- درآمد شش ماهه جم پیلن به ۱۵/۲ همت رسید؛ سود عملیاتی ۱۷۶ درصد جهش کرد
- اقدام بزرگ مدیرعامل شرکت مخازن سبز در مدارس شهرستان عسلویه؛ آموزش تخصصی آتشنشانی صنعتی سطح یک و دو برای ۹۰ دانشآموز هنرستانهای اخند و سواحل
- کرونا و آنفلوانزا به آستانه هشدار رسیدند
- مسیر واردات کیتهای آزمایشگاهی سخت شده است
- وزیر اقتصاد از مجلس کارت زرد گرفت
- مهاجرانی: با عزت صلح را دنبال میکنیم؛ در دفاع از کشور کوتاه نمیآییم
- پوردهقان: در صورت تکرار شوک ارزی استیضاح وزیر اقتصاد را پیگیری میکنیم
- تابآوری بومگردیهای بوشهر درجنگ؛ ضرورت عبور از بحران به توسعه پایدار گردشگری
- ترخان: یادواره شهدای خارگ ۲۲ دیماه برگزار میشود
- بخشدار ویژه خارگ: یادمان شهید غواص جزیره ساماندهی شود
اتحاد خبر: روزنامه ایران یک رخداد عجیب را از زبان یک زن کرمانشاهی نقل کرده است.
اتحاد خبر: روزنامه ایران یک رخداد عجیب را از زبان یک زن کرمانشاهی نقل کرده است.
این روزنامه نوشته است:
«رویا» سن و سالی نداشت اما سختیهای زندگی چهرهاش را در هم شکسته بود. مدام گریه میکرد و میگفت اشتباه کردم. روی صندلی نشست و جرعهای آب نوشید. بدون مقدمه لب به سخن گشود: درست هشت سال پیش بود. شوهرم برای امرار معاش از این شهر به آن شهر میرفت. پسر اولم پنج سالش بود. در نبود «سعید» تنهاییام را پر میکرد و سنگ صبورم بود. در آن شرایط که برای تأمین هزینههای ضروری زندگی و خورد و خوراک پسرمان هم مانده بودیم من دوباره باردار شدم. شوهرم وقتی موضوع را فهمید لبخندی زد و گفت: «نگران نباش. بیشتر کار میکنم. خدا روزی رسان است.»
اما من نمیتوانستم نگران نباشم. در طول 9 ماه بارداری همش به آینده نامعلوم فرزندی که در شکم داشتم فکر میکردم. وقتی کمبودها و حسرتهای پسر اولم را میدیدم هزار فکر اشتباه به ذهنم میرسید اما... زمان زایمانم نزدیک بود اما شوهرم بهخاطر کار به شهرستان رفته بود و به ناچار تنها به بیمارستان رفتم. فرزندم به دنیا آمد؛ پسری تپل و دوست داشتنی که همه کارکنان بخش عاشقش شده بودند. نمیدانستم در آن شرایط باید خوشحال باشم یا ناراحت... نمیخواستم فرزند دومم را هم با حسرت و آرزوهای دست نیافتنی بزرگ کنم. در همین فکرها بودم که ناگهان ضجههای زن کنار تختیام مرا به خود آورد. آن زن بچهاش مرده به دنیا آمده بود و پزشکان گفته بودند دیگر هرگز نمیتواند باردار شود. ظاهرشان نشان میداد دستشان به دهانشان میرسد. نمیدانم چطور شد که آن فکر لعنتی به ذهنم رسید. کاش همسرم آنجا بود و نمیگذاشت آن کار را انجام دهم.
آرام از تخت پایین رفتم و با درد وحشتناکی که داشتم خودم را کنار آن زن رساندم. همه جسارتم را جمع کردم و بچه را به آغوشش سپردم. آن زن شوکه شده بود. گفتم: «میخواهی مادرش باشی؟» او و همراهانش بهت زده نگاهم میکردند و این سؤال در ذهنشان بود که مگر میشود مادری بتواند اینقدر راحت از فرزندش بگذرد اما وقتی داستان زندگیام را برایشان گفتم آنها حاضر شدند با پرداخت مبلغی این معامله را انجام دهند. پول را از آنها گرفتم و در حالی که خودم را ملامت میکردم و اشک میریختم به شوهرم زنگ زدم. او که منتظر شنیدن خبر تولد فرزندمان بود وقتی صدایم را شنید ساکت شد. به او گفتم بچه مرده به دنیا آمد.
