- گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
- امضای تفاهمنامه همکاری بانک سینا و پتروشیمی سروش مهستان عسلویه
- حسن یزدانی مقتدرانه شروع کرد؛ پیروزی تانک روس در گام نخست
- "رحمان بیرحم" طوفانی شروع کرد
- بازسازی واحدهای آسیبدیده پتروشیمی با تأمین مالی شتاب میگیرد
- توسعه حملونقل ایران و ترکیه نقش کلیدی در اتصال بازارهای منطقه دارد
- آزمون بزرگ بازار سرمایه در جذب اسکناسهای خانگی با سود ارزی
- کمالوندی: امروز صنعت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده است
- پازوکی: پروژه محاصره ایران شکست خورده است
- پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
اتحادخبر-عبدالخالق عبدالهی: من هر گاه نام کارگر به میان می آید به یاد تعدادی از همولایتی های سختکوش و زحمتکشم می افتم که طی سالیان دراز با نان کارگری زندگی سخت و مشقت بار اما آبرومند و شرافتمندی ساختند و تا زنده بودند حاصل دسترنج خود را که عصاره "عرق جبین و کَد یمین" بود به خانه می بردند و این نان حلال تر از شیر مادر را بر سفره می نهادند تا...

عبدالخالق عبدالهی:
وقتی دوستی از من خواست به مناسبت روز کارگر یک یادداشت حداکثر 700 تا 900 کلمه ای بنویسم هر چه با خود حساب کردم یا به قول قدیمی ها هر چه با خودم خُرده کردم دیدم نمی شود در این حجم محدود حق مطلب را درباره قشر زحمتکشی که بدون تردید حق عظیمی بر گردن صنعت کشور و معیشت مردم دارند ادا نمود اما از آنجا که گفته اند " آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید " سعی می کنم در این باره مطلبی هرچند ناچیز بنویسم . البته این نوشتن نه به جهت ادای حق کارگران است که این حق به گمانم با نوشتن یک یادداشت ادا نخواند شد بلکه برای اشارتی هر چند کوچک و گذرا به زحمات این سنگ های زیرین آسیاب صنعت و اقتصاد کشور است " تا چه پیش آید " و اما یادداشت :
من هر گاه نام کارگر به میان می آید به یاد تعدادی از همولایتی های سختکوش و زحمتکشم می افتم که طی سالیان دراز با نان کارگری زندگی سخت و مشقت بار اما آبرومند و شرافتمندی ساختند و تا زنده بودند حاصل دسترنج خود را که عصاره "عرق جبین و کَد یمین" بود به خانه می بردند و این نان حلال تر از شیر مادر را بر سفره می نهادند تا شکم زن و بچه اشان را سیر کنند. این کارگران زحمتکش نه تنها کمرشان زیر بار طاقت فرسای مشکلات جسمی ناشی از سنگینی کار و چالشهای معیشتی و بدتر از همه ، زیر بار آبروداری خم شده بود بلکه دستانشان نیز وضعیت خاصی داشت. دیدن و در دست گرفتن دستان نحیف و استخوانی کارگران همولایتی ام که از فرط کلنگ بدست گرفتن و منتیل زدن ، نه تنها هیچ لطافتی نداشت بلکه مثل سمباده زبر و پینه بسته شده بود از آن صحنه هایی است که تا زنده ام از ذهنم دور نخواهد شد. من چندین سال به طور مرتب چند تا از این کارگران را می دیدم که تقریبا هر روز صبح توبره یا " تُروِه " به دوش، ابزار ابتدایی و زمخت سنگبری را به دوش می کشیدند و از خانه بیرون می آمدند، سلانه سلانه را جاده را پیش می گرفتند تا آن سوی جاده یا "خط" در انتظار رسیدن وسیله ای بایستند و سوار شوند و مثل هر روز بر سرکار سخت و جانفرسای خود در جاده نیروگاه بوشهر حاضر شوند. آری آنها سنگبُر بودند. این کارگران سنگبُر هر روز صبح از روستا به بوشهر می رفتند تا با ابزار های خود که دیلم و منتیل و وسیله ای که من ندیده ام اما اسمش "حربه" بود سنگ هایی که بعضا تا نیم تن هم وزن داشت از عمق 1 الی 1 و نیم متری زمین بیرون کشند، قطعه قطعه کنند و دانه ای یک تومان بفروشند، کاری سخت و طاقت فرسا که کار هر کسی نبود و به قول معروف گاو نر می خواست و مرد کهن و جمله " فلانی نان را از توی سنگ درمی آورد" دقیقأ درباره سنگبُران همولایتی ما صدق می کرد. این سنگها که ما به آن سنگ بوشهری می گفتیم و کارگران همولایتی ما مامور بودند آنها را از دل خاک سخت درآوردند بسیار محکم و بادوام بود و به دلیل خاصیت عایقی که داشت در ساختمان سازی به کار می رفت و باعث می شد زمستانها خانه گرم و تابستانها سرد باشد ( عمارت ملک ، ساختمان شهرداری بوشهر و آب انبار قوام معروف ترین بناهایی هستند که از سنگ بوشهری و ساروج ساخته شده اند) هر کارگر سنگبُر اگر خیلی زرنگ بود روزی صد – صدوبیست و حداکثر 150 قطعه سنگ در می آورد و همانطور که گفتم دانه ای یک تومان می فروخت که البته برای آن زمان پول کمی نبود اما به زحمتش نمی ارزید چراکه از صبح خروسخوان تا پسین تنگی ، منتیل زدن مداوم و بی وقفه جان کارگر را می گرفت و وقتی به خانه برمیگشت دیگر نای حرف زدن نداشت.
