظرفیتهای کشور برای افزایش تابآوری فعال شود
- بیانیه جمعی از دولتمردان سابق در ضرورت خروج ایران از NPT
- ورود حزب الله لبنان به عملیات طوفان الاقصی معنای طوفان را پررنگ تر کرد
- تحریم هوایی ایران خطاست؛ هشدار به کشورهای همراه با سیاستهای آمریکا
- ضرورت ایجاد مرکز مدیریت صادرات محصولات و کالاهای استان بوشهر
- سازمان لیگ فوتبال برای برگزاری مسابقات زمان کم آورد
- نصف راه المپیک مشخص شد؛ دو شانس برای ایران و یک تصمیم درباره پیاتزا
- تنیس روی میز با نوشاد به برنز رسید؛ یک طلا در انتظار کوراش
- از کنار باخت فوتبال به ازبکستان نباید راحت عبور کرد؛قلعه نویی پاسخ دهد
- پشت پرده کاهش و افزایش وزن فوری
- پیادهروی سریعتر یا بیشتر؛ کدامیک خطر مرگ زودرس را کاهش میدهند
- درمان بیخوابی در کُند شدن روند پیری بیولوژیکی موثر است
- ارتباط هر ۱۰۰ گرم مصرف اضافی غذاهای آماده با افزایش خطر بیماریها
- ۷۵ درصد هزینه دارو از جیب بیمار پرداخت میشود
- موازین شرعی و بهداشتی در فرآوری آبزیان بوشهر رعایت شود


چاپ خبر


یک صورتبرداری بشود از هزینه های صورت گرفته در بیمارستان و آنچه که به ریال روی کاغذ آقایان مسئول گماشته اند. آنوقت معلوم میگردد که یک چهارم از اعتبارات اختصاص داده شده به بیمارستان هزینه شده است. بقیه چه شده؟ حق مردم مظلوم و محروم همیشگی دشتستان را که خورده؟ آقای ... که پیست موتورسواری افتتاح میکنی خوب چرا پیگیری نمیکنی؟ ...
میترسم وقتی قیامت شروع شود خداوند همه آنهایی را که کافر میپنداشتیم و جهنمی میدانستیم را به خاطر خدمت به مردم و با وجدان بودنشان و بشر دوستیشان وارد بهشت کند و ما رو دسته جمعی به قعر جهنم پرت کند که ما به جز به منفعت خویش به چیزی فکر نکرده ایم و رضای خدا و سلامت و ایمنی دیگران را سبک شمارده ایم. واقعا عاملان ساخت این ساختمان خیانتکار هستند.
جناب اقای شجاعی تشکر میکنم از حسن نیتتان/ ولی باز هم قانع نشدم/
آقای شجاعی بنده موافق بیش از 80 در صد مقاله دوست عزیزم جناب آقایان حسینی هستم آن 20 درصدی هم که قبول ندارم به دلیل اطلاعات موثقی هست که دارم و مطمئن هستم اگر جناب اقایان حسینی نیز داشتند در برخی جاها فتیله قلمشان را پایین میکشیدند/
دربعد بنده از معترضین سرسخت وضعیت بیمارستان شهید گنجی (قبل از زلزله تاکنون) بوده ام و هستم/ و هر جا نیز توانسته ام تماس گرفته ؛ پیامک داده و وضعیت نامناسب بیمارستان را منعکس کرده ام/ فکر نمیکنم در ایامی که سایت محترم اتحاد جنوب و سایتهای دیگر استان پیگیر وضعیت بیمارستان بودند و گزارش تهیه میکردند ؛ گزارشی بوده باشد که کامنت های به شدت انتقادی حقیر از وضعیت اسفناک امکانات و خدمات رسانی و ساختمانی بیمارستان زیر ان ثبت نشده باشد/
یاعلی
اقا کیان انشاله خدا بنده حقیر را عاقبت به خیر کند و شما را هم هدایت کند/
یا علی
همانگونه که سال 88 نیز انتخاب مردم همین بود ولی...............!!!
