- نقشه راه دیپلماسی منطقهای انرژی ایران تصویب و ابلاغ شد
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- بنبست ساختاری و منطق تغییر حکومت: از اندیشه فیلسوفان قدیم تا نظریهپردازان عصر حاضر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
«راز آن شب بارانی» درباره مرد قهوه چی است که سال ها پیش فرزندش را در خیابانی رها کرده و اکنون به طور اتفاقی و در شبی طوفانی، او – پسرش - به کلبه اش می آید و با هم رو به رو می شوند. نمایش در ابتدا به یک داستان پلیسی شبیه هست. در ابتدای نمایش پلیسی جوان خبر از حضور چند تبهکار را می دهد و اندکی بعد دو مرد جوان وارد کلبه می شوند...

قاسم تنگسیرنژاد
«راز آن شب بارانی» درباره مرد قهوه چی است که سال ها پیش فرزندش را در خیابانی رها کرده و اکنون به طور اتفاقی و در شبی طوفانی، او – پسرش - به کلبه اش می آید و با هم رو به رو می شوند. نمایش در ابتدا به یک داستان پلیسی شبیه هست. در ابتدای نمایش پلیسی جوان خبر از حضور چند تبهکار را می دهد و اندکی بعد دو مرد جوان وارد کلبه می شوند. با گذشت اندک زمانی و حضور دوباره پلیس متوجه می شویم آن ها مظنونین مورد نظر نیستند و برای دیدن آن ها بیشتر باید منتظر ماند. اما در کمال شگفتی متوجه می شویم که داستان هیچ ارتباطی به تبهکاران و حضورشان در صحنه ندارد و ما با چیز دیگری رو به رو هستیم. سپس با ورود مردی معتاد به صحنه منتظریم که او تاثیری در روند داستان داشته باشد اما بازهم حضور این شخصیت/تیپ نیز هیچ تاثیری ندارد و به طور واضح «اضافی و بی اهمیت» به نظر می رسد. در طول روایت داستان و در سراسر نمایشنامه «شعارزدگی» به وفور موج می زند و شخصیت ها مدام شعار می دهند. مذمت اعتیاد، تجلیل از انسانیت و ... تنها رنگ و بویی از شعار دارند و هرگز به مثابه یک مفهوم به ذهن مخطاب رسوب نمی کند. از طرفی تاکید نویسنده بر جمله ای که از آن او نیست بسیار عجیب به نظر می رسد. «یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است» این جمله به طور مداوم از زبان شخصیت ها به عنوان پیام نمایشنامه شنیده می شود در حالی که هیچ ارتباطی به پیام یا مفهوم نمایشنامه نداردو اصلا از آن نویسنده نیست تا به عنوان یک اثر انگشت از او به جای بماند. نویسنده با طولانی کردن بیهوده ی سیر داستان و گنجاندن دیالوگ های اضافه و تکرار غیر ضروری آنها به ارتباط اثر با مخاطب ضربه زده و موجب از دست رفتن همراهی تماشاگر با نمایش می شود.
در حوزه اجرا هم چندین اشکال فاحش وجود دارد. در حالی که با یک اثر رئالیسیتی رو به رو ایم، اما در کمال شگفتی می بینیم که یکی از شخصیت های نمایش (همراه مرد جوان) که خود در صحنه حضور دارد، اتفاقات و حرف های دیگر شخصیت ها را در متنی به نام راز شب بارانی یادداشت می کند و قبل از خروجش از صحنه، با خروج از نقشش رو به تماشاگران می گوید : «این داستان من است»! کارگردان چگونه و بر اساس کدام علم تئاتری این عملرا انجام داده است؟ شگفت تر آن است که کارگردان پس از اجرای نمایش صحبت از «تلفیق و آمیزش سبک ها» در اثرش می کند اما هیچ نشانه ای از این اتفاق در نمایش وجود ندارد و الزاما نباید هم وجود داشته باشد. می دانیم که تلفیق و آمیزش سبک ها دستاورد تئاتر پست دراماتیک و آوانگارد است که این نمایش هرگز این گونه از تئاتر نیست. یک نمایش رئالیستی ساده چگونه می تواند به آمیزش سبک ها تن دهد؟ این سوالات از آن جهت برای نگارنده به وجود آمده که کارگردان نمایش خود دارای تحصیلات کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی می باشد. بگذریم. از سوی دیگر میزانسن های تکراری و حرکات بسیار زیاد بازیگران باعث آشفتگی و سردرگمی تماشاگران می شود. تکرار در دیالوگ و حرکات هیچ کمکی به تاکید بر روی مفاهیم اصلی و مهم نمایش نمی کند و تنها به کلافگی مخاطب می انجامد. تکرار یک دیالوگ از سوی قهوه چی و ریختن چند باره چای برای مسافران، مصادیقی از مبحث مورد اشاره است. کارگردان با آویختن گرگی بر دیواره صحنه و استفاده از صدای زوزه گرگ سعی بر تاکید بر این مفهوم دارد. خود ایشان پس از اجرای نمایش می گوید : «سعی داشتم تا درون مرد قوه چی را نشان بدهم» مرده بی نوا هرگز گرگ صفت نبود. او تنها بر اثر یک اتفاق و تن به رها کردن فرزندش در خیابان داد و پس از آن نیز تلاش زیادی برای پیدا کردن فرزندش نمود و به همین خاطر رنجور و بیمار شد. چگونه چنین شخصیتی می تواند گرگ صفت باشد. استفاده مکرر از موسیقی نامربوط با فضای نمایش از دیگر اشتباهات کارگردان بود. موسیقی هرگز نتوانست فضای مورد نظر کارگردان را خلق نماید و استفاده از قطعات معروف موسیقی به دور شدن مخاطب از فضای نمایش دامن زد.
