امروز: شنبه 07 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 06 فروردين 1396 - 08:11
جلال خسروی؛

اتحادخبرـ فریبا جلالیان: به سراغ سپید سرای استان بوشهر رفتیم، آقای جلال خسروی این انسان شریف و سپید سرا، حق بزرگی بر دانه دانه های شکوفه های سپید این استان دارند. طی نشستی به خدمت استاد که رسیدیم همین که گفتیم (نیمای استان) گفتند، من باغبان شکوفه های سپیدم، من جلالم،  جلال خسروی؛ همین.استاد جلال خسروی سپید را ...

فریبا جلالیان:
به سراغ سپید سرای استان بوشهر رفتیم، آقای جلال خسروی این انسان شریف و سپید سرا، حق بزرگی بر دانه دانه های شکوفه های سپید این استان دارند. طی نشستی به خدمت استاد که رسیدیم همین که گفتیم (نیمای استان) گفتند، من باغبان شکوفه های سپیدم، من جلالم،  جلال خسروی؛ همین.

استاد جلال خسروی سپید را به خوبی می شناسد و با آن سالیانی متمادی زندگی کرده و توانایی ایشان در نقد و تحلیل شعر دست کمی از سروده های سپیدشان ندارد.
استاد برای بهار می نویسد و دشتستان را در سپید سروده هایش می ستاید،  پای صحبت های استاد می نشینیم تا کمی از سپیدهایش بنوشیم.

*برای‌مان از شعر بگویید. آیا شما به تعریف شعر قائل هستید؟ امکانات و محدودیت‌های تعریف در حوزه‌ی زیبایی را بیان کنید.
ما تصوری از زیبایی داریم. تصوری از هنر و از شعر. این تصور به‌نحو پیشینی در ما وجود دارد. با این‌حال پیشینی بودن آن، اگر بخواهم با کلمات کانت با شما سخن بگویم، ناب نیست؛ چرا که با تجربه آمیخته است. حس مشترک زیباشناسی یا ذوق در ما وجود دارد. باید بگویم که این موضوع تباینی با حکم فردی ما در تحلیل امر زیبا ندارد. ما در مواجهه با زیبایی‌های طبیعی یا هنری به‌نحو کاملاً فردی برانگیخته می‌شویم، اما بلافاصله احساس زیبا‌شناسانه‌امان را با دیگران هم به اشتراک می‌گذاریم و توقع داریم دیگران هم مانند ما از ابژه‌ی زیبایی لذت ببرند. موضوع اصلی این‌جاست که ما قادر نیستیم این حس را به‌شکل منطقی صورت‌بندی کنیم. از این‌رو کانت در دقیقه‌ی نخست از تحلیل امر زیبا مندرج در کتاب « نقد قوه‌ی داوری »، حکم زیباشناسی را جدا از ایده‌های مفهومی عنوان می‌کند. در مورد تعریف زیبایی و در این‌جا شعر ـ به‌مثابه‌ی هنر ـ نمی‌توان تعریفی کلی و ضروری ارائه داد. زیرا متعلق معرفت ما در حوزه‌ی هنر، امر محسوس است که با تغییر و دگرگونی و ضرورت تلازم دارد. چگونه می‌توانیم در مورد پدیدارهای در حال شدن، تعریفی مطلق عنوان کنیم؟ این امر ناممکن است. جدای از حیطه‌ی هنر، کانت در « نقد عقل محض » ارائه‌ی کلیت مطلق در زمینه‌ی علم را نیز منتفی می‌داند. با این‌وجود ما نیاز به تعریف، قاعده‌بندی و تدوین بوطیقای شعری هستیم؛ تا بتوانیم مثلاً هومر را به سیلویا پلات و رودکی را به شاملو ـ با همه‌ی تفاوت‌های شکلی و محتوایی ـ پیوند بزنیم.
در ارتباط با این مطلب، کانت کلیت فرضی و ناپایدار و هگل اصطلاح « کلیت انضمامی » را مطرح می‌کنند. با عنایت به این نکات هرگونه قاعده‌بندی، تعریف و یا بوطیقا در باره‌ی شعر، نسبی و مشروط خواهد بود.


