امروز: سه شنبه 20 مرداد 1405
- جایگاه های سوخت نرسان بنزین
- نمایشگاه عکس انفرادی «روایت مشک» اثر یلدا خادمی در برازجان افتتاح شد
- خبرنگار باید دیدهبان امین و صادق جامعه باشد
- زارع: فضاهای مورد نیاز دانشگاه فرهنگیان بوشهر تامین شود
- دمای هوا در بوشهر به ۵۰ درجه میرسد
- ۱۳ واحد صنفی متخلف در بوشهر پلمب شد
- صعود بهای طلای سیاه همزمان با تداوم بنبست در تنگه هرمز
- ظرفیت فرآورش نفت آزادگان جنوبی به ۳۲۰ هزار بشکه در روز رسید
- انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی
- محسن رضایی نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی شد
تاريخ انتشار: 04 مهر 1396 - 09:11
اتحاد خبر: ادبیات ایران دوران دیگری را آغاز کرده است. برای این که بفهمیم کجا هستیم و به کدام سو می رویم، برای درک بهتر خودمان و دورانی که در آن به سر می بریم، باید ببینیم چه آثاری با و چه ویژگی هایی ما و موقعیتمان را از دوره های دیگر متمایز می کند.
ماهنامه تجربه - کوروش اسدی: ادبیات ایران دوران دیگری را آغاز کرده است. برای این که بفهمیم کجا هستیم و به کدام سو می رویم، برای درک بهتر خودمان و دورانی که در آن به سر می بریم، باید ببینیم چه آثاری با و چه ویژگی هایی ما و موقعیتمان را از دوره های دیگر متمایز می کند. یکی از جاهایی که می توان در بررسی وضعیت ادبی یک دوران به آن رجوع کرد نشریات ادبی است. نشریه ادبی جلوه گاهی است که گروه از نویسندگان در آن آثارشان را ارایه می کنند و توانایی های خود و امکانات ادبی را به نمایش می گذارند. هر نشریه روشن کننده گوشه ای از تلاش ها و تجربه های ادبی یک دوره است.
آثار و مباحث ادبی این سال ها ولی فضایی درخور برای بازتاب خود نداشته است. ادبیات امروز ما به ویژه در عرصه نقد، در بیشتر مواقع، به نوشتن چند خط معرفی کتاب در ستون های صفحه آخر روزنامه ها، خلاصه شده است. این رویداد، نشان دهنده نوعی نگاه به ادبیات است. نشانه ای از یک مرض و بیماری است.
مجموعه داستان یا رمانی منتشر می شود. نویسنده روزنامه مطلبی در باب این اثر می نویسد. سرتاسر نوشته، ستایش و تعریف از نویسنده و اثر اوست بدون آن که دلیلی برای ستایش ها ارائه شود. در این نوشته ها معمولا به مقدمه ای بلند بر می خوریم که پر از نکته های کلی است. سپس شرحی کلی تر از امتیازهای اثر ارائه می شود، معمولا در هیچ جای این شرح طولانی به تکه ای از کتاب استناد نمی شود، ستایش ها چنان کلی و بی در و پیکر است که برای آن نمی توان نمونه ای یافت. گاهی خواننده شک می کند که نویسنده اصلا کتاب را خوانده باشد.

چنین نوشته هایی را با هیچ متر و معیاری نمی توان سنجید. نگاه نویسنده روشن نیست. فلسفه اش روشن نیست. شیوه نقد روشن نیست. ولی نکته ای که بیشتر از هر چیز به چشم می آید و چشم را می زند، استناد به مکاتب گوناگون و نام ها و نقل قول هایی از فیلسوف هاست، به عبارت دیگر دانش سترگ نویسنده است که فقط به رخ کشیده می شود و ما در آخر می بینیم که در یک ستون باریک، و به بهانه معرفی یا بررسی یک کتاب، خلاصهای از ساختار و تاویل متن های گوناگون در طول تاریخ ارائه شده است.
