امروز: دوشنبه 05 مرداد 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 11 آذر 1399 - 10:00
اختصاصی سرویس ادبیات داستانی اتحادخبر (روات)

اتحادخبر-هلنا سعادتمند:نسیم مطبوعی سردی آرامی را به تن مینشاند و در کنار نانوایی ایستادن را کمی خوشایند می کرد خانم مسنی که جلوی من بود نشان نمیداد قصد خرید نان را داشته باشد از او پرسیدم: مادر، چند تا نون میخوای؟ ماسک آبی رنگش را کمی جابجا کرد و با چشمانی خسته گفت میخوام آرایشگاهیو اجاره کنم حرفش باعث خنده عده ای و...

داستان/زندگی فراموش شده

هلنا سعادتمند:


نسیم مطبوعی سردی آرامی را به تن مینشاند و در کنار نانوایی ایستادن را کمی خوشایند می کرد خانم مسنی که جلوی من بود نشان نمیداد قصد خرید نان را داشته باشد


از او پرسیدم: مادر، چند تا نون میخوای؟


 ماسک آبی رنگش را کمی جابجا کرد و با چشمانی خسته گفت میخوام آرایشگاهیو اجاره کنم حرفش باعث خنده عده ای و نشستن تعجب در چشمان باقی شد اما بی توجه به نان های آماده می نگریست  بعد از خرید نان، پیرزن که متوجه ی نگاه دلسوزانه من شده بود،  دوباره  شروع به حرف زدن کرد گویی در دنیای دیگری سیر میکرد و   حواس درستی نداشت چراکه اکثر صحبتهایش مربوط به زمان جوانیش بود باهم همراه شدیم و در راه بودبم که متوجه شدم بیچاره آلزایمر دارد، با نیم نگاهی دوباره به پیرزن کمی دلم سوخت به در خونه رسیدیم و نتوانستم همینطور رهایش کنم، پس تعارفش کردم و او بی هیچ حرفی وارد اپارتمان شد، با آسانسور به طبقه ی موردنظرم رفتم و وارد خانه شدیم، روشویی را نشانش دادم اوهم رفت و دست و صورتش را شست و من نیز در این فاصله دو چای خوشرنگ ریختم و اوردم،پیرزن هم نشست و چایش را ارام ارام،مزه مزه میکرد.


دخترم، ناهید از اتاقش بیرون امد و با نگاهش پرسید کیه؟


دستموبه نشانه نمیدونم باز کردم یواش گفتم کنار نونوایی بود، آلزایمر داره، نمیدونه کیه.
ناهید به ارامی و معترض گفت:


تو این وضعیت کرونا آوردیش آخه؟


اخم محوی بین ابروهایم نشست. به یاد مادرم افتادم که اگر زنده بود و درچنین موقعیتی گرفتار میشد ممکن بود چطور با او برخورد کنند
باز صدای ناهید را شنیدم که میگفت حالا یاد گرفته روزای بعد دیگه اینجا رو ول نمیکنه  گفتم اون اصلا نمیدونه کیه و کجا اومده،توهم کمتر غر بزن. از پیرزن پرسیدم مادر جان گرسنه نیستی؟


سرش را به نشانه مثبت تکان داد،پس از مدتی سینی برنج و خورشت را از ناهید گرفته و کنارش گذاشتم،کمی جلو امدو با ولع شروع به خوردن کرد. با تک تک حرکاتش به یاد مادرم می افتادم و ته چشمانم به سوزش می افتاد بعد از ناهار تو اتاق برایش رختخواب انداختم و باز بدون هیچ حرفی رفتو خوابید.
به ناهید گفتم بیا کمک کن ببینم چطوری باید خانوادشو پیدا کنیم.
 حتما تا حالا نگران شدن
ناهید بی اعتنا شانه بالا انداخت و زیر لب چیزی زمزمه کرد، سری به نشانه تاسف تکان دادم و ساعتی روی مبل نشسته و فکر کردم.
 غروب ک شد دیدم پیرزن برخاسته و به سمتم میاید،او را نشاندمو میوه و چای کنار مهمانمان گذاشتم.
سعی میکردم اطلاعاتی بگیرم ولی هیچ یادش نبود و هر چه میگفت از روزگار جوانیش بود. وجود مهمان باعث شد که تاخیر پسرم سیاوش را متوجه نشوم، وقتی وارد شد سلام کرد و با ابرو های بالا رفته به من و مهمان مینگریست..


