- سروش گرمسیرینژاد سرپرست معاونت حملونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
- عقبنشینی دلار پس از صعود تورم آمریکا
- قیمت جهانی طلا امروز ۲۳ مهر؛ اونس طلا به ۴۱۴۶ دلار و ۷۴ سنت رسید
- چین؛ برنده بزرگ تجارت جهانی؟
- سهمیه بنزین به مردم تعلق گیرد؛ به هر ایرانی روزانه یک لیتر بنزین دهیم
- مسیر صعود ایران در بازیهای پاراآسیایی؛ از چهارمی تا نایب قهرمانی
- 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
- امیر اکرمینیا: هدف اصلی آمریکا نابودی تمدن ایرانی اسلامی است
- پزشکیان: ظرفیت دولت صرف حل مشکلات مردم شود؛ به تفرقهافکنان توجه نکنید
- حدادعادل: پیروزی عزتمندانه در جنگ، بهترین تسلی برای خانواده شهداست
اتحاد جنوب: همه چیز از یه تماس شروع شد. چهارشنبه ها که میشه همش تو فکری که این دو روز تعطیلی رو چطور بگذرونی... مخصوصا اگه زمستون باشه و هوای منطقه دلپذیر.
اتحاد جنوب: همه چیز از یه تماس شروع شد. چهارشنبه ها که میشه همش تو فکری که این دو روز تعطیلی رو چطور بگذرونی... مخصوصا اگه زمستون باشه و هوای منطقه دلپذیر.
شماره رو نمیشناسم ولی طبق عادت همیشگی گوشی رو برمیدارم...دایی تویی؟ چه خبر؟ کم پیدایی؟شماره که آشنا نیست؟ آره دایی...گرفتارم بدجور...شماره جدیدمه...پسر دایی ام مصطفی خدادادی است پشت خط... دبیر زبان هست و یه هنرمند واقعی که از هنر فاصله گرفته بزنم به تخته از نصب کاشی و سرامیک تا نقاشی های فوق العاده ، همه رو پاس پاسه.. امسال به دلیل کمبود ساعت، یه چند ساعتی هم هنر گرفته تو مدرسه شهید نجات الهی...
-دایی جان امروز ساعت آخر هنر داریم و ازت میخوام دوربینت بیاری و یه کم با بچه ها کار کنی..
-والا دایی چه بگم؟ .. ولی خوب چشم میام...
ساعت یازده هست و من هم با دوربین روانه مدرسه میشم... حاج حسن بردستانی مدیر مدرسه رو میبینم که گرم صحبت با بچه هاست... عرض ادبی میکنم و میرم تو دفتر ...سراغ کلاس آقای خدادادی رو میگیرم که خودش از راه میرسه...سلام و احوالپرسی و باهم میریم سر کلاس...بچه های کلاس کریم قائدی هم هستن و همه تو یه کلاس جمع شدن... بچه ها با شوق و ذوق دارن به دوربین نگاه میکنن و من هم درباره اجزائ دوربین براشون توضیح میدم... هر چند دقیقه یکبار سوالاتشون رو میپرسن و من هم در حد وسع پاسخ میدم... چند نوع عکاسی رو که توضیح میدم و چن تا از بچه ها رو انتخاب میکنم تا از دوستاشون عکس بگیرن و با دوربین کارکنن...وقت کلاس کم کم داره تموم میشه و آقای خدادادی ازم میخواد که یه تکلیف بهشون بدم و من هم چون تفاوتهای منظره و طبیعت رو براشون گفته بودم، ازشون میخوام که یه عکس از طبیعت و یه عکس هم از منظره برا جلسه بعد بیارن...
یکی از آخر کلاس میگه: آقا اجازه، من میتونم عکس آبشار رو بیارم. میگم: البته، ولی عزیزم برای هفته دیگه س و اگه هم الان بخوای بری سفر، کنار آبشار سرده و خطرناک... میگه: نه همینجاست آبشار، آبشار گزخون . با این حرفش بچه ها همه میخندن و من هم خنده م میگیره و لی خودم رو کنترل میکنم ... بچه ها میرن و من و آقای خدادادی ، مجتبی رو کنار میکشیم و جزییات رو ازش میپرسیم...
-میگه بخدا هست ،هم تابستون هست و هم زمستون.ولی به هر کی میگیم باور نمیکنه...
-آقای خدادادی میگه: خوب ما جمعه میاییم.
میام خونه و همش تو فکر حرفای مجتبی هستم... با چند تا بچه ها صحبت میکنم و همه میگن:بابا امکان نداره آبشاری تو منطقمون باشه...
ساعت نه روز جمعه حرکت میکنیم به سوی گزخون... هوا خوبه و مسیر17 کیلومتری رو با موتورسیکلت طی میکنیم و ربع ساعت بعد در حیاط آقا مجتبی هستیم.
خونه محقر و روستاییشون نماد یک زندگی ساده روستاییه و ما هم که روستایی زاده و رنج کشیده و محیط هم برامون تداعی کننده زندگی سالهای گذشته خودمون .
آقایی میاد دم در و بعد از احوالپرسی ، میگه شما چکاره هستین و با مجتبی چکار دارین؟ آقای خدادادی که اتفاقا خیلی هم کم رو هست ، میگه ما معلمشیم... با آوردن اسم معلم آقاهه از کوره در میره و با حالت عصبانیت مبگه: او روز هم یه آقایی اومده بود و میگفت که بچه ها مرتب مدرسه بیان ...من که دیگه راضی نیستم بچه هام بیان مدرسه... شما چطور معلمی هستین که نمیتونین یه سرویس فراهم کنین برا بچه ها! دیدین چند روز پیش فولادی با موتور روبروی همین خونه ما پرپر شد و پدر و مادرش رو داغدار کرد؟ من از وقتی که این نوجوون تصادف کرده، دیگه جرات ندارم موتور دست بچه ها بدم...
با خودم میگم خدایا چرا باید این بچه های معصوم اینقد محروم باشن که به خاطر یه مسیر 17 کیلومتری ترک تحصیل میکنن و از همون نوجوونی باید دنبال کار باشن و بدبختی و آخرش هم که معلوم... این جاده ساحلی هم حالا حالاها باید تلفات بده تا بلکه یه فکر اساسی براش بشه... از فرماندار فقید مرحوم دوراهکی گرفته تا آخرش این بچه معصوم...
زیر چشمی به آفای خدادادی نگاه میکنم و میبینم که اون هم حالی بهتر از من نداره...
من و من کنان میگم ، تا جایی که من میدونم آموزش و پرورش بردخون مشکل وسیله نقلیه داره و براش مقدور نیست... به امید خدا سعی میکنیم یه فکری برا بچه ها کنیم...
کم کم سر و کله آقا مجتبی پیدا میشه... میگه بابا با اجازه میخوام برم کوه. باباش هم نگاهی بهش میکنه و میگه: پس یه چیزیت بود از صبح بی قرار بودی؟ برو ولی خیلی مواظب باشین... خوب بابا موتور کجاس؟ موتور پیش محمد امین هس...
آقای خدادادی که با دیدن شاگردش خوشحال شده، میگه : بیا مجتبی جان سه پشته میریم...
مسیر کوهستانی که شروع میشه دیگه از موتورا پیاده میشیم و حرکت میکنیم... تو یه دره که میرسیم کم کم آثار آب پیدا میشه و ما هم امیدوار...
مجتبی و محمدامین از سختی تحصیل و مشکلات خودشون میگن و من با خودم میگم،کاش ماشینی داشتم و میتونستم این بچه ها رو هر روز میاوردم مدرسه... نه بابا حتما من هم اگه داشتم مثل این همه آدم بی خیال بودم...
نیم ساعتی هست که تو مسیریم و من از کوههای اطراف و آبهای جاری و ماهیهای کوچکی که تو آبها هستن عکس میگیرم...
میگم آقا مجتبی خیلی مونده؟ جواب میده: حالا حالاها باید بریم... و با خنده ادامه میده :من ساعت واین چیزا سرم نمیشه...
هر چقد جلوتر میریم میزان آبی که تو دره هست زیادتر میشه و پوشش گیاهی سرسبزتر و زیباتر... دیگه کم کم خستگی داره بر ما مستولی میشه که آقا مجتبی میگه : بعد از این پیچ دیگه آبشاره... محمدامین هم که دیگه با ما صمیمی شده به شوخی میگه: حالا چشاتون رو ببندین و کم کم باز کنین.
پیچ رو که رد میکنیم از دور آبشار رو میبینیم... خدای من... باور نکردنیه... منطقه کم آب ما و آبشار... واقعا زیباست... خستگیمون از بدن در رفت با دیدن این آبشار...
عرض آبشار حدودا دو متر هست و ارتفاعش هم پنج تا شش متری میشه... زیر آبشار یه گودال تقریبا دویست متر مربعی هست که عمقی بیش از چهار تا پنج متر داره... اطرافش هم سرسبز... دلنشین و زیبا... واقعا فوق العادس
آقا مجتبی که خوشحالی ما رو میبینه نگاه پیروزمندانه ای به ما میکنه و میگه حالا خوبه؟ آقای خدادادی با خنده جوابش میده : امسال هنر بیست بیستی.
آقای خدادادی هر چه سعی میکنه نمیتونه بره بالا و بچه ها به کمکش میان... سنگ میچینن زیر پاش و کمکش میکنن... لحظه کمک دانش آموزان به معلمشون خیلی عاطفی و قشنگه...و من از پایین ازشون عکس میگیرم... با کمک بچه ها من هم میرم بالا و آقا مجتبی میگه ما دیگه اونورتر نرفتیم و این آخرین نقطه ایه که اومدیم...
-دایی جان، خسته نباشی... تا کجا رفتین؟
-رفتیم تا رسیدیم چند تا چشمه... خیلی قشنگ بود و از یکی از چشمه ها هم آب گرم میومد بیرون... –عکس هم گرفتی؟ شارژ گوشیم تموم شد...
- ای بدشانسی...
تو مسیر همش تو فکر این بودم که چرا کسی از این منطقه بکر استفاده نمیکنه و حتی کسی تو منطقه جاش بلد نیست؟ چرا باید ما همش منتظر این باشیم که تابستون بیاد و بریم گشت و گذارمون رو با کلی خرج و مخارج تو استانهای دیگه بکنیم؟ چرا باید این جاذبه تا الان بدون هویت مونده باشه ؟ یک هیئت کوهنوردی نباید تو این شهرستان با این کوههای زیبا و بکر باشه؟ چرا نباید بچه های این روستا یه سرویس که شاید هزینه ماهیانه اش به ششصد هزار تومان نرسه ، داشته باشن، تا یکی پرپر نشه و دیگران هم از تحصیل محروم؟
بعد از رسیدن به موتورهامون در حالی که از این سفر راضی و خشنود بودیم و قدردان آقا مجتبی و محمد امین، ازشون خداحافظی کرده و راهی دیاری شدیم که 17 کیلومتر، فقط 17 کیلومتر با بردخون و محل تحصیل آقا مجتبی فاصله داره.
وحالا، خواسته ام از مسئولین عزیز آموزش و پرورش و یا خیرین هم استانی اینه که ، آقا مجتبی و آقا مجتبی های دوست داشتنی و معصوم رو تنها نذارن و یه کاری واسه شون انجام بدن که خیر دنیا و آخرت تو این کارهاست... و مطمئنم که این خواسته برآورده میشه...
گزارش و تصاویر: صادق نظری- نجیرم










تازه ترین خبرها
- سروش گرمسیرینژاد سرپرست معاونت حملونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
- عقبنشینی دلار پس از صعود تورم آمریکا
- قیمت جهانی طلا امروز ۲۳ مهر؛ اونس طلا به ۴۱۴۶ دلار و ۷۴ سنت رسید
- چین؛ برنده بزرگ تجارت جهانی؟
- مسیر صعود ایران در بازیهای پاراآسیایی؛ از چهارمی تا نایب قهرمانی
- 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
- امیر اکرمینیا: هدف اصلی آمریکا نابودی تمدن ایرانی اسلامی است
- پزشکیان: ظرفیت دولت صرف حل مشکلات مردم شود؛ به تفرقهافکنان توجه نکنید
- حدادعادل: پیروزی عزتمندانه در جنگ، بهترین تسلی برای خانواده شهداست
- قالیباف: آمریکا باید تنبیه و شیرفهم شود تا خواستههای ما را بپذیرد
- دومین طلای کشتی فرنگی ایران بر گردن عرفان جرکنی
- پرسپولیس بدون گل به صدر رسید؛ یک نفر مانع باخت خیبر شد
- ضرورت تغییر رویکرد در نگهداشت تجهیزات پزشکی
- تنها ۱۰ دقیقه ورزش روزانه کیفیت خواب را بهبود می بخشد
- ۹ خوراکی شگفت انگیز در پیشگیری از پوسیدگی دندان
- مکملهای ویتامین C با دوز بالا خطر سنگ کلیه را دو برابر افزایش می دهند
- هشدار وزارت بهداشت نسبت به آسیبهای روانشناسی زرد
- دادگستری استان بوشهر عنوان نمونه کشوری را کسب کرد
- سامانه آشکارساز ایکسری درایستوبازرسی شهید صلاحی دشتستان افتتاح شد
- معاون استاندار بوشهر:حمایت از بازاریان آسیبدیده عسلویه پیگیری میشود
- پروانه: مسکن کارگری اولویت راهبردی در صیانت از معیشت نیروی کار است
- استاندار بوشهر: نظارت باید به اصلاح فرایندهای اداری منجر شود
- فرماندار عسلویه: حمایت از بازاریان آسیبدیده باید عملیاتی شود
- مسابقات قایقرانی هفته تربیت بدنی در بوشهر برگزار می شود
- ارائه خدمات حمایتی به ۳۴۰۰ نابینا و کمبینا در بوشهر
- عناوین روزنامههای امروز1405/07/23
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/07/23
- پیگیری میدانی مطالبات دالکی؛ از آسفالت راه نخیلات تا اجرای ۳۵۰ انشعاب آب
- سهم همه مردم بوشهر از سفره اقتصادی منطقه آزاد باید محقق شود
- سالانه ۲۰ هزار نفر در تصادفات جان میبازند؛ خودروهای ایمن باید جایگزین شوند
- صدرنشینی پارس جنوبی در لیگ دسته اول فوتبال باشگاه های کشور
- چهره های مطرح رسانه ای در کارگاه برندسازی و تولید محتوای ورزشی بوشهر
- دانشفر: برنامههای تعلیم و تربیت نیازمند همراهی است
- ساماندهی مسیلهای سایتهای مسکن خورموج
- وعده قلعهنویی به مردم؛ در جام ملتها بهتر از جام جهانی خواهیم بود
- سه گزینه احتمالی برای هدایت منچستریونایتد؛ کونته نزدیک به نیمکت
- از پلاک خودروهای منطقه آزاد بوشهر رونمایی شد
- حجت الاسلام حاجعلیاکبری درگذشت آیتالله قربانی را تسلیت گفت
- اتفاق تلخ در لاس وگاس آمریکا؛ فرنگی کار ایران روی تشک نمیرود
- بازار طلا و سکه در مسیر کاهش قیمت؛ سکه ۱۷ میلیون تومان ریخت
- تأکید بر تضمین کیفیت بنزین در تمام زنجیره تولید تا توزیع
- رشد ۵۰ درصدی رتبههای زیر ۱۰۰۰ کنکور سراسری در شهرستان دیر
- ارائه بیش از ۵۷ هزار خدمت بهداشتی به کودکان شهرستان دیّر
- زکات خرما؛ برکت خوشههای طلایی نخلستانهای دشتستان
- مراسم یادروز حافظ در شیراز
- باکتریهای روده ممکن است میزان کالری دریافتی بدن را تغییر دهند
- داروی شگفت انگیز که خطر زوال عقل را کاهش میدهد
- معرفی ۸ ماده خوراکی پاییزی مفید برای سلامت قلب
- جزئیات جذب ۵۰۰ نیروی جدید در اورژانس اعلام شد
- قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیبپذیر در جنگ اقتصادی باشد


چاپ خبر


اصلا فکرشم نمی کردم همچین جایی تو منطقه داشته باشیم.