امروز: دوشنبه 27 آذر 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 14 آذر 1396 - 11:50

اتحاد خبر: با شروع جنگ جهانی اول در سال 1293 شمسی برابر 1914 میلادی و اشغال بوشهر توسط انگلیسیها و فتوای علمای ایرانی مقیم کربلا و نجف و مبارزات شهید رئیسعلی دلواری با انگلیسی ها و به شهادت رسیدن وی در تنگک صفر، شهید میرزا محمدخان برازجانی جهت مبارزه با قشون انگلیسی با 300 نفر تفنگچی و فشنگ و تفنگ و مواد غذایی عازم سربست چغادک شد، مجاهدین دیگر ازجمله زائرخضرخان اهرمی و حسین خان چاهکوتاهی نیز عازم سربست چغادک شدند.

اتحاد خبر: با شروع جنگ جهانی اول در سال 1293 شمسی برابر 1914 میلادی و اشغال بوشهر توسط انگلیسیها و فتوای علمای ایرانی مقیم کربلا و نجف و مبارزات شهید رئیسعلی دلواری با انگلیسی ها و به شهادت رسیدن وی در تنگک صفر، شهید میرزا محمدخان برازجانی جهت مبارزه با قشون انگلیسی با 300 نفر تفنگچی و فشنگ و تفنگ و مواد غذایی عازم سربست چغادک شد، مجاهدین دیگر ازجمله زائرخضرخان اهرمی و حسین خان چاهکوتاهی نیز عازم سربست چغادک شدند. مقامات انگلیسی که از ورود مجاهدین به سربست چغادک مطلع شدند با قشونی مرکب از سواره نظام و پیاده نظام و توپ و تانک و مسلسل وارد چغادک شدند و جنگ سختی بین مجاهدین و قشون انگلیسی در گرفت .


در این جنگ هولناک چند نفر از مجاهدین ازجمله برادر میرزا محمدخان به نام میرزا محمود خان به شهادت رسیدند.در پایان جنگ سربست چغادک زائر خضر خان به خائیز و حسین خان چاهکوتاهی به بلوک و میرزا محمدخان به طرف برازجان رهسپار شدند لیکن چون انگلیسی ها قصد عبور از برازجان به سمت شیراز و اصفهان را داشتند ، غضنفرالسلطنه را تعقیب نمودند. ایشان در شور احمدی به کمک همرزمانی چون علی بیگ و محمد حسین بیگ خوشابی با انگلیسی ها به مبارزه پرداخت. انگلیسی ها از بوشهر کمک خواستند و میرزا محمدخان به برازجان عزیمت نمود. قشون انگلیسی وی را تعقیب نمود و چون انگلیسی ها به برازجان وارد شدند قلعه میرزا محمدخان را بمباران نمودند. ایشان جهت جمع آوری سپاه و جلوگیری از عبور انگلیسی ها به لرده که مکانی کوهستانی و صعب العبور بود ،عزیمت نمود . انگلیسی ها بین برازجان و دهقاید اسکان نمودند. غضنرالسلطنه شب ها از لرده به قشون انگلیسی شبیخون می زد و خطوط تلگراف و راه آهن آنان را تخریب می نمود که انگلیسی ها بابت خسارت وارده مبلغ 40 هزار تومان ایشان را که در آن زمان در بانک شاهی داشت، بلوکه نمودند و به ایشان پرداخت ننمودند، انگلیسی ها تصمیم گرفتند جهت قتل میرزا محمدخان به لرده بروند. 3 اردوی نظامی به فرماندهی ژنرال السمی و کاپیتان والاس و میجر فرنکرد از برازجان عازم لرده شدند. شب هنگام انگلیسی ها به لرده رسیدند و غضنفرالسلطنه جهت جمع آوری سپاه به ناخا رفته بود. انگلیسی ها چادر ایشان رابه آتش کشیدند و تمام اموال و دارایی و حتی یکی از نزدیکان ایشان در آتش سوخت . مردم سلحشور لرده زن و فرزندان میرزامحمدخان را نزد خود نگاه داشتند و به انتقام این اقدام با انگلیسی ها وارد جنگ شدند. صبح هنگام که میرزامحمدخان به لرده رسید به کمک زنان و مردان غیور لرده توانست 300 نفر از سپاه انگلیس را نابود کند . پس از جنگ لرده میرزا محمدخان کانون جنگ را به رود فاریاب که قلعه ای مستحکم داشت، تغییر داد. انگلیسی ها قلعه رودفاریاب را محاصره نمودند و میرزا محمدخان با کمک استاد غلامرضا بنازاده جنگ را ادامه می داد. انگلیسی ها با بالگرد قلعه را بمباران نمودند، ایشان با تیراندازی بالگرد را مورد اصابت قرار داد و توانست با جنگ و گریز خود را از محاصره قلعه رودفاریاب نجات دهد . سپس به شیراز عزیمت نمود.

