امروز: دوشنبه 22 تير 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 19 آبان 1397 - 14:11
گفتگوی اختصاصی «اتحاد خبر» با دو فیلمساز جوان دشتستانی؛

اتحاد خبر: «علیرضا قاسمی» متولد 13 دی 1379 در برازجان و «رضا محمدپور»، نیز متولد 7 آبان 79 است. این دو نوجوان با علاقه ی بسیار به سینما و فیلمسازی در این عرصه فعالیت کرده اند. قاسمی، کارگردان فیلم کوتاه “دوراهی” است و محمدپور نیز کارگردان فیلم کوتاه “نفس عمیق” است. دو جوان فعال و پر از انگیزه که با تلاش بی وقفه و چاشنی عشق ...

اتحاد خبر-زهره عرب: «علیرضا قاسمی» متولد 13 دی 1379 در برازجان و «رضا محمدپور»، نیز متولد 7 آبان 79 است. این دو نوجوان با علاقه به سینما و فیلمسازی در این عرصه فعالیت کرده اند. قاسمی، کارگردان فیلم کوتاه “دوراهی” است و محمدپور نیز کارگردان فیلم کوتاه “نفس عمیق” است. دو جوان فعال و پر از انگیزه که چندین سال است با تلاش بی وقفه و چاشنی عشق در عرصه ی فیلمسازی به فعالیت پرداخته اند. مصاحبه ای که در ادامه می خوانید گفتگویی است درباره ی مسیری که از ابتدا تا به امروز طی کرده اند. «اتحاد جنوب» شما را به خواندن این گفتگو دعوت می کند.


رضا محمدپور اینگونه خود را معرفی می کند: «اصالتاً برازجانی نیستم ولی بزرگ شده اینجا هستم. من هم مثل دوست و همکارم سال دوازده تجربی در مدرسه دکتر حسابی هستم. من به شخصه خیلی فیلم نگاه می کردم، در برازجان حدود 50 فیلم دیدم چون علاقه داشتم. اوایل داستان و مقاله می نوشتم و به تلخ اجتماعی علاقه داشتم. کلا انشاهایی هم که در سر کلاس می نوشتم تلخ بودند و حتی دبیرمان گاهی بغض می کرد. کم کم که بیشتر فیلم دیدم گفتم می خواهم طرز فکرم را در قالب فیلم و تصویر بیاورم و نشان دهم که تاثیر آن بیشتر باشد. این شد که تقریبا سه سال پیش تصمیم گرفتم یک کاری انجام دهم، آن زمان در انجمن سینمای جوان زیاد فعالیت نداشتیم. فیلمنامه ها را به انجمن می بردم و چند تایی هم تحویل دادم اما رد کردند که کار خوبی هم بود چون باعث رشد من گردید. تا اینکه سال گذشته، روز ملی سینما که با آقای قاسمی می رفتیم و فیلم های اکران شده را نگاه می کردیم و بعد دیدیم که فضا برای کار کردن وجود دارد و ما می توانیم با امکانات و شرایط موجود کار کنیم. از آن زمان تلاش و انگیزه ی ما برای فیلم ساختن دو برابر شد، تلاشمان بیشتر شد اما نتیجه نداد، فیلمنامه می بردیم اما نمی توانستیم آن را بسازیم تا اینکه انجمن سینمای جوان تغییر کادر داد و آقای اقدسی با توجه به تخصص و تجربه ای که داشتند از همان روز اول که آمدند فضا را باز نموده و به تولید روی آوردند. به غیر از ما کسان دیگری هم هستند که علاقه دارند و کار می کنند و ما حدوداً در فصل زمستان سال گذشته بود که مجددا فیلمنامه بردیم و رد شد و بعد از آن یک فراخوان دیدیم.»

