- توسعه پلیمر کنگان، حامی احداث نخستین ایستگاه حفاظت محیطزیست دریایی کشور در بندر کنگان
- سومین شماره ویژهنامه «فرهنگ پردیس»؛ تبیین آموزههای خطبه فدکیه در کار و زندگی
- ۱۹ سال افتخارآفرینی پردیس در مسیر امنیت غذایی ایران و جهان
- پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به دشمن
- قضاوت داوران بوشهری در ردهبندی هندبال ساحلی بانوان کشور
- قهرمانان پاراآسیایی بوشهر در مصلای جمعه تجلیل شدند
- بازدید مدیرعامل انتقال خون از مرکز وصال
- تاجگردون: حقوق ۷۵ درصد کارکنان دولت کمتر از ۳۰ میلیون تومان است
- سارق حرفهای در گناوه دستگیر شد؛ کشف ۸ فقره سرقت
- ضوابط پیشنهادی برای فعالیت بازار مبادلات آب در بورس انرژی منتشر شد
اتحادخبر- طاهره ناظمیان: صبح که از خواب پا شدم برم تو حیاط صورتمو بشورم ،صدای بلبل تو کٌنار هوشو از سرم پروند.چشم نشسته با خوشحالی برگشتم و گفتم:دی امروز مهمون داریم.دیم که تو ای گرمای برج چهار چش خودش هم نداشت و هویس هویس با پرِ مینارش عرقش را خشک می کرد...

صبح که از خواب پا شدم برم تو حیاط صورتمو بشورم ،صدای بلبل تو کٌنار هوشو از سرم پروند.چشم نشسته با خوشحالی برگشتم و گفتم:دی امروز مهمون داریم.دیم که تو ای گرمای برج چهار چش خودش هم نداشت و هویس هویس با پرِ مینارش عرقش را خشک می کرد، گفت:دختر زبونتو گاز بگیر...ای گرما میتونم مهمون داری کنم؟گفتم مگه نه خودت گفتی بلبل سیده و وقتی صبح خوند یعنی مهمون گیرمون میاد...حالا مو یه چیزی هم گفتم تو هم...هنوز مکالمه من و دیم سرِ سید بودن یا نبودن بلبل به نتیجه نرسیده بود که دق الباب کوفته شد.دیم همونجا خشکش زد. دمپایی نپوشیده دویدم طرف در.در را که باز کردم هوشنگ و زینت و دخترشون رقیه تو چارچوب در ظاهر شدن.من پیش از اینکه بخوام تو بحر مهمونا برم برگشتم و حال و روز دیم رو رصد کردم.دیم حال و روز خوشی نداشت و دندونش تو بٌت مو کار می کرد ولی خودش رو نباخت...خوش اومدین...خوش اومدین.چه عجب یادی از ما کردین.صبح که بلبل خوند دلم خوش شد ؛گفتم امروز مهمون عزیزی داریم!!!من هم که خواستم حرف دیم رو تایید کنم گفتم:ها مو هم سی دیم گفتم...نذاشت حرفمو تموم کنم؛گفت :برید برید با رقیه سی خوتون رو سکٌنچه عروسک بازی کنین.
رقیه بچه هفت حاجتی پسرخاله دیم بود که بعد از ده سال نذر و نیاز و دوا-دکتر خدا بهشون داده بود.دیم و خاله اش چند سال پیش سرِ برادرم احمد و پسرش یوسف از هم بد دلخور شده بودن و به هم پیغام و پسغام فرستاده بودن که نه اگه مٌردم بیا و نه اگه مٌردی میام.الان بعد از این همه مدت پسر خاله دیم با زنش اومده بودن که بگن ما نه اهل برمکیم و نه قوم جعفر و حساب ما از دیمون جداست ...آدم که سر دعوای دوتا بچه با هم قهر نمی کنه.
