امروز: سه شنبه 28 مهر 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 06 آبان 1396 - 07:45

اتحاد خبر: زن جوان از ترس اینکه مبادا همسرسابق برادرشوهرش، هوویش شود راهی دادگاه خانواده شد تا طلاق بگیرد. اما در این شرایط یک قتل فامیلی همه چیز را بهم زد. با این حال بدون ترس از تهدیدهای شوهرش پرونده را پی گرفت.

اتحاد خبر : زن جوان از ترس اینکه مبادا همسرسابق برادرشوهرش، هوویش شود راهی دادگاه خانواده شد تا طلاق بگیرد. اما در این شرایط یک قتل فامیلی همه چیز را بهم زد. با این حال بدون ترس از تهدیدهای شوهرش پرونده را پی گرفت.

به گزارش رکنا، زن جوان با اینکه تنها 29 سال داشت، مادر سه فرزند بود. لاغر اندام، با چهره‌ای تکیده و پیشانی چروک خورده. به همراه وکیل‌اش به دادگاه آمده بود تا از همسرش طلاق بگیرد. اسمش «خورشید» و متولد یکی از شهرهای غرب کشور بود. چند سالی می‌شد که به تهران مهاجرت کرده بودند. خیاط ماهری بود و درآمد خوبی داشت.

