امروز: شنبه 07 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 12 ارديبهشت 1395 - 22:46

اتحادخبر-عبدالخالق عبدالهی: من هر گاه نام کارگر به میان می آید به یاد تعدادی از همولایتی های سختکوش و زحمتکشم می افتم که طی سالیان دراز با نان کارگری زندگی سخت و مشقت بار اما آبرومند و شرافتمندی ساختند و تا زنده بودند حاصل دسترنج خود را که عصاره "عرق جبین و کَد یمین" بود  به خانه می بردند و این نان حلال تر از شیر مادر را بر سفره می نهادند تا...

کارگرانی که نان را از دل سنگ بیرون می آوردند

عبدالخالق عبدالهی:
وقتی دوستی از من خواست به مناسبت روز کارگر یک یادداشت حداکثر 700 تا 900 کلمه ای بنویسم هر چه با خود حساب کردم یا به قول قدیمی ها هر چه با خودم خُرده کردم دیدم نمی شود در این حجم محدود حق مطلب را درباره قشر زحمتکشی  که بدون تردید حق عظیمی بر گردن  صنعت کشور و معیشت مردم دارند ادا نمود  اما از آنجا که گفته اند  " آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید " سعی می کنم در این باره مطلبی هرچند ناچیز بنویسم . البته این نوشتن نه به جهت ادای حق کارگران است که این حق به گمانم  با نوشتن یک یادداشت ادا نخواند شد بلکه برای اشارتی هر چند کوچک و گذرا به زحمات این سنگ های زیرین آسیاب  صنعت و اقتصاد کشور است  " تا چه پیش آید " و اما  یادداشت :
من هر گاه نام کارگر به میان می آید به یاد تعدادی از همولایتی های سختکوش و زحمتکشم می افتم که طی سالیان دراز با نان کارگری زندگی سخت و مشقت بار اما آبرومند و شرافتمندی ساختند و تا زنده بودند حاصل دسترنج خود را که عصاره "عرق جبین و کَد یمین" بود  به خانه می بردند و این نان حلال تر از شیر مادر را بر سفره می نهادند تا شکم زن و بچه اشان را سیر کنند. این کارگران زحمتکش نه تنها کمرشان زیر بار طاقت فرسای مشکلات جسمی ناشی از سنگینی کار و چالشهای معیشتی و بدتر از همه ، زیر بار آبروداری خم  شده بود  بلکه دستانشان نیز وضعیت خاصی داشت. دیدن و در دست گرفتن دستان نحیف و استخوانی کارگران همولایتی ام  که از فرط کلنگ بدست گرفتن و منتیل زدن ، نه تنها هیچ لطافتی نداشت بلکه مثل سمباده زبر و پینه بسته شده بود از آن صحنه هایی است که تا زنده ام از ذهنم دور نخواهد شد. من چندین سال به طور مرتب چند تا از این کارگران را  می دیدم که تقریبا هر روز صبح توبره یا " تُروِه " به دوش،  ابزار ابتدایی و زمخت سنگبری را به دوش می کشیدند و از خانه بیرون می آمدند، سلانه سلانه را جاده را پیش می گرفتند تا آن سوی جاده یا "خط"  در انتظار رسیدن وسیله ای بایستند  و سوار شوند و مثل هر روز بر سرکار سخت و جانفرسای خود در جاده نیروگاه بوشهر حاضر شوند. آری آنها سنگبُر بودند. این کارگران سنگبُر هر روز صبح از روستا به بوشهر می رفتند تا با ابزار های خود که دیلم و منتیل و وسیله ای که من ندیده ام اما اسمش "حربه" بود  سنگ هایی که بعضا تا  نیم تن هم وزن داشت از عمق 1 الی 1 و نیم متری زمین  بیرون کشند، قطعه قطعه کنند و دانه ای یک تومان  بفروشند، کاری سخت و طاقت فرسا که کار هر کسی نبود و به قول معروف گاو نر می خواست و مرد کهن و جمله " فلانی نان را از توی سنگ درمی آورد" دقیقأ درباره سنگبُران  همولایتی ما صدق می کرد.  این سنگها که ما به آن سنگ بوشهری می گفتیم و کارگران همولایتی ما مامور بودند آنها را از دل خاک سخت درآوردند  بسیار محکم و بادوام بود و به دلیل خاصیت عایقی که داشت در ساختمان سازی به کار می رفت و باعث می شد زمستانها خانه گرم و تابستانها سرد باشد ( عمارت ملک ، ساختمان شهرداری بوشهر و آب انبار قوام معروف ترین بناهایی هستند که از سنگ بوشهری و ساروج ساخته شده اند) هر کارگر سنگبُر اگر خیلی زرنگ بود  روزی صد – صدوبیست و حداکثر 150 قطعه  سنگ در می آورد و همانطور که گفتم دانه ای یک تومان می فروخت که البته برای آن زمان پول کمی نبود اما به زحمتش نمی ارزید چراکه  از صبح خروسخوان تا پسین تنگی ، منتیل زدن مداوم و بی وقفه جان کارگر را می گرفت و وقتی به خانه برمیگشت دیگر نای حرف زدن نداشت.