شنیدن صدای گریههای همسرم داشت دیوانهام میکرد اما برای دلداری به او گفتم: «سرنوشت این بچه آخرش هم مرگ بود و ما هم نمیتوانستیم کاری برایش بکنیم.»
آن روز بدون فرزندم به خانه برگشتم اما تا همین امروزکه 8 سال از آن ماجرا میگذرد چهره معصوم نوزادم جلوی چشمم است. سالها از آن روز گذشت، شوهرم با کار و تلاش توانست یک شغل مناسب پیدا کند و زندگیمان روی روال افتاده بود. اما عذاب وجدان آن تصمیم اشتباه لحظهای رهایم نمیکرد. این شرایط ادامه داشت تا اینکه یک روز صبح که در خانه تنها بودم زنگ در به صدا درآمد. پسرم در را باز کرد. زن و مردی هراسان وارد حیاط شدند. وقتی از پنجره بیرون را نگاه کردم شوکه شده بودم. او همان زنی بود که پسرم را به او فروخته بودم. آن زن مانند همان روز اول گریه میکرد و با التماس از من کمک میخواست و سراغ شوهرم را میگرفت. نمیدانستم چه اتفاقی افتاده اما هر چه بود نباید آنها با همسرم روبهرو میشدند.
زن در میان گریههایش گفت: «پسرت سرطان گرفته و پزشکان گفتهاند فقط با پیوند مغز استخوان از پدرش نجات پیدا میکند.» دیگر هیچ کلمهای نمیشنیدم. دنیا دور سرم میچرخید و از بیرحمی روزگار اشک میریختم. در آن لحظه فقط آنها را از خانه بیرون کردم. اما حتی تصورش را هم نمیکردم که بعد از رفتاری که داشتم آنها از آنجا نروند. نزدیک غروب بود که همسرم خشمگین و عصبی وارد خانه شد. آنقدر سرخ شده بود که جرأت نمیکردم نگاهش کنم. زن و مرد جوان جلو در منتظر بودند.
آنچه نباید میشد اتفاق افتاده بود. رازی که سالها برای پنهان ماندنش تلاش کرده بودم فاش شد و من حرفی برای گفتن نداشتم. همسرم نمیتوانست این اتفاق را باور کند و مدام میگفت: «حتماً تو به من خیانت کردی وگرنه بچه من پیش این زن و شوهر چه میکند.»
من هر چه سعی میکردم موضوع را توضیح بدهم بدتر میشد. تا اینکه نتیجه آزمایشها این اتهام را از من برداشت. عمل پیوند انجام شد و پسر کوچولویم از مرگ نجات یافت. اما همسرم پس از ترخیص شدن از بیمارستان دیگر با من حرف نزد. او فقط یک بار پسرمان را دیده بود اما برای اینکه آرامشش را به هم نزند، هیچ حرفی به او نزده بود.
روز بعد «سعید» به دادگاه رفت و درخواست طلاق داد. او به قاضی گفت: «من دیگر به این زن اعتماد ندارم. معلوم نیست در این سالها، زمانی که من در شهری دیگر دنبال کار بودم او چه چیزهایی را از من پنهان کرده است.» همسرم حتی بعد از جدایی پسر اولم را هم پیش خودش برد و میگفت: «تو ثابت کردی که نمیتوانی مادر خوبی باشی.»
به خاطر یک تصمیم اشتباه و پیشبینی غلط همه زندگیام را باختم.
