- +HSE در آریاساسول؛ حرکت بهسوی مدیریت هوشمند و پیشبینانه ریسک
- مخازن سبز عسلویه؛ بزرگترین مرکز ذخیرهسازی پتروشیمی خاورمیانه بدون کوچکترین آلودگی
- ۹۹۰ قطعه زمین طرح جوانی جمعیت در بوشهر واگذار شد
- زنگ آغاز سرشماری در بوشهر نواخته شد
- بافت تاریخی بوشهر در محاصره فرسودگی؛ هشدار نشست زمین
- جلالی: پزشکیان سهشنبه به روسیه سفر میکند
- تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت میبخشد
- دیوان محاسبات از انحراف در هزینهکرد منابع حساب پیشرفت و عدالت خبر داد
- سرلشکر عبداللهی: اجازه ورود شناورهای آمریکا به خلیج فارس را نمیدهیم
- مرکز آموزشی پژاک منهدم شد
اتحادخبر - قدرت مظاهری:اواخر دههیپنجاه و اوایل دههیشصت، یه اختلافِ طایفگی شدید رخ دادهبود توی آبادیِ ما که آدمای دو طرفِ داستان، سرِ هیچوپوچ با همدیگه کارد و خون شده بودن. کُهبادیا و قبلهایا (شرق و غربِ آبادی در گویشِ همولایتیها) برای خونِ همدیگه تشنهبودن و توی هر فرصت مناسب یا غیرمناسبی، میپریدن به همدیگه و با مشت و لگد و بیل و چماق و کارد و چاقو و حتی کُلت و بِرنو، به حسابِ هم میرسیدن. هرچی هم که قوای نظامی و انتظامی دخالت میکردن برای ختمِ غائله، فایدهای نداشت. نه کُهبادیا میتونسّن بِرَن قبله و به باغات و مزارعشون سرکشی کنن، نه قبلهایا میتونسّن پاشونو بذارن کُهباد تا از طریق جاده، راهیِ شهر بشن و مایحتاجِ روزانهشون رو تأمین کنن !

،،قدرت مظاهری،،
اواخر دههیپنجاه و اوایل دههیشصت، یه اختلافِ طایفگی شدید رخ دادهبود توی آبادیِ ما که آدمای دو طرفِ داستان، سرِ هیچوپوچ با همدیگه کارد و خون شده بودن. کُهبادیا و قبلهایا (شرق و غربِ آبادی در گویشِ همولایتیها) برای خونِ همدیگه تشنهبودن و توی هر فرصت مناسب یا غیرمناسبی، میپریدن به همدیگه و با مشت و لگد و بیل و چماق و کارد و چاقو و حتی کُلت و بِرنو، به حسابِ هم میرسیدن. هرچی هم که قوای نظامی و انتظامی دخالت میکردن برای ختمِ غائله، فایدهای نداشت. نه کُهبادیا میتونسّن بِرَن قبله و به باغات و مزارعشون سرکشی کنن، نه قبلهایا میتونسّن پاشونو بذارن کُهباد تا از طریق جاده، راهیِ شهر بشن و مایحتاجِ روزانهشون رو تأمین کنن !
توی این هیر و ویری و دربهدری، یه یارویی هم بود به اسم شمسالدین که میونههای آبادی زندگی میکرد و از همهی دارییای دنیا، فقط یه الاغ داشت و یه گاری. فقیرترین آدمِ روستا بود و هیچکسی نمیدونِس کِی و چهجوری پیداش شده اونجا. شمسالدین، تنها آدمی از روستا بود که با هیچکدوم از طوایفِ شرقی و غربی، نسبتی نداشت و توی هیچ شر و جری هم مشارکت نمیکرد. تک و تنها افتادهبود وسطِ آبادی و کاری به هیچکس هم نداشت.
قبلهایا و کُهبادیا که دیدن اوضاعشون اینجوری پیش نمیره، پیغومپسغوم فرستادن برای همدیگه و قول و قرار گذاشتن که شمسالدین، امینِ دوطرف باشه و کارای ضروریِ طرفین رو انجام بده.
از فرداش، شمسالدین، وکیلُالطّرفین شد و یهروز درمیون، فرمونِ قبلهایا و کُهبادیا رو میبرد بهقولِ خودش. برای کُهبادیا میرفت سبزیچینی و گوجهچینی و هندونهچینی و وجینکردنِ بوتهها و آبدهی و کارایی که خودشون نمیتونِسّن تو مزارعشون انجام بدن. برای قبلهایا هم صبح تا صبح میرفت بازارِ شهر و طبقِ لیستی که دادهبودن بهش، خریداشونو میکرد و برمیگشت.
همه کاملاً به شمسالدین ایمان داشتن و وجهی هم بعنوان دستمزد میدادن بهش که شمسالدین بهاکراه قبول میکرد.
یهماه، دوماه، سهماه، دهماه گذشت و جنگودعوا تموم نشد بین طوایف آبادی. شب و روز کمینمیکردن، همدیگه رو میزدن و دسوپای همدیگه رو خورد و خمیر میکردن. شمسالدین ولی کاری به کار جنگ و دعواها نداشت. اون سرش رو زیر میانداخت و فقط کارایی رو که بهش سپردهبودن، انجام میداد.