وی ادامه می دهد: «من به شخصه به تئاتر علاقه ای ندارم تا اینکه فراخوان تئاتر دفاع مقدس منتشر شد و من نمایشنامه ای نوشتم و بازیگران آن نیز انتخاب شد قرار تمرین هم گذاشتیم اما متاسفانه تاریخ برگزاری جشنواره همزمان گردید با ایام امتحانات و امکان شرکت نداشتیم. این شد که نتوانستیم آن تئاتر را به اجرا ببریم اما در حین امتحانات روزی نبود که به تئاتر فکر نکنیم. به هر حال ذهن ما درگیر نمایش و فیلم شده بود و در هر شرایط و موقعیتی درگیر علاقه ی خود بودیم تا اینکه امتحانات تمام شد و یک هفته پس از آن همراه با دوستم، آقای قاسمی در گیشه ی سینما مشغول به کار شدیم. بعد در حوزه تئاتر اجتماعی کار کردیم، یک نمایشنامه بردیم و تایید نشد ولی دومی مورد تایید واقع شد و آقای کاویانی، کارگردان گفتند که شما به عنوان زیر گروه ما فعالیت کنید، ما نیز عوامل را انتخاب کردیم و حدود سه جلسه تمرین کردیم اما بعد مشکل مجوز پیش آمد و نتوانستیم ادامه دهیم. البته به ما اعتماد نکردند، همان کاری که بعدها آقای اقدسی انجام داد و ما را مورد لطف خود قرار داد.»

محمدپور در خصوص آموزش ها و نحوه ادامه این هنر گفت: «حدود دو سال است که برای کلاس های آموزشی در شهرستان ثبت نام کرده ایم اما هنوز برگزار نشده است. اما به طور خودخوان علاقه مان را دنبال کرده ایم و کتاب و مقالات مختلف را مطالعه داشته ایم و بسیار فیلم دیده ایم.»

علیرضا قاسمی درباره چگونگی پا گذاشتن در این مسیر اظهار داشت: «من از زمانی که به سمت کارهای هنری آمدم، در نهمین جشنواره تئاتر برازجان ما گروه اجرایی جشنواره بودیم. از تمام شهرها آمده بودند و آنجا باب آشنایی ما با آقای "مهدی عوض پور"، رییس انجمن نمایش و آقای "رحیم کاویانی"، کارگردان و بازیگر و آقای "محمد عسکرپور" و آقای "قاسم تنگسیرنژاد" پیش آمد. با وجود اینکه می دانستیم در برازجان شاید رشد مورد انتظار را نداشته باشیم.»

این جوان فیلمساز افزود: «ما چندین و چند نمایشنامه نوشتیم اما رد میشد. ولی همزمان به ما کمک هم می کردند، آقای عوض پور فرد بسیار دلسوز و هنرمند بزرگی است که همواره به ما به عنوان جوانان علاقه مند کمک فکری میداد. بعد اینکه در سینما مشغول شدیم و به مدت یک سال فیلمنامه هایی که می نوشتیم رد میشد که از این بابت خدا را شکر می کنم چون فرصت رشد و شکوفایی و یادگیری بیشتر به ما داد. جشنواره 100 فراخوان داد برای تولید یک فیلم صد ثانیه ای. و من هم گفتم موضوع این فیلم می تواند معضلات شهرمان باشد، یکی از معضلات که تبدیل به بحران شده هم بی آبی در دشتستان، که من با آقای اقدسی، رییس انجمن صحبت کردم و ایشان به ما فرصت داد و سپس امکانات و مکان تمرین نیز در اختیار ما قرار دادند. کسانی که با ما کار می کردند همگی از اساتید و باتجربه های عرصه ی سینما، تصویربرداری، و صحنه هستند و با وجود اختلاف سنی با آقای اقدسی، ما گمان می کنیم دوست هستیم و هر کمکی و هر نوع همفکری که بخواهیم به ما ارائه می دهد.»

قاسمی درباره ساماندهی فعالیت هایشان تاکید کرد: «گروه هنری "قاپور" به طور کاملا مستقل در شهریور ماه 96 با 3 نفر اعضای اصلی شروع به فعالیت کرد و در حال حاضر حدود 25 نفر زیرگروه در حال فعالیت هستند . با وجود اینکه حتی آقای عوض پور با ما تماس گرفتند و گفتند کار کنید و برنامه و تئوری ایشان این بود که از جوانان استفاده شود و گفت امکانات، بازیگر و محل تمرین را در اختیار شما قرار می دهیم. شهر ما یک شهر کوچک است و ما در قالب یک احترام متقابل در گروهمان از محدوده سنی 15 تا 30 سال وجود دارد و همه به دنبال یک احترام متقابل و دوستانه رفتار می کنیم.»