جـاری ام می خواهد «هوو»یم شود!+ عکس


چند ماه پیش یکی از مردهای فامیل همسر و مادرزنش را به خاطر آنکه طلاق می‌خواست، به گلوله بسته بود و از همان روز همه اعضای فامیل و بستگان به خورشید گفته بودند بهتر است دیگر حرف طلاق را نزند. اما او تصمیم گرفته بود به زندگی مشترک با همسرش پایان دهد. خانم خیاط نمی‌توانست پای یک زن دیگر را در زندگی‌اش تحمل کند. تصور می‌کرد قواره زندگی‌اش جور درنیامده و چرخ روزگار به نفع او نگشته است.
وقتی زن جوان همراه وکیل‌اش وارد شعبه 244 دادگاه خانواده شدند، پرونده‌ای زیر دست قاضی «حمیدرضا رستمی» بود که مربوط به او می‌شد. برگه‌های پرونده نشان می‌داد که مهریه، اجرت‌المثل، نفقه و در نهایت طلاق درخواست کرده است. قاضی پس از چند لحظه رو به این زن جوان کرد و پرسید: «چه شده که با داشتن سه فرزند تصمیم گرفته‌اید، از همسرتان جدا شوید؟»
خورشید از جا بلند شد و جواب داد: «شوهرم تصمیم گرفته با همسر برادر مرحومش ازدواج کند...»
قاضی حرف او را قطع کرد و گفت: «یعنی هنوز ازدواج نکرده؟ پس می‌توان به عوض شدن نظرش هم فکر کرد.»
زن نگاهی به وکیل‌اش کرد وادامه داد: «فقط این نیست. بیشتر از 12 سال است که با رنج و دعوا زندگی می‌کنیم. از روز اول ازدواج مان حمید بد دهن و یکدنده بود. دست بزن داشت و برای خرجی دادن جانم را به لبم می‌رساند و تحمل می‌کردم، ولی حالا نمی‌توانم. خسته شده‌ام.»
آن موقع خانم وکیل به حرف آمد و گفت: «مدارک مربوط به ضرب و جرح، طول درمان، تهدید و عدم پرداخت نفقه و حقوق ایشان در پرونده موجود است.»
قاضی دوباره پرسید: «به نظرمی‌رسد نسبت فامیلی با هم دارید؟ چطور متوجه اخلاق و رفتارش نشدید؟»
خورشید که انگار منتظر چنین سؤالی باشد، سر جایش نشست و گفت: «همه چیز از یک عکس دسته‌جمعی فامیلی شروع شد. 15 سال پیش من دانش‌آموز بودم. اما آن عکس باعث شد زن عمویم تهمت بی‌آبرویی به من بزند. زن عمویم دوست داشت من با پسرش ازدواج کنم، اما من عاشق پسرخاله‌ام بودم. جنجال آن عکس باعث شد که پسرخاله‌ام قید ازدواج با من را بزند و برای همین پسرعمویم با پیش‌دستی از من خواستگاری کرد تا مثلاً معرفت خودش را نشانم دهد. یک سال بعد نامزد شدیم و با تمام شدن دوره دبیرستان سر سفره عقد نشستم و با مهریه 12 میلیون تومانی عروس خانواده عمویم شدم. اما کم کم متوجه شدم پسرعمویم مرا دوست نداشته و تحت فشار مادرش با من ازدواج کرده است. بداخلاقی‌هایش هم به خاطر همین بود. خواستم طلاق بگیرم، اما زن عمویم گفت اگر جدا شوید آبرویی برای هیچ کس نمی‌ماند و در شهر کوچک ما جای زندگی کردن برای هیچ یک از اعضای فامیل نخواهد بود. مادر خودم هم می‌گفت بچه دار شویم همه چیز درست می‌شود. امانه تنها با بچه اول بلکه با فرزند دوم هم چیزی عوض نشد و ما سر هر موضوعی با هم اختلاف و دعوا داشتیم. چند سال پیش تا مرز طلاق رفتیم اما وقتی معلوم شد باردار هستم ،همه چیز به هم خورد. تا اینکه برادر شوهرم در یک تصادف فوت شد و بعد از مراسم چهلم متوجه تغییر رفتار همسرم شدم. او به بهانه‌های مختلف به خانه برادرش سر می‌زد و به طور پنهانی ساعت‌های زیادی را با گوشی و تلگرام مشغول می‌شد. بالاخره یک روز گوشی‌اش را چک کردم و فهمیدم با همسر برادرش قرار ازدواج گذاشته‌اند. وقتی اعتراض کردم گفت؛ مهریه‌ات را ببخش تا طلاقت بدهم...»
لحظه‌ای سکوت بر دادگاه حکمفرما شد. بعد از آن خانم وکیل رو به خورشید گفت: «موضوع تهدید را هم بگو.»
زن جوان هم ادامه داد: «مدتی بعد از آنکه پیگیر درخواست حق و حقوقم شدم، شنیدم که یکی از زن‌های جوان فامیل هم دادخواست طلاق داده است، اما شوهر معتاد او که راضی به طلاق دادن همسرش نبود، اسلحه‌ای برداشت و به سراغ زنش رفت که در آن تیراندازی زن و مادرزنش کشته شدند. از آن روز تا به حال شوهر من هم بارها مرا به قتل تهدید کرده و اعضای فامیل هم حرف او را جدی گرفته‌اند. با این حال من تصمیم گرفته‌ام راه زندگی‌ام را از او جدا کنم.اما اول باید مهریه‌ام را بگیرم.»
قاضی حرف‌های زن و وکیل‌اش را در برگه‌های دادرسی نوشت و از آنها خواست پای ورقه‌ها را امضا کنند. سپس تأکید کرد که مدارک مربوط به دارایی‌های شوهر را در جلسه بعدی دادگاه همراه داشته باشند. خورشید بعد از آنکه برگه‌ها را امضا کرد سرش را پایین انداخت و از دادگاه خارج شد. بیرون از مجتمع قضایی صدر، هوا بسیار گرم بود، بر خلاف زندگی خورشید که رو به سردی می‌گذاشت./ب