تازه ترین خبرها
- کرونا و آنفلوانزا به آستانه هشدار رسیدند
- مسیر واردات کیتهای آزمایشگاهی سخت شده است
- وزیر اقتصاد از مجلس کارت زرد گرفت
- مهاجرانی: با عزت صلح را دنبال میکنیم؛ در دفاع از کشور کوتاه نمیآییم
- پوردهقان: در صورت تکرار شوک ارزی استیضاح وزیر اقتصاد را پیگیری میکنیم
- تابآوری بومگردیهای بوشهر درجنگ؛ ضرورت عبور از بحران به توسعه پایدار گردشگری
- بخشدار ویژه خارگ: یادمان شهید غواص جزیره ساماندهی شود
- بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار تردد بیناستانی در جادههای بوشهر ثبت شد
- ترخیص شبانهروزی کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید در استان بوشهر
- فرماندار دشتی: کارکنان حوزه سلامت عرصه خدمترسانی را رها نکرده اند
- نرخ حواله پنج ارز در مرکز مبادله ایران اعلام شد
- ورود سامانه بارشی جدید به کشور از پنجشنبه؛ بارش برف و باران در راه است
- کالابرگ کد ملیهای ۷، ۸ و ۹ شارژ شد
- طلب ارزی واردکنندگان کالاهای اساسی ۴.۰۷ میلیارد یورو تأیید شد
- نقشهی راه نخبگان کشور برای «ایران هرچه قویتر»
- قالیباف: درآمد حاصل از صرفهجویی گاز به حساب خانوارها واریز شود
- سرلشکر عبداللهی: هیچ شناور متخلفی امنیت نخواهد داشت
- نشست چهارجانبه تهران، ثمره مقاومت ملت ایران و رشادت نیروهای مسلح بود
- پزشکیان: قهرمانی کشتی فرنگی جلوهای از اراده ملت ایران است
- قیمت بلیت دربی بانوان مشخص شد
- استقلال بدنبال هت تریک پیروزی و ماندن در بالای جدول؛ تقابل با خودیها
- واکنش اسبقیان به اعمال نظر وزیر ورزش در رای بازی تراکتور و ملوان
- موافقت وزارت بهداشت با دریافت اوراق گام
- ظفرقندی: مسائل پرستاران را با رئیسجمهور مطرح میکنم
- مصرف یک مشت آجیل در روز خطر فشارخون بالا را کاهش می دهد
- ارتباط تابش کمتر نور و بالا رفتن خطر زوال عقل
- آشنایی با ۵ ماده غذایی گیاهی سرشار از آهن
- معرفی ۵ ماده غذایی برتر برای جلوگیری از سنگ کلیه
- تقوینیا: ماشین جنگی آمریکا با بودجه صد برابری مغلوب اراده ملت ما شد
- ایثارگران آموزش و پرورش بوشهر تجلیل شدند
- شیرافکن: اصناف در سختترین شرایط پای کار مردم هستند
- کشف و ضبط ۲ بهله شاهین در دشتستان
- استاندار بوشهر: بندر بوشهر به عنوان مبدا کالای ملوانی شناخته شد
- مدیرکل آموزشوپرورش بوشهر: تکمیل پروژههای آموزشی شتاب بگیرد
- امام جمعه دشتستان: بانوان در نبرد ترکیبی اخیر پیشگام و پیشتاز بودهاند
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/05
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/05
- بقایی: در وضعیت جنگی هستیم و در دفاع از خود درنگ نمیکنیم
- تلاش استقلال برای تداوم اقتدار؛ پالایش نفت در اندیشه برد دوم
- بحران مالی مس رفسنجان؛ والیبال قربانی بدهیهای انباشته
- امتیازات «پَرکشیده» برای سرخابیها؛ غرش سپاهان و تراکتور برای جام
- دستور جمعآوری فوری قرص FAT FAST و پودر هموستاز غیرمجاز صادر شد
- احتمال بارش باران در استان بوشهر از اواخر هفته
- هشدار بارندگی در ۸ استان؛ سامانه بارشی جدید پنجشنبه وارد کشور میشود
- آمادهباش کامل سازمان حفظ نباتات برای مقابله با مخاطرات النینو
- عراق با بستن مرز، مردم خودش را تنبیه میکند؛ تجارت پابرجاست
- پنج دستگاه" ام آر آی" در استان بوشهر فعال است
- دوره مربیگری فوتبال B آسیا در بوشهر آغاز شد
- ۱۵ هزار بیمار خاص دربوشهر از حمایتهای بیمه سلامت برخوردار هستند
- ۵۷ دستگاه استخراج غیرمجاز رمز ارز در استان بوشهر کشف شد


چاپ خبر

