امروز: شنبه 02 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 02 فروردين 1402 - 08:45
اختصاصی/ در پاسداشت تلاش‌ها و خدمات زنده یاد استاد سروش اتابک زاده(5)

اتحاد خبر- عبدالخالق عبدالهی: سروش اتابک زاده به معنای واقعی عاشق دشتستان بود و هیچ گاه، حتی کوتاهی و کم کاری درباره دشتستان عزیزش را از هیچ کس بر نمی تافت. این مرد با اصل و نسب خان زادگی که داشت یکی از مبادی آداب ترین آدمهایی بود که در همه عمر دیده ام. ادب و نزاکتش به حدی بود که بلافاصله اصیل زادگی اش را عیان می کرد...

عاشق دشتستان

عبدالخالق عبدالهی *

 

آشنایی من با سروش اتابک زاده به دوران نوجوانی ام بر می گشت. این آشنایی از نوع دوم بود یعنی یک طرفه و از راه دور. آن سالها اتابک زاده تازه کتاب «جایگاه دشتستان در سرزمین ایران» را منتشر کرده بود و من این کتاب سرشار از حس ناسیونالیست دشتستانی را بارها خوانده بودم و به عنوان یک نوجوان از اعماق وجود برخود بالیده بودم.

 سالها بعد که خود قلم بدست گرفتم و چیزهایی نوشتم و اصطلاحأ سری توی سرها در آوردم اولین بار در جلسه ای در دفتر اتحاد جنوب آقای اتابک زاده را از نزدیک دیدم، جلو رفتم و خودم را به نویسنده کتاب محبوب دوران نوجوانی ام معرفی کردم. اتابک زاده ظاهرا بعضی نوشته هایم را خوانده بود چون با ادب و تواضع ذاتی که فراوان داشت از روی صندلی بلند شد با دست راستش دستم را فشرد آنگاه به نشانه صمیمیت با دست چپ محکم به شانه ام کوبید. بعد نیم تنه اش را عقب داد و خوب براندازم کرد یکبار از بالا به پایین یکبار هم از پایین به بالا. احتمالا بخاطر ترکیب نام و نام خانوادگی ام بود که با خنده گفت: لهجت خو دشتستونیه نپه سی چه مو همش فکر می کردم تو عربی؟ و این سرآغاز دوستی شد که تا روز مرگش ادامه یافت.