توی همین حال و احوال، خرش رو فروخت و یه موتورسیکلت خرید که خریدا رو زودتر انجام بده. چنوقت بعد یه گاریِ سهچرخه هم خرید و بست به موتوره که سفارشِ خریدِ کسی جا نمونه. یهماه بعدش، موتور و سهچرخه رو فروخت و یه وانت خرید. بیس روز بعد، یه صبح زود چنتایی کامیون و لودر اومدن توی آبادی، کلِ خونهی شمسالدین رو منهدمکردن و پشتبندش کلی مصالح و کارگر ریختن اونجا و بعد از چنروز، چنان قصری ساختن که حتی توی شهر هم نمونهشو نمیتونِسّی ببینی.
وانتِش شد سواری و خودش هم شد حاجشمسالدین ! زن و بچههاش دیگه با زن و بچههای آبادی نمیگشتن و عارشون میاومد بگن با اونا همولایتیان. درحالیکه بهدلیل جنگ و جر و دعوا، تنها مدرسهی آبادی تعطیل شده بود و بچههای روستا نمیتونِسّن برن مدرسه، حاجشمسالدین، یه خونهی آباد و درندشت خریده بود توی شهر و بچههاش رو اونجا گذاشتهبود مدرسه. ماشینش هم تبدیل شدهبود به یه سواریِ شیک و لوکس و نونوار که همه دلشون میخواس فقط نیگاش کنن. خودش هم دیگه ماشین نمیرُوند و یه آدمِ مفنگی رو از شهر آورده بود که براش رانندگی کنه. روزا همینجور که با شکمِ قلمبه و برآمده، کنار دست راننده لَم میداد، لیستِ درخواستای همولایتیا رو میگرفت و میداد به کارگرای شهری تا براش انجام بدن. توی خریدِ وسایل از بازار، البته فقط خودش مستقیماً وارد میشد و کسی دیگه رو به رسمیت نمیشناخت.
توی همین اوضاع و احوال، چندین و چنبار آدمایی از شهر و آبادیای همسایه پیشقدم شدن برای میونجیگری و صلحوآشتیِ طرفین دعوا، ولی هربار حاجشمسالدین به یه بهونهای مناسبات صلحوآشتی رو به هم میزد و نمیذاشت این اتفاق بیفته! انگار عادت کردهبود شرایطِ آبادی، روی همون مدار بچرخه و آشتی و صلحی برقرار نشه.
کمکم اهالی متوجه شدن حاجشمسالدین، هم از قبلهایا کِش میره و هم کُهبادیا رو میدوشه! تمومِ محصولاتِ جالیزای کُهبادیا رو با قیمتِ بالا میفروخت به شهریا ولی یکدهمِ پولش رو میداد به صاحباشون. از اونور هم هرچی از شهر خرید میکرد برای قبلهایا، اِنبرابر میکشید روشون و مینداخت بهشون.
این شد که یهروز بزرگای دو طایفه نِشسّن روبروی همدیگه و کلِ قضیه رو یهبارِ دیگه مرور کردن با هم.
یه وارسیِ کوتاه که کردن، دیدن ایدلِغافل؛ از اول هم هیییچ دشمنی و کدورتی نداشتن با هم و سبب و عاملِ اولین اختلاف هم همین حاجشمسالدین بوده که با بردنِ خرمای نخلِ یکی از کُهبادیا و انداختنِ اون گردنِ یکی از قبلهایا، مناسبات این جنگوجدال رو فراهم کرده و روزبهروز هم توی تنورش بیشتر دمیده !
وقتی متوجه ماجرا شدن، رفتن سراغِ حاجشمسالدین که تلافیِ این چنساله رو دربیارن سرش؛ ولی وقتی رسیدن، دیدن جای سنگ، کُلُمه ! اینوربگرد، اونوربگرد، هرچی گشتن، ردی از حاجشمسالدین ندیدن. انگار دود شدهبود رفتهبود تو آسمون. شبونه تمومِ خونهشو خالی کرده بود و با ورداشتنِ زنوبچههاش از شهر، زدهبودن بهچاک ...
سرتون رو درد نیارم. اهالیِ آبادیِ ما، هنوز که هنوزه دارن دنبالِ رد و نشونهای از حاجشمسالدین و بچههاش میگردن ولی موفق نشدن. دوسالپیش بود انگار که یهنفر از همولایتیا، یکی از بچههای حاجشمسالدین رو دیدهبود که توی یکی از این شبکههای ماهوارهایِ اونورِ آبی، مفسر و تحلیلگرِ سیاسی بوده. خودِ بنده هم البته، توی همین ایامِ جنگ، بطور اتفاقی، توی یکی از این کافههای بینِراهی که وایسادهبودم یه قهوهبخورم چُرتَم بپره، حینِ خواب و بیداری، یه یاروئه رو دیدم توی تلویزیون که وایسادهبود یهجایی و با مشتایگرهکرده، داشت شعارای جنگیجنگی میداد. قیافهاش دقیقاً عینهو حاجشمسالدین بود ولی بخاطرِ عدمتمرکز روی تصاویر، نمیتونم مطمئن باشم. همهی امیدم هم اینه که اشتباه کرده باشم و یاروئه، حاجشمسالدین نبودهباشه؛ وگرنه کارمون تمومه. کسی که با اون سنوسالِش یه آبادی رو پُکونده باشه، با این تجربه و کاراییاش، یه مملکت که هیچی، تواناییِ این رو داره که یه جهان رو بپُکونه... دعا کنید خودش نباشه ... مرسی !!!