وی با اشاره به موضوع فیلم خود گفت: «فیلم "دوراهی" در مورد بی آبی است و داستان فیلم در رابطه با یک دختر است که در حیاط خانه به باغچه آب می دهد و پدرش هم کنار باغچه نشسته و علف های هرز را هرس می کند، دست پدر با چاقو بریده می شود و دختر به داخل خانه می دود و با یک چسب زخم برمی گردد. آنجا بین دوراهی می ماند که چسب زخم را به شلنگ سوراخ شده بزند یا انگشت پدرش را که در آخر با چسب زخم شیلنگ آب را چسب می زند و همراه با تیتراژ 100 ثانیه ساخته شده است که مراحل آخر تدوین را می گذراند و امیدوار هستیم که در جشنواره مورد توجه قرار بگیرد و کارگردان و نویسنده آن نیز خود من -علیرضا قاسمی- هستم.»

می پرسم ساخت این فیلم چقدر طول کشید و آیا از نتیجه کار راضی هستید، علیرضا قاسمی جواب می دهد: «به خاطر اینکه برازجان آب نداشت، فیلمبرداری زیاد طول کشید که ما به لوکیشن می رفتیم و چند روز مشغول بودیم. البته مرحله پیش تولید دو ماه زمان برد اما ضبط کار از 7 صبح شروع شد و تا ظهر به اتمام رسید. من در گروه همیشه به بچه ها می گویم که ما همیشه در حال آموزش و یادگیری هستیم و هیچ زمانی نمی توانیم بگوییم کامل شده ایم و علاقه و پشتکار شما می تواند باعث شود که شما بتوانید پیشرفت کنید و بچه ها هیچکدام به دلیل پول و یا شهرت به این گروه نیامده اند. این اولین کار من است و چون تجربه اول بوده از بازیگران و نتیجه کار راضی هستم. خانم "مهرسا باصولی" که برای اولین بار بازی میکرد و خیلی عالی بود و آقای "رضا خلفی"، بازیگر، تصویربردار و تدوینگر که نقش پدر را بر عهده داشتند و ایشان نیز بسیار عالی ظاهر شد.»

رضا محمدپور نیز در مورد فیلمش می گوید: «کلاً داستان ساخت فیلم "نفس عمیق" از آنجایی شروع شد که من یک فیلمنامه نوشته بودم به نام "همان روز". آقای "علیرضا اسدپور"، آن زمان مسئول بازبینی و بررسی فیلمنامه های ارسالی به انجمن بود و من فیلمنامه را برای ایشان فرستادم و ایشان گفتند که تفکیک انجام بده و موضوعات مختلف درون فیلمنامه را تفکیک کن که در ابتدا نام این داستان "روبان خاکستری" بود و بعد تغییر یافت به نام "نفس عمیق". مراحل پیش تولید این فیلم سه ماه طول کشید که برای فیلمبردار ما مشکلی پیش آمد و مجبور به تغییر فیلمبردار شدیم. کلا کار کردن در تابستان سخت است. محور فیلم بیماری آسم یکی از شخصیت ها است و فضای فیلم با یک تعلیق شروع می شود. یک خانم مشغول رسیدگی به کارهای خانه است که اضطراب و استرس را میتوان در حرکات او دید. چند دقیقه می گذرد که مرد خیلی طبیعی وارد منزل می شود اما بلافاصله پس از دیدن چهره ی همسرش احساس می کند که اتفاقی رخ داده. وارد می شود و از همسرش می پرسد کجاست؟ و پس از یک سری گفتگو مششخص می شود که خواهرش بیرون رفته و این مسئله مرد را خیلی آزار می دهد. پس از چند دقیقه عصبانیت و نگرانی مرد نسبت به غیبت خواهرش بیشتر می شود. بعد خواهر خیلی خوشحال وارد خانه می شود اما پس از روبرویی با چهره عصبانی برادرش خیلی آشفته می شود. مرد با عصبانیت به سمت خواهرش می رود و می گوید "اگه به فکر من نیستی به فکر خودت باش". و از داخل جیبش یک اسپری استنشاقی -مخصوص بیماران مبتلا به آسم- بیرون آورده و به او می دهد. خواهر نیز از کیفش یک هدیه درمی آورد و می بینیم که می گوید روزت مبارک. در واقع خوشحالی برادرش برایش از سلامتی خودش مهمتر بوده و از سلامتی اش برای خرید هدیه می گذرد.»