این یکی از ویژگی های پررنگ ادبیات دوران ماست- کلی گویی.
معمولا با مرگ نویسندگان درجه یک، خلایی در ادبیات هر مملکتی ایجاد می شود. این مسئله ما را با ویژگی دیگر ادبیات روزگارمان رو به رو می کند. خلا نویسندگان و شاعران بزرگ در ادبیات هر سرزمینی بحران ایجاد می کند. از نتایج این بحران، یکی برآمدن نویسندگان میان مایه و به هم ریختن آداب نوشتن، و دیگر سربرآوردن جریان ها، دسته ها و گروه های گوناگون ادبی است که معمولا ورد زبانشان انکار نویسندگان پیشین است.
هنگامی که به تنهایی نتوان در ادبیات غولی شد یا بود، خلاقیت های فردی یا تعدیل می شود و یا در شکلی دیگر، پشت یک جریان جمع می شود و موج های ادبی را به وجود می آورد. اگر در گذشته، همینگوی یا فاکنر در ادبیات آمریکای ک تنه تجربه می کردند و آن را در قالب دستاوردهای ادبی خود ارائه می دادند، پس از مرگشان، این تجربه ها به عهده موج های گوناگون افتاد و جریان های ادبی، طلایه دار فلان سبک و تکنیک و بینش شدند، مانند نویسندگان و شاعرانی که در آمریکا زیر نام «نسل بیت» فعالیت می کردند.
در زمانه غیبت نویسندگان بزرگ، رسیدن به سبک و سیاق های تازه و جاانداختن آن ها، دشوار است. انگار که نویسندگان پیشین تمام راه ها را رفته و هر شیوه ای را کهنه کرده اند. نویسندگان بزرگ معمولا بر پایه مشروعیت و جایگاه و محبوبیتی که کسب کرده اند، دست به کارهای تازه ای می زنند که بی درنگ در جامعه ادبی مورد توجه قرار می گیرد. این تجربه ها گاهی می گیرد، جا می افتد و بدل به سبک می شود. گاهی هم در سطح همان تجربه می ماند و فراموش می شود. همینگوی در سبک و سیاق موجز نویسی وداع با اسلحه و چندین داستان کوتاه درخشان کجا و همینگوی داستان هایی مانند جزیره طوفان زده کجا. «سبک» حاصل یک دوره طولانی نوشتن و عرق ریزی است.
هر نویسنده ای، به درستی، هم می خواهد از زیر سایه پدران بیرون بیاید و هم این که سبک شخصی خود را بسازد. رسیدن به این جایگاه اما با انکار نویسندگان بزرگ پیشین، و به هم ریختن کور کورانه زبان و آداب نوشتن، به دست نمی آید. ادبیات به مثابه حزب سیاسی، و جذب جریان ها و گروه ها شدن، نیز تنها تلفاتی بیشتر به بار خواهدآورد و بحران را عمیق تر خواهدکرد.
برای جاانداختن سبک تازه انگار حوصله ای نیست و یک گروه عجولانه به تکاپو می افتند. صبوری و نوشتن مداوم جای خود را به اظهارنظر و مصاحبه داده است. همه شتابان در پی شهرت زودهنگام هستند. از سوی دیگر، گروهی برای این که زور بیشتر پیدا کنند گرد هم جمع می شوند و چون گروه برای جمعیت شدن نیاز ب اساسنامه و تبصره و قانون دارد، بازار مانیفست نویسی گرم می شود. آرام آرام گروه یا آن جریان خاص آنقدر مهم می شود که نویسنده و شاعر، آثار خود و شخصیت ادبی اش را قربانی نام آن جریان می کند و خواسته یا ناخواسته بدل به تولیدکننده آثاری با مارک های مشخص می شود. الگوی تولید که معلوم شد، تولید انبوه نیز آغاز می شود. نویسندگان انبوه. آثار انبوه.

