امروز: شنبه 07 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 20 خرداد 1398 - 12:13

اتحادخبر- اصغر علی خانی/ دشتستان:نمازش که تمام شد ، رو کرد به قبله. دست ها را بالابرد  : " خدایا،نمی خواهم  فردا از بانک زنگ بزنند و بگویند ؛ برنده ی "پژو پارس" شده ام!!! پروردگارا،نمی خواهم از صدا و سیما خبر دهند که در یک مسابقه ی پیامکی، صاحبِ کلیدِ طلایی ویلا در "لواسان" شده ام. نه ثروت "بیل گیتس" می خواهم نه عمر نوح و نه تخت سلیمان... 

اختلاس!!!

اصغر علی خانی/ دشتستان


نمازش که تمام شد ، رو کرد به قبله. دست ها را بالابرد  : " خدایا،نمی خواهم  فردا از بانک زنگ بزنند و بگویند ؛ برنده ی "پژو پارس" شده ام!!!
  پروردگارا،نمی خواهم از صدا و سیما خبر دهند که در یک مسابقه ی پیامکی، صاحبِ کلیدِ طلایی ویلا در "لواسان" شده ام. نه ثروت "بیل گیتس" می خواهم نه عمر نوح و نه تخت سلیمان... فقط از درگاهت می خواهم که چشمم به قیافه ی سه در چهار این مرد نیفتد!!!
 پدر بزرگ بعد از بردنِ نام "کل احمد" با چاشنی " بیش باد"، مثلِ دانه های تسبیح ریخته ، چند ناسزایِ خودمانی ،نثارِ هیکل او می کرد و می رفت دنبال کارش.
"کَل احمد" با آن که ژست قناسی داشت و کلّه ی بزرگش روی تنه ی زرد انبوهش مثل منارجنبان ، لَق می خورد اما زبان چرب و نرمی داشت که همه چیز را لاپوشانی می کرد.
بنا به مثلِ " در شهرِ کوران ، یک چشم پادشاست" کل احمد سال های سال ، بنّای نمره یکِ ده بود.
 در طول این سال ها ؛ نه شاقول داشت نه متر و نه گونیا. تمام هنر بنّایی اش در ریسمانِ چرک مُرد پوسیده ای خلاصه می شد که به ضربِ دو  میخ آن را  سفت نگه می داشت ، چشمانش را لوچ می کرد و می گذاشت روی ریسمان و با کمی بالا و پایین ، چپ و راست همه چیز تراز می شد!!!گاه دیوار آن چنان شقّ و رقّ بود که گمان می بردی، مدرن ترین وسایل معماری به کار گرفته شده و گاه موج و شکم هایی داشت که در سفید و کف مال -به قول خود اوس احمد- ماست مالی می شد.کربلایی در همه ی امورِ بنّایی دستی داشت. گاه سه دری هایی می ساخت با کلی طاقچه و پنجره و گاه به دو ستونِ بدقواره بر روی چاه هایِ منازل  یا کارگذاشتن سنگ مبال قناعت می کرد.
کل احمد تا جوان بود مثل بزِ کوهی از سقف و دیوارِ تازه سازِ خانه ها بالا می رفت و با آوازِ شیرین ،گچ وسنگ روی هم می چید.وقتی نوایش ضعیف شد ، پایش لنگ و دستانش بی رمق.با سُر خوردن دوسه سنگ زیر پایش ، افتادن از پشت بام ، کم و زیاد شدن ستون فقرات، از دنیایِ بنّایی برای همیشه خداحافظی کرد و افتاد دنباله علاقه اش . با توجه به سابقه ی نیک اش در امرِ پذیرایی ، بدون کاغذ پاره ای به نامِ ابلاغ شد مسئولِ پذیرایی و تدارکات مراسم ها .
