- حیدری: صادرات جم به چین قابلیت افزایش از ۲۵۰ به ۵۰۰ هزار تن را دارد
- پتروشیمی پارس از پیشگامان نوآوری و عملکردهای ویژه کارکنان تجلیل کرد
- 15 آبان سالروز مجتمع پتروشیمی خارک گرامی باد
- حبیب مظلومی و مجتبی غلامی، نمایندگان پتروشیمی زاگرس در مسابقات جهانی آتشنشانان
- نقشه راه دیپلماسی منطقهای انرژی ایران تصویب و ابلاغ شد
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- بنبست ساختاری و منطق تغییر حکومت: از اندیشه فیلسوفان قدیم تا نظریهپردازان عصر حاضر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
اتحادخبر - رضا نکیسا:هر نظام سیاسی در افق پیدایش خویش، با اتکا بر مجموعهای از وعدههای آرمانی، ظرفیتهای سازماندهنده و انسجام اولیه نخبگان مستقر میشود. با این حال، شواهد تاریخی و آموزههای پایهای فلسفه سیاسی آشکار میسازد که ساختارهای سیاسی در گذر زمان در معرض فرسودگی،..

رضا نکیسا
مقدمه: بنبست به مثابه عامل تغییر ساختار
هر نظام سیاسی در افق پیدایش خویش، با اتکا بر مجموعهای از وعدههای آرمانی، ظرفیتهای سازماندهنده و انسجام اولیه نخبگان مستقر میشود. با این حال، شواهد تاریخی و آموزههای پایهای فلسفه سیاسی آشکار میسازد که ساختارهای سیاسی در گذر زمان در معرض فرسودگی، تصلب بوروکراتیک و ناکارآمدی ساختاری قرار میگیرند. نقطه اوج این فرسودگی زمانی پدیدار میشود که یک حکومت بهطور همزمان در سه ساحت حیاتی با «انسداد ساختاری» مواجه گردد: نخست در حوزه اقتصادی، جایی که تعمیق شکاف طبقاتی، تورم مزمن، زوال انباشت سرمایه و گسترش فقر و فلاکت عمومی، زیستپذیری مادی جامعه را مختل میسازد؛ دوم در حوزه فرهنگی، جایی که گسست عمیق میان هنجارهای تحمیلی رسمی و ارزشهای واقعی جامعه مدنی رخ داده و ایدئولوژی مسلط کارکرد هژمونیک و معنابخشی خود را از دست میدهد؛ و سوم در حوزه سیاسی، که با تصلب در گردش نخبگان، انسداد مجاری مشارکت، ناتوانی در کارشناسی مسائل ملی و زوال بنیادین مشروعیت همراه است.
در مواجهه با این بنبست سهگانه، ساختار اجتماعی در برابر یک گزینش ناگزیر تاریخی قرار میگیرد. به بیان تحلیلی، دگرگونی بنیادین ساختار در چنین وضعیتی از سه الگوی راهبردی فراتر نمیرود:
۱. اصلاح درونساختاری قطرهچکانی: که غالباً به دلیل منافع ریشهدار الیگارشی حاکم و امتناع از توزیع قدرت، به بنبست خورده یا به ضد خود تبدیل میشود.
۲. انقلاب قهرآمیز و فروپاشی ساختاری: که با گسست آنی نهادها، خلأ قدرت، تخریب زیرساختهای مادی، فرار گسترده سرمایههای انسانی و شیوع خشونت افسارگسیخته همراه است و سنگینترین هزینههای تمدنی را بر یک ملت تحمیل میکند.
۳. استحاله ساختاری (گذار تدریجی و دگرگونی ماهوی از درون): که طی آن، بدون انهدام ناگهانی کالبد نهادی و مرزهای سرزمینی، محتوای حکمرانی، جهتگیریهای کلان ارزشی و مناسبات واقعی قدرت با انباشت اصلاحات ماهوی و عقلانیت کاربردی بازسازی میشود.
نگارنده بر این است تا در این نوشته با واکاوی انتقادی و مستند در میراث فیلسوفان سیاسی کهن (بهویژه ارسطو، افلاطون، فارابی و ابن خلدون) و اندیشمندان و جامعهشناسان سیاسی معاصر (از جمله کارل مارکس، آلکسی دو توکویل، کرین برینتون، جیمز دیویس و توماس کوهن) استدلال کند که هنگام انسداد کامل شریانهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، فرایند «استحاله» منطقیترین و کمهزینهترین راهبرد برای تحقق تغییر ساختار به شمار میرود؛ راهبردی که جامعه را از ورود به فاز ویرانگر ترور، تباهی و بازتولید خودکامگیهای پس از انقلاب در امان نگاه میدارد.
اندیشه قدما: چرخه طلوع و افول دولتها
نخستین تأملات نظاممند درباره چرخه حیات حکومتها و علل تباهی نظم سیاسی در آثار فیلسوفان کلاسیک یونان باستان پدیدار شد. افلاطون در رسالههای «جمهور» و «قوانین»، سیر انحطاط دولتها را از الگوی آرمانی «آریستوکراسی» (شایستهسالاری و حکومت فیلسوفان) به «تیموکراتیک» (حکومت مبتنی بر جاهطلبی و شجاعت نظامی)، سپس «الیگارشی» (حاکمیت زراندوزان و ثروتمندان)، پس از آن «دموکراسی» (حکومت تودهها و آزادی لگامگسیخته) و در نهایت سقوط به ورطه تاریک «تیرانی» (استبداد فردی و خودکامگی تام) ترسیم میکند. به باور افلاطون، محرک اصلی این چرخه زوال، فاصله گرفتن نخبگان از عدالت، حرص مادی و جایگزینی منافع باندی به جای خیر همگانی است که موجب تباهی اخلاقی و گسست فرهنگی درون پولیس میگردد.
ارسطو در کتاب «سیاست» گامی فراتر مینهد و پایههای جامعهشناختی بیثباتی و انقلاب سیاسی «استاسیس» را واکاوی میکند. از نظر ارسطو، نابرابری ناموجه و احساس بیعدالتی، ریشه بنیادین هرگونه طغیان و تالطم سیاسی است. هنگامی که نخبگان حاکم، ثروتها و مناصب عمومی را در انحصار خود درآورند و طبقه متوسط (که ارسطو آن را ستون فقرات ثبات و اعتدال در پولیس میداند) تضعیف و به حاشیه رانده شود، زمینه برای استبداد یا شورش خشونتبار فراهم میآید. ارسطو هشدار میدهد ساختارهایی که به جای خیر عمومی، صرفاً منافع طبقه حاکم را تأمین میکنند، ناگزیر دستخوش شورش و فروپاشی میشوند، مگر آنکه با توزیع خردمندانه منابع و سهیم ساختن نیروهای اجتماعی در فرایند تدبیر امور، ثبات درونی خود را بازیابند.
در قلمرو فلسفه اسلامی، ابونصر فارابی در کتاب «آراء اهل المدینة الفاضلة» با تلفیق عقلانیت فلسفی و اخلاق سیاسی، مدینهها را به دو دسته بنیادین فاضله و غیرفاضله (جاهله، فاسقه، مبدله و ضاله) تفکیک میکند. فارابی مفهوم بسیار ارزشمندی به نام «مدینه مبدله» مطرح میسازد؛ مدینهای که در آغاز برخوردار از بینش فاضله و عدالت بوده، اما به دلیل رخوت فکری زمامداران، فساد اخلاقی و شیفتگی به لذتهای دنیوی، از مسیر اصیل خود منحرف شده و ماهیتی فاسد پیدا کرده است. از نگاه فارابی، تباهی تمدنی نه با هجوم سپاهیان بیگانه، بلکه با استحاله منفی ارزشها و پوسیدگی نظام هنجاری از درون پدید میآید؛ وضعیتی که بازگشت از آن نیازمند بازسازی عقلانی بنیادهای حکمرانی است.
با این همه، ژرفترین و تجربیترین نظریه در باب زوال و افول دورهای دولتها را ابن خلدون (۷۳۲–۸۰۸ ق / ۱۳۳۲–۱۴۰۶ م)، متفکر و مورخ برجسته تونسی، در کتاب گرانسنگ «مقدمه» صورتبندی کرده است. ابن خلدون با تأسیس «علم عمران» (دانش جامعهشناسی و تمدنشناسی)، دولتها را موجوداتی ارگانیک و زنده میشمارد که همچون انسانها دورههای تولد، جوانی، میانسالی، فرسودگی و مرگ محتوم را پشت سر میگذارند (بررسی نظریه افول دولتها از منظر ابن خلدون). ابن خلدون عمر طبیعی یک سلسله یا دولت را غالباً محدود به سه نسل (حدود ۱۲۰ سال) دانسته و برای فرایند زوال آن، پنج مرحله ساختارمند را برمیشمارد:
۱. مرحله چیرگی و پیروزی: مرحله شکلگیری دولت که در آن عصبیت (همبستگی و روح جمعی) در اوج قرار دارد و حاکم در کنار مردم، مدافع حقوق جامعه است.