* مواجهه‌ی غیر مفهومی با شعر که کانت مبدع آن است، چگونه ممکن است؟ در مورد یک شعر مشخص، تحلیل امر زیبا از منظر کانت، چگونه اتفاق می‌افتد؟ آیا هر شعری قابلیت حکم زیباشناسانه را دارد؟
ابتدا اجازه می‌خواهم نظر امبرتو اکو در مورد بی‌واسطگی زیبایی بیان کنم. این نظر هرچند در باره‌ی زیبایی طبیعی مطرح شده، اما قابل تعمیم به زیبایی هنری نیز هست. اکو می‌گوید این‌که بپرسند که چرا آواز قناری زیباست، سؤال احمقانه‌ای است. یا غروب خورشید کنار ساحل دریای بوشهر یا جنگل مه‌آلود.....
این‌ها زیبایند. بدون هیچ علت و مفهومی.
این سطر از شعر فروغ:
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
یا این مصرع مولانا:
وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم.
یا این شعر شاملو:
با جاپائی ژرف‌تر از شادی
در گذرگاه پرندگان.
و نمونه‌‍‌های دیگری از این دست که خوشبختانه کم نیستند. منظورم از بیان این نمونه‌ها این است که خودآیینی هنری در شعر، حاوی خاصه‌هایی است مندرج در تصویر شعری، که امکان ابراز حکم زیباشناسانه را فراهم کنند. تأکید من بر تصویر شعری، ناظر بر نگرش پدیدارشناسانه است. لازمه و شرط آغازین نگاه پدیدارشناسی به شعر این است که تلاش کنم که آگاهی‌ها و دانسته‌هایم را در پرانتز قرار دهم. مثلاً در مورد سطرهایی از شاملو که نقل شد، سعی کنم که زمینه‌ها و زمانه‌ی سرودن شعر، و نیز شرایط سیاسی و اجتماعی آن را در نظر نداشته باشم. تا بتوانم حکم به زیبایی آن بدهم. چرا که حکم زیباشناسانه در نظرورزی کانت، از هر نوع علاقه و وابسته‌گی عقلی، اخلاقی و اجتماعی آزاد است. همان‌طور که آواز قناری از این ملاحظات جداست.

* به نظر شما که فعال شعر مدرن هستید، ویژگی‌ها و خاصه‌های هنر و شعر مدرن چیستند؟ 
   همگی متخصصان و صاحب‌نظران هنری، مدرنیسم را با گسست از سنت رئالیستی و واقع‌گرایانه نعریف می‌کنند. این گسست اهمیت اساسی دارد، چرا که در تقابل با پیشینه‌ی تقلیدی و بازنمایی از فن‌شعر ارستو تا نظریه‌پردازان رئالیستی و سوسیال‌رئالیست‌های جدید قرار دارد. از تبعات این جدایی می‌توان به تغییر زاویه‌ی دید از بیرون به درون اشاره کرد که ویژه‌گی اساسی هنر و ادبیات مدرنیستی را توضیح می‌دهد. از دیگر تأثیر مهم مدرنیست در ادبیات می‌توان به چالش کشیده شدن رویکرد بلاغی نام برد. برای نمونه می‌توانید به نامه‌‌ی پنجمِ نیما یوشیج در کتاب « حرف‌های همسایه » مراجعه کنید. عوامل زیادی دست به دست دادند تا رهیافت مدرن تحقق یافت. نو شدن زندگی، پیشرفت‌های علمی، صنعتی و سیاسی، نظرات داروین، مارکس، فروید، نیچه، سوسور، انیشتین، طرح نظریه‌ی هرمنوتیکی نو که مباحث تأویلی را به حوزه‌های علوم انسانی نیز تسری دادند، و... برخی از این عوامل و علت‌ها هستند.
   در مورد تحول تکنولوژیکی که منجر به تغییر از بیرون به درون شد، پیتر چایلدز در کتاب « مدرنیسم »، به نقش دوربین کداک اشاره می‌کند « که کاری را که خیلی وقت‌ها از نقاش انتظار می‌رفت، بتوان انجام داد. یعنی بازنمایی حقیقی‌وار هر موضوع. در نتیجه، نقاشان لازم بود روش دیگری اتخاذ کنند که بازنمایانه نباشد و با کار دوربین فرق کند. » [ مدرنیسم. پیتر چایلدز. رضا رضایی. نشر ماهی. 1386 . ص 123 ]
با همه‌ی این حرف‌ها مدرنیسم مولفه‌های دیگری نیز دارد. فردگرایی، تغییر و تحول دائمی. مولفه‌ی دوم باعث شده تا ما با یک مدرنیسم واحد مواجه نشویم. بلکه با انواع مدرنیسم‌ها روبرو شویم. کوبیسم، فوتوریسم، سورئالیسم و اکسپرسیونیسم از جمله‌ی جنبش‌های هنری مدرنیستی محسوب می‌شوند.
   مورد مهم دیگر پراکندگی مدرنیسم به اقصا نقاط جهان است. به‌نحوی که دیگر نباید از آن به عنوان پدیداری متعلق به غرب نام برد. همان‌طور که برق، اتوموبیل، قطار، هواپیما، پارک، خیابان و پاساژ و آپارتمان‌نشینی و.... هرچند خاستگاهی غربی دارند، با این‌حال امروزه به‌مثابه‌ی تجربه‌ی زیسته‌ی همه‌ی آدمیان محسوب می‌شوند.

* در مورد مولفه‌ی فردگرایی در هنر مدرنیستی بیشتر صحبت کنید.
من فکر می‌کنم آموزه‌های دکارت فیلسوف متناقض قرن هفدهم ـ با همه‌ی ایرادهایی که اکنون بر نگرش فلسفی او وارد است، که البته برخی از ایرادات بلافاصله در زمان او نیز مطرح گردید ـ تأثیر قراوانی بر شکل‌گیری تفکر مدرن داشته است.
   جمله‌ی مشهور «من فکر می‌کنم، پس هستم.»، سه مولفه‌ی عقل‌گرایی، فردگرایی و انسان‌گرایی مدرنیته را در خود مجموع کرده است. تفکیک حوزه‌های شناخت، اخلاق و زیباشناسی که در دوره‌ی روشن‌گری قرن هیجدهم، تحقق یافت، همان‌طور که ارنست کاسیرر در کتاب « فلسفه‌ی روشنگری» تبیین کرده، حاصل تخصص‌گرایی مدرنیته است.
در مورد هنر ـ شعر ـ و ارتباط با فردگرایی باید بگویم که این ویژه‌گی خود را در جنبه‌های تولید و دریافت نشان می‌دهد. یعنی همه‌ی این وجوه مبتنی بر فردیت هستند. هنرمند مدرن به‌طور فردی تولید می‌کند، مخاطب به‌شکل فردی با شعر برخورد می‌کند و آن را مورد خوانش قرار می‌دهد و متن شعری متوجه‌ی موقعیت فرد در مناسبات ساختاری دنیای مدرن است.
 لازم به ذکر این است که این وضعیت به‌یک‌باره اتفاق نیافتاده است. تحول از هنر دینی به هنر درباری و از هنر درباری به هنر مدرن، در خلال زمانی قریب به پانصدسال به بروز فردیت در جنبه‌های فوق انجامیده است. شرح ماجرا را می‌توانید در کتاب «نظریه‌ی هنر آوانگارد» نوشته‌ی پیتر بورگر ملاحظه کنید. [ نظریه‌ی هنر آوانگارد. پیتر بورگر. مجید اخگر. انتشارات مینوی خرد. 1386. صفحه 11 ]


* با توجه به این مطالب، پرسشی که پیش می‌آید این است که پس ارتباط هنر با زندگی و امر اجتماعی چه حالتی به خود می‌گیرد؟ آیا این تخصص‌گرایی و خودآیینی ارتباط هنر با جامعه را قطع نمی‌کند؟
من در بند نخستِ مقاله‌ی « شعر و ناسازه‌ها » که در آخرین شماره‌ی مجله‌ی دانوش منتشر شده؛ به این موضوع پرداخته‌ام. در این‌جا مطلب را مفصل‌تر بیان می‌کنم.
می‌خواهم تأکید کنم که پژوهش شعری مواجهه با امور متفاوت، متغایر و حتا متضاد است.
 آیزیا برلین به هویت متناقض آدمی اشاره دارد. ماکسیم گورگی سرشت ما آدمیان را نیمه‌تخیلی اطلاق کرده است. دکتر شریعتی خودمان در یکی از دوره‌های اسلام‌شناسی ـ نوجوان که بودم خوانده‌ام ـ؛ انسان را واقعیتی دیالکتیکی ارزیابی کرده. این دوگانه‌گی البته پیشینه‌ای بسیار طولانی‌تر دارد. در اسطوره‌ها و نیز در داستان‌های دینی نیز با این موضوع برخورد می‌کنیم.
   شاید بهترین درسی که من از حافظ گرفته‌ام، ـ البته در حوزه‌ی معرفت‌شناسی ـ، گره‌خوردگی امور متغایر با یک‌دیگر در بعضی از شعرهای اوست که شفیعی کدکنی ـ با وامی از نیچه ـ، این خاصه را « اراده‌ی معطوف به آزادی » اصطلاح کرده است.
این‌ها را گفته‌ام تا به این‌جا برسم که بر دوگانه‌ی فردیت و جامعیت را به‌عنوان ویژه‌گی مهم آدمی مکث کنم.
   خطای تاریخی در تفکر و فلسفه این بوده که همواره یکی از سویه‌ را بر سویه‌ی دیگر رجحان داده است. روشنی / تاریکی، عقل / احساس، جامعه / فرد، مرد / زن.
مشاهده می‌کنیم که فرهنگ انسانی تا حالا، جنبه‌های سمت راست را بر جنبه‌های سمت چپ، برتری داده، به نحوی که این برتری در پاره‌ای موارد به نفی طرف دیگر منجر شده است.
   البته شعر نیز از این نفی بی‌بهره نبوده است. غلبه‌ی معنا و اندیشه، تحمیل نیت‌مندی و قصدیت بر متن شعری، از جمله آسیب‌هایی است که بر شعر وارد شده است که شعر محتوگرایانه و شعر فرم‌گرایانه، هر کدام از سویی در نفی طرف دیگر فعال بوده‌اند.
   ما باید بیاموزیم که تفاوت‌ها را در رابطه قرار دهیم.
هگل دو جمله‌ی مهم در باره‌ی این موضوع دارد که مراد فرهادپور در مقاله‌ای مندرج در « پاره‌های فکر »، آن‌ها را نقل کرده است.
   « در سیاهی مطلق همه‌ی گاوها سیاهند»
و « تنها در سایه‌روشن است که اشیاء پدیدار می‌شوند. »
خودآیینی هنر و فاکت اجتماعی هنر، حاصل تأملات تئودور آدورنو فیلسوف آلمانی است. هنر از آن‌جا خودآیین و رها نیست، که بر زمینه‌های اجتماع.
چندی بعد با پیش‌نهاد آقای حیدر عرفان به گروهی از دوستان‌م در مرکز تربیت معلم برازجان پیوستم. دوستان نازنینی چون آقایان غلام‌علی ناصحی، داود آرچین، عرفان و حسین مقصودی. ما چندین نشست مشورتی به‌منظور برگزاری مراسم فایز دشتستانی!!! داشتیم و جوانب موضوع را مورد بررسی قرار دادیم. اعتبارات مالی برنامه کاملا ردیف شد، هماهنگی‌های لازم برای سخنرانان هم صورت پذیرفت...
   همه چیز آماده بود که ناگاه آن آشوب رخ داد ...
که خودتان خبر دارید....
   چند وقت بعد بود که آقای ناصحی که یادش بخیر باد از من خواست به انجمن شعر و ادب دشتستان بروم ... و من عضو انجمن شدم.
* شما از سال 73 تا 84 عضو هیأت امنای انجمن شعر برازجان بوده‌اید. فعالیت انجمن شعر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
فعالیت در انجمن شعر سرشار از فراز و فرودها و اتفاقات خوب و بد بود.
   اتفاقات خوب این‌که ما بالاخره وارد کار گروهی شدیم. این اتفاق مهمی بود. ما علی‌رغم علایق فکری و ادبی متفاوت و بعضاً متضاد اراده کردیم که با هم باشیم. ما پیش از این تجربه‌ی گفت‌وگو و تعامل با دیگری برای انجام کار گروهی نداشتیم. برخی از اتفاقات بد از این موضوع ناشی می‌شد و برخی دیگر از ناخوشایندی‌ها به سیاست‌های کلی ارشاد در آن سال‌ها در نفی گرایش مدرن به شعر، ارتباط داشت. من و هم‌فکرانم با عنایت به اساس‌نامه‌ی انجمن خواهان استقلال انجمن بودیم. در حالی‌که دوستان دیگر با توجه به بخش دیگری از اساس‌نامه بر نظارت تام و تمام ارشاد نظر داشتند...
   بدترین اتفاق آن دوره ـ سال‌های سازندگی ـ، در شب‌شعر انجمنِ نابینایان استان بوشهر که با مجوز اداره ارشاد برازجان و با مسؤلیت آقای ابراهیم صداقت رئیس انجمن نابینایان، برگزار گردید؛ اتفاق افتاد.
   در آن برنامه دوستان متاسفانه حذف را کامل کردند. در اقدامی غیر قانونی مجری برنامه را وادار به خط زدن تعدادی از شاعران در شب شعر «عصای سفید»، کردند. شوربختانه مجری برنامه نیز با وجود قول و پیمانی که داده بود ـ مبنی بر این‌که هر گونه تغییری در برنامه صرفاً با امضای آقای صداقت مسؤل شب شعر، صورت بگیرد ـ نخواست یا نتوانست به عهد خود وفادار بماند.
   این نمونه‌ای از دخالت‌هایی بود که وجه استقلال انجمن را کاملا نفی می‌کرد که مورد اعتراض من و هم‌فکران‌م بود. دامنه‌ی این درگیری‌ها سرانجام به رکود انجمن ارشاد منجر شد.
   در دوران اصلاحات ما توانستیم استقلال انجمن را تا حد زیادی تحقق بخشیم. در آن سال‌ها مدیران ارشاد ـ آقایان سبحانی و آزاده ـ دوستان ما بودند.
   در آن دوران ما برنامه‌های «قاصد روزان ابری» را اجرا کردیم. حدود 19 شب شعر همراه با نشست‌های تخصصی در فردای شب شعرها.
   در این زمان مجموعه‌های شعر موفقی از دوستان ما منتشر شد. مجموعه شعرهای روجا چمنکار، محمدرضا محمدزادگان و زری شاه‌حسینی در سطح ملی بازخورد مناسبی داشتند. فعالیت روزنامه‌نگار جوان و خلاق احمد فکر اندیش در آن دوره شروع شد...
   این برای من افتخار بزرگی است که آقای فکراندیش الان سردبیر مجله‌ی دانوش، مدیر نشر پاتیزه و البته کتاب‌فروش موفق و مطرحی است و بیش‌تر این‌که من همکار احمد در دانوش و پاتیزه هستم.
   شما به حسین آذربان نگاه کنید. به موفقیت‌های او در تأسیس و اداره‌ی کتاب‌فروشی بزرگ کتاب‌شهر بوشهر ـ البته با تلاش‌ها و مساعدت‌های عبداله رئیسی عزیزم ـ
این‌ها نشان می‌دهد که انجمن شعر فعال، کارآمد و بارآور بوده است....
* از آن مدت تا حالا شما با ارشاد همکاری ندارید. چرا؟
فعالیت ادبی من سمت و سوی دیگری پیدا کرده است. پس از روی کار آمدن دولت به‌اصطلاح عدالت‌محور و تغییرات به‌وجود آمده در مدیریت ارشاد استان بوشهر، از آن‌جا که امکان فعالیت مستقل در انجمن شعر میسر نبود، تصمیم به قطع رابطه با انجمن گرفتیم.
   ضمن هم‌فکری با دوستان بالاخره به اتفاق آقایان فکراندیش، حسام مقدم و محمدزادگان سایت ادبی دانوش را تأسیس کردیم. از این‌جا به بعد فعالیت ما گستره و ژرفای بیش‌تری به خود گرفت. بعد از حدود یک‌سال سایت ما به‌عنوان منبع معتبری در حوزه‌های شعر، داستان، نقد و نظریه و اندیشه در میان علاقه‌مندان به ادبیات و اندیشه، مطرح شد. مخاطب‌های ما دیگر نه دشتستان، نه بوشهر، بلکه تمام فارسی‌زبانان مشتاق به ادبیات در سراسر جهان بودند.
   ما همه‌ی دانسته‌ها، تجربه‌ها و توان خودمان را در راستای نیل به این هدف به‌کار برده‌ایم تا بتوانیم دانوش را به مثابه‌ی صدایی رسا و قابل اعتنا و تأثیرگذار در فضای ادبیات پیشرو و آوانگارد ایران مطرح کنیم.
   حالا سایت ما به مجله‌ی دانوش تبدیل شده است. ما همان روی‌کرد در مجله‌امان ادامه داده‌ایم. دانوش چند ماه است که از محدوده‌ی استانی، به مجله‌ای کشوری ارتقاء یافته است. این مهم با تلاش‌ها و پی‌گیری‌های دوستم، احمد جان فکراندیش تحقق یافته است.
   علاوه بر این‌ها فعالیت من به مطالعه، پژوهش و تدریس فلسفه و ادبیات و نیز نظریه‌ی ادبی معطوف شده است.
   با این اوصاف دیگر فرصتی برای ارتباط با انجمن‌های ارشاد برایم باقی نمی‌ماند. کما این‌که مدیر فرهنگ و ارشاد استان بوشهر در دولت تدبیر و امید، با اولین اقدام‌شان مبنی بر ممنوعیت حضور استاد محسن شریف و من در نشست داستانی انجمن اهل قلم برازجان، امکان هر نوع رابطه‌ای را مسدود فرمودند.
   موفق باشند.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • افتتاح و آغاز عملیات اجرایی 209 پروژه با اعتبار 1656 میلیارد تومان در هفته دولت در بخش مرکزی دشتستان
  • بهره‌برداری از جاده سلامت ویژه بانوان وحدتیه با حضور فرماندار دشتستان / اجرای ۵۵ میلیارد تومان پروژه عمرانی در هفته دولت
  • جهش تولیدات کشاورزی بوشهر/ افتتاح ۷۲ طرح با سرمایه‌گذاری ۱.۹ همتی در هفته دولت
  • پروژه‌های هفته دولت، زمینه‌ساز ایجاد بیش از ۶ هزار فرصت شغلی جديد در استان شد
  • افتتاح زمین چمن اسلامآباد؛ گامی بلند در تحقق عدالت ورزشی روستایی در دشتستان
  • درخشش مستند بوشهری در جشنواره تلویزیونی مستند/ «از نظر دیگران» برگزیده آرای مخاطبان شد
  • وزیر اقتصاد از پتروشیمی جم بازدید کرد؛ بررسی روند تولید، بازسازی و برنامه‌های توسعه
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/07
  • طرح تولید ریزجلبک اسپیرولینا در دشتستان با حضور استاندار به بهره‌برداری رسید
  • اتحادخبر:عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/07
  • ۲۰ پروژه کشاورزی دشتستان افتتاح می شود
  • لزوم ورود صنایع به حمایت از ورزش قهرمانی؛ باشگاه‌های تیراندازی بوشهر نیازمند پشتیبانی مالی
  • پی گیری مشکلات حوزه راه، اینترنت، بهداشت و درمان و گازرسانی بخش بوشکان
  • ترکیب احتمالی پرسپولیس مقابل ملوان/ سرمربی هنوز به ترکیب ثابت نرسیده!
  • تقویت شبکه آزمایشگاهی کشور با راه‌اندازی ۴۳ روش آزمون جدید
  • افتتاح واحد تولیدی انواع فرآورده های قهوه در دشتستان
  • تجدید میثاق بخشدار مرکزی دشتستان با شهدای شهر دالکی
  • صادق بارانی دادستان بندر گناوه شد
  • دیدار صمیمانه مدیرعامل شرکت قطب پتروشیمی سپهر لاوان با آموزگاران دوران دبیرستان
  • تجلیل از کارمندان نمونه دشتستان در سومین روز هفته دولت / تصاویر
  • اولین واحد تولیدی در منطقه آزاد بوشهر به بهره‌برداری رسید
  • بحران معیشت و فروپاشی منزلت اجتماعی
  • آغاز عملیات اجرایی و افتتاح ۷۳ پروژه عمرانی و اقتصادی در بخش چاه مبارک به مناسبت هفته دولت
  • نیچه از اوج نبوغ تا مرز جنون
  • رهن خانه؛ نیازی که در جدول دهک‌ها دیده نمی‌شود
  • متانول به‌عنوان مکمل بنزین؛ ارزیابی مهندسی عملکرد، آلایندگی و سازگاری موتور
  • تجدید میثاق رئیس‌ جمهور با آرمان‌های امام راحل
  • تبریکات زودهنگام و کالایی‌ شدن روابط اجتماعی
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • دختران مهر شبانکاره بر بام هندبال بوشهر
  • .: نصیبه 1 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 3 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 4 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 6 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...
  • .: 😭 حدود 7 روز قبل گفت: باز هم کميته امداد ...
  • .: جعفر کثیر حدود 7 روز قبل گفت: عالی بود درد کنکور ...
  • .: جواد حدود 8 روز قبل گفت: با سلام از رسانه ...
  • .: دراهکی حدود 8 روز قبل گفت: خیلی خوب مثل خودشان ...
  • .: زهره عرب حدود 8 روز قبل گفت: درود بر استاد آتشی ...
  • .: بهرام منوچهری حدود 8 روز قبل گفت: سلام عرض ادب تشکر ...