وی ادامه می دهد: «فیلم با سه بازیگر ساخته شده، کارگردان و نویسنده هم خودم -رضا محمدپور- بودم. اول از همه باید در مورد آقای "محمدرضا متولی"، نقش مرد بگویم که به ما خیلی لطف کرده و نقش را پذیرفتند. ایشان در اصل روحانی بوده و در بوشهر ساکن هستند. به خاطر این کار یک هفته به مدت به برازجان می آمد و چون فیلمبرداری ما با ایام محرم همزمان شده بود، باید به برگزاری و شرکت در مراسمات نیز می رسید. نقش همسر ایشان را خانم "فاطمه قاسمی فرد" بر عهده داشتند، که در ابتدا قرار بود شخص دیگری این نقش را بازی کند و چون برای او مشکلی پیش آمد، خانم قاسمی فرد لطف کرده و به جای ایشان در فیلم بازی کردند. همچنین "فاطمه بینا" بازیگر نوجوان ما که از قدیمی ترین اعضای گروه هنری قاپور هستند و با دلسوزی و تلاش خیلی خوبی از پس نقش خود برآمدند. سه نفر از جمله آقای مهرداد خاکره، رضا خلفی و هادی زنگنه که بسیار به ما لطف داشته و با ما همکاری کردند. چون اینان قبلا در یک فضای حرفه ای قرار گرفته بودند و وقتی ما دعوت به همکاری نمودیم با وجود اینکه سطح آنها بالاتر بود اما قبول کرده و در ساخت این فیلم ما را یاری کردند.»

محمدپور تاکید کرد: «دقیقاً روز 21 شهریور ماه 97 و مصادف با روز ملی سینما ساخت فیلم به اتمام رسید؛ من اهل شعار دادن نیستم اما آن روز بهترین روز زندگی من بود. در حقیقت نتیجه کار مهم است اما برای من چیزی مهمتر از آن روز نبود. بچه ها از 7 صبح تا 8 شب گرما، گرسنگی، تشنگی و خستگی را تحمل نمودند و کار به پایان رسید. فقط تحمل کردند و هیچکدام روی ناخوش به ما نشان ندادند. چون همه با عشق و علاقه آمده بودند و کاری که در آن علاقه دخیل باشد هرگز خسته کننده نیست.»

علیرضا قاسمی با اشاره به اینکه در ابتدا گروه قاپور با همکاری سه نفر شکل گرفته است، گفت: «روزی که گروه را تاسیس کردیم سه نفر بیشتر نبودیم، من و آقای محمدپور و خانم بینا. ما قصد داشتیم یک تیزر تبلیغاتی کار کنیم برای جشنواره ای در تهران. هیچ امکاناتی نداشتیم و فیلمبرداری را با تلفن همراه انجام دادیم و تیزر ساخته شد. دومین کار ما مستند «قهرمان من» برای برنامه ماه عسل بود که داستان زندگی آقای "علی یزدانپناه" را روایت میکرد که ایشان با اینکه خود کارمند یک هتل در عسلویه است و اوضاع مالی خیلی خوبی ندارد اما تعداد 30 نفر از بچه های کم بضاعت و نیازمند را تحت سرپرستی دارد که ایشان قبول کردند مستند زندگیشان را بسازیم و برای این مستند دوربین آقای محمد نبوی را قرض گرفتیم که ایشان در قبال دوربین هیچ پولی از ما نگرفتند. بعد سر فیلمبرداری رفتیم و خداراشکر ضبط آن تمام شد و فیلم را برای برنامه ماه عسل و شبکه فرستادیم. البته تا اینجا ما هیچ نتیجه ای از تلاشهایمان کسب نکردیم اما باز هم این شکست ما نبود چون در برازجان از روزی که شروع کردیم همه ما را ناامید می کردند و می گفتند هنر جایگاهی در استان و حتی کشور ندارد ولی ما باز هم از کارمان دست نکشیده و سعی کردیم تا بتوانیم به اینجا برسیم و تجربه کسب نماییم. البته که ما خودمان را در جایگاه خاصی نمی بینیم ما نیز مانند یک فرد عادی هستیم که با تکیه بر هنر در مورد معضلات و مشکلات موجود در جامعه و شهرمان فیلم می سازیم. من بسیار ممنونم از آنهایی که در این مسیر به ما کمک کردند و البته آنها که به ما کمک نکردند. بعدها ما برای گروه هنری خود فراخوان جذب بازیگر زدیم و جذب علاقمندان انجام گرفت تا حدی که خانواده بازیگران و خودشان اجازه نمی دادند که پولی پرداخت شود و یا دست کم تقدیری صورت بگیرد و همه ی این هنرمندان فقط برای خود هنر و اعتلای نام برازجان تلاش می کنند.»