اتفاقا ما با یکی از این کارگران سنگبُر همسایه بودیم و با آنها آمد و رفت داشتیم گاهی که پای سفره اشان می نشستیم در آن عوالم کودکی فارغ از صفا و صمیمیتی که در خانه اشان موج می زد با اینکه فقیر و بی چیز بودند و سفره اشان  معمولی بود اما انگار نان کارگری اشان طعم و کیفیت  دیگری داشت و با نان سفره رنگین و پروپیمان خیلی ها "تومنی دوزار" تفاوت داشت.
خلاصه  اینکه "در کلبه آنان رونق اگر نبود صفا بود" و طعم حلال بودن و بوی زحمت و سلامتی می داد این نان سنگبری . البته آن زمان وضع مالی همه خراب بود و روزگار به سختی می گذشت اما از آنجایی که می گویند عزای دسته جمعی عیش است آن روزها بسیار قابل تحمل تر بود و به جرات می توانم ادعا کنم این عزای دسته جمعی بیش از همه برای این کارگرها عیش بود.
نکته جالب اینکه بیشتر این کارگران علیرغم فقر و نداری و صدمات جسمی شدیدی که حاصل یک عمر کار سنگین و کمرشکن بود عمری را با عزت و آبرومندی زندگی کردند و از بیشترشان فرزندان خوب ، صالح ، تحصیلکرده و موفق و بعضأ بسیار موفقی پا گرفت. آنهایی هم که از لحاظ تحصیلات چندان موفق نبودند از نظر  خانوادگی کم و بیش  زندگی آرام و روبه راهی داشته و دارند.
در یک کلام می توان گفت نان کارگری برای آنها و خانواده اشان " آمد داشت" و کم و بیش فرزندان صالحی از خود بر جای گذاشتند و عاقبت بخیر شدند.
 این بود خاطره من از زحمتکش ترین کارگرانی که درعمرم دیده ام. در پایان بر خلاف منبری ها که در آخر گفتارشان با ذکر مصیبت مجلس را گرم می کنند  بنده اجازه می خواهم برای حسن ختام با ذکر یک داستان تاریخی که بی ارتباط با موضوع کارگر هم نیست  این یادداشت را به پایان برم .
همانطور که می دانید احزاب چپ و خصوصأ کمونیست ها سالیان دراز با سوءاستفاده از نام کارگر و ارائه شعارهای دلفریب، کارگران را مسحور و مجذوب خود می کردند. این یک طرف قضیه، طرف دیگر قضیه هم این بود که آن سال ها روی نام کارگر به دلایل سیاسی حساسیت خاصی بود و خصوصا رضا شاه پهلوی که به خطر تشکیل و رشد سریع و قارچ گونه احزاب چپ و کمونیست به خوبی واقف بود و به عبارتی  از مرام اشتراکی و چپی تنفر داشت دستور داده بود از هرگونه فعالیت این احزاب جلوگیری شود. ظاهرأ فرمانی هم در همین مورد از طرف رئیس شهربانی به روزنامه ها و چاپخانه ها صادر شده بود که از چاپ مطالبی که مربوط به حزب کمونیست، نهضت کارگری و کارگران است جلوگیری شود و عملا این دستور به آنجا کشیده شده بود که کلمه کارگر از کلیه اخبار و مقالات مطبوعات سانسور می شد و به جای آن کلمات "عمله" ، "فعله" و غیره به کار می رفت. می گویند یک روز  نویسنده ای مقاله ای نوشته بود که نه سیاسی بود و نه اصلا ربطی به کارگر و احزاب کارگری و جنبش چپ داشت اما  در پایان  مقاله  این مصرع "تیر نگاه در دل عاشق کارگر آمد ..." را نوشته بود. سانسورچی که لابد مثل همه سانسورچیان بیسواد تشریف داشته همین که این جمله را می بیند بدون معطلی کلمه کارگر را خط می زند و به جای آن می نویسد : " فَعله " !!! ...