اتفاقا ما با یکی از این کارگران سنگبُر همسایه بودیم و با آنها آمد و رفت داشتیم گاهی که پای سفره اشان می نشستیم در آن عوالم کودکی فارغ از صفا و صمیمیتی که در خانه اشان موج می زد با اینکه فقیر و بی چیز بودند و سفره اشان معمولی بود اما انگار نان کارگری اشان طعم و کیفیت دیگری داشت و با نان سفره رنگین و پروپیمان خیلی ها "تومنی دوزار" تفاوت داشت.
خلاصه اینکه "در کلبه آنان رونق اگر نبود صفا بود" و طعم حلال بودن و بوی زحمت و سلامتی می داد این نان سنگبری . البته آن زمان وضع مالی همه خراب بود و روزگار به سختی می گذشت اما از آنجایی که می گویند عزای دسته جمعی عیش است آن روزها بسیار قابل تحمل تر بود و به جرات می توانم ادعا کنم این عزای دسته جمعی بیش از همه برای این کارگرها عیش بود.
نکته جالب اینکه بیشتر این کارگران علیرغم فقر و نداری و صدمات جسمی شدیدی که حاصل یک عمر کار سنگین و کمرشکن بود عمری را با عزت و آبرومندی زندگی کردند و از بیشترشان فرزندان خوب ، صالح ، تحصیلکرده و موفق و بعضأ بسیار موفقی پا گرفت. آنهایی هم که از لحاظ تحصیلات چندان موفق نبودند از نظر خانوادگی کم و بیش زندگی آرام و روبه راهی داشته و دارند.
در یک کلام می توان گفت نان کارگری برای آنها و خانواده اشان " آمد داشت" و کم و بیش فرزندان صالحی از خود بر جای گذاشتند و عاقبت بخیر شدند.
این بود خاطره من از زحمتکش ترین کارگرانی که درعمرم دیده ام. در پایان بر خلاف منبری ها که در آخر گفتارشان با ذکر مصیبت مجلس را گرم می کنند بنده اجازه می خواهم برای حسن ختام با ذکر یک داستان تاریخی که بی ارتباط با موضوع کارگر هم نیست این یادداشت را به پایان برم .
همانطور که می دانید احزاب چپ و خصوصأ کمونیست ها سالیان دراز با سوءاستفاده از نام کارگر و ارائه شعارهای دلفریب، کارگران را مسحور و مجذوب خود می کردند. این یک طرف قضیه، طرف دیگر قضیه هم این بود که آن سال ها روی نام کارگر به دلایل سیاسی حساسیت خاصی بود و خصوصا رضا شاه پهلوی که به خطر تشکیل و رشد سریع و قارچ گونه احزاب چپ و کمونیست به خوبی واقف بود و به عبارتی از مرام اشتراکی و چپی تنفر داشت دستور داده بود از هرگونه فعالیت این احزاب جلوگیری شود. ظاهرأ فرمانی هم در همین مورد از طرف رئیس شهربانی به روزنامه ها و چاپخانه ها صادر شده بود که از چاپ مطالبی که مربوط به حزب کمونیست، نهضت کارگری و کارگران است جلوگیری شود و عملا این دستور به آنجا کشیده شده بود که کلمه کارگر از کلیه اخبار و مقالات مطبوعات سانسور می شد و به جای آن کلمات "عمله" ، "فعله" و غیره به کار می رفت. می گویند یک روز نویسنده ای مقاله ای نوشته بود که نه سیاسی بود و نه اصلا ربطی به کارگر و احزاب کارگری و جنبش چپ داشت اما در پایان مقاله این مصرع "تیر نگاه در دل عاشق کارگر آمد ..." را نوشته بود. سانسورچی که لابد مثل همه سانسورچیان بیسواد تشریف داشته همین که این جمله را می بیند بدون معطلی کلمه کارگر را خط می زند و به جای آن می نویسد : " فَعله " !!! ...