از این دو جوان درباره ی انتظاراتشان از مسئولین می پرسم، محمدپور جواب می دهد: فرق زیادی میان مچ گیری و راهنمایی و کمک رساندن است و ما در این مسیر انتظار کمک و همراهی داریم. یک تئاتر با موضوع اجتماعی و گویش محلی است که دوست داریم در آینده آن را انجام دهیم.»

وی با بیان اینکه ما با سختی ها و دشواری ها مشکلی نداریم اما برخی کارشکنی ها را تاب نمی آوریم، اضافه کرد: «مدیر مدرسه ما آقای الهیاری که در مدرسه تعامل خیلی خوبی با ما دانش آموزان دارند همواره حامی و مشوق ما بوده و همراهیمان کرده اند.»

قاسمی هم ضمن تشکر، اینگونه همراهی ها را بیان می کند: «من هم از مدیر مدرسه مان تشکر می کنم که همیشه در راه هنر ما را همراهی نموده اند. آقای حاج مختار کرم پور، مدیر مدرسه البرز که وقتی حرف از هنر به میان آمد مرا حمایت کرد و همیشه به من می گفت که راه هنر را ادامه بده و کمک کن تا این شهر پیشرفت داشته باشد و همینطور آقای منصوری که از هنرمندان عرصه موسیقی شهر برازجان بوده خود و همواره ما را حمایت و پشتیبانی کرده اند و الان که این دو فیلم را کار کرده ایم احساس خوبی داریم و خوشحالیم که این توانایی و پتانسیل را داریم که در حوزه های تئاتر و فیلمسازی فعالیت نماییم. آقای مهدی عوض پور نیز بسیار به ما کمک کردند و با توجه به تجربیاتی که کسب کردیم دوست داریم که همچنان در این حوزه کار کنیم. در این راه همانطور که گفتم آقایان عوض پور، عبدالصاحب اقدسی،  و همینطور آقای حمید علیزاده، امرالله آذرکشت و... بسیار به ما کمک کردند و من همیشه می گویم که مدیون همراهی این بزرگان هستیم.»

قاسمی با اشاره به هدف و دغدغه هایش می گوید: «ما از روزی که به عرصه ی هنر آمدیم فهمیدیم که سختی دارد و کمک زیادی هم نمی شود. همیشه از جیب خرج کرده ایم و هیچ سازمان یا ارگانی با ما همکاری لازم را انجام نداده است. باید این را بگویم که هنر فروشی نیست اما متاسفانه در این اوضاع نامناسب کشور که اینقدر در همه عرصه ها آشفتگی مشاهده می شود نمی توان با دست های خالی و بدون هیچ دلگرمی و کمکی کار کرد. البته ما هم به هیچ جا مراجعه نکرده ایم چون می دانستیم که دوندگی و از این اتاق به آن اتاق رفتن دارد و ما تاب و توان این کار را نداریم. زمان فیلمبرداری نفس عمیق آقای مهندس محمدی و کوهکن و ضیایی و خانم دکتر اخلاقی از شهرداری سر صحنه آمدند و از ما تقدیر نموده و با ابراز خوشحالی شاخه گلی را به ما اهدا کردند. خیلی ها فکر می کنند که کمک کردن فقط پول است اما همین یک شاخه گل برای ما بسیار ارزش داشت.»

رضا محمدپور با اشاره به برخی از موانع بر سر راهشان گفت: «ما هر روز عصر با دوچرخه از خانه تا سینما رکاب می زنیم آن هم فقط به دلیل عشق و علاقه که سبب می شود به چیز دیگری توجه نکنیم و تنها به زیبایی های آن بیندیشیم. از خانواده که نزدیک تر به آدم وجود ندارد، همیشه ما را سرزنش می کنند اما ما باز هم این علاقه را دنبال می کنیم. جمله ای مادرم به من گفت که یا درست و یا علاقه ات. و من می خواهم این را ثابت کنم که هم درسم و هم علاقه ام...»