ایشان در شیراز نزد والی فارس عبدالحسین میرزا قاجار رفت اما وی به جای دلجویی و تجلیل به او گفت که شما تا پایان جنگ تحت نظر در شیراز خواهید ماند. پس از پایان جنگ جهانی اول و انقراض دولت احمد شاه قاجار در سال 1304 شمسی رضاشاه به سلطنت رسید. کنسول گری انگیس در سال 1308 شمسی از رضا شاه درخواست نمود که میرزا محمدخان را از دشتستان به تهران تبعید نماید. رضا شاه به سردار انتصار که در آن زمان والی بوشهر بود دستور داد که میرزا محمدخان را به تهران تبعید نماید و سردار انتصار میرزا محمدخان را به بوشهر احضار نمود و گفت طبق دستور رضاشاه شما باید به تهران بروید و چون ایشان نپذیرفت مدتی ایشان را در بوشهر بازداشت نمود.

مردم دشتستان حدود یک هزار نفر جهت اعتراض و آزادی غضنفرالسلطنه به بوشهر رفتند و آزادی میرزا محمدخان را خواستار شدند. سرداد انتصار وقتی با واکنش مردم دشتستان مواجه شد میرزا محمدخان را آزاد نمود. اما گزارشی مبنی بر اینکه این فرد متمرد است و از آمدن به تهران امتناع ورزیده است، به تهران ارسال نمود. رضا شاه جهت قلع و قمع میرزا محمدخان 3 اردوی نظامی به فرماندهی سرهنگ احمد معینی از شیراز به دشتستان اعزام نمود. میرزا محمدخان برای بار دوم با خانواده به بلوک بوشکان رهسپار شد . پس از جنگ و گریزهای پی در پی در نقاط کوهستانی خون، ارغون و کلمه چون اردوهای رضاشاهی نتوانستند ایشان را مغلوب کنند ، رضا شاه از فردی محلی برای به شهادت رساندن ایشان استفاده نمود. قاتل پس از به شهادت رساندن میرزامحمدخان در گردنه شاه پسرمرد در سال 1308 شمسی بلوک بوشکان را از رضاشاه پاداش گرفت.

خدمات ارزنده میرزا محمدخان در دشتستان

-          سه باب مسجد به نام های مسجد قلعه ، مسجد جنت و مسجد جامع دهقاید 

-         تاسیس نخستین مدرسه در شهر برازجان

-         دو باب آسیاب آبی در روستای بارگاهی و نینیزک جهت رفاه مردم دشتستان

-         ایجاد شعبه ای از حزب دموکرات در برازجان که حزبی آزادی خواه و مخالف استعمار انگلیس بود غضنفرالسلطنه فردی متدین بود. نماز و تعقیبات ایشان مشهور بود درهنگام شهادت در 21 ماه رمضان ایشان روزه بود. علم فقه و اصول را در شیراز نزد آیت الله شیخ مرتضی محلاتی آموخته بود. ایشان سخنور و شاعر بود و در آن زمان روزنامه ندای حق را در برازجان منتشر نمود. آرامگاه ایشان جوار امامزاده شاه پسرمرد می باشد- نقل از کتب تاریخی معتبر.