اتابک زاده جزو نویسندگان با سابقه بود و قلم تند و تیزی داشت که هر گاه لازم بود از آن استفاده می کرد. الان که این مطالب را می نگارم یک نسخه از مجله «امید ایران» مربوط به سال 1358 جلو دیدگانم گشوده که یک مقاله تند و کوبنده از سروش اتابک زاده در آن چاپ شده است. این مقاله درباره سریال دلیران تنگستان است و اتابک زاده در آن به سختی به مرحوم منوچهر آتشی تاخته که چرا به کارگردان سریال، مشورت غیر واقعی و مغرضانه داده و باعث شده خدمات مرحوم غضنفرالسلطنه برازجانی در مبارزه با استعمارگران انگلیسی نادیده گرفته شود. فراموش نکنیم مجله امید ایران با تیراژ هشتاد هزار نسخه از مجلات بسیار معتبر آن زمان بود و علیرضا نوری زاده سردبیر سختگیرش هر مقاله ای از هر کسی را چاپ نمی کرد.
اتابک زاده به معنای واقعی عاشق دشتستان بود و هیچ گناه، حتی کوتاهی و کم کاری درباره دشتستان عزیزش را از هیچ کس بر نمی تافت. این مرد با اصل و نسب خان زادگی که داشت یکی از مبادی آداب ترین آدمهایی بود که در همه عمر دیده ام. ادب و نزاکتش به حدی بود که بلافاصله اصیل زادگی اش را عیان می کرد. یک شب که شیراز بودم تصمیم گرفتم به دیدنش بروم اما راه را گم کردم ناچار شماره اش را گرفتم گوشی را به راننده دادم که آدرس بدهد. راننده کمی با مرحوم اتابک زاده صحبت کرد آدرس را گرفت و گوشی را به من پس داد و پرسید: این آدم کی بود؟ گفتم: چطور؟ راننده که مرد خوزستانی خوش صحبتی بود گفت: «کوکا، ادب و نزاکت از ای آدم میبارید». تعداد کمی هستند که می توانند با مکالمه ای دو دقیقه ای یک نفر را چنین تحت تاثیر قرار دهند و سروش دقیقا این ویژگی و کاریزما را داشت.
من هر وقت شیراز بودم سعی می کردم حتمأ سری به سروش بزنم. معمولا قبل از رفتن زنگ می زدم و به شوخی می گفتم: حضرت خان کی فرصت دارند یک رعیت دشتستونی رو بپذیرند؟ خنده بلندی می کرد و با صدای تودماغی می گفت: «نفرمائید قربان، همه دشتستونی ها تاج سر بنده هستند، همین الان تشریف بیارید». چون خانه اش دو بَر بود یعنی دو در داشت که به دو کوچه باز می شد می پرسیدم: جناب خان، بنده از کدوم راه بیام؟ و او جواب می داد : «فرقی نمیکنه، تو شیراز همه راهها به سروش ختم می شه.» بعد غش غش می خندید. همین که می رسیدم اول یک چای دیشلمه خوش رنگ توی استکان کمر باریک جلویم می گذاشت، بعد که چای و خستگی تمام می شد کنارم می نشست سرش را در گوشم می گذاشت و خیلی آهسته می پرسید: از دشتستون چه خبر؟ البته سروش کعب الاحبار خودش همه خبرها را داشت و در واقع با این «چه خبر» می خواست سر صحبت یا به قول خودش «سر کُهتِه» را باز کند.
گاهی زمستانها که هوا سرد بود به دیدنش می رفتم می دیدم پیراهن بلند لباده مانندش را توی شلوارش کرده و پاچه شلوار را هم زیر جوراب چپانده است. در این حالت با آن قد متوسط رو به نشسته اش، قیافه سروش عزیز واقعا دیدنی بود.
این اواخر هر وقت به برازجان می آمد حتمأ سری به من می زد البته هیچوقت بیشتر از نیم ساعت نمی نشست. در این مواقع کیفش را روی میز می گذاشت استکان چایش را سر می کشید، نفسش که چاق می شد سرش را بیخ گوشم می گذاشت و باز می پرسید: از دشتستون چه خبر؟ و باز خودش شروع می کرد به حرفهایی که حلاوتش ورشکسته را می خنداند و تریاکی را به شوق می آورد.
و اما درباره تاریخ نویسی و کتابهایی که اتابک زاده نوشته حرف و حدیث بسیار است. بعضی ها کتابهای او را خوب و مفید ارزیابی می کنند عده ای هم آنها را مخدوش و غیر قابل استناد می دانند که البته طبیعی است. اصولأ تاریخ نویسی خصوصأ از نوع بومی اش به دلیل اینکه بازماندگان افراد ممکن است زنده باشند و واکنش نشان دهند شهامت و دلیری خاصی می طلبد که اتابک زاده این شهامت را داشت و قضاوتها مانع کارش نمی شد.
و نکته آخر اینکه سروش اتابک زاده مردی به غایت آراسته، شیک پوش، متشخص و مهربان بود. سن و سال من به کراوات و پاپیون بستنش قد نمی دهد اما آنقدر در لباس پوشیدن وسواس و دقت نظر داشت که حتی رنگ جورابهایش با کت و شلوارهای همیشه تمیز و اتو کشیده اش سِت بود.
وقتی خبر بیماری اش را شنیدم خیلی متاسف شدم. می گفتند معالجات موثر نیفتاده و حالش روز به روز بدتر می شود. یکروز با حاج اکبر صابری به دیدنش رفتیم. از آن صورت شاداب و همیشه خندان، تنها پوستی بر استخوان مانده بود با صورتی که اعوجاج مرگ در آن هویدا بود. این آخرین باری بود که دیدمش. متاسفانه بیماری و مرگ سروش عزیز به هفت ماه هم نکشید و افسوس و هزار افسوس که این نویسنده، مورخ، روزنامه نگار و فوتبالیست سابق دشتستانی خیلی زود از میان ما رفت. او که عاشق گل و گیاه بود و بیشتر وقتش در طول روز، کنار باغچه حیاطش سپری می شد پس از مرگ نیز در یکی از سرسبزترین و با صفاترین آرامگاههای شیراز یعنی شاه داعی الله که می گویند صد سال قبل خاک این قبرستان با شتر از کربلا به شیراز آورده شده آرام گرفت.
ملک الشعرای بهار چه بجا سروده است:
دعوی چه کنی داعیه‌ داران همه رفتند /  شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست / گوید چه نشینی که سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو  /  کز باغ جهان لاله‌ عذاران همه رفتند