هر دو از هم سوال داشتیم، من علت تاخیرش را میخواستم و او میخواست  مهمانمان را بشناسد
پس از مکثی توضیح داد که با حمید دوستم بودم انگار مادربزرگ بیمارش  از خونه زده بیرون، اینام از صبح دنبالش میگردن..
سپس پشت سرش را خاراند و نیم نگاهی به پیرزن انداخت برق شادی درنگاهم جهید، امکان داشت گمشده یشان همین زن باشد؟
 با لبخندی گفتم: به دوستت زنگ بزن بیاد اینجا او هم متوجه شد منظورم چیست و بدون حرفی با حمید تماس گرفت و شرح وضعیت داد خیلی طولی نکشید که حمید و مادرش سراسیمه وارد خانه شدند،
 مادر حمید رنگ به چهره نداشت و پس از سلام سرسری با دیدن پیرزن با دو به سمتش دوید و دراغوشش کشید نفس راحتی کشیدم، پس او همان زن گمشده بود.


مادر حمید در حالی ک اشکش را پاک میکرد و درکنار پیرزن مینشست گفت مادرم فراموشی داره نمیدونم کی از خونه اومده بیرون، خدا خیرتون بده اگه گم میشد ما چیکار میکردیم، خداروصدهزار مرتبه شکر که شما پیداش کردید. پس از تعارفات و تشکرات معمول روبه حمید گفتم هرچند با سیاوش دوستی، اما خب این اتفاق باعث شد بیشتر آشنایی پیدا کنیم، نیم نگاهی به پیرزنِ شبیه به مادرم انداختم و ادامه دادم مخصوصا که مادرجان هم به شدت به دلم نشسته.
ان شب مهمان ناخوانده به همراه بقیه به خانه شان رفتند و من اتفاقات را از اول مرور کردم، در تنهایی و با یاد مادر عزیزم بغض سمجی که کل روز همراهم بود به شکل دو قطره اشک خود را نمایان کرد.
آهی کشیدم و لبخندی زدم،خوشحال بودم که وسیله ای برای پیدا شدن آن پیرزن بودم، خوشحال بودم  لبخند زیبای مادرم درون قاب عکس  خبر از رضایتش میداد‌.



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» داستان عدل از صادق چوبک [بيش از 5 سال قبل]
» داستان/ اُمید [بيش از 5 سال قبل]
» داستان/ دیدار [بيش از 5 سال قبل]

نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • نامه یدالله اسلامی به پزشکیان: ایران نیازمند شجاعت صلح است
  • ارائه بیش از 400هزار خدمت به مراجعین در پلی کلینیک تخصصی مبعث بوشهر
  • معارفه سخاوت اسدی به عنوان رییس هیات رییسه صندوق های بازنشستگی نفت برگزار شد
  • « به فندُقیای کوچولو »
  • سرمایه اجتماعی پایه‌های پدافند غیرعامل است
  • جوانگرایی در والیبال را کاریکاتوری انجام دادیم/ وقت تغییر پیاتزا نیست
  • 🎥ویدیو/روایت زنده یاد اکبر عبدی از سکانس احساسی فیلم مادر
  • دوره آموزشی و ترویجی در مزارع پرورش میگوی بوشهر برگزار می‌شود
  • فعالیت ۲۹۵ موکب استان بوشهر برای خدمات‌رسانی به زائران
  • سارقان منازل در دیلم دستگیر شدند
  • پتروشیمی نوری؛ معمار آینده هوشمند صنعت ایران / از فتح سکوهای جهانی تا سرمایه‌گذاری بر نخبگان هوش مصنوعی کشور
  • نبرد روایت‌ها در صنعت انرژی؛ چرا مدیریت بومی هدف هجمه‌هاست؟!
  • معاون باشگاه المپیاکوس: احتمال جدایی مهدی طارمی وجود دارد
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/05/04
  • رقصِ لرزانِ بت‌های کاغذی؛ در ستایشِ عزتِ پارس و پوچیِ امپریالیسم
  • آغاز عملیات اجرایی مدرسه ۶ کلاسه مجموعه ۳۴۰ واحدی طرح نهضت ملی مسکن شهر برازجان با حضور وزیر راه و شهرسازی و استاندار بوشهر
  • آنتن ضعیف، کسب‌وکار را زمین‌گیر کرده است
  • هرمز؛ میدان آزمون انسانیت گم شده ترامپ
  • جهش عمرانی درمان در استان با ساخت بیمارستان‌های جدید در عسلویه و برازجان/ اعتبار ۹۵ میلیارد تومانی تجهیزات پزشکی
  • بازسازی فرودگاه بوشهر آغاز می‌شود؛ وضعیت اتصال استان به خط ریلی
  • با وجود ریزش ۴۰ هزار بیمه‌شده، بیمه بیکاری ناشی از جنگ در پارس جنوبی بوشهر "صفر" است/ ۹۱۱ هزار نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی استان
  • متیونین؛ کالای استراتژیک و نقطه ضعف صنعت ایران
  • استاندار بوشهر: اجرای طرح‌های نهضت ملی مسکن و جوانی جمعیت، از اولویت‌های استان است
  • عملیات اجرایی پروژه ۸۳۲ واحدی مسکن بوشهر با حضور وزیر راه آغاز شد
  • بازدید وزیر راه و شهرسازی از فرودگاه آسیب دیده بوشهر
  • غول آروماتیکی ایران «واحد نمونه صنعتی و معدنی سال ۱۴۰۴» کشور شد
  • ۱۸ هزار کودک به خانواده بازگشته و ۲۵ هزار نفر فرزندخوانده شدند
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/04/30
  • مراسم بزرگداشت روز شهردار و دهیار در بوشهر برگزار شد
  • تکمیل بزرگراه دالکی–کنارتخته شتاب می‌گیرد
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • پیگیری پروژه‌های راهبردی راه دشتستان؛ از روند تکمیل بزرگراه دالکی–کنارتخته و تکمیل بزرگراه برازجان–اهرم تا تقاطع غیرهمسطح وحدتیه و راه‌آهن بوشهر شیراز
  • قرعه کشی مرحلی پلی آف لیگ دسته دوم کشور/ شاهین عامری میزبان دور برگشت شد
  • دستگاه سونوگرافی و OPG در پلی‌کلینیک تخصصی امام موسی کاظم(ع) برازجان به بهره‌برداری رسید
  • «فرهنگستانِ آرام‌سازیِ درد»
  • قدرت ملّی، زیربنای هر انتقام مؤثر است
  • ۱۰۴ هزار بوشهری زیر چتر بهزیستی/ اختلافات خانوادگی و اعتیاد در صدر بحران‌های اجتماعی
  • تکیه بر تجربه؛ مجید خدابخش سکان هدایت توسعه پلیمر پادجم را به دست گرفت
  • توسعه ورزش بدمینتون در بوشهر، اولویت رده‌های پایه و ساحلی
  • ماتادورها «کله» خروس‌ها را کندند/اسپانیا اولین فینالیست جام بیست‌وسوم
  • ۲۷۲ مصوبه رفع مشکلات بنگاه‌های اقتصادی استان بوشهر ابلاغ شد
  • ورزش همچنان کلید داشتن قلبی سالم‌تر است
  • عبور پارس از بحران جنگ با ۱۳۳ همت فروش/ وعده مدیرعامل: واردات بنزن تا مرداد و شتاب در پروژه‌های PDH و PP
  • .: وعده وعید کافیه حدود 3 روز قبل گفت: یادمه پارسال همین استاندار ...
  • .: فروشگاه لیان کلاسیک حدود 6 روز قبل گفت: آنتن دهی وحشتناک خرابه ...
  • .: احسانی فر حدود 7 روز قبل گفت: دشتستان و قطعا استان ...
  • .: اوا فقینه ژاد حدود 9 روز قبل گفت: ا کا دمی زبان ...
  • .: ... حدود 13 روز قبل گفت: درود بر شما🙏 ...
  • .: پتروشیمی ها حدود 14 روز قبل گفت: درود بر همکاران عزیز ...
  • .: ح. ح. نیکنام حدود 16 روز قبل گفت: احسنت 👌👏👏💐 ...
  • .: جواد حدود 17 روز قبل گفت: با آرزوی موفقیت برای ...
  • .: ج. ح. نیکنام حدود 17 روز قبل گفت: قلمت مانا جالب بود ...
  • .: الهه حدود 20 روز قبل گفت: خوب بود ...