امروز: پنجشنبه 26 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 06 آذر 1398 - 08:30
اتحادخبر: اگر دوران ‏کودکی را یکی از مهم‌ترین ادوار فرهنگ‌سازی و تحول‌آفرینی شخصی و ‏اجتماعی بدانیم بی‌شک نام «جبار باغچه‌بان» به‌عنوان یکی از ‏تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در حوزه کودک و نوجوان همواره بر بدنه این مرز‌و‏بوم ثبت شده است.

اتحادخبر: جبار باغچه‌بان، روز و شب بدون اظهار خستگی یا گله‌مندی از روزگار و ‏بدون توقع کار می‌کرد. هر چه از عمرش می‌گذشت بر فعالیتش می‌افزود و ‏وقتی به او می‌گفتند استراحت کن، در پاسخ می‌گفت «مگر نمی‌دانید هر ‏مسافر قبل از سفر ناچار بیشتر می‌کوشد تا کارهایش را سامانی بدهد. من هم ‏مسافرم و وقتم تنگ است و کار‌های ناتمامم بسیار.»

 

تشکیل جماعت تئاتر و مبارزه در راه آزادی نسوان و انتشار مجله ‏زبان که زبان معلمان بود از جمله تلاش‌های اجتماعی او بود. تأسیس جمعیت کودکان کرولال و همچنین ‏فعالیت‌های مختلف فرهنگی مانند تأسیس نخستین کودکستان ایرانی ‏در تبریز و ایجاد روش جدید خواندن و نوشتن کتاب اول برای ترک زبان‌ها ‏که هدف آن علاوه بر تعلیم، خواندن و نوشتن فارسی بود.

 

تدریس به کودکان ‏کرولال و ایجاد زبان مصور و تربیت معلم و سرودن اشعار کودکان و مبارزه ‏در راه تغییر روش تدریس خواندن و نوشتن و کار‌های ابتکاری او از قبیل ‏اختراع سمعک استخوانی و تلفن گنگ و ساختن گاه‌نما و انواع بازی‌های ‏آموزشی و ... که برای ایران آن زمان سابقه نداشت از دیگر کوشش‌ها ‏بود.

 

برای ما این پرسش مهم جلوه می‌کند که اساسا انسان‌های خیرخواهی ‏چون جبار باغچه‌بان چگونه به این فکر رسیده‌اند و خاستگاه فکری و ‏عملی این افراد از کجا تراوش می‌کرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید ‏زمینه‌های اجتماعی را بررسی کرد. ‏

 

چرا جبار زندگینامه خود را نوشت؟

من دردی دارم و آن را فریاد می‌زنم‏

 

باغچه‌بان در زمانه خود سیمای روشنی بود که نامرادی‌های فراوان دید. از ‏زمان کودکی جسته‌وگریخته داستان‌هایی را از زندگی پرماجرا و طوفانی‌ای او خوانده‌ایم. او خود و آن‌گونه که «ثمینه» دخترش روایت می‌کند از ‏نوشتن کتاب خاطراتش که درواقع انتقام از دوستانش محسوب می‌شود، ‏خرسند بوده است.

 

به اندازه‌ای عذاب در دوران کاری و فعالیت‌های ‏خیرخواهانه‌اش از آنان دیده که دیگر جایی برای عفو ندیده است؛ انتقام در حد و ‏اندازه‌ای که در کتابش به این ناملایمات اشاره کند، همین. از همین‌رو نمی‌‏توان او را در زمره کسانی قرار داد که اهل گذشت نیستند. ‏

 

از رنجی که برد

وقتی کتاب زندگینامه‌اش را مطالعه می‌کنید، در طی ماجرا‌های شگفت‌‏انگیزی که داشته، صدای فریاد او را می‌توان شنید و علت گرفتاری‌اش را در ‏دورانی که این کتاب را می‌نوشت هم می‌توان مشاهده کرد. فریادی که ‏به صورتی مرموز و پنهان در لابه‌لای سطر سطر کتابش مستتر است.

 

‏سنگینی باری که بر دوشش بود و رنجی که برای به منزل رساندن هدف‌های انسانی خویش متحمل شده است را می‌توان به خوبی لمس کرد. اما ‏هیچ‌گاه از سنگینی این بار گران ننالید و از دردهایش گلایه نکرد و از شکست ‏ناامید نشد و با سختی خاص و شیوه خود قدم به قدم به هدفش نزدیک شد.

