امروز: شنبه 16 آبان 1405
- زیر میزی!!!
- پتروشیمی پارس مناقصه تأمین و تزریق پرلیت مخزن پروپان را به ارزش ۳۵۰ میلیارد ریال برگزار میکند
- حیدری: صادرات جم به چین قابلیت افزایش از ۲۵۰ به ۵۰۰ هزار تن را دارد
- پتروشیمی پارس از پیشگامان نوآوری و عملکردهای ویژه کارکنان تجلیل کرد
- 15 آبان سالروز مجتمع پتروشیمی خارک گرامی باد
- حبیب مظلومی و مجتبی غلامی، نمایندگان پتروشیمی زاگرس در مسابقات جهانی آتشنشانان
- نقشه راه دیپلماسی منطقهای انرژی ایران تصویب و ابلاغ شد
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
تاريخ انتشار: 27 آذر 1396 - 12:35
گفت و گو با قدیمی ترین تئاتری ایران
اتحاد خبر: می گوید در آن روزگار عوام مشتری تئاتر نبودند و امثال ما را مطرب لقب می دادند. اقلیت خواص و روشنفکران به دیدن تئاتر می آمدند. از جمله ایراندخت خانم دختر بزرگ احمدشاه قاجار که شبی با همسر و دخترش زینت به دیدن نمایشی از داریوش اسدزاده می آیند و از آن شب باب آشنایی داریوش جوان و این خانواده باز می شود. زینت دلباخته داریوش می شود و به او پیشنهاد ازدواج می دهد!! و در نهایت این دو در سال 27 با هم ازدواج می کنند.
اتحاد خبر: می گوید در آن روزگار عوام مشتری تئاتر نبودند و امثال ما را مطرب لقب می دادند. اقلیت خواص و روشنفکران به دیدن تئاتر می آمدند. از جمله ایراندخت خانم دختر بزرگ احمدشاه قاجار که شبی با همسر و دخترش زینت به دیدن نمایشی از داریوش اسدزاده می آیند و از آن شب باب آشنایی داریوش جوان و این خانواده باز می شود. زینت دلباخته داریوش می شود و به او پیشنهاد ازدواج می دهد!! و در نهایت این دو در سال 27 با هم ازدواج می کنند.
هفته نامه نکته - میلاد جلیل زاده؛ پیرمرد یکم آذرماه وارد نود و پنج سالگی شده است شیرین تر از هر کسی این خاطرات را تعریف می کند. از بیمارستان تازه مرخص شده بود و علیرغم کسالت با بزرگواری برای گفت و گو با ما وقت گذاشت. حتی رسمیت لباس داخل منزلش هم کم از بیرون ندارد. منظم و بادیسیپلین است و این را مرهون تربیت تئاتری دوره جوانی اش می داند. شگفت انگیز است اگر بدانیم او در سال های ابتدایی دهه 20 در لاله زار تئاتر روی صحنه می برده؛ زمانی که خیابان شاهرضا (انقلاب اسلامی فعلی) هنوز آسفالت نشده بود و داریوش خان شب ها بعد از اتمام کارش در تئاتر به تقاطع این خیابان با لاله زار می رفت و شام را در رستوران لئون صرف می کرد.
او روزگار طلایی لاله زار را به چشم دیده است. درواقع او شاهد زنده تمام اتفاقات تاریخ معاصر به ویژه تاریخ معاصر هنر در 8 دهه گذشته بوده و این همه او را دوچندان گرامی تر می کند. ذهنش پر از خاطرات است و اگر سرحال و کیفور باشد شیرین و خواستنی تعریف شان می کند. خوشبختانه بخش مهمی از این خاطرات را در چند جلد کتاب ثبت کرده اما خاطرات بسیار دیگر هم دارد که یا قابل چاپ نیست یا خودش ترجیح می دهد ناگفته بماند. در ابتدای قرن حاضر شمسی روند مدرنیزاسیون ایران آغاز شده بود. سیدعلی نصر نمایش نوین را در کشور پایه گذاری کرد و داریوش جوان در همین مسیر کارش را به عنوان بازیگر و بعدها نویسنده و کارگردان آغاز کرد. نه دلبسته ثروت بود نه مقام.