در پایان روز کارگر را به همه کارگران هم استانی که یک عمر صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اما آبروی فقر و نداری را نبرده اند تبریک عرض می کنم و از خوانندگان عزیز تقاضا دارم برای سلامتی تمامی کارگران خصوصا کارگران هم استانی، بالاخص کارگران سنگبُر هم ولایتی ما آنهایی که هنوز زنده اند دعا کنند چرا که من به پاکی طینت و خوش ذاتی آنان ایمان راسخ دارم و آن ها را انسان های زحمتکش و باشرفی می دانم که بدون ریا و خودنمایی چرخ های سنگین اقتصاد مملکت را به گردش در می آورند ./ص
این کارگران دقیقا مصداق این بیت شعرند :
خودنمایی شیوه من نیست ، چون دیوار باغ / گل به دامان دارم ، اما خار بر سر می زنم
بسیار سپاسگذارم.مطلبی ساده و صمیمی بود که واقعا به دل نشست.سربلند باشید./جتازه ترین خبرها
- حسن یزدانی مقتدرانه شروع کرد؛ پیروزی تانک روس در گام نخست
- "رحمان بیرحم" طوفانی شروع کرد
- توسعه حملونقل ایران و ترکیه نقش کلیدی در اتصال بازارهای منطقه دارد
- آزمون بزرگ بازار سرمایه در جذب اسکناسهای خانگی با سود ارزی
- کمالوندی: امروز صنعت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده است
- پازوکی: پروژه محاصره ایران شکست خورده است
- پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
- عارف دستور تشکیل کارگروه تدوین قوانین فضای دیجیتال را صادر کرد
- عراقچی: برای فرصت به دیپلماسی، ارتباط با واسطهها را ادامه میدهیم
- انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-۱ در تنگه هرمز
- سلیمی: دولت در معرفی وزرای پیشنهادی نفت و اطلاعات به مجلس تسریع کند
- استقلال به دنبال تکرار عنوان قهرمانی و چند تیم در اندیشه جبران گذشته
- استقلال اسیر چند بازیکن حریف شد؛ تخریب آبیپوشان اوضاع را بدتر میکند
- قهرمانی کشتی ایران کهکشانی بود؛ ضعف بزرگ نداشتن کرسی بینالمللی است
- رئیسزاده: دانشکدههای پزشکی بی کیفیت باید تعطیل شوند
- ایران جزو پنج کشور اول دنیا در پیوند سلولهای بنیادی چشم
- حل جدول ممکن است زوال شناختی ناشی از سن را کاهش دهد
- ارتباط میان پیادهروی سریعتر و طول عمر بیشتر
- کلاهبردار با رسید جعلی بانکی در دشتستان دستگیر شد
- صفایی بوشهری: زیرساخت های ارتباطی استان بوشهر تقویت شود
- تشییع و تدفین شهدای تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس در استان بوشهر
- تخصیص اعتبار برای تکمیل سالن ورزشی علیآباد شهر برازجان
- رئیس هیئت پارادوومیدانی استان بوشهر انتخاب شد
- ۴۵۰ قطعه زمین به خانوادههای مشمول قانون جوانی جمعیت دشتی واگذار شد
- برترینهای مسابقات قهرمانی جودوی بانوان استان بوشهر معرفی شد
- دوچرخه سواران برازجانی به مقصد میناب بدرقه شدند
- محموله پرندههای شکاری قاچاق در استان بوشهر کشف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/07
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/07
- نخبگان بودجه مستقل میخواهند؛ توسعه فقط جادهسازی نیست
- آینده بوشهر به دانش، خلاقیت و اراده جوانان استان وابسته است
- تجلیل از برگزیدگان نهمین دوره جایزه امیدآفرین / تصاویر
- پادشاهی اسماعیلی در ۶۷ کیلوگرم؛ پیام قاطع نابغه ایرانی به مدعیان جهان
- برنامه مسابقات و اسامی داوران اعلام شد؛ ناظمی داور بازی صدرنشین شد
- نوار پیروزیهای استقلال چگونه پاره شد؛ نقش یک بازیکن ایرانی در شکست!
- مسیر پیشرفت جودو هموار و بدون دشواری نیست؛ روزهای سختی را گذراندیم
- وضعیت استقلال و پرسپولیس برای نخستین دربی؛ سرخ ها برتر از رقیب آبی
- احتمال بارش پراکنده و تندباد لحظهای در استان بوشهر
- پیامک های ارسالی سرشماری فاقد لینک هستند
- رئیس بیمارستان دیّر: تأمین دستگاه سیتیاسکن مطالبه ضروری است
- ثروت پنهان خلیج فارس در سفره تولید؛ توسعه آبزیپروری در استان بوشهر
- جوان ۲۱ ساله بوشهری ناجی چند بیمار نیازمند عضو شد
- زلزله ریز در استان بوشهر را لرزاند
- آماده باش النینویی؛ از لایروبی رودخانهها تا اصلاح گلوگاههای سیلابی
- افت قیمت جهانی طلا و نقره؛ آخرین نرخ اونس فلزات گرانبها
- نسخه مجلس برای عبور از ناترازی انرژی بدون تکیه بر بودجه دولتی
- ورود دیوان محاسبات به تهاتر غیرقانونی ۱۱ همتی تیپیکو و شرکت پخش البرز
- گفتگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و اردن
- پزشکیان: سفر به روسیه سازنده و ثمربخش بود
- بقایی: اعتراف ترامپ به نقض تفاهم اسلامآباد، رسوایی مضاعفی است


چاپ خبر