 

‏در این راه دوستان زیادی او را یاری کردند، اما دوستانی هم بودند که در ‏طول حیاتش تلخ‌ترین وقایع و سنگلاخ‌ها را رو به رویش گذاشتند. ‏او هرگز نتوانست گناه آن‌ها را ببخشد، زیرا «اگر اغراض از خنجری که از ‏پشت به من زدند، خرد کردن شخص من بود برایم قابل گذشت بود. ولی ‏ایشان بر مرام ملی و اجتماعی من که مال ملت است خنجر زدند.» ‏

 

این کتاب باغچه‌بان نه به‌عنوان یک اثر ادبی و نه به شیوه بزرگان که ‏زندگانی خودنوشت داشتند، بلکه فریادی علیه «ظلم» بود؛ «من دردی ‏دارم و فریاد می‌زنم و صدای فریاد البته گوشخراش است.»

 

فشار ناراحتی‌اش ‏شدید بود، چون خود را مدیون جامعه می‌دانست و حاضر نبود که به خدمات ‏انسانی خود عنوان خدمت به اجتماع بدهد و منت‌گزار جامعه باشد و این‌گونه ‏بود که آن را به فریاد آورد. اما کتاب او اعتراض بر مردگان نیست بلکه ‏اعتراض بر ستم زندگانِ بیدار است. ‏

 

ترس و لرز آن‌سان که ظلم‌نامه را می‌نوشت

باغچه‌بان هنگامی که زندگینامه‌اش را می‌نوشت، از ترس اینکه مبادا آن ‏‏دوستان او را از این کار منع کنند، برخلاف روش همیشگی‌اش نوشته ‏خود را برای اصلاح به دوستانش نشان نداد.

 

باغچه‌بان در این مورد می‌گوید: «می‌ترسیدم به من بگویند گذشت کن، درحالی‌که من این دفاع را ‏واجب و غیرقابل گذشت می‌دانم و نمی‌توانم بگویم این نیز بگذرد، زیرا «این ‏نیز بگذرد» حاصل ناتوانی و بیچارگی و برای تجدید درد و تسلی خاطر ‏ستمدیدگان است. چرا بگذرد؟ تا حد امکان نباید بگذرد. زیراچنانکه سخاوت ‏بیجا موجب گداپروری و مفت‌خواری است، گذشت‌های بیجا و بی‌مورد نیز ‏موجب ستم‌پروری و بیدادگری است. از این رو این گزارش را بدون ‏صلاحدید و دخالت دوستان و خویشاوندان خود تا آنجا که می‌توانستم به ‏تن‌هایی نوشتم. من دردی داشته‌ام که باید فریاد می‌زدم و فریاد گوشخراش ‏است. خوشوقتی من این است که این فریاد به گوش شما برسد و بس.» ‏

 

خاستگاه فکری و عملی

من دردی دارم و آن را فریاد می‌زنم‏

 

جبار باغچه‌بان محصول مکتب قفقاز است؛ «سیدجواد میری» جامعه‌شناس ‏در مورد ریشه‌های فکری و فرآیندی که باغچه‌بان را به چنین راهی متوسل ‏کرده به «شهروند» می‌گوید «کمتر مورخی به جایگاه قفقاز به‌عنوان ‏تنفسگاه تمدن ایرانی یا موج نوگرایی ایرانی توجه کرده است. قفقاز را می‌‏توان جزئی یا پازلی از فلات ایران زمین به حساب آورد. تأثیر قفقاز و تحولات ‏فرهنگی و اجتماعی این ناحیه و مبادلات و مناسبات آن در مواجهه با ایران ‏وضعیت ارگانیکی داشته، اما فهم ما از این مسأله ناقص است. منطقه ‏قفقاز به لحاظ ویژگی‌ها و تکثر‌های زبانی و قومی و فرهنگی شباهت کم ‏نظیری به فلات ایران زمین دارد.» ‏

 

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، قفقاز را ‏وصل‌کننده تجدد و نوگرایی می‌داند که نسیم آن از اروپا به روسیه تزاری ‏می‌آمد و با ورود به قفقاز پالایش و به آذربایجان وارد می‌شد. در این فرآیند ‏می‌توان به مناطق دیگری، چون استانبول، کلکته و ایروان هم اشاره کرد که ‏در تشکیل جنبش‌های کارگری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ریل‌گذاری ‏برای ورود اندیشه‌های جدید به ایران بوده‌ا‌ند.»

 

میری می‌گوید: «از میان این مناطق، قفقاز یک منطقه استراتژیک و کانونی بوده است. درواقع پیشگامان ‏دوره گذار ایران که افرادی، چون باغچه‌بان محصول این شرایط است را ‏می‌توان به تحولات و مناسبات منطقه قفقاز ربط داد. در این راستا، ‏شکل‌گیری تئاتر مدرن، شعرنویسی، داستان‌نویسی و دیگر مصادیق و مظاهر ‏مدرن که به ایران راه‌پیداکرد، حاصل این مناسبات و تحولات در قفقاز بوده ‏است. شاید برایتان جالب باشد که وقتی سیداشرف‌الدین گیلانی عنوان کتاب ‏خود را نسیم شمال گذاشت، منظور و غایتش از این عنوان همان نسیمی ‏بوده که از اروپا آغاز شد و با اخذ و اقتباس این موج از سوی تزار‌ها و گرفتن ‏آن توسط قفقاز راهی بود که ایران نیز از این نسیم بی‌نصیب نماند.» ‏

 

مکتب تبریز در تداوم مکتب قفقاز

تبریز به‌عنوان یکی از پیشگامان عصر جدید و مروج مکتب نوگرایی در ایران ‏محسوب می‌شود. این نوگرایی را مردان فاخر آن دیار در عرصه‌های مختلف ‏فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به جامعه ایران هدیه کرده‌اند.

 

مکتب ‏آموزش مدرن نیز یکی از مولفه‌های این فرآیند جدید در ایران و البته در ‏تبریز بوده است. از میرزا رشدیه که تلاش‌های زیادی در راه ترویج آموزش ‏جدید در این شهر انجام داد تا «جبار باغچه‌بان» که در عصر هویت نداشتن ‏کودکان استثنایی، به آن هویت بخشید.

 

‏تلاشگر برای عرصه تعلیم و تربیت

سیدجواد میری در مورد فرآیند تحول‌آفرینی باغچه‌بان در امور خیر ‏می‌گوید: «اگر همسو با دیدگاه صاحب‌نظران، دوران کودکی را یکی از ‏مهم‌ترین ادوار فرهنگ‌سازی و تحول‌آفرینی شخصی و اجتماعی بدانیم، بی‌‏شک نام «جبار باغچه‌بان» به‌عنوان یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌ها در ‏حوزه کودک و نوجوان همواره بر بدنه این مرزوبوم ثبت شده و ماندگار است. ‏مردی که از بدو ورود به ایران تا آخرین لحظات زندگی همواره در تکاپو برای ‏ارایه راهکاری مناسب، خلاق و پیشرو در مسیر تعلیم و تربیت کودکان بود‎. ‎‏»

 

‏او در ادامه به شرایط سخت باغچه‌بان در امر آموزش اشاره‌می‌کند و می‌‏گوید: «تاسیس نخستین کودکستان، مدرسه ناشنوایان، نمایش و ‏نمایشنامه کودک و نوجوان و ارایه راهکار‌هایی برای کمک به درک مفاهیم ‏آموزشی آن هم در دورانی که نه دولت برنامه هدفمندی در کشور برای این ‏موضوعات مدنظرداشت و نه مردم شناختی از آن داشتند، بی‌شک مهر ‏تاییدی بر توانمندی‌های او است‎. ‎‏» ‏

 

نوآوری‌های مکتب باغچه‌بان

من دردی دارم و آن را فریاد می‌زنم‏

 

باغچه‌بان از همان آغاز شیوه آموزش سنتی را کنار گذاشت. لحظه‌ای آرام و ‏قرار نداشت و هر روز با فکری تازه پا به مدرسه می‌گذاشت. نوآوری‌های ا‏و در آن روزگار مانند شعبده‌بازی شگفتی و تحسین همه را برمی‌انگیخت و ‏برای نخستین بار برای آموزش جغرافیا از نقشه‌ای استفاده کرد که خود آن را ‏ساخته بود. آن نقشه شامل دو تخته ساده بود که روی آن نمونه‌ای از دریا ‏و اقیانوس و پدیده‌های طبیعی نشان داده شده بود‎

. ‎

باغچه‌بان علاوه بر استعداد و عشق به معلمی، استعداد شاعری، نقاشی، ‏روزنامه‌نویسی، بازیگری و حتی قالب‌کاری داشت که از همه این توانایی‌ها ‏برای آموزش هر چه بهتر دانش‌آموزان کمک‌می‌گرفت. او نمایشنامه ‏می‌نوشت و بچه‌ها آن را اجرامی‌کردند. به علاوه، باغچه‌بان برای نخستین‌بار ‏لباس‌های یک‌شکل و برنامه ورزشی برای دانش‌آموزان تدارک دید‎