 

عضو خانواده شهید، بهمنیار تنها



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/09/23 - 13:24
0
1
شهید میرزا محمدخان برازجانی شخصیتی مبارز وشجاع بود : ایشان در دفاع از وطن چنان استوار بود که انگلیسیها وی را دشمن شماره یک بریتانیا نامیدند وبرای بیرون راندن انگلیسیها از بوشهر وخلیج فارس حتی به فرمانده نظامی فارس یاورعلیقلیخان پسیان نامه نوشت واز وی کمک خواست دراین مطلب قسمتی از نامه ایشان به نقل از کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری تالیف علیمراد فراشبندی نقل می شود : اوضاع دشتستان ومیدان جنگ مثل سابق ، آقایان مجاهدین واحرار به انجام وظیفه سنگینی که از جانب پروردگار بدانها محول شده مشغول هستند وبعون الله مجاهدین مانند سد سکندر در مقابل قوای نا محدود دشمن ایستادگی می کنند و ثبات قدم بخرج داده ومی دهند : اگر افراد نظامی به میدان جنگ بیایند : مجاهدین همه گونه محبت به آنان خواهند کرد ، متعجبم تا کی وتا چه وقت حضرتعالی وسایر صاحبمنصبان همفکر ، رشته پوسیده ای که بین شیراز وتهران باقی است پاره نکرده وبا خونسردی به تعدیات اجنبی در بوشهر ودشتستان تماشا می کنید ؟ در خاتمه امیدوارم که عطف توجهی به بوشهر ودشتستان فرموده وهر طور هست امدادی بکنید : ایام استقلال وعظمت ایران پاینده باد : خادم الشریعه محمد غضنفر السلطنه .
1396/09/21 - 01:37
0
0
با سپاس فراوان از برادر گرامی آقای بهمنیار بابت انتشار اطلاعات ارزشمندشان و احسنت به غیرت و تعصب ایشان نسبت به شهید میرزا محمد خان والا مقام که به حق بود اما حقش ادا نشد، گناه آن بزرگوار‌ به جز حب دین و وطن، دفاع ازآب و خاک و مردم سرزمنیش و بخطر انداختن جان و مال و خانواده خویش برای موارد ذکر شده چه بود؟ کسانی که از کنار حق ضایع شدن ایشان بی تفاوت می گذرند لحظه ای به خود بیایند و بیاندیشند، خدا را در نظر بگیرند و به حق داوری کنند، در پایان از آقای بهمنیار پرسشی دارم که امید به پاسخ آنست، در همایش زنان لرده از رهبر مبارزه هیچ یادی نشد و امام جمعه محترم بوشهر و سایر مقامات در بیانات خویش از شهید دلاور دشستان سخنی به میان نیاوردند، چرا دلسوزانی چون شما و آقای صابری و دیگر عزیزان هیچگونه اعتراضی نکردید؟ بی صبرانه منتظر جواب منطقی شما ،حاج صابری عزیز که همیشه در صف اول دفاع از حق میرزای شهید بوده اند و دیگر یاران که عشق به دیار و اسطوره آن دیار در دل پاکشان موج می زند هستم با آرزوی روزی که حق جلوه گر شود
1396/09/18 - 17:24
0
1