تازه ترین خبرها
- ۹۹۰ قطعه زمین طرح جوانی جمعیت در بوشهر واگذار شد
- زنگ آغاز سرشماری در بوشهر نواخته شد
- بافت تاریخی بوشهر در محاصره فرسودگی؛ هشدار نشست زمین
- جلالی: پزشکیان سهشنبه به روسیه سفر میکند
- تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت میبخشد
- دیوان محاسبات از انحراف در هزینهکرد منابع حساب پیشرفت و عدالت خبر داد
- سرلشکر عبداللهی: اجازه ورود شناورهای آمریکا به خلیج فارس را نمیدهیم
- مرکز آموزشی پژاک منهدم شد
- تداوم حضور ترامپ و نتانیاهو، افول سلطه آمریکا را سرعت میبخشد
- دبل پیروزی دشتستان در لیگ تیراندازی استان بوشهر؛ درخشش تیمهای الف و ب در هفته سوم
- دو امید مدالآوری کشتی آزاد ایران؛ فیروزپور و قاسمپور در جمع مدعیان
- استقلال چگونه فرصت رسیدن به صدر را از دست داد؛ ۷ شاخص به سود آبیها
- شیوع فیبرومهای رحمی در زنان؛ از علائم تا درمان
- گوجه فرنگی پخته شده خطر سرطان پروستات را کاهش می دهد
- ارتباط پنهانی میان میگرن و اِندومتریوز
- تشریح عوامل بالقوه بروز مسمومیت و راه های پیشگیری
- پیش دیابت را جدی بگیرید
- نوشیدن چای خطر بیماریهای عروقی را کاهش می دهد
- امام جمعه گناوه: کمرنگ شدن ارزشهای دینی زمینهساز انحراف از ولایت است
- جشنواره ورزشی بانوان در کنگان برگزار شد
- مسابقات قایقرانی استان بوشهر برگزار شد
- دستگاههای اجرایی برای اجرای طرح سرشماری آماده هستند
- پورکبگانی: رسیدگی به مشکلات خانوادههای شهدا باید در اولویت باشد
- مطالبات بیش از ۱۰۰ شهروند در خورموج بررسی و پیگیری شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/02
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/02
- در آبان پیشرو با احتیاط بیشتری رانندگی کنیم
- انتصاب محمدعلی عبدالشیخی بهعنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
- فازهای بعدی بوشهر مال به حمایت منطقه آزاد نیاز دارد/بوشهر مال برای ۸۰۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد کرد
- «بوشهرمال» میتواند محور تجارت و گردشگری منطقه آزاد بوشهر شود
- 🎥ویدیو/صادرکنندگان بوشهری از موانع پیشروی صادرات میگویند
- نفت برنت از ۱۱۱ دلار عبور کرد
- ادامه روند کاهشی قیمت طلای جهانی
- تیم ملی والیبال نشسته فینالیست شد؛ در آستانه پنجمین قهرمانی متوالی
- نسرین شاهی و ساره جوانمردی صاحب سهمیه پارالمپیک شدند
- والیبال نشسته زنان هم فینالیست شد
- دیدار رئیس مجلس شورای اسلامی با رهبر انقلاب
- عارف: منابع حاصل از اصلاحات اقتصادی صرف معیشت مردم میشود
- انهدام ۴ کشتی متخلف نفتی در خلیج فارس؛ سانحه ۳ شناور در تنگه هرمز
- مدبر: ایران باید در زنجیره تولید شانگهای نقشآفرینی کند
- ارتباط تعداد کم گام های روزانه با زوال عقل و سکته مغزی
- ورزش، درد مزمن را در بیماران نخاعی کاهش میدهد
- دورریز مواد غذایی در کشور متولی ندارد
- مهمترین چالش پیش روی پزشک خانواده
- پیام تبریک شهردار برازجان به مناسبت قهرمانی علیرضا بخت در مسابقات پاراآسیایی آیچی–ناگویا
- ارزیابی رایگان خسارتهای حملات دشمن در بوشهر؛ از فرودگاه تا تأسیسات و تجهیزات
- منطقه آزاد بوشهر به کانون توسعه سرمایهگذاری و اشتغال تبدیل میشود
- دبیر شورای عالی مناطق آزاد: بوشهر ظرفیت تبدیلشدن به قطب تجارت و گردشگری را دارد
- کمبود نیروی متخصص مهمترین مطالبه حوزه درمان خارگ است
- نصب دستگاه پایش هوشمند سوخت روی تراکتورها در گناوه آغاز شد


چاپ خبر