. ‎

تو به خاطر من مسلمان شدی

یکی دیگر از کار‌های ارزنده باغچه‌بان، بنیان‌گذاری کلاسی برای آموزش به ‏دانش‌آموزان کرولال بود. هنگامی که این فکر نو را با رئیس آموزش‌وپرورش آن زمان (رئیس فرهنگ) در میان گذاشت، در برابر شور و هیجان ‏خود با این پاسخ دل‌سردکننده روبه‌رو شد که «اگر تو چنین استعداد و ‏قدرتی داری که لال‌ها را زبان‌دار کنی، بهتر است زبان فارسی را در باغچه ‏اطفال بیشتر کنی. ما به آموزش زبان فارسی به این مردم ترک‌زبان بیشتر ‏نیاز داریم تا زبان‌دار کردن کرولال‌ها.» ‏

 

اما این سخنان دل‌سرد‌کننده و کارشکنی‌های بسیار دیگر، باغچه‌بان را در ‏راهی که در پیش گرفته بود، سست نکرد، او دو روز پس از شنیدن آن ‏سخنان، اعلان ثبت‌نام را در مدرسه نصب کرد. این اعلان، سروصدای بسیاری به پا کرد تا آنجا که یکی از دوستانش به ‏او گفت: «تو دشمن آبروی خود هستی. چرا فکر نکردی که یهودی‌ها با ‏همه زرنگی‌شان نتوانسته‌اند در تبریز مغازه باز کنند؟ این دکان چیست که ‏تو باز کرده‌ای؟ مگر تو پیغمبری که می‌خواهی لال‌ها را زبان‌دار کنی؟ من تا ‏به حال نماز نخوانده‌ام. اما امشب می‌خوانم و از خدا برای تو شفا می‌خواهم و ‏باغچه‌بان چه نیکو به او گفت: این نخستین معجزه من که آدم کافری مثل ‏تو به خاطر من مسلمان شد.»


یادگار و میراث

جبار باغچه‌بان سرانجام درحالی در چهارم آذر سال ۱۳۴۵ چشم از جهان ‏فرو بست که نام او نه فقط به لحاظ اجرای نخستین نمایش کودک و نوجوان ‏بلکه به علت آغازگری او در نمایشنامه‌نویسی کودک، سرودن اشعار ‏نمایشی، همسرایی اشخاص، آهنگسازی، ماسک‌سازی، تن‌پوش‌های ‏عروسکی، صحنه‌پردازی، بازیگری و سرودخوانی کودکان و سکوسازی به‌عنوان پدر تئاتر کودک و نوجوان در کشور ثبت شد‎

. ‎

باغچه اطفال آغاز راهی برای کودکان بی‌هویت

من دردی دارم و آن را فریاد می‌زنم‏

 

جبار باغچه‌بان زاده ایروان، نویسنده و آموزگار پیشگام کودکان، بنیان‌گذار ‏کودکستان باغچه اطفال، بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان، مخترع تلفن گنگ برای ‏ناشنوایان، پایه‌گذار جمعیت حمایت از کودکان کرولال و مبتکر تقویم ‏‏ «گاهنامه بصری» بوده است.

 

باغچه‌بان سال ۱۳۰۳ با همکاری آقای فیوضات، رئیس آموزش‌وپرورش ‏آن زمان آذربایجان، کودکستانی با نام «باغچه اطفال» بنیان‌گذاری کرد و با ‏نوآوری‌های خود برنامه‌هایی ازجمله کاردستی، نقاشی، بازی، نمایش، سرود، ‏شعر، قصه و … در آن آموزش داد. او نام باغچه‌بان را برای مربیان این ‏کودکستان همچنین نام‌خانوادگی خود برگزید‎.

 

 

 

برترین ها



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • افتتاح نمایشگاه عکس هنرجویان سینمای جوان برازجان با حضور معاون فرماندار دشتستان
  • نشست فرماندار دشتستان با مراکز «مثبت زندگی» / تأکید بر اشتغال و پیشگیری
  • سلیمانی رفت؛ مهرجویی سرپرست گمرکات استان بوشهر شد
  • با حضور مدیرعامل هلدینگ صباانرژی عملکرد سه ماهه شرکت پتروشیمی جم بررسی شد
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/25
  • وقتی رئیس رسانه ملی می‌گوید: کور خوانده‌اید؟!
  • آریاساسول به مدار کامل و پایدار تولید بازگشت
  • ارتباطات در مناطق عشایری دشتستان تقویت شود
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/25
  • راهبرد جدید «فارس» پس از جنگ/سرکوب قیمتی از مشکلات تولید در صنعت پتروشیمی است/ ظرفیت تولید بر اساس شرایط بازار و سودآوری مورد بازنگری قرار گرفته
  • دیدار عراقچی و وانگ یی وزرای امور خارجه ایران و چین در پکن
  • شهادت مولوی گرگیج نشانه ناتوانی آمریکا و رژیم صهیونی است
  • ۷۷ مرکز و ۶۷۰ دستگاه استخراج غیرمجاز رمزارز در بوشهر شناسایی و کشف شد
  • امحای کنترل‌شده مهمات عمل‌نکرده در جزیره خارگ انجام می‌شود
  • صندوق تضمین غیردولتی صنعت نفت تاسیس می‌شود
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • بررسی باورهای غیرمنطقی در زنان اقدام‌کننده به خودکشی
  • از «هیچ» تا «چهره استان»؛ معجزه رزومه‌سازان بوشهر
  • جلسه رسمی انجمن کونگ‌فو توآ کشور برگزار شد / تأکید بر حیاتی بودن نیمه دوم سال و تقدیم احکام مسئولان کمیته‌ها
  • ستار عباسی سملی و حسین شاکر قهرمان کشور شدند
  • بررسی ومقایسه باورهای غیرمنطقی در زنان ودخترانی که اقدام به خودکشی کرده اند با زنان ودختران عادی
  • نسخه اینترنتی هفته نامه اتحاد جنوب/شماره 1406
  • میدری در صف اول استیضاح‌ مجلس است | در عزل سالاری کار غیراخلاقی صورت گرفت | مدیریت وزارت کار زمینه‌ساز بحران است
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/21
  • افزایش نرخ سوم بنزین؛ راهکار اقتصادی یا راه‌حل مهندسی برای ناترازی سوخت؟
  • رشیدی: مبلغ کالابرگ افزایش می‌یابد؛ دولت بر قیمت‌ها نظارت کند
  • ادیبان: استعدادیابی کمانداران بوشهری با مدل علمی انجام می‌شود
  • پزشکیان: هیچگاه تسلیم نمی‌شویم و از حقوق خود با تمام توان دفاع می‌کنیم
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/21
  • افتتاح نمایشگاه عکس هنرجویان سینمای جوان برازجان با حضور معاون فرماندار دشتستان
  • تجلیل از مسعود آتشی در نشست مؤسسین خانه فرهنگ دشتستان
  • جاده ی مرگ در شبانکاره باز هم قربانی گرفت/ آیا در استان بوشهر فریادرسی نیست؟
  • بی‌اعتنایی به رنجِ جنوب؛ از وعده تا واقعیتِ بی‌برقی!
  • راهکاری عملی برای ناترازی بنزین
  • آقای حجت‌الله عبدالملکی؛ استاد! شما دیگر هیچ نگویید
  • اعتراض به بی توجهی به امکانات سرمایشی در حوزه کنکور برازجان؛ داوطلبان در گرما و استرس مضاعف
  • کنکور؛ ماراتنی که هرگز تمام نمی شود!
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • طرح اشتغال پایدار در نوار ساحلی دشتی و تنگستان آغاز شد
  • مهندس محمدی، موفق ترین و فعال ترین شهردار ادوار برازجان
  • گامی برای نشاط و توسعه روستایی؛ پارک ۱۲ هزار مترمربعی قلعه سفید به بهره‌برداری رسید
  • نقش فرج الله کمالی در تداوم و تحول مکتب دشتستان
  • 🎥ویدیو/افتتاح و اجرای ۱۰۵طرح اقتصادی و عمرانی در شهرستان دیلم
  • مطالبه خونخواهی باید به تقویت بازدارندگی کشور منجر شود
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • .: عرفان حدود 3 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 5 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 12 روز قبل گفت: درود و خدا قوت ...
  • .: محمد علی خانی حدود 14 روز قبل گفت: عالی بود دکتر ‌. ...
  • .: نامی نظری حدود 17 روز قبل گفت: خداقوت و درود بر ...
  • .: اذرگون حدود 19 روز قبل گفت: بهتر شده ...
  • .: نصیبه حدود 21 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 22 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 23 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 25 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...