اتحاد جنوب عزیز کمی تحمل و تامل کن/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور است ساعت کامنت گذاشتن اینجانب و ریزبین یکی است؟؟؟؟؟؟؟/
کامنت بنده کمتر از دو ساعت است تایید شده و به نمایش درامده ، کدام کاربر توانسته 5 ساعت قبل کامنت مرا ببیند و جواب دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگر اینکه از دست اندرکاران سایت اتحاد جنوب باشد؟؟؟؟؟
و اما بر فرض محال که ریزبین کاربری واقعی باشد!!!!!!
خانم ریزبین /
1 - بنده تا کنون کامنت های موافقی که گذاشتم به مراتب بیشتر از مخالف بوده ،قضاوت با کاربران محترم/
2 - حداقل خداوند این جسارت را بهم داده که اسمم را در کامنت بنویسم چون اعتقاد به نظرم دارم ولی چه کنم برای شما که مجهول الهویه هستی ،کسی هم که هویت ندارد نمیشه پیداش کرد و جواب بهش داد/
3 - این حرفهای بیهوده و کذبی که نوشته اید برایم تا حدود زیادی مشخص کرد که کجایتان سوخته است شما همان باندی هستید که مدتها در شهرداری برازجان دیکتاتوری رضاخانی راه انداخته بودید ،حال که دستتان کوتاه شده هر جا بتوانید نیشی میزنید که این خود خصلت شماست/
4- و اما مشخص است شما حداقل از دور مرا میشناسی لطفی کن وتماسی بگیر واقعن شاید در برخی موارد اشتباهی کامنتی گذاشته باشم ،قطعا" قانع شوم اصلاح خواهم کرد
در پایان احتمال زیاد میدهم اتحاد یا این کامنت را تایید نکند یا اینقدر از سر وته ان بزند که بی معنی شود ولی حداقل خودشان مجبورند بخونن/
یا علی
بیمارستان تازه تاسیس برازجان طی حکمی که در روزهای آینده توسط خود وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی به استان ابلاغ خواهد تخریب 100 درصد بنای بیمارستان یادگار دولت احمدی نژاد است.
شاید اگر کمی آستانه تحملمان را بالا ببریم بشود صدای مخالف را هم شنید/
ولی الحق و الانصاف در جریان پیگیری مشکلات بیمارستان شهیدگنجی(قبل و بعد از زلزله) آقای موسوی نژاد(نماینده دشتستان) پیگیری های بسیار خوبی داشته که بنده به نوبه خود از ایشان تشکر میکنم
واقعیت رو خیلی خوب و ملموس بیان کردید . . .
مداد العلماء افضل من دماء الشهداء
با ید عرض کنم سر نترسی دارید و حقایق را بیان کردید ولی خدا کند که چهار سال یا هشت سال بعد نظرمان این نباشد نسبت به دولت کنونی! آخر هر دولتی روی کار می آید دولت قبلی نهی می شود ولی به خدا قسم زمان دولت آقای رفسنجانی من سن و سال زیادی نداشتم ولی به یاد دارم که مردم اینقدر گرفتار و درمانده نبودند.بخدا من به تنهایی با داشتن شغل دولتی و در کنارش یک شغل آزاد از عهده مخارج زندگیم به سختی برمی آیم که خانواده ای را سرپرستی نمی کنم. خدا به داد اون بیچاره هایی برسد که شغل مناسبی و درآمد مکفی ندارند!
برادر بزرگوار هر چه می خواهی فریاد کن! دادت مثل پژواک صدا در کوه تنها به خودت بازمی گردد.آخر کو گوش شنوا؟
نمی دانید چرا؟
آخر همه از اینکه مختصر موقعیتشان را در این وانفسای تورم و بدبختی از دست بدهند می ترسند و اکثریت هم حق دارند. مگر نمی بینید که در این مملکت ....
نماینده دشتستان از یک طرف ...
از سوی دیگر حالا که متوجه ف....... مثلا می آید یک عده ای که معلوم نیست کی هستند را متهم به تخلف می کند... یا می آید از کاندیدای وزارت ورزش دفاع می کند... آخه آقای سید جوان تو کجا سوابق دکتر گودرزی رو رو دیدی که می گی ایشان در عملکردش موفق بوده.. .... بسه بخدا... اونم که از کمیسیون انرژیشه
...... تو کار خودشم مونده... سر مردمم بی کلاه مونده
اما جادارد این مکتوب به کرات چاپ شود وهمگان روئت کنند تا به عمق فاچعه پی ببرند ومفهوم بی عرضگی را درک کنند.