وگرنه ازدواجش با نوه زیبا و ثروتمند احمدشاه پایدار می ماند و به پست های مهم دولتی پشت نمی کرد. او عاشق هنر بود و زندگی اش وقف تئاتر شد. او سال ها کار کرد. اما مردم بیش از هر نقشی او را در قامت پدربزرگ سریال «خانه سبز» به یاد می آورند که همراه با زنده یاد حمیده خیرآبادی چه دلچسب و به یادماندنی زوج سالمند دوست داشتنی خانه سبز را به تصویر کشیدند. گفت و گو با ایشان به بهانه سالروز تولدشان و برای ادای احترام به این هنرمند پیشکسوت کشورمان انجام شده است.

آقای اسدزاده، شما قدیمی ترین تئاتری در ایران امروز هستید. فعالیت جنابعالی در عرصه هنر نمایش از چه تاریخی آغاز شد؟
من سال 1320 وارد تئاتر شدم. یعنی نخستین کارهای جدی ام را آن سال انجام دادم.
چند ساله بودید که رسما بازیگر شدید؟
به 20 سال نمی رسید. تازه دبیرستان نظام را تمام کرده بودم. وقتی وارد تئاتر شدم در محله خودمان به من مطرب می گفتند و فحشم می دادند. سال 1320 کسی نبود من را بفهمد. بچه خیابان ری بودم، اما هیچ رفاقتی با بچه محل هایم نداشتم. سال 1323 در دوره قوام السلطنه وارد خدمت دولت شدم و در وزارت دارایی کارکردم اما بعد از 20 سال تقاضای بازنشستگی دادم تا به هنر بیشتر بپردازم.
شما از لاله زار شروع کردید یا تئاتر تهران؟
حقیقت این است که لاله زار با تئاتر تهران یکی است. یعنی در ابتدا مکانی دائمی برای تئاتر وجود نداشت. تمام افراد در آن زمان مثل مرحوم سعیدی و حالتی و خیلی از استادان قدیمی، هر یکی دو ماه یک بار برنامه می گذاشتند و پول چندانی هم از آن در نمی آمد. برنامه ها هم اکثرا یکی دو شب بودند. سیدعلی خان نصر که به فرانسه رفته بود و فن تئاتر را در آنجا آموخت، بعد به ایران برگشت و آمد و یک تئاتر دائمی در لاله زار تاسیس کرد. یعنی ایشان یک جایی را در گراندهتل خریداری کرد و به اجرای دائمی تئاتر اختصاص داد.
آقای نصر تئاتر دائمی را در چه سالی تاسیس کرده بود؟
در سال 1319.
یعنی وقتی شما وارد فعالیت شده بودید، تهران تئاتر دائمی داشت...
بله. من سال 1320 وارد شدم. همان وقت کسانی مثل آقایان مازیار طوسی، دریابیگی و محتشمی، که بازیگران آن زمان به حساب می آمدند، در گراندهتل برنامه اجرا می کردند. آن موقع که ما وارد شدیم، مدرسه هنرپیشگی هم تاسیس شده بود و ما وارد مدرسه شدیم، دو سه سالی که دوره گذراندیم، توانستیم وارد تماشاخانه شویم.
در حقیقت منظور شما همان تماشاخانه ای است که به اسم مرحوم نصر شناخته می شود؟
بله. این تماشاخانه تهران ادامه داشت تا مرحوم سیدعلی خان نصر که پایه گذار آن بود فوت کرد و بعد، تئاتر تماشاخانه تهران به اسم سیدعلی خان نصر باقی ماند.