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • فرزانگی در عصر تفرقه
  • از هشدار تا آمادگی، پیش از آنکه سیل برسد
  • پیام مدیرعامل جم‌پیلن به مناسبت بیست‌ودومین سالروز تأسیس؛ خانواده بزرگ جم‌پیلن آینده را می‌سازد
  • برگزاری نشست شورای معاونان با محور بررسی تصمیم‌های سفر اخیر سرپرست وزارت نفت
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/27
  • آیین تجلیل از کادر درمان و پرستاران آریاساسول برگزار شد
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/27
  • درخشش کمانداران بوشهر در رقابت‌های چندجانبه؛ کسب ۸ عنوان برتر در سایه کمبود زیرساخت‌ها
  • معاون عمرانی استاندار بوشهر: تکمیل زیرساخت‌های درمانی در دستور کار است
  • بازنشستگان تامین اجتماعی منتظر واریز معوقه اردیبهشت نباشند!
  • فرماندار دشتی: پیشگیری در اولویت فعالیت‌های پدافندغیرعامل شهرستان باشد
  • مشکلات جزیره شیف و عالی‌شهر بررسی شد
  • پیام تبریک پزشکیان در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در آمریکا
  • زاهدی‌فرد: ۲۰ ایستگاه ورزش روزانه در استان بوشهر فعال شد
  • مدیرکل شیلات بوشهر: رعایت استانداردهای فنی ضرورت توسعه آبزی‌پروری است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • از پلاک خودروهای منطقه آزاد بوشهر رونمایی شد
  • از ولایتی تا عراقچی!
  • پیگیری میدانی مطالبات دالکی؛ از آسفالت راه نخیلات تا اجرای ۳۵۰ انشعاب آب
  • سهم همه مردم بوشهر از سفره اقتصادی منطقه آزاد باید محقق شود
  • سالانه ۲۰ هزار نفر در تصادفات جان می‌بازند؛ خودروهای ایمن باید جایگزین شوند
  • «پیام سپاس و خداحافظی سروش گرمسیری‌نژاد از دشتستان / آغاز خدمت در معاونت دفتر فنی استانداری بوشهر»
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/22
  • داروی شگفت انگیز که خطر زوال عقل را کاهش می‌دهد
  • وعده قلعه‌نویی به مردم؛ در جام ملت‌ها بهتر از جام جهانی خواهیم بود
  • سامانه آشکارساز ایکس‌ری درایست‌وبازرسی شهید صلاحی دشتستان افتتاح شد
  • سه گزینه احتمالی برای هدایت منچستریونایتد؛ کونته نزدیک به نیمکت
  • اولین طلای کشتی فرنگی ایران ضرب شد؛ دو فرنگی‌کار برنزی شدند
  • صدرنشینی پارس جنوبی در لیگ دسته اول فوتبال باشگاه های کشور
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/07/02
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/07/02
  • پرسنل سازمان بنادر و دریانوردی، ایثارگران جبهه اقتصادی کشور در دفاع مقدس
  • بوتیمار، مهمان موقت آریاساسول به طبیعت بازگشت
  • بازدید معاون عمرانی استاندار بوشهر از محور کنارتخته–دالکی با همراهی معاون عمرانی فرماندار دشتستان
  • تقابل میان موازنه قدرت و حاکمیت قانون بین‌الملل
  • دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونه‌های حفاظت‌شده در منطقه شکارممنوع دشتستان
  • گردشگری می‌تواند زنجیره گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی را فعال کند
  • درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان انتظامی
  • وقتی صنعت کنار پدافند ایستاد/تقدیر ویژه پدافند هوایی ارتش از مدیر عاملی که تمام جنگ رمضان را در شرکت ماند
  • استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • روز جهانی دریانوردی و به یاد شهدای شناور «دلیر»
  • یک سال گذشت؛ سهم توانیابان بوشهر از تغییر و تحول مدیریتی چه بود؟
  • برداشت خرما در حمیدیه
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 7 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 10 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 13 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 16 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 21 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...
  • .: بچه شمرون حدود 21 روز قبل گفت: ارواح مطّهر تمامی شهدا ...
  • .: اکبری حدود 21 روز قبل گفت: خداقوت و دستمریزاد به ...
  • .: دوست حدود 23 روز قبل گفت: درود بر خلیل شجاع ...
  • .: ایران حدود 23 روز قبل گفت: 🤣🤣🤣🤣 ...
  • .: مهدی حدود 29 روز قبل گفت: دلسوز مردم بودن مستلزم ...