در پایان روز کارگر را به همه کارگران هم استانی  که یک عمر صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اما آبروی فقر و نداری را نبرده اند تبریک عرض می کنم و از خوانندگان عزیز تقاضا دارم  برای سلامتی تمامی کارگران خصوصا کارگران هم استانی، بالاخص کارگران سنگبُر هم ولایتی ما آنهایی که هنوز زنده اند دعا کنند چرا که من به پاکی طینت و خوش ذاتی آنان ایمان راسخ دارم  و آن ها را انسان های زحمتکش و باشرفی می دانم که بدون ریا و خودنمایی چرخ های سنگین اقتصاد مملکت را به گردش در می آورند ./ص

 

این کارگران دقیقا مصداق این بیت شعرند :
خودنمایی شیوه من نیست ، چون دیوار باغ / گل به دامان دارم ، اما خار بر سر می زنم



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1395/02/13 - 17:32
0
1
بسیار سپاسگذارم.مطلبی ساده و صمیمی بود که واقعا به دل نشست.سربلند باشید./ج
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • افتتاح و آغاز عملیات اجرایی 209 پروژه با اعتبار 1656 میلیارد تومان در هفته دولت در بخش مرکزی دشتستان
  • تصاویر اتحاد خبر ازبهره‌برداری ۲ نیروگاه خورشیدی در دشتستان
  • بهره‌برداری از جاده سلامت ویژه بانوان وحدتیه با حضور فرماندار دشتستان / اجرای ۵۵ میلیارد تومان پروژه عمرانی در هفته دولت
  • جهش تولیدات کشاورزی بوشهر/ افتتاح ۷۲ طرح با سرمایه‌گذاری ۱.۹ همتی در هفته دولت
  • پروژه‌های هفته دولت، زمینه‌ساز ایجاد بیش از ۶ هزار فرصت شغلی جديد در استان شد
  • افتتاح زمین چمن اسلامآباد؛ گامی بلند در تحقق عدالت ورزشی روستایی در دشتستان
  • درخشش مستند بوشهری در جشنواره تلویزیونی مستند/ «از نظر دیگران» برگزیده آرای مخاطبان شد
  • طرح تولید ریزجلبک اسپیرولینا در دشتستان با حضور استاندار به بهره‌برداری رسید
  • تصاویر اتحاد خبر از بهره‌برداری از طرح تولید ریزجلبک اسپیرولینا در دشتستان
  • افتتاح ۱۴۰۰ پروژه عمرانی در بوشهر با حضور وبیناری رئیس‌جمهور؛ گامی برای امید و توسعه پایدار
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/07
  • پی گیری مشکلات حوزه راه، اینترنت، بهداشت و درمان و گازرسانی بخش بوشکان
  • ۲۰ پروژه کشاورزی دشتستان افتتاح می شود
  • اتحادخبر:عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/07
  • لزوم ورود صنایع به حمایت از ورزش قهرمانی؛ باشگاه‌های تیراندازی بوشهر نیازمند پشتیبانی مالی
  • افتتاح واحد تولیدی انواع فرآورده های قهوه در دشتستان
  • تجدید میثاق بخشدار مرکزی دشتستان با شهدای شهر دالکی
  • صادق بارانی دادستان بندر گناوه شد
  • تجلیل از کارمندان نمونه دشتستان در سومین روز هفته دولت / تصاویر
  • دیدار صمیمانه مدیرعامل شرکت قطب پتروشیمی سپهر لاوان با آموزگاران دوران دبیرستان
  • اولین واحد تولیدی در منطقه آزاد بوشهر به بهره‌برداری رسید
  • بحران معیشت و فروپاشی منزلت اجتماعی
  • آغاز عملیات اجرایی و افتتاح ۷۳ پروژه عمرانی و اقتصادی در بخش چاه مبارک به مناسبت هفته دولت
  • نیچه از اوج نبوغ تا مرز جنون
  • متانول به‌عنوان مکمل بنزین؛ ارزیابی مهندسی عملکرد، آلایندگی و سازگاری موتور
  • رهن خانه؛ نیازی که در جدول دهک‌ها دیده نمی‌شود
  • تجدید میثاق رئیس‌ جمهور با آرمان‌های امام راحل
  • تبریکات زودهنگام و کالایی‌ شدن روابط اجتماعی
  • دختران مهر شبانکاره بر بام هندبال بوشهر
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • .: نصیبه حدود 2 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 3 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 4 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 6 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...
  • .: 😭 حدود 7 روز قبل گفت: باز هم کميته امداد ...
  • .: جعفر کثیر حدود 8 روز قبل گفت: عالی بود درد کنکور ...
  • .: جواد حدود 8 روز قبل گفت: با سلام از رسانه ...
  • .: دراهکی حدود 8 روز قبل گفت: خیلی خوب مثل خودشان ...
  • .: زهره عرب حدود 8 روز قبل گفت: درود بر استاد آتشی ...
  • .: بهرام منوچهری حدود 8 روز قبل گفت: سلام عرض ادب تشکر ...