تا چه زمانی تئاتر نصر، تنها تئاتر دائمی تهران بود؟
بعد آقای عبدالحسین نوشین آمد و تئاتر فردوسی را درست کرد و تئاتر سعدی و تئاتر فرهنگ هم آمدند و ما جا به جا شدیم و بعد از آن هم تئاترهای دیگری درست شدند و زمانی رسید که ما در لاله زار شش هفت نمایش همزمان داشتیم. یعنی لاله زار در آن زمان کانون هنرهای نمایشی شده بود.
آبا بعد از مردادماه سال 32، فضای تئاتر ایران هم تغییر محسوسی به خودش دید؟
خب اولا که بالطبع وقتی زمان جلو برود، شیوه ها هم تغییر می کنند. یعنی اگر هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتاد، تئاتری که ما طی سال های 23 و 24 اجرا می کردیم با کارهای سال 32 تفاوت وجود داشت؛ اما به هر حال از سال 32 به بعد ترجمه ها بیشتر وارد شدند. در کنار آن سینما هم آمد، فیلم های دوبله آمدند، فیلم های هندی آمدند و فیلمفارسی هم وارد میدان شد و مردم را به شدت سمت خودش کشید. از آن زمان به بعد هم فضا کم کم رفت سمت آتراکسیون ها و مقدار زیادی از تئاتر مشغول کارهای آن چنانی شد.
فعالیت سینمای ایران از سال 32 به بعد جدی شد؟
سینما از سال 27 شروع شد، اما چندان رشدی نداشت. من خودم در سال 27 فیلم بازی کردم ؛ اما تئاتر همچنان از آن جلوتر بود. سینما در ایران از زمانی رشد کرد که فیلم های خارجی وارد مملکت شدند و بعد از آن فیلمفارسی آمد. یعنی سال های 34 و 35 بود که سینما خیلی جدی شد و قوت پیدا کرد.
خود شما در تئاتر بیشتر فعالیت می کردید یا سینما؟
من در تئاتر می نوشتم و کارگردانی می کردم و فعال بودم تا اینکه اوضاع اینچنین شد و کم کم آمدم به سمت سینما.
تئاتر ایران در فاصله سال های 32 تا 57 چه فضایی داشت؟
یک مقدار رونق آن کم شده بود و سال های 37 و 38 کم کم آتراکسیون شروع شد. آتراکسیون به این دلیل آمد که تئاتر نمی توانست پول خودش را دربیاورد و با سینما رقابت کند بنابراین به این چیزها رو آورد.
بعد از انقلاب چطور؟ شما تغییرات تئاتر ایران بعد از انقلاب را چطور ارزیابی می کنید؟
من خودم تا سال 55 در ایران بودم و بعد از آن رفتم به آمریکا و 10 سالی در آنجا ماندم. برای همین دیگر در جریان باقی مسائل قرار نگرفتم.
بعد از آن 10 سال که برگشتید چطور؟
دیگر در ایران تئاتر بازی نکردم. فیلم سینمایی و سریال کار کردم اما تئاتر نه.
ارتباط شما با تئاتر کاملا قطع شده؟
نخیر کارها را خیلی می بینم، ولی خودم در اثری حضور پیدا نکردم.
به هر حال ارتباط کاری تان با تئاتر قطع شده.
درباره اش کتاب نوشتم. کتابی که درباره تاریخچه تئاتر ایران نوشتم، الان سه جلد از آن منتشر شده و جلد چهارم را هم دارم می نویسم.
در سال هایی که خارج از ایران حضور داشتید، فعالیت تئاتری هم می کردید؟
کار خاصی نکردیم. این لس آنجلس که امروز می گویند چند میلیون ایرانی دارد، آن وقت ها این شکلی نبود. ایرانی های آن زمان در آمریکا تعدادشان به حدی نبود که بشود روی حضورشان در نمایش حساب کرد و بلیت فروخت. حتی هنرپیشه هم به قدر کافی نداشتیم. ما هم یکی دو تا کار را انجام دادیم و دیدیم فضا این شکلی است و صرف نمی کند، دیگر ادامه ندادیم.