۲. مرحله خودکامگی و انحصار قدرت: مرحلهای که حاکم با طرد یاران وفادار و قبیله همراه خویش، به سمت تمرکزگرایی و استبداد فردی حرکت میکند و با بهکار گرفتن بیگانگان، حجابی عمیق میان خود و مردم به وجود میآورد.
۳. مرحله آسودگی و ثروتاندوزی: مرحله تجمل، تنآسایی و ساخت بناهای یادبود بزرگ که در آن حاکمان به ثمرات ظاهری قدرت دلخوش میگردند.
۴. مرحله خرسندی و تقلید منفعلانه: مرحلهای که در آن نخبگان از خود ابتکاری نشان نمیدهند و تنها به حفظ وضع موجود و تقلید کورکورانه از گذشتگان بسنده میکنند.
۵. مرحله اسراف، تبذیر و اضمحلال: در این مرحله پایانی، نظم اجتماعی و انسجام سیاسی به کلی فرو میپاشد؛ دربار غرق در تجملپرستی و هزینههای گزاف میشود؛ دولت برای جبران کسری هزینهها به خراجها و مالیاتهای سنگین و ستمگرانه روی میآورد؛ انگیزه کار و تولید در مردم نابود میشود؛ و در نتیجه فقر، تورم و فلاکت سراسر جامعه را فرا میگیرد (اندیشههای حکومتی ابن خلدون).
به تصریح ابن خلدون، در مرحله پنجم دولت به پیری، زوال و فلج ساختاری میرسد و راهی جز دگرگونی بنیادین باقی نمیماند (بررسی نظریه افول دولتها از منظر ابن خلدون). او ستمگری در توزیع منابع، نقض مالکیت، استبداد، قطع رابطه با مردم و تباهی روحیه همبستگی و امید عمومی را مهمترین پیشرانهای فروپاشی دولتها قلمداد میکند. این افول همهجانبه که در آن ارزشهای مسلط به پوچی میرسند، دقیقاً معادل بحران تمدنی و بنبست سهگانه ساختار در دوران معاصر است.
اندیشه معاصر: نظریههای انقلاب و فروپاشی
اگر اندیشمندان کهن زوال دولتها را بر پایه تمثیلهای زیستی، چرخههای تاریخی و افول اخلاقی تبیین میکردند، جامعهشناسان و فیلسوفان سیاسی مدرن با ابزارهای تحلیلی، ساختاری و نهادی به بررسی دینامیسم بنبست، انقلاب و فروپاشی رژیمها پرداختهاند. در کانون این نظریات، بررسی همزمانی بحرانهای اقتصادی، گسست هنجارهای فرهنگی و انسداد نهادهای سیاسی جایگاهی اساسی دارد.
کارل مارکس انقلاب را نه یک تصادف سیاسی، بلکه بازتاب تضاد دیالکتیکی میان رشد نیروهای مولد و روابط کهنه تولید تعریف میکند. هنگامی که ساختارهای حقوقی، بوروکراتیک و ایدئولوژیک موجود («روبنا») توان همراهی با تحولات شیوه تولید و نیروهای نوین اجتماعی («زیربنا») را از دست میدهند، بنبست پدیدار میشود و روبنا به زنجیری بر دست و پای جامعه بدل میگردد. از دیدگاه مارکس، این انسداد مزمن مادی و ناتوانی طبقه حاکم در حل بحرانهای اقتصادی و بازتولید روابط اجتماعی، موتور محرک خیزشهای انقلابی است که نظم فرسوده را با قهر در هم میشکند.
آلکسی دو توکویل در اثر دورانساز خود «رژیم قدیم و انقلاب فرانسه» پارادوکس تعیینکنندهای را تشریح میکند: انقلابها لزوماً زمانی که وضع جامعه به وخیمترین نقطه فلاکت سقوط کرده است رخ نمیدهند؛ بلکه سرنوشتسازترین لحظه برای یک رژیم ناکارآمد هنگامی فرامیرسد که دست به اصلاحات سطحی و ناکافی میزند. آغاز اصلاحات بدون عزم جدی برای تفویض واقعی قدرت، پرده از خطاهای پیشین برمیدارد و انتظارات سرکوبشده جامعه را بهسرعت افزایش میدهد. هنگامی که دولت از برآورده کردن این امیدهای برانگیخته ناتوان میماند، فاصله میان انتظارات اجتماعی و عملکرد واقعی دولت به نقطه انفجار میرسد؛ پدیدهای که توکویل آن را خطرناکترین موقعیت برای استمرار حیات حکومتها ارزیابی میکند.
کرین برینتون در پژوهش ماندگار «کالبدشکافی انقلاب» (۱۹۳۸) با بررسی تطبیقی چهار تجربه بزرگ تاریخی (انقلابهای انگلستان، آمریکا، فرانسه و روسیه)، شاکله ساختاری و جامعهشناختی فروپاشی رژیم قدیم را ترسیم مینماید. به تعبیر برینتون، نشانههای نخستین سقوط یک ساختار عبارتاند از: کسریهای مزمن بودجه، بحران مالی حاد و ناتوانی در تأمین پایدار هزینههای عمومی؛ احساس تبعیض آشکار در توزیع فرصتها و جدایی قدرت اقتصادی از منزلت و قدرت سیاسی؛ ریزش نخبگان فکری و دانشگاهی و رویگردانی آنان از توجیه مشروعیت حکومت؛ از دست رفتن اعتمادبهنفس در میان اعضای طبقه حاکم و ناتوانی دستگاه اداری در اعمال حاکمیت مؤثر.
برینتون با بهکارگیری تمثیل بیماری و تب، مسیر فاجعهبار انقلابها را پس از فروپاشی نشان میدهد: قدرت ابتدا به دست میانهروها میافتد، اما ناتوانی آنان در کنترل بحرانها فضا را به رادیکالها واگذار میکند؛ سپس دوره سیاه «ترور و فضیلت اجباری» آغاز میشود، آزادیها سلب میگردد و خشونت سیستماتیک حاکم میشود؛ در نهایت نیز جامعه با نوعی واکنش ارتجاعی («ترمیدور») و استقرار دیکتاتوریهای نظامی یا فردی به ثبات نسبی بازمیگردد. این توالی آشکار میسازد که انقلاب و فروپاشی، برخلاف نویدهای آغازین، هزینههای ویرانگر از خون، فقر و بازتولید استبداد بر دوش ملتها میگذارد.
جیمز چونینگ دیویس در سال ۱۹۶۲ با ارائه «نظریه منحنی جی» (J-Curve Hypothesis) این مناسبات را در چارچوب روانشناسی اجتماعی و اقتصاد سیاسی فرموله کرد (جیمز چونینگ دیویس). بر پایه این الگو، جوامعی که یک دوره طولانی از رونق اقتصادی و اجتماعی را تجربه کردهاند، دچار «توقعات فزاینده» نسبت به آینده میشوند. اما زمانی که در اثر فساد ساختاری یا سوءمدیریت، یک رکود شدید و ناگهانی رخ میدهد، فاصله و شکاف میان «سطح توقعات مردم» و «سطح ارضای واقعی نیازها» به میزان غیرقابل تحملی فراخ میشود. دیویس اثبات میکند که در چنین شکاف عمیقی، احساس «محرومیت نسبی» سراسر جامعه را فرا میگیرد و آمادگی روانی و اجتماعی برای شورشهای گسترده و فروپاشی به نقطه اوج میرسد.
توماس کوهن در رساله برجسته «ساختار انقلابهای علمی» (۱۹۶۲) چارچوبی معرفتشناختی ارائه میدهد که به زیبایی بنبست نهادی و لزوم دگرگونی پارادایمها را توضیح میدهد. هر پارادایم تا زمانی به حیات خود ادامه میدهد که بتواند پدیدهها و مسائل را در چارچوب قواعد پیشین حل نماید. اما هنگامی که «ناهنجاریها» انباشته شوند، مانند بحرانهای بیپاسخ فقر، فساد، ناکارآمدی و انحطاط مشروعیت، و نظام مسلط نتواند پاسخی درخور ارائه کند، جامعه وارد مرحله «بحران فراگیر» میشود. در این نقطه، یا باید پارادایم با دربرگیری تغییرات اساسی و انطباق منعطف، ماهیت خود را استحاله کند، یا اینکه با انباشت تنشها، انفجاری رادیکال رخ داده و کل دستگاه پیشین فرو ریزد.
مجموعه این رهیافتهای نظری اثبات میکند که بنبست سهگانه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، آستانه بحرانی گریزناپذیری را خلق میکند که در آن، اصرار بر حفظ فرم بسته گذشته، جامعه را با شتاب به سمت دره پرهزینه انقلاب و فروپاشی پرتاب خواهد کرد.
استحاله بهعنوان کمترین هزینه تغییر ساختار
نگارنده معتقد است با واکاوی جامع آرای فیلسوفان سیاسی پیشین و معاصر میتوان نتیجه گرفت که «بنبست ساختاری» یک پدیده گذرا یا انحراف تصادفی در مسیر تاریخ نیست، بلکه نقطهای بحرانی و سرنوشتساز است که در آن، محاسبه عقلایی هزینه و فایده میان گزینههای گوناگون تغییر، ضرورت تغییر ماهوی را به تصمیمگیران و جامعه تحمیل میکند.
لذا هنگامی که ساختار سیاسی در تمامی ابعاد کلان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به بنبست تام میرسد، گزینه نخست یعنی «انقلاب و فروپاشی قهرآمیز»، پرهزینهترین مسیر برای دگرگونی است. همانطور که کرین برینتون در کالبدشکافی انقلابها نشان داد، فروپاشی نهادی ناشی از انقلاب، زنجیرهای از بحرانها، جنگهای داخلی، فاز ترور و خشونت عریان، سقوط اقتصاد ملی و در نهایت بازگشت به نوعی دیکتاتوری آهنین (نظیر ترمیدور یا استبداد پس از بحران) را به همراه دارد؛ فرایندی که طی آن، جامعه برای رسیدن به نقطه تعادل جدید، هزینههای گزافی از سرمایههای انسانی و مادی خود میپردازد. از سوی دیگر، گزینه «اصلاحات ناتمام» نیز بنا بر نظریه توکویل، با ایجاد توقعات فزاینده و رها کردن نیروی مطالبات مردمی، وضعیتی انفجاری پدید میآورد که خود پیشدرآمد سقوط است.
در مقابل این دو قطب ویرانگر، «استحاله» (یعنی تغییر تدریجی، مستمر و عمیق در ماهیت، اهداف و الگوهای حکمرانی با حفظ کالبد مادی دولت) بهعنوان کمهزینهترین، عقلاییترین و امنترین مسیر برای گذار شناخته میشود. استحاله به جامعه اجازه میدهد تا بدون تحمل هزینههای انهدام نهادی و فرار سرمایهها، ناهنجاریهای انباشته را که توماس کوهن در نظریه پارادایمها به آن اشاره کرده است، از طریق بازآفرینی درونی حلوفصل نماید. ابن خلدون نیز با تبیین مراحل افول و ضرورت عصبیت زنده، گواهی میدهد که تمدنها برای فرار از زوال محتوم، نیازمند دگرگونی درونی و پیوند مجدد حاکمیت با اراده عمومی هستند. بنابراین، هنگامی که جامعهای در بنبست همهجانبه گرفتار میآید، استحاله ساختاری نه یک انتخاب از سر انفعال، بلکه خردمندانهترین فرمول برای جلوگیری از فروپاشی تمدنی و دستیابی به توسعه پایدار با حداقل هزینه اجتماعی است.
تازه ترین خبرها
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
- بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیهکننده شنیعترین جنایات جنگی است
- آمریکاییها با ملت ایران دشمنی دارند؛ نباید به آنان خوشبین باشیم
- رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیمآمیز، دشمن مستکبر را جریتر خواهد کرد
- سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع میدهد
- قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوهای از پایان دوران بزندررو است
- گلمحمدی و قلعهنویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
- آشکار شدن چهره چند تیم مدعی؛ عیار بسکتبالیستهای استقلال مشخص میشود
- کابوس خودزنی در خاتون؛ گلبهخودیها بلای جان نماینده فوتبال ایران
- ۴ عامل پنهان که خطر سندرم متابولیک را افزایش میدهند
- تشدید نظارت بر سلامت مواد اولیه گوشتی
- شپش؛ آلودگی انگلی مسری اما قابل درمان
- فواید ضدالتهابی ترکیب «ادویهها» را بشناسید
- شمارش معکوس برای پایان کابوس جادهای در مسیر بوشهر - شیراز
- مدیرکل ورزش بوشهر: کمبودهای ورزشی سعدآباد برطرف میشود
- بخشدار سعدآباد خواستار تسریع در تعریض محورهای روستایی شد
- تدوین طرح ملی فرهنگ حفاظت از محیط زیست دریایی به بوشهر واگذار شد
- فرماندار دشتی: اعتبارات عشایری شهرستان ۶۰ درصد افزایش یافت
- قایق صیادی متخلف در بوشهر توقیف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/14
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/14
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد


چاپ خبر