در جشن های بزرگ ، اعیاد و... به سختی پذیرایی آب آناناسِ تگری و شیرینیِ تر و میوه هایِ نوبرانه را تقبّل می کرد!!! اما در ختم و عروسی آدم های بی بضاعت ، از ترس تودیع خود و معارفه ی دیگری به چای دم نکشیده هم قناعت می کرد.
 بی تعارف در پذیرایی تک بود. هیچ وقت نشد پیرمردی از به وقت نرسیدنِ قلیان گِله کند.هیچ گاه پیش نیامد که بچه ای از کیسه ی کل احمد دو شیرینی کاسب شود.فنجان هایِ قهوه اش برق می زد. چای خوش رنگِ او در استکان هایِ کمر باریک به مهمانان لبخند می زد.
 در مراسم عروسی ، با حفظِ سمت ، مسئولیّتِ پذیراییِ زنان را هم تقبّل می کرد. زنانِ شلخته ، که در طولِ عمر باعزّت رنگ آشپزخانه را به چشم ندیده بودند. وقتی به ترازویِ عدالتِ کل احمد می خوردند و با قابلمه ی خالی راهی منزل می شدند،هزار تف و لعنت نثارِ روحِ مردگان او می کردند و با اخ ، اَه و پیف با او روبرو می شدند.
صاحبانِ مجلس ، هوای او را حسابی داشتند و تحتِ الفاظِ مختلف ؛ مژدگانی ، اعانه ، خوش باش ، هدیه به او می رسیدند و به اندازه ی مصرف سه چهار روزش ؛ میوه ، تنقلات و غذا به نافش می بستند.
اما آن چه تنفرِّ پدر بزرگ را بر می انگیخت عادت زشت این موجود کمیاب!!! بود که مثل فریضه ی پنج گانه در هر مجلس آن را به جا می آورد. بعد از هر مراسم ؛شیرینی ، شربت و هر چه اضاف می آمد ، جایی پنهان می کرد. روز بعد شبیخونی می زد و آن ها را روانه ی منزل مبارک می کرد.
یک بار ؛ دو سه تا از  ناقلاهایِ محل ، شربت های قایم کرده ی کل احمد را یافته بودند. پس از  کلی ریخت و پاش، شربت را با آشغال هایِ دم دست مخلوط کرده ، به هم زده بودند. معجونی ساخته بودند با رنگی شبیه کهنه ی بچه.
چند هفته ای ؛ شکم درد ، اسهال و استفراغ مهمان خانواده ی کربلایی شده بود اما فردا باز روز از نو و روزی از نو.
 این اواخر، کربلایی ، یک باره ،مثل قطره بارانی در دل تابستان محو شد. هر کسی برایِ غیبتِ کبرایش داستانی می ساخت. یکی می گفت ؛ توبه ی"نصوح" کرده ، رفته پیش علما تا کسبِ تکلیف کند برای اعمال سیاهش. دیگری می گفت : خود را تسلیم قانون کرده و دارد هوایِ پاکِ سیاه چال را به ریه می فرستد.سومی اضافه می کرد: زن جدید گرفته ، ماهِ عسل زده به دلِ کوه و جنگل.
پدربزرگ ، همین طور که سجاده اش را می بست، با خدا دردِ دل می کرد که ؛ بار پروردگارا ؛ من گفتم که گذرش به من نیفتد!!! نه این که او را از صفحه ی روزگار محو کنی. سپس رو به ما کرد و گفت :
یحتمل "احمدو" رفته کانادا.الان در ویلایِ لاکچری اش دارد گره کراواتش را باز می کند.زهر ماری !!! می نوشد و به ریشِ همه می خندد.

سکوتی سخت بر خانه حکم فرما شد...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1398/03/21 - 17:38
0
0
سلام و درود فراوان
عالی بود و بسیار شیرین
ای کاش هنگامی که کل احمد بنایی میکرد بعضی از اشعار بنا ها هنگام کار را نیز به قول خودتان به ناف داستان می بستید.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • افتتاح و آغاز عملیات اجرایی 209 پروژه با اعتبار 1656 میلیارد تومان در هفته دولت در بخش مرکزی دشتستان
  • بهره‌برداری از جاده سلامت ویژه بانوان وحدتیه با حضور فرماندار دشتستان / اجرای ۵۵ میلیارد تومان پروژه عمرانی در هفته دولت
  • جهش تولیدات کشاورزی بوشهر/ افتتاح ۷۲ طرح با سرمایه‌گذاری ۱.۹ همتی در هفته دولت
  • پروژه‌های هفته دولت، زمینه‌ساز ایجاد بیش از ۶ هزار فرصت شغلی جديد در استان شد
  • افتتاح زمین چمن اسلامآباد؛ گامی بلند در تحقق عدالت ورزشی روستایی در دشتستان
  • درخشش مستند بوشهری در جشنواره تلویزیونی مستند/ «از نظر دیگران» برگزیده آرای مخاطبان شد
  • وزیر اقتصاد از پتروشیمی جم بازدید کرد؛ بررسی روند تولید، بازسازی و برنامه‌های توسعه
  • طرح تولید ریزجلبک اسپیرولینا در دشتستان با حضور استاندار به بهره‌برداری رسید
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/07
  • اتحادخبر:عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/07
  • ۲۰ پروژه کشاورزی دشتستان افتتاح می شود
  • لزوم ورود صنایع به حمایت از ورزش قهرمانی؛ باشگاه‌های تیراندازی بوشهر نیازمند پشتیبانی مالی
  • پی گیری مشکلات حوزه راه، اینترنت، بهداشت و درمان و گازرسانی بخش بوشکان
  • تصاویر اتحاد خبر ازبهره‌برداری ۲ نیروگاه خورشیدی در دشتستان
  • تصاویر اتحاد خبر از بهره‌برداری از طرح تولید ریزجلبک اسپیرولینا در دشتستان
  • افتتاح واحد تولیدی انواع فرآورده های قهوه در دشتستان
  • تجدید میثاق بخشدار مرکزی دشتستان با شهدای شهر دالکی
  • صادق بارانی دادستان بندر گناوه شد
  • دیدار صمیمانه مدیرعامل شرکت قطب پتروشیمی سپهر لاوان با آموزگاران دوران دبیرستان
  • تجلیل از کارمندان نمونه دشتستان در سومین روز هفته دولت / تصاویر
  • اولین واحد تولیدی در منطقه آزاد بوشهر به بهره‌برداری رسید
  • بحران معیشت و فروپاشی منزلت اجتماعی
  • آغاز عملیات اجرایی و افتتاح ۷۳ پروژه عمرانی و اقتصادی در بخش چاه مبارک به مناسبت هفته دولت
  • نیچه از اوج نبوغ تا مرز جنون
  • متانول به‌عنوان مکمل بنزین؛ ارزیابی مهندسی عملکرد، آلایندگی و سازگاری موتور
  • رهن خانه؛ نیازی که در جدول دهک‌ها دیده نمی‌شود
  • تجدید میثاق رئیس‌ جمهور با آرمان‌های امام راحل
  • تبریکات زودهنگام و کالایی‌ شدن روابط اجتماعی
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • دختران مهر شبانکاره بر بام هندبال بوشهر
  • .: نصیبه حدود 2 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 3 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 4 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 6 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...
  • .: 😭 حدود 7 روز قبل گفت: باز هم کميته امداد ...
  • .: جعفر کثیر حدود 7 روز قبل گفت: عالی بود درد کنکور ...
  • .: جواد حدود 8 روز قبل گفت: با سلام از رسانه ...
  • .: دراهکی حدود 8 روز قبل گفت: خیلی خوب مثل خودشان ...
  • .: زهره عرب حدود 8 روز قبل گفت: درود بر استاد آتشی ...
  • .: بهرام منوچهری حدود 8 روز قبل گفت: سلام عرض ادب تشکر ...