یعنی از سال 55 به بعد دیگر روی صحنه نرفتید؟
نه نرفتیم. البته غیر از آن یکی دو کاری که در آمریکا اجرا کردیم و مربوط به همان اوایل سکونتم می شود. البته الان ازدحام جمعیت ایرانی در آنجا بالاست و کلی هنرپیشه در آن طرف هستند و شاید حالا شرایط برای کسی که بخواهد تئاتر ایرانی را در خارج از کشور کار کند، فرق داشته باشد.
چطور شد که وقتی به ایران برگشتید دیگر کار تئاتر را ادامه ندادید؟
چون نمایشنامه هایی که با خودم آورده بودم به رغم ایرانیزه شدن شان باز هم مورد قبول بعضی ها نبودند. بحث های زیادی بین من با آنها درگرفت که سرانجامی هم نداشت و انگار حرف هم را نمی فهمیدیم. برایم سخت بود به تئاتر بیایم و کسانی درباره من اظهارنظر کنند که واقعا در آن حد نبودند.
دل تان برای صحنه تنگ نمی شد؟
چرا خیلی... اما چاره ای نبود و نیست. البته دوستان و مسوولان امروز خیلی لطف دارند و همچنان دعوت می کنند، ولی شرایطی دیدم که احساس کردم کار در تلویزیون راحت تر است.
تئاترهای امروز را نمی پسندید؟
چرا؛ می پسندم. من به تماشای کارهای زیادی می روم.
از بین این کارها چه تعدادشان را دوست دارید؟
تقریبا همه شان خوبند. نگوییم تقریبا، کارهایی که الان اجرا می شوند همه شان خوب هستند. پیشرفت کرده ایم.
نخستین کار سینمایی که در ایران انجام دادید برای چه زمانی بود؟
فیلم «همسر مزاحم» بود در سال 1327 که تقریبا 25 ساله بودم.
کارگردان آن کار فرانسوی بود؟
نه سرژ آزاریان ارمنی بود و در فرانسه کار یاد گرفته بود. اصولا ارامنه در ایران تشکیلاتی برای خودشان داشتند. آنها برای خودشان برنامه هایی ترتیب می دادند و گروه های مختلفی برقرار کرده بودند. در تئاتر و موسیقی و سینما اینها فعالیت داشتند. در باشگاه ارامنه که قدمتی 100 ساله دارد، اینها فعالیت های فرهنگی هنری متعددی می کردند و خدمات ارمنی ها به این مملکت خیلی شایان بود.
شما در سال های بعد از انقلاب با ساموئل خاچیکیان که از همین ارامنه بود فیلم کار کردید...
خاچیکیان هم خیلی خدمت کرد. او اصلا از این تشکیلات ارامنه آدم خاصی بود که بیرون آمد و کارگردان خیلی خوبی بود. خیلی فن می دانست و به بقیه یاد داد.

فیلم دوم تان چطور؟
«کلاه غیبی» با سالار عشقی که چندان شهرتی نداشت. اینها از افرادی بودند که می آمدند و چند تا کار می کردند اما به شهرتی نمی رسیدند.
از فیلم های سینمای قبل از انقلاب تان کدام یک بیشتر در خاطرتان نقش بسته؟
خب من الان 95 ساله هستم. توقع چندانی در این باره از من نداشته باشید که هم چیز را خوب یادم باشد. ولی «ممل آمریکایی» یادم هست که بهروز وثوقی در آن بازی کرده بود.
وقتی بعد از انقلاب به ایران برگشتید، با کدام کار فعالیت تان را جلوی دوربین آغاز کردید؟
سال 1366 بود با «گل مریم» در سینما.
و با تلویزیون از کی آغاز کردید؟
سال 74 بود در سریال «سمندون».
تا قبل آن اهل کار با تلویزیون نبودید؟
در تئاتر و سینما کار می کردم. آن وقت ها بیشتر فکر و ذهنم درگیر تئاتر بود. آقای ناصر هاشمی ماجرا ساخت سریال «سمندون» را با من در میان گذاشت. هر چند اوایل زیاد مایل به این کار نبودم، اما سرانجام وارد کار شدم و در نقش مقابل مرحوم حمیده خیرآبادی بازی کردم.
«سمندون» یک ورود به یادماندنی برای شما به تلویزیون بود. البته در ادامه «خانه سبز» را هم کار کردید که در خاطره ها مانده است.
«خانه سبز» را همه مردم دوست داشتند. موفقیت آن کار تا پایه ای رسید که قرار شد روند کار ادامه پیدا کند یا سری بعدش را هم بسازند؛ اما متاسفانه مشکلات مالی پیش آمد و کار را ادامه ندادیم.
از خسرو شکیبایی هم خاطره ای که مربوط به آن سریال باشد در ذهن تان مانده؟
خاطرات من و خسرو به آن سریال بر نمی گردند. ما با هم رفیق گرمابه و گلستان بودیم. هنوز عکس او در اتاق خواب من است و شب موقع خواب و صبح موقع بیدار شدن می بینمش.
آقای اسدزاده، غیر از پیشرفت های تئاتر امروز که نسبت به دوران فعالیت شما اتفاق افتاده و لاجرم باید رخ می داد، چه تفاوتی بین فعالیت های هنری امروز با روزگار خودتان می بینید؟
خب در زمان ما عشق به این فعالیت ها فراوان تر بود. ما خیلی از کارها را که خوب بودند به خاطر دل مان مجانی بازی کردیم؛ اما کاش امروزی ها هم این طوری باشند و ملاک شان مادیات نباشد./د
مرتبط:
» زنگ افتتاح نمایش یرما نواخته شد + تصاویر [بيش از 7 سال قبل]
» نمایش درمانی راهکاری برای درمان آسیبهای روانی [بيش از 7 سال قبل]
» نمایش رویای خیس در حوالی پلکهایت به روی صحنه می رود [بيش از 7 سال قبل]
» معرفیِ هیات داوران دوازدهمین جشنواره استانی تئاتر نگین خلیج فارس [حدود 1 سال قبل]
» استقبال گسترده هنرمندان از جشنواره تئاتر نگین خلیج فارس [حدود 1 سال قبل]
نظرات کاربران
تازه ترین خبرها
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
- بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیهکننده شنیعترین جنایات جنگی است
- آمریکاییها با ملت ایران دشمنی دارند؛ نباید به آنان خوشبین باشیم
- رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیمآمیز، دشمن مستکبر را جریتر خواهد کرد
- سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع میدهد
- قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوهای از پایان دوران بزندررو است
- گلمحمدی و قلعهنویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
- آشکار شدن چهره چند تیم مدعی؛ عیار بسکتبالیستهای استقلال مشخص میشود
- کابوس خودزنی در خاتون؛ گلبهخودیها بلای جان نماینده فوتبال ایران
- ۴ عامل پنهان که خطر سندرم متابولیک را افزایش میدهند
- تشدید نظارت بر سلامت مواد اولیه گوشتی
- شپش؛ آلودگی انگلی مسری اما قابل درمان
- فواید ضدالتهابی ترکیب «ادویهها» را بشناسید
- شمارش معکوس برای پایان کابوس جادهای در مسیر بوشهر - شیراز
- مدیرکل ورزش بوشهر: کمبودهای ورزشی سعدآباد برطرف میشود
- بخشدار سعدآباد خواستار تسریع در تعریض محورهای روستایی شد
- تدوین طرح ملی فرهنگ حفاظت از محیط زیست دریایی به بوشهر واگذار شد
- فرماندار دشتی: اعتبارات عشایری شهرستان ۶۰ درصد افزایش یافت
- قایق صیادی متخلف در بوشهر توقیف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/14
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/14
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد


چاپ خبر