در کتاب جغرافیای تاریخی دشتستان، تالیف حبیب قاسمی نقل شده است که جد ، میرزا محمدخان به نام سالم ، تعزیه خوانی را در برازجان مرسوم کرده بود ، اما بعد از فوت ایشان چندین سال برگزار نمی شد ، تا اینکه در زمان ضابطی غضنفرالسلطنه که ارادت خاصی به ائمه دین داشت ، حاج علی اکبر را مسئول تعزیه خوانی کرد و در ایام محرم برگزار می شد . اشعاری چند از شهید میرزا محمد خان برازجانی : ای بیهده دل شاکیم از دست تو بیمار //// هر چند نصیحت کنمت می کنی انکار /// امسال برآنم که بتر گشته ای از پار/// هر سال همه صوم نبودی تو بزهکار //// و امسال کنی معصیت حضرت دادار /// ترسم که ترا عاقبت سو ء بگیرد /// واندر صف محشر پیمبر نپذیرد //// گر این تن بیچاره به این حال بمیرد //// در قبر که رفتی علی ات دست نگیرد //// گردی خجل و منفعل اندر بر کفار .......
1396/09/18 - 10:17
0
1
در کتاب تاریخ سیاسی ومبارزات مردم برازجان تالیف حاج اکبر صابری نقل شده است : که شهید میرزا محمد دارای تعصب وغیرت اسلامی بود در 100 سال پیش که زنان ومردان انگلیسی را از شیراز به برازجان منتقل کردند ، در دژ فعلی که آن زمان جایگاه طرح جنگ مجاهدین دشتستانی علیه انگلیس بود جای دادند، غضنفرالسلطنه برازجانی دستورداد که خانمها طبقه بالا وآقایان طبقه پایین اسکان داده شوند وچون چند خانم انگلیسی بیماربودند ، واسموس آلمانی که در برازجان بود قصد داشت به عیادت خانمهای انگلیسی که در طبقه بالا بودند برود ، میرزا محمدخان متوجه شد : گفت مسیو کجا ؟ واسموس گفت: می خواهم به عیادت خانمهای انگلیسی بروم غضنفرالسطنه گفت : واسموس اینجا کشور اسلامی است شما اجازه ندارید به ملاقات خانمها بروید واسموس گفت آنان مسیحی هستند ومن هم مسیحی هستم زنان مسیحی به مردان روی نمی گیرند ، پا گذاشت به پله که بالا برود !!! میرزا محمد گلنگدن تفنگ راکشید و دست را پشت ماشه گذاشت: وگفت اگر رفتی بالا ماشه را می کشم !!! واسموس نگاهی به ایشان کرد تا در حقیقت عصبانی است گفت: معذرت می خواهم وبرگشت پایین/ص
1396/09/14 - 20:29
0
1
به نقل از کتاب تاریخ نوشته علیمراد فراشبندی غضنفرالسلطنه جهت مبارزه با انگلیسیها با 300 نفر مبارز دشتستانی ومهمات لازم ومواد غذائی وارد سربست چغادک می شود وجهت مبارزه با دشمن قلب سنگر را انتخاب می کند ، مقامات انگلیسی مطلع می شوند که ایشان به مجاهدین پیوسته است مدت 15 روز به وی نامه می نویسند که از منطقه دشتستان فقط عبور می کنند وبه شیراز واصفهان می روند ، میرزا محدخان در سنگر می ماند و آماده جنگ می شود ، سرانجام مستر چیک کنسول انگلیس در بوشهر همراه با دریابیگی به سنگر ایشان می روند و به وی می گوید 70 هزار لیره انگلیسی بتو می دهم بشرطی که مانع عبور سپاهیان ما نشوی ، میرزا محمدخان به تندی به او می گوید : اگر هفتاد میلیون لیره هم بدهید دست از جنگ نمی کشم مگر اینکه توپ وتانک شما روی جسدم عبور کند چرا شما بوشهر وخیج فارس را ترک نمی کنید و به کشورتان نمی روید ؟ که سرانجام جنگ شروع می شود و بعداز مدتی جنگ : چون انگلیسیها از نظر سلاح جنگی برتری داشتند مجاهدین شکست می خورند و آخرین نفری که به احترام قرآن واصراز همرزمان سنگر را ترک می کند شهید میرزا محمد خان برازجانی بود
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین