امروز: پنجشنبه 03 مهر 1399
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 29 مرداد 1399 - 08:00
اختصاصی اتحاد خبر/ سرویس ادبیات حماسی

اتحادخبر-حسرت محمودآبادی:کتاب آسوریک یکی از کهن ترین کتاب های پارسی ست که وجه مشخصه ی آن نمایاندن آیین مهر و پیشینه و جایگاه تاریخی آن در ایران باستان می باشد. پیش از زرتشت ایرانیان دینی چند ایزدی داشتند و گرانقدرترین ایزد که خدای پیمان و تعهد  بود میترا نام داشت. مهر پرستی یا آیین مهر ، آیینی بود بر پایه پرستش میترا. مهر ایزد در...

نگرشی بر منظومه کهن درخت آسوریک (۱)

حسرت محمودآبادی:


کتاب آسوریک یکی از کهن ترین کتاب های پارسی ست که وجه مشخصه ی آن نمایاندن آیین مهر و پیشینه و جایگاه تاریخی آن در ایران باستان می باشد. پیش از زرتشت ایرانیان دینی چند ایزدی داشتند و گرانقدرترین ایزد که خدای پیمان و تعهد  بود میترا نام داشت. مهر پرستی یا آیین مهر ، آیینی بود بر پایه پرستش میترا. مهر ایزد در تاریخ اساطیری ایران جایگاه ویژه ای داشت. در دوران بعدی زرتشت پیامبر ایرانی در آیین خود اهورا مزدا را هستی بخش یکتا و آفریدگار جهان دانست و ایزدان متعدد را رد کرد و با خرافاتی که طی قرون و هزاره ها گِرد اندیشه ی ایرانی پیله تنیده بود به مبارزه برخاست. نشانه های آیین مهر در ایران و جهان با تفاوت های برخاسته از فرهنگ شرق و غرب در نقاط مختلف جهان تا کنون برجاست . آیین و فرهنگ مهر در جهان باستان پراکنده شده چنانچه تا کنون نیز در زندگی ما نقش و حضور دارد. ادبیات و شعر کلاسیک ، هنر معماری ، فرهنگ فولکلور در ایران و دیگر نقاط جهان و... همه آکنده از نشانه های میترایی است. مهر و آیین آن در طول تاریخ مورد توجه همگان بوده و روح این آیین در تاریخ ما سایه گستر و رابطه ای مستقیم در جان کلام ادبیات این مرز و بوم دارد.  در جایی در کتاب بُز رو به درخت چنین می گوید :

ستایم کیش مزدا را که ایزد داد تعلیمش 

حال با این مقدمه به درخت آسوریک می پردازیم:


شنیدستم که شد با بُز ، درخت اندر سخن بازی


 کتاب با این مصرع روایت را آغاز کرده و خواننده را به همین سادگی به خواندن ترغیب می کند. این کتاب دارای اهمیت بسیار است که تلاش بر آن است که به اختصار نکات ارزنده و شاخص آن برشمرده شود. در آغاز ارتباط این کتاب  با آیین مهر در ایران باستان  بیان شد و گره خوردن اندیشه ها و باورها در بیان مکتوب آثار به جا مانده چون این منظومه که حول مناظره بُز و درخت خرما شکل گرفته است و دارای اهمیت تاریخی و ادبی و جهان اندیشه و باور مردمان بسیار دور ایران می باشد در این مناظره  درخت و بُز هر یک برتری های خود را بازگو می کنند که از همین طریق می توان به شناخت فرهنگی و حتی نحوه زندگی  دو تمدن متضاد (یکی ایرانی و یکی سامی = بز نماد فرهنگ ایرانی و درخت نماد فرهنگ سامی) پی برد . این منظومه کهن بنابر یک حدس منطقی ، می تواند به سه الی چهار هزار سال پیش به دوران تصادمات اولیه قبایل ساکن ایران با آسوریان باشد و آنچه این حدس را قوت می بخشد ، نقش بُز به شکل سمبلیک یا طبیعی در آثار باقی مانده از آن دوران می باشد همچنین نقش درخت خرما . درخت آسوریک داستانی منظوم به جا مانده از زبان پهلوی ، نوشته شده به پارتی و خط پهلوی ست هر چند در این متن تطبیق مسائلی چون وزن و قافیه و بحرهای عروضی با قواعد شعری کاملا امکان پذیر نیست اما شعر بودن برخی متون پهلوی چون این منظومه ثابت شده است. مصراع ها شش و یازده هجایی هستند به تعبیری در این منظومه ، وزن را می توان ترانه عامیانه دانست چرا که در متن اصلی کتاب وزن عروضی وجود ندارد. این اثر ادبی مناظره فاخرانه میان درخت خرما و بُز است با اسلوب ها و آرایه های ادبی چون چیستان ، تمثیل و  همچنین آرایه های بیانی چون تشبیه ، استعاره و کنایه که گاه موجب تکبر و فخر کلام در مناظره می شود .


در جایی بُز خطاب به درخت می گوید :


وگر پاسخ دهم ، آن نیز کاری هست نا در خور
مرا ننگی گران باشد به گفتنت پاسخی گفتن

این اثر کهن همچنین نخستین پویا نمایی جهان نیز محسوب می شود که در آثار جا مانده شهر سوخته کشف گردیده هنری که کنون او را انیمیشن می نامیم. بنابراین منظومه ی درخت آسوریک تنها به دوران اشکانی یا ساسانی تعلق نداشته بلکه در اعماق هزاره ها در فرهنگ ایرانی نمود داشته است. پنج تصویر که با کنار یکدیگر قرار دادن آنها بُز به حرکت در آمده به سمت درخت خرما می جهد و برگ های او را می خورد که این حاکی از نبوغ و هنر و خلاقیت مردمان ایران باستان است .
در این منظومه درخت خرما با بُز را نماد دو تمدن می دانند که هر یک با به رُخ کشیدن ویژگی های خود قصد فخر و برتری بر دیگری را دارد که در نهایت با پیروزی بُز به پایان می رسد به تاویلی علت فاتح بودن بُز همان حرکت و پویایی اوست که خود نیز او را بیان می کند . با توجه به قدمت این اثر می توان گفت این مناظره کهن ترین مناظره در ادبیات پارسی است که بعدها فن مناظره به وسیله شاعرانی چون اسدی طوسی و دیگران دنبال شد و گاه تا مقام مناظرات اجتماعی و فلسفی عمق پیدا کرد.



ادامه دارد...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1399/06/03 - 14:26
0
1
با سپاس از جناب بوشهر پژوه. بسامدی اندک یک نام برای بانوان دلیل بر برداشت منفی از آن نمی شود. هنگامی که این واژه نام گل هست با آن حسرت که بار منفی دارد متفاوت است و نباید یکی پنداشته شود. اسپندیار نیز دلیل دارد و دلیل آن این بلند بیت هاست که از زبان شاهزاده ی بزرگ ایرانی به رستمی گفته می شود که پیشنهاد می دهد که به جای خودشان سپاهیان با یکدیگر وارد جنگ شوند و در دنیای سیاست بی نظیر است:

مبادا چنین هرگز آیینِ من
سزا نیست این کار در دین من
که ایرانیان را به کشتن دهم
خود اندر جهان تاج بر سر نهم
1399/06/02 - 18:10
0
1
درود بر شما بزرگوار (بوشهر پژوه) خرسندم که خواندید و نظر خویش را بیان فرمودید. استان بوشهر و دشتستان با آن قدمت تاریخی جای کندوکاو های فراوان دارد شناخت شما که فرزند نیک پندار آن دیار کهن هستید به مراتب بیشتر و جامع تر از بنده می باشد. امید از دیدگاه و دانش شما بیش از پیش بهره مند شویم. سرفراز و پیروز باشید.
1399/06/02 - 18:07
0
0
با سپاس از اسپندیار :بسامدی نام "حسرت"برای بانوان بسیار بسیار اندک است!بار منفی واژه را نمی توان نادیده گرفت حتّا اگر نام "گل" ی باشدآراستی:"اسپند یار" چرا؟که گفتت برو دست/پای رستم ببند؟
1399/06/01 - 13:40
0
1
درودها بر آقا یا بانوی بوشهر پژوه. نام بانو محمودآبادی به معنای افسوس نیست بلکه نام ایشان برگرفته از نام نوعی گُل کمیاب هست که در ارتفاعات کردستان می روید. فیاض لاهیجی در این بیت به گُل حسرت اشاره کرده است:

ذوقِ صحبت، میلِ عشرت ، سیرِ گُل ، دیدار یار
من چه دانستم که حسرت این همه دارد بهار

من نیز که شاهدخت را پیشوند نام گرامی بانو محمودآبادی کردم به دلیل احترام بسیار زیادی ست که به ایشان دارم و شایسته ی چنین پاژنامی هستند...

پیروز باشید
1399/05/30 - 20:47
0
0
از این که "اسپندیار" نام "شاهدخت" را برای بانو "دولت آبادی" برگزیده است بسیار شاد شدم. امیدوارم این بانوی ارجمند هر چه زودتر نام خود را تعویض کند. دیگر این که:در نزدیکی خودمان شهر باستانی زیر آب رفته ی "مهروبان" *به معنای "نگهدارنده ی مهر" درجنوب بندر دیلم می تواند دست مایه ی پژوهشی ژرف قرار گیرد!*Mehr u baan
1399/05/29 - 09:51
0
1
درودها بر شاهدخت محمودآبادی گرانقدر و شاعر و منتقد ارجمند. شما مایه ی افتخار همه ی ما هستید. ما را از دریای دانش خود بی نصیب نگذارید. شاهدخت محمودآبادی مصداق بارز یک زن به از صد مرد است...
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • شب ششم محرم در برازجان/ تصاویری از عزاداری و رعایت پروتکل های بهداشتی
  • آرزو دارم به عنوان یک خانم دشتستانی جام جهانی را قضاوت کنم/ تست های خوبم را مدیون هوای گرم برازجان هستم
  • کشف جسد با هویت ناشناس در ساحل بوشهر/ تصاویر
  • تصاویر اتحاد خبر از مراسم شب تاسوعا در مسجد دلگشا برازجان
  • پیکر طنز پرداز دشتستانی در کنار فرج الله کمالی آرام گرفت/ تصاویر اختصاصی
  • بازدید معاون بهداشتی وزارت بهداشت و درمان از بیمارستان شهید صادق گنجی برازجان / تصاویر
  • واکنش رییس شورای اسلامی شهر برازجان به خاکبرداری اطراف آرامگاه غضنفرالسلطنه
  • آئین افتتاح و بهره بردای از جاده گردشگری آب پخش/ تصاویر
  • امرو هیچستانی طنز پرداز شاخص دشتستانی هم آسمانی‌ شد
  • پیکر نویسنده و تاریخ پژوه برازجانی تشییع شد / تصاویر
  • تصاویر اتحاد خبر از مراسم شب عاشورا در مسجد دلگشا برازجان
  • توپخانه طنز
  • درباره امام حسین (ع) و واقعه ی کربلا
  • محمد جواد فخرایی هم آسمانی شد
  • آسمان بار امانت نتوانست کشید