هوشنگ گلشیری
با مرگ هوشنگ گلشیری و احمد شاملو، ناگهان ما با موجی از جریان های شعری و داستانی رو به رو شدیم که پیشتر یا زیر سایه سنگین نام گلشیری و شاملو بودند یا اگر هم جلوه ای می کردند، کم رنگ و کم تاثیر بود. با مرگ شاملو و گلشیری، ادبیات ایران وارد دوران دیگری شده است. دوران ما دوران آشفتگی و آلودگی است. هیچ چیز سر جای خودش نیست و در جای خودش معرفی نمی شود.
کسانی با چاپ یک رمان یا مجموعه داستان، مالک جایگاهی می شوند که نویسندگان بزرگ معمولا پس از سال ها تجربه در نوشتن به آن می رسند. شاید این هم از ویژگی های قرن سرعت باشد. ولی ساخته شدن و شناختن نویسندگان درجه یک زمان می خواهد. یک شبه کسی همینگوی و گلشیری نمی شود. از زمان مهم تر، زمینه و جای مناسب برای ارائه آثار است. اگر نویسنده ای در یک سرزمین به مقام بلندی می رسد، غیر از نبوغ و خلاقیت، که حاصل کار است، نیاز به زمینه ای برای حرکت دارد. اثر نوشته شده باید دیده شود، نقد شود، باید درباره آن سخن گفته شود تا قوت ها و ضعف هایش پیدا شود. این گونه است که هر نویسنده ای آرام آرام جایگاه خودش را به دست می آورد. و این جایگاهی نیست که یک شبه به دست بیاید.
برای مثال، نشریات دهه چهل، آرشیو درخشانی از نام ها و کارهای تازه دوران خود است. پیشینه تلاش ها و تجربیات بسیاری از نویسندگان تثبیت شده و مطرح ادبیات معاصر ایران را می توان در نشریات دوران ها و دهه های گذشته دید.
ولی ما در این بیست سی سال اخیر یک نشریه مستمر ادبی نداشته ایم. حجم آثاری که منتشر می شود با زمینه ای که باید در اختیار بحث و نقد این آثار قرار گیرد، نمی خواند. در این حالت، باید منتظر تلفاتی از نوع دیگر باشیم. نام روی نام، کتاب روی کتاب. خیلی از این ها حتی به چشم هم نمی آیند. حتی پخش هم نمی شوند. فقط چاپ. فقط ناشر است که این وسط ظاهرا به چیزی که باید برسد می رسد.
همه می دانیم که عرصه چاپ و پخش کتاب چه جهنمی است. در این بازار جهنمی، کتاب های چاپ شده معدودی هستند که به تیراژهای آن چنانی می رسند. برسند. هرچه تیراژ بالاتر برود باید خوشحال شویم. بحث ولی سر چیزی دیگر است. چرا هیچ جا نمی بینیم که بنویسند امتیاز فلان کتاب پرفروش در چه بوده؟ کتاب پرفروش صرف پرفروش بودن دارای ارزش است؟ آیا پرفروش به معانی بست سلر بوده یا چی؟ یعنی پس از دوران درخشان ادبیات در دهه چهل تازه رسیده ایم به جایی که باید صرف فروش رفتن کتاب ها کلاه مفتکی از سر برداریم و دست بزنیم؟ فقط برای فروش؟
تیراژ بالا خوب است. ولی سودش به جیب کی می رود؟ ناشر حق دارد در بازار برای کتابش تبلیغ کند و بسپارد تا در روزنامه بر کتاب هایش نقد مثبت بنویسند. مشکلی نیست. مشکل از جایی آغاز می شود که رپرتاژ آگهی، نقد ادبی تلقی شود. که دارد می شود. همه چیز دارد با همه چیز قاطی می شود و در این آب گل آلود عده ای نیز نان را بلدند و دارند به نرخ روز می خورند. نوش جانشان.
ادبیات بازاری در این سال ها جا باز کرده. ولی مرزبندی روشنی ندارد. مرز ادبیات بازاری را ادبیات جدی باید روشن کند. ادبیات جدی هم می تواند تیراژ بالا داشته باشد. به این شرط که نشریات جدی داشته باشیم. نشریات جدی داریم. ولی خیلی کم داریم.

نشریه ادبی بخشی از حافظه ادبیات هر سرزمینی است تا فراموش نکنیم چه هستیم و در دوران خود چه می کنیم. نشریات ادبی سند فرهنگی روزگار خود هستند. خیشخانه می خواهد جلوه گاه گوش های هر چند کوچک از رویدادهای ادبی زمانه خود باشد. خانه ای است برای ادبیات ایران. چشم و چراغ این خانه، همین شعر و داستان، همین نقد و ترجمه هاست. برابر هر آشفته بازاری، دل هایی هم هست که به عشق گوهری دیگر می زند. خیشخانه می خواهد دور از بازار خودفروشی و خودفروشان بایستد. خیشخانه، خانه نویسندگانی است که عشق به ادبیات را با حساسیت و سخت گیری در هم بافته اند. خیشخانه می خواهد سرپناه خلاقیت ها و استعدادها باشد.
این ها، تا در آغا راه هستیم، ادعاست. ولی به آن باور داریم. برای شروع، کم و کاستی های فراوانی به چشم خواهدآمد. ولی تلاشمان بر این است که به مرور، حرفه ای تر و حرفه ای تر شویم. از همه نقدها و داوری ها استقبال می کنیم. درباره ادبیات دوره خود داوری خواهیم کرد، و خود داوری خواهیم شد. این قاعده بازی است!
خوب می دانیم که این دوران و این جایی که در آن زندگی می کنیم، هیچ ویژگی که نداشته باشد این حالت ناگهانی بودنش، غوغاست. ناگهانی بودن در هر کارمان پیداست. و در هر ناگهانی، نشانی از زیر بته بودن هست. پرسش هر ناگهانی، پیش از این کجا بودند، است. ناگهان سر و کله چیزی یا کسی پیدا می شود با مُهری از ناپایداری به پیشانی. چون هر ناگهانی، می تواند لحظه ای دیگر نباشد. همانگونه که ناگهان پیدا شده ناگهان هم می رود.
خیشخانه، پیش از این ها هم بوده است. گیرم که رد گردش ایام گمی گم بوده، گاهی گور و گاه هم پیدا. اما همیشه در دوران پیدایی، خیشخانه خانه ای است درخشان از برق چشم هایی که می توانند در زیبایی یک سطر، قرنی به شیدایی نفس بزنند.»
* سال ها پیش کوروش اسدی و دوستانش مجله ای اینترنتی تدارک دیده بودند که این مقاله برای آن نوشته شده بود.
مرتبط:
» تهدید فریدون مشیری برای خواندن «کوچه» [بيش از 6 سال قبل]
» محمود دولتآبادی: غارتم کردهاند [بيش از 9 سال قبل]
» یوش خانه ابدی نیما یوشیج [بيش از 6 سال قبل]
» کوروش اسدی؛ نویسنده معاصر درگذشت [بيش از 9 سال قبل]
» زنانِ ماندگار در شعر معاصر ایران [بيش از 9 سال قبل]
نظرات کاربران
تازه ترین خبرها
- نمایشگاه عکس انفرادی «روایت مشک» اثر یلدا خادمی در برازجان افتتاح شد
- خبرنگار باید دیدهبان امین و صادق جامعه باشد
- زارع: فضاهای مورد نیاز دانشگاه فرهنگیان بوشهر تامین شود
- دمای هوا در بوشهر به ۵۰ درجه میرسد
- ۱۳ واحد صنفی متخلف در بوشهر پلمب شد
- انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی
- محسن رضایی نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی شد
- عارف: کشور بیش از هر زمان به وفاق، همبستگی و انسجام ملی نیاز دارد
- از رفع تکلیف تا سرمایهگذاری/کدام باشگاهها فوتبال زنان را جدی گرفتند؟
- دیابت نوع ۲ عوارض یائسگی را تشدید می کند
- آفتکشها با افزایش خطر ابتلا به ALS مرتبط هستند
- ضدآفتاب معدنی یا شیمیایی؛ کدام بهتر است
- رشد مصرف شیرخشکهای رژیمی و غذاهای ویژه یارانهای
- تکمیل فهرست داروهای حیاتی و ضروری
- معاون وزیر راه: تعداد پروازهای استان بوشهر افزایش مییابد
- خدمت رسانی درمانگاه هلالاحمر بوشهر در شهرکربلا به بیش از ۲۷ هزار نفر
- زیرساختهای فرودگاهی استان بوشهر تقویت شود
- محبیزاده: ۳۰ میلیارد تومان تسهیلات مشاغل خانگی در تنگستان پرداخت شد
- امینی: توسعه زنجیره ارزش آبزیان از مسیر رونق سرمایه گذاری میگذرد
- فرمانده سپاه گناوه:خبرنگاران روایت اول و امیدآفرین به جامعه ارائه کنند
- فرماندار دشتی: ساماندهی پسماند و سگهای ولگرد با جدیت دنبال شود
- ۵ بنای تاریخی بوشهر در جنگ آسیب دید؛ خسارت گسترده به بخش گردشگری
- صید محاصرهای تهدیدی برای ذخایر خلیج فارس؛ لزوم برخورد قاطع با متخلفان
- اولین و جوانترین بانوی بازنشستهٔ خبرنگار دشتستان تجلیل شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/05/19
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/05/19
- بارش تابستانه در شهرستانهای جم و دشتستان بوشهر
- تولید گوشت مرغ در بوشهر ۲۰ درصد افزایش یافت
- ۱۲ طرح ورزشی نیمه تمام بوشهر تکمیل شد
- ۵۰ درصد گندم مورد نیاز بوشهر از استانهای دیگر تامین میشود
- نکونام رسما سرمربی تراکتور شد
- مردم گناوه نگران نباشند؛ انفجار کنترلشده در معدن سنگ بینک
- شهردار بوشهر: نهضت آسفالت معابر در شهر ادامه دارد
- بخشدار ویژه خارگ: مدارس برای آغاز سال تحصیلی آماده شوند
- بوشهر در تنگنای درمان؛ ضرورت تسریع در تکمیل بیمارستانها
- مسجدی: ۴۰ درصد شهدای جنگ با بانک ژنتیک شناسایی شدند
- سالاری: تعداد بیمه پردازان کاهش یافته است
- چمران: امکان خروج پادگانها از تهران وجود دارد
- ثبت ۲۵ هزار شکایت آموزش و پرورش در دیوان عدالت
- سقف ۲۵ درصدی افزایش اجارهبها رعایت نمیشود؛ بازار مسکن رها شده است
- نرخ سود بانکی؛ تیغ دو لبه برای تولید و بازار سرمایه
- سقوط تاریخی ذخایر نفت خام آمریکا؛ هفده هفته کاهش پیاپی
- کلاژن برای سلامت استخوان زنان مفید است
- یائسگی زودرس با فشارخون بالا مرتبط است
- روشی نویدبخش برای مقابله با سرطان تهاجمی مغز
- بدهی ۹ ماهه تأمیناجتماعی به مراکز دیالیز
- آیا ماءالشعیر برای جلوگیری از سنگ کلیه مفید است
- پیدا و پنهان «ارزان فروشی» مکمل در پلتفرم ها
- اجرای طرح های عوامل تعیینکننده اجتماعی سلامت و پزشک خانواده و نظام ارجاع در شهرستان دشتستان
- بوشهر در آستانه نمایشگاه بزرگ توانمندیهای استانی؛ از آبزیپروری تا لنجسازی و خرما


چاپ خبر