حصیری تو سایه طارمه رو سکٌنچه انداختیم.رقیه روبالای سکٌنچه نشوندم تا بتونه به دیوار طارمه تکیه بده.پنکه رومیزی رو روش ثابت کردم که رسم مهمون نوازی رو به جا آورده باشم...سخت گرفتار بیگ بازی بودیم که یهو رقیه گفت:راستی میگم نزدیک خونه شما دکون هست؟با شنیدن اسم دکون چشمام باز شد،حتما چیزی هم به من می ماسید...هاااا،مگه چیزی میخواستی؟
بسکویت میخواست.گفتم می برمت یه دکون نشونت میدم ولی به شرطی که به خودم هم بسکوت بدی.با قول مساعد رقیه ،حرکت کردیم.تا رسیدن به دکون مختارو طعم انواع بسکویت ها رو مزه مزه کردم و از بسکویت های سکه ای که فله ای بود و طعم پرتقال می داد و بسکویت مستطیلی که به هم وصل بودن و طعم نارگیل می داد و روش کنجد بود به رقیه می گفتم و بهش منو می دادم که انتخاب کنه...چشم رقیه از دیدن تنوع اجناس دکون مختارو لیل گشت.بعد از کلی وارسی بسکویت ها، دست رو بسکویت مستطیلی نارگیلی گذاشت.تو دلم بهش احسنت گفتم و انتخابش رو ستودم...الان موقع وفای به عهد بود.همینکه پلاستیک بسکویت ها رو گرفت تو پاش زور آورد و دوید طرف خونمون...هرچه صداش زدم انگار نمی شنید... به برق زده بودنش،هرچه می دویدم بهش نمی رسیدم.به خونه که رسیدم دیدم کنار دی و بواش نشسته ،پلاستیک بسکویتی جلوشه و با اشتها میخوره.چش تو چشش شدم تا بلکه قرارمون یادش بیاد..اصلا منو نمی شناخت.نگاه گناه داری بهش کردم یعنی اینکه مو دختر خوبی هستم،بهترین جای سکنچه رو بهت دادم،پنکه رو روت ثابت کردم ...هیچ کدوم از این سناریوها کارساز نشد...بسکویت آخری که برد نزدیک دهنش تیر خلاص رو به من زد...به خودم،به بلبل و به دکون مختارو لعنت فرستادم...از خودم بدم اومد که هنوز شریکم رو نشناخته بهترین گزینه رو بهش معرفی کرده بودم...کاش لااقل برده بودمش دکون دی حمزه که بسکویت های نخوش و گرون داشت...از چشمم افتاد،دوست داشتم چایی که دیم براش ریخته بود،رو پاش بریزه یا قند تو گلوش گیر کنه...
ناهار که خوردن خداحافظی کردن که برن. اینبار بوام چنان تکلیف و تعارف به جا آورد که الان ماشین سی بردخون گیرتون نمیاد و ماشینای دیر فقط صبح میرن بردخون و چنان هوشنگ رو متقاعد کرد که زینت چاره ای جز دوباره نشستن نداشت...شب موندند...بوام داشت از رشادتهای ایام جوونیش که چطور با یه تیر دوتا اِشکال رو میزد و هیچ میرشکالی به گرد پاش نمی رسید می گفت که یهو برق رفت...برق که رفت انگار دنیا رو بهم دادن...الان موقع دادخواهی بود... وقتی که هوشنگ و زینت غرق تعریفای نمک زده ی بوام شده بودن خودمو به رقیه نزدیک کردم ، دور و برم رو تو تاریکی پاییدم ،رونشو نشونه گرفتم و چنان کنجیری دادم که عقرب پیشم لٌنگ انداخت.. جیغ رقیه و صدای تفنگ بوام و پژواک کوه تو هم پیچید.
زینت دستپاچه گفت:آخی بچمو عقرب زد. دیم دوید فانوس آورد،بوام لنگه دمپایی رو برداشت ولی رقیه تو اون تاریکی حضور دشمن رو خوب درک کرده بود و بریده بریده میگفت عقرب نههههه...او ..او
صبح که بلند شدیم خبری از هوشنگ و زینت و رقیه نبود.چند روز بعد مش ماندنی شوفربردخونی پیغام آورد که هوشنگ و زینت گفتن نه اگه مٌردیم بیاین و نه اگه مٌردین میایم.
تازه ترین خبرها
- پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی به دشمن
- قضاوت داوران بوشهری در ردهبندی