امروز: پنجشنبه 29 مرداد 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 10 مهر 1396 - 09:22
اختصاصی اتحادخبر/ خاطرات تحصیل و تدریس/ (1)

اتحادخبر: شما معلمان و والدین  محترم می توانید جهت ارسال خاطرات تدریس خود یا تحصیل فرزندانتان، بهترین خاطره خود را به همراه عکس به دفتر نشریه اتحاد جنوب تحویل یا به شماره واتس آپ و تلگرام 09398733067 و09010788473  و یا ایمیل ettehadkhabar@gmail.com  ارسال نمایید تا درپایگاه خبری اتحادخبر و هفته نامه  اتحادجنوب نشر و چاپ شود.

"خاطرات تدریس"/ دانش آموزانم را به اسم کوچک صدا می زدم

من سال اول تدریسم از بس دانش آموزام رو زیاد دوس داشتم و همه  آنها را به اسم کوچیک صدا میزدم همه رو میشناختم، یه روز نماینده کلاس رفت دفتر کلاسی آورد برا حضور غیاب، بهش گفتم نیاز نیست من همه رو میشناسم و نیازی به دفتر کلاسی نیست.خاطره دوم من مربوط به تدریس من در دهقاید هست در سال ۷۱.




دختر ۲۵-۲۶ ساله به نام فاطمه سر کلاس دوم راهنمایی نشسته بود ازش پرسیدم شما؟
گفت من عضو کلاس نیستم به مدیر گفتم که میخوام درس بخونم میشه سر کلاس ها بشینم  یاد بگیرم بعد برم امتحان بدم ؟ مدیر هم گفته اگر دبیران اجازه بدن برید سر کلاس.


و من بهش اجازه دادم و کمکش کردم تو درسش تا اون سال تحصیلی تموم شد و رفت و دیگه ندیدمش.
بعد از گذشت سالهل که من اون موضوع رو فراموش کرده بودم داخل  مغازه در حال خرید بودم  که شخصی گفت سلام خانم کوهمره...بهش گفتم سلام، ببخشبد بجا نمیارم، شما؟؟؟


گفت منم فاطمه، همون دختری که سال دوم راهنمایی اومدم بصورت غیر رسمی و آزاد سر کلاستون نشستم.
خوشحال از دیدنش بودم ازش پرسیدم چیکار میکنی؟


گفت : دانشگاه میرم و این هم مدیون لطف شما هستم، اگر اون زمان اجازه نشستن و یاد گرفتن سر کلاستون به من نمی دادید من حالا لیسانس نمیتونستم بگیرم.


با دیدن همت و تلاش این دانش آموز و پیشرفتش خیلی خوشحال شدم که در سن ۲۵ سالگی ازکلاس دوم راهنمایی شروع کنی و به مقطع کارشناسی برسی. 

 

عزت کوهمره- معلم باز نشسته 

                                                                                                        
"خاطرات تحصیل"/ کاش همه چیز به سادگی و پذیرفتن لباس نو ختم می شد!!!


دور سینی غذا نشسته بودیم، مادر به پدرگفت دخترا چند روز دیگر به مدرسه میرن باید لباس فرم براشون بخریم.
پدر لقمه را در انگشتانش پیچی داد و گفت باشه.


تا اینکه عصر سربازی در زد، طاقه  پارچه ای در دستش بود گفت سرکار استوار داده برای دخترهای مدرسه فرم بدوزین
مادر پارچه را گرفت. پارچه را برای تنظیف تفنگ و اسلحه برای پاسگاه خریده بودند و بعضی قسمت هایش روغن و چربی گرفته بود.


مادر برای من و خواهرم و سه تا از دخترهای دیگر لباس فرم دوخت و ما خوشحال، هر ساعت فرمها را می پوشیدیم و تو حیاط خونمون مدرسه بازی می کردیم..
روز اولی که به مدرسه رفتیم لباسها چون چربی داشتند خاک هم به آنها ماسیده و لکه لکه شده بود، ولی ما احساس غرور و خوشحالی داشتیم.


کاش همه چیز به سادگی و پذیرفتن فقط لباس جدید و نو ختم می شد
نه به زرق و برق و خودنمایی!


مدرسه یادش به خیر ...
سال چهل و چهار 
شهرکمارج 

کلاس اول ابتدایی


زینت محمدکرمی، معلم بازنشسته



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • استاندار بوشهر از خبرنگاران تجلیل کرد / تصاویر اختصاصی
  • بوشهر در مسیر جبران عقب‌ماندگی درمانی/ ۷۰۰ تخت جدید تا اوایل سال آینده / تصاویر اختصاصی
  • بنزین ۴۰ تا ۷۰ هزار تومانی؛ اصلاح اقتصادی یا شوک اجتماعی؟
  • ٢٢ مرداد ١٢٩٤ روز شكست تاريخي انگليس در دلوار و احیای غرور ملی ایرانیان
  • ضرورت واکنش جامعه نخبگان بوشهر به جابجایی‌های غیرتخصصی
  • نخبه‌کُشی؛ وقتی قامت مدیران بلندتر از میزهای تصمیم‌گیری است
  • آئین وداع با بقایای پیکر مطهر شهید «احسان حاجیان» در آبدان برگزار شد
  • رضایت خداوند و راحتی ملت در حکمرانی
  • نشست فرماندار دشتستان با مدیرکل بنیاد شهید استان بوشهر / ابلاغ ریاست بنیاد شهید شهرستان به شهرام قلی‌زاده
  • بررسی موانع اجرایی طرح آبیاری تحت فشار نخیلات در سعدآباد / بخشدار: هم‌افزایی دستگاه‌ها برای افزایش بهره‌وری آب ضروری است
  • جاده ی مرگ در شبانکاره باز هم قربانی گرفت/ آیا در استان بوشهر فریادرسی نیست؟
  • شهرداری آب پخش از نهادهای موفق در مناسب‌سازی محیط برای جامعه معلولان معرفی شد
  • ارزیابی ۶۰ فایتر در تمرین مشترک بانوان کیک‌بوکسینگ بوشهر
  • خودمان را برای حداقل دو سال جنگ آماده کنیم/ شرایط فعلی توزیع سوخت قابل قبول نیست
  • بازدید بخشدار سعدآباد و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر از مرکز جامع خدمات سلامت ولیعصر (عج) سعدآباد
  • .: حدادی حدود 13 ساعت قبل گفت: بازرگانی بهروز عباسی نماد ...
  • .: رضا حدود 13 ساعت قبل گفت: بسيار عالي بود موفق ...
  • .: پارسا گستر حدود 13 ساعت قبل گفت: درود بر جناب بهروز ...
  • .: دهقان 1 روز قبل گفت: درود بر آقای صفری ...
  • .: 🙏 1 روز قبل گفت: شهرستان تنگستان و بویژه ...
  • .: نامی نظری - شهرداری وحدتیه حدود 2 روز قبل گفت: ضمن عرض ادب و ...
  • .: نجمه حدود 3 روز قبل گفت: 👏👏👏 ...
  • .: زهرا حدود 6 روز قبل گفت: نکته ی بعد افسانه ...
  • .: محمد حدود 10 روز قبل گفت: با سلام، مسوولین محترم ...
  • .: فریده فهیمی حدود 10 روز قبل گفت: مغز مریزاد، امیدخان دریسی ...