بازیگران این نمایش نیز در ایفای نقش های خود ناموفق ظاهر شدند. هیچ کدام از بازیگران نتواستند بازی قابل قبولی از خود ارائه دهند و این موضوع باعث شد تا لحظات دراماتیک نمایش از بین برود و تماشاگر در مواجهه با لحظات تراژیک بی اختیار بخندد. فریاد های بی منطق قهوه چی تنها به دور شدن مخاطب از اثر کمک کرد و اندک تلاش بازیگر نقش معتاد برای ایفای نقشش در کارگردانی غیرمنطقی و بازی ناموفق سایر بازیگران گم شد. به طور کلی این نمایش به هیچ وجه نتوانست از عهده ی روایت ساده و یکدست نمایشنامه اش برآید گرچه خود نمایشنامه نیز با اشکالات فراوانی مواجه بود.
هنگام ترک سالن به جمله یکی از تماشاگران می اندیشم که با مظلومیتی عجیب از کارگردان می پرسد «آیا نمی شد کاری کنید که پسر پدرش را ببخشد و در کنارش بماند؟» و من بی اختیار به این فکر می کنم که گروه نمایشی سقوطی آزاد در تاریکی داشتند.
تازه ترین خبرها
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
- بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیهکننده شنیعترین جنایات جنگی است
- آمریکاییها با ملت ایران دشمنی دارند؛ نباید به آنان خوشبین باشیم
- رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیمآمیز، دشمن مستکبر را جریتر خواهد کرد
- سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع میدهد
- قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوهای از پایان دوران بزندررو است
- گلمحمدی و قلعهنویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
- آشکار شدن چهره چند تیم مدعی؛ عیار بسکتبالیستهای استقلال مشخص میشود
- کابوس خودزنی در خاتون؛ گلبهخودیها بلای جان نماینده فوتبال ایران
- ۴ عامل پنهان که خطر سندرم متابولیک را افزایش میدهند
- تشدید نظارت بر سلامت مواد اولیه گوشتی
- شپش؛ آلودگی انگلی مسری اما قابل درمان
- فواید ضدالتهابی ترکیب «ادویهها» را بشناسید
- شمارش معکوس برای پایان کابوس جادهای در مسیر بوشهر - شیراز
- مدیرکل ورزش بوشهر: کمبودهای ورزشی سعدآباد برطرف میشود
- بخشدار سعدآباد خواستار تسریع در تعریض محورهای روستایی شد
- تدوین طرح ملی فرهنگ حفاظت از محیط زیست دریایی به بوشهر واگذار شد
- فرماندار دشتی: اعتبارات عشایری شهرستان ۶۰ درصد افزایش یافت
- قایق صیادی متخلف در بوشهر توقیف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/14
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/14
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد


چاپ خبر


- نمایش انتخاب برتر آراء مردمی
- مقام اول بازیگری مرد ( مهدی نیکخواه)
- مقام سوم بازیگری ( نورالله حاجی پور)
- مقام سوم نویسندگی( خداداد رضایی) مقام اول نداشت
- مقام سوم کارگردانی ( خداداد رضایی)
- نمایش برتر و انتخاب برای جشنواره منطقه ای
بنده بیشتر با نظر آقای تنگسیری موافقم و تمام متن بالا درست هستند
امیدوارم آقای رضایی در کارهای بعدیشون از تجربیات این کار استفاده کنند و شاهد موفقیت این عزیز در عرصه های کشوری باشیم . /ج
به جاى پرداختن به نيت منتقد به متن بپردازيم.
در پناه حق/ج
من خودم یه تئاتری هستم و با جو و شرایط کنونی تئاتر در استان و برازجان کاملا" آشنا
نقد دوستمون شاید یه کم تند بوده ولی هیچ جای این نقد توهین به شخصیت نویسنده و کارگردان نشده و همه ما جناب رضایی رو میشناسیم
بحث درباره بهتر بودن تئاتر در برازجان یا آبپخش به نظرم کاملا" اشتباه می باشد و بهتر است به جای این بحثها به بالا بردن صطح کیفی فرهنگ ودر راس آن تئاتر بکوشیم. درباره این تئاتر بحثی نمی کنم چون باز تنش ایجاد میشه. ولی دوستان، برای راهیابی یه کار تئاتر به جشنواره باید تئاتر در اغلب قسمتها خوب باشد. تئاتر برازجان برای جشنواره امسال به گفته خود داوران از لحاظ بازیگری و کارگردانی خوب و قابل قبول بوده ولی در بخش دکور و نور و عوامل دیگر که اونم دلیل داشته میلنگیده و باعث شد کار رو بذارند کنار.
نکته دیگر بخشی از داوری کارها سلیقه است و چه بسا کاره جناب رضایی به جای آقای کازرونی می رفت بالا .
و اما نکته مهمتر از همه اینها ، اینه که دوستان عزیز در برازجان ما که تئاتر کار می کنیم اولین هدفمان اجرای عموم و به شکل قویی می باشد .
امیدوارم روزی برسه که همه در کنار هم برای این هنر والا تلاش کنیم و تئاتر دشتستان رو به جایگاه واقعیه خود برگردانیم.
به امید آن روز/ب
دوستان همشهریان عزیزان
من خواهش می کنم بحث را به پایان برسانید و در سایه اتحاد و همدلی هنر شهر را توسعه و ارتقاء بخشید ایشان یک نقدی کردند گر چه خیلی ایراد داشته و من بعنوان نویسنده و کارگردان نمی خواهم با جوابم تنش این موضوع را بیشتر کنم از همه عزیزان مخصوصا همشهریان خوب و عزیزم درخواست دارم صبر را پیشه کنید مطمئن باشید در آینده خبرهای بسیار خوبی از تئاتر شهرتان خواهید شنید موفق و پیروز باشید یا علی.
از همه مردم شریف برازجان هم که هنر مرا نقد کردند تشکر میکنم.
نقدتان هرگز منصفانه نبود. من ديدگاه شما را از دو منظر برداشت ميكنم يكي نداشتن پايه اي قوي درباره هنر نمايش و تئاتر و ديگري تخريب ناشي از غرض ورزي. اميدوارم در آينده بتوانيد با اصلاح انديشه هاي متعالي انساني خود بر رشد و اعتلاي هنر آبپخش و دشتستان، اثري مثبت داشته باشيد.
باتشكر./ج
دوست من، این عزیزان با هیچ، همه کار کردند. با امکانات 0.1 برازجان ولی با استعداد 10 برابر برازجان.
==> آفرین بر هنرمندان شهر آبپخش: آقایان رضایی، نیکخواه، بهرامی، یزدانی و سایر دوستان <==
**** امیدوارم در کارهای بعدی هم به همین اندازه کامیاب و سربلند باشید ****
رئیس اداره ارشادتان برازجانی است پس حداقل حرمت نگه دارید
و اینقدبا تعصب الکی قضاوت نکنید کار نقد یک کار معمول و رایج درجهان است و کسی هم با توهین پاسخ نقد را نمیدهد
نمیدانم چرا از نقد دوستانه متنفرید ولی عاشق به به و چه چه ظاهری و دروغین هستید
کل تئاترها به نقد نیاز دارند و خواهشا ملایم تر با هنربرخورد کنید
این تئاتر با تعصب به هیچ جانمیرسد.
من به عنوان یک خواننده این مطلب رامینویسم ... از نوع پاسخگویی شماعزیزان مشخص است که متعصبانه برخوردمیکنید
من اهل برازجان یا آبپخش نیستم ولی درنقد توهینی به آبپخش نشده که شماعزیزان جبهه گرفته اید
نقدکاملا حرفه ایست و خواهشا حرفه ای رفتارکنید و بدانید که نقد سازنده هست و اینکه برازجان تئاترش ضعیف تراست حرفی است که تمام استان تکذیب میکنند
لطفا با دیدگاه بازتر به هنرنگاه کنید و ظرفیت پذیرش انتقاد خودتان را بالا ببرید
من هم بارها ازم انتقادشده ولی یاگفتم موافقم یاخیر برازجان هم سال91کار در جشنواره داشتند که 4 جایزه را دریافت کردند و اگرسالی شهری کار برای جشنواره نداشت هزاران دلیل وجود دارد پ اصلا شاید بعضی گروه ها اساسا کار میکنند برای اجرای عموم
شما عزیزان بسیارتند پاسخ داده اید و این اصلا خوشایند نیست خب لابدکارایرادهایی داشته است و به جای این کارها ریشه یابی کنید ودیدگاهتان رابازترکنید و از انتقاد یکدیگر در جهت رشد تئاتر استان تلاش کنید تاتئاتراستان به جایگاه اصلی خویش بازگردد.
اینم خدمتتون عرض کنم آبپخش همیشه وهمیشه در بحث تئاتر از برازجونی ها جلوتر بوده وهست ، همین امثال که آبپخش دوتئاتر داشت که یکیش به جشنواره فجر ویکی دیگر به جشنواره معلولین راه یافته، با هر بی مهری وکم کاستی آیا شما که در شهر برازجان هستید چه کار کرده ایید/ج