قاسمی هم با گلایه از وضعیت هنرمندان و عدم حمایت از هنر ابراز داشت: «اگر در کشور ما به هنر اهمیت می دادند ما هم در دانشکده سینما و هنرهای زیبا می خواندیم؛ اما وقتی ما در جامعه و در شهر خودمان اینقدر هنرمند در عرصه های مختلف می بینیم که بیکار هستند و یا درآمدی ندارند، لذا ما هم مجبور می شویم به رشته دیگری برویم و تحصیل کنیم تا بتوانیم درآمدی برای گذران زندگی خود داشته باشیم و سپس به عنوان علاقه و شغل دوم به هنر نگاه کنیم. ما هم می توانیم کار فرهنگی انجام دهیم و در مسجد و مدرسه و سینما باشیم و همزمان درسمان را نیز داشته باشیم. خیلی وقتها پیش می آمد که خانواده ام می گفتند نرو و هنر در کشور و شهر ما جایگاه و ارزشی ندارد اما من همیشه به صرف علاقه ام این کار را ادامه داده ام و هرگز نخواسته ام هنر را نادیده بگیرم.»

محمدپور خاطرنشان کرد: «ما شهرمان را دوست داریم و برای شهرمان کار می کنیم و این تلاش ما در جهت ارتقا سطح هنر و پیشرفت آن است. من الان که دارم با شما حرف می زنم درس هایم را در ذهنم مرور می کنم و همیشه درس و تحصیل را نیز مدنظر قرار داده ام.»

علیرضا قاسمی با قدردانی از پدر و مادرش اظهار داشت: «با اینکه خانواده خیلی ناراضی بودند ولی کم کم راضی شدند. من تا آخر عمر دست بوس پدر و مادرم هستم با اینکه مخالفت های زیادی داشتند ولی باز هم از ته قلبشان برای موفقیت من دعا می کردند و حتی اگر بنده به عنوان یک کارگردان و نویسنده ی عالی کشور هم انتخاب بشوم، ولی باز خودم را شاگردی بیش نمی دانم. ان شالله که بتوانم برای جامعه ی هنری مفید و مؤثر باشم. از آقای محمدپور و خانم بینا که از ابتدای کار با ما همراه بودند تا الان که صاحب یک گروه بزرگ هستیم و توانسته ایم به گونه ای کار کنیم که قابل قبول و تحسین باشد سپاسگزاری می کنم و همچنین تشکر ویژه از آقای "داوود خرد" که با صبر و حوصله ی بسیار فیلم بنده را تدوین زدند و یک سپاس هم از کسانی که از ابتدای کار مخالف ما بودند و هنوز هم ما را قبول ندارند. چون همین ها هستند که به ما انگیزه می دهند و ما را مصرتر می کنند و باعث شدند تا بتوانیم دو فیلم و تولیدات دیگرمان را ارائه بدهیم. امیدوارم که روزی هنر به جایگاه واقعی خود برسد.»

رضا محمدپور حرف آخر خود را اینگونه گفت: «تشکر ویژه ای دارم از تمام کسانی که به ما کمک کردند و تشکر ویژه تر از کسانی که به ما کمک نکردند. چون من همیشه می گویم آنها که کمک نکردند دلیلی برای خود داشته اند و شاید می خواسته اند که به نحو دیگری به ما کمک برسانند. همچنین جا دارد از عوامل فیلم خانم "ملیکا قاسمی"، که به عنوان عکاس و خانم "نگار باقری" که به عنوان منشی صحنه در کنار ما حضور داشتند تقدیر نمایم. اگر عزیزی قصد همکاری با گروه ما را داشته باشد، باید بگویم که گروه قاپور از همراهی هنرمندان و علاقه مندان به هنر در گروههای سنی مختلف و همچنین کسانی که بخواهند و بتوانند کار کنند استقبال می کند.»


پشت صحنه ی فیلم کوتاه دوراهی

 




تدوین فیلم "دوراهی"




کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجام‌جهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز 1405/04/20
  • تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجه‌ای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج می‌شود
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/04/20
  • ۲۲۰۰ بازرسی از واحدهای صنفی دشتستان انجام شد
  • غریب‌آبادی: امارات باید پاسخگو باشد
  • چنگ خروس‌ها به صورت شیران اطلس/فرانسه از خطر گریخت و به نیمه نهایی رفت
  • امام جمعه موقت برازجان: بدرقه رهبر شهید تجدید پیمان با مقاومت بود
  • اجرای ۲ عملیات همزمان توسط پلیس بوشهر؛ ۳۴ کیلوگرم تریاک کشف شد
  • حجت الاسلام جمالی: رهبر شهید فصلی نوین در ایستادگی و مقاومت گشود
  • قالیباف: کسی می‌تواند با آمریکا مذاکره کند که آماده جنگ باشد
  • تولید سالانه ۵ میلیون بچه‌ماهی دریایی در بوشهر هدف‌گذاری شد
  • قواعد ومقررات داخلی وبین الملی حاکم بر تنگه هرمز
  • ۱۴۰۴؛ سال طلایی جم؛ فتح قله تاریخی ۱۰۰ همتی درآمد
  • حضور بخشدار سعدآباد و شهردار وحدتیه در مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران
  • آئین بزرگداشت و بدرقه قائد شهید امت در شهر دالکی برگزار شد
  • پیکر مطهر شهید علیرضا معینی با حضور استاندار بوشهر تشییع شد
  • حاکمیت بر قلمرو هوایی ودریایی وتاثیر آن بر امنیت ملی درصورت بروز بحران
  • تاب‌آوری زیرساخت‌های یوتیلیتی؛ درس‌هایی از ژورونگ برای عسلویه و ماهشهر
  • حسرت بر نروژ یک خطای مقایسه ای است
  • اکریلونیتریل؛ حلقه مفقوده زنجیره ارزش پتروشیمی ایران
  • تکیه بر تجربه؛ مجید خدابخش سکان هدایت توسعه پلیمر پادجم را به دست گرفت
  • موکب «کیمیای ولایت»؛ جلوه‌ای از همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی کیمیای پارس خاورمیانه در آیین وداع با رهبر شهید
  • تصمیم عجیب کادرفنی تیم ملی فوتبال درجام‌جهانی/ زنگ خطر برای چند بازیکن
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز 1405/04/20
  • تداوم وزش باد و گرمای ۵۰ درجه‌ای در بوشهر؛ خلیج فارس مواج می‌شود
  • بوشهر در سوگ رهبر شهید؛ برگزاری آیین‌های گسترده عزاداری
  • تسری منطقه آزاد به بافت شهری مرکز استان مبنای قانونی ندارد
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب تاسوعا
  • استاندار بوشهر: منطقه آزاد پیشران توسعه استان خواهد بود
  • پرداخت بیش از ۱۲۰۰ میلیارد تومان به بازنشستگان و مستمری بگیران استان بوشهر در خردادماه
  • زارع: تسریع در فعال سازی منطقه آزاد بوشهر زمینه ساز تحول اقتصادی است
  • تصاویر اختصاصی اتحاد خبر از تعزیه روز عاشورا در روستای نظرآقا ( 2)
  • تصاویر اختصاصی اتحاد خبر از تعزیه روز عاشورا در روستای نظرآقا ( 1)
  • تصاویر اتحاد خبر از عزاداری مردم برازجان در شب عاشورا
  • مطالبه دیرینه بوشکانی‌ها برای راه ارتباطی؛ بهسازی نینیزک-کلمه آغاز شد
  • اجرای عملیات آسفالت بلوار ۲۴ متری شهید عبدالرحمان صابری
  • چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟
  • سرمربی تیم ملی؛ الگوی اخلاقی یا ویترین نمایش؟
  • بازدید میدانی و بررسی روند اجرای پروژه مهم تعریض محور وحدتیه به روستای سیامنصور
  • بوشهر و حلقه مفقوده توسعه
  • اعتراض به امتحانات حضوری دانشجویان ارشد
  • .: ح. ح. نیکنام 1 روز قبل گفت: احسنت 👌👏👏💐 ...
  • .: جواد 1 روز قبل گفت: با آرزوی موفقیت برای ...
  • .: ج. ح. نیکنام حدود 3 روز قبل گفت: قلمت مانا جالب بود ...
  • .: الهه حدود 5 روز قبل گفت: خوب بود ...
  • .: سید عبدالعطَیم حسینی موردراز حدود 12 روز قبل گفت: سلام خسته نباشید جناب ...
  • .: رها حدود 16 روز قبل گفت: عکس ها عالی ...
  • .: سعید حدود 20 روز قبل گفت: امتحانات حضوری با توجه ...
  • .: جواد حدود 20 روز قبل گفت: با توجه به عدم ...
  • .: ابراهیم حدود 23 روز قبل گفت: به نظر شما این ...
  • .: محمودی حدود 24 روز قبل گفت: به جای هشدار نظارت ...