 

*روزنامه نگار و نویسنده



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • افتتاح و بازدید از ساختمان اداری منطقه آزاد بوشهر با حضور مسئولان ارشد کشور و استان / تصاویر اختصاصی اتحاد خبر
  • محبی: توانمندسازی فرهنگی و تحصیلی دانش‌آموزان اولویت دارد
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • فرزانگی در عصر تفرقه
  • در آبان پیش‌رو با احتیاط بیشتری رانندگی کنیم
  • بازدید استاندار و دبیر شورای عالی مناطق آزاد کشور از شرکت‌های مستقر در منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی بوشهر
  • فخرالسادات حسینی نایب‌قهرمان تفنگ شد و نوشین پی‌خسته بر سکوی سوم تپانچه ایستاد
  • از هشدار تا آمادگی، پیش از آنکه سیل برسد
  • پیام وزیر ورزش و جوانان به مناسبت روز تربیت‌ بدنی و ورزش
  • مهاجم تیم ملی فوتبال مصدوم شد
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • اسکواش ایران با ترکیب چهار نفره راهی قهرمانی آسیا می‌شود
  • حضور دروازه‌بان استقلال در ترکیب هفته لیگ نخبگان آسیا
  • سالمندان هم به دندانپزشک نیاز دارند
  • دستگیری شکارچی متخلف و ضبط گونه‌های حفاظت‌شده در منطقه شکارممنوع دشتستان
  • درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان انتظامی
  • وقتی صنعت کنار پدافند ایستاد/تقدیر ویژه پدافند هوایی ارتش از مدیر عاملی که تمام جنگ رمضان را در شرکت ماند
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • استاندار بوشهر: رضایتمندی مردم، شاخص اصلی ارزیابی مدیران است
  • روز جهانی دریانوردی و به یاد شهدای شناور «دلیر»
  • یک سال گذشت؛ سهم توانیابان بوشهر از تغییر و تحول مدیریتی چه بود؟
  • برداشت خرما در حمیدیه
  • 🎥ویدیو/دستاورد پزشکیان در نیویورک؛ روایت تازه‌ای از قدرت ایران
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • آمریکا مقابل ملتی ایستاده که از چیزی جز خدا نمی‌ترسد
  • اخلاق اداری؛ جایی که اعتماد عمومی آغاز می‌شود
  • ارتش امسال از مسیر کنکور سراسری دانشجو جذب می‌کند
  • آباده باید به قطب رویدادهای جهانی منبت تبدیل شود
  • رگِ گردن؛ برای مردم یا برای جناح؟
  • .: محمد حدود 15 ساعت قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 2 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 2 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 5 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 6 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 11 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 13 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 17 روز قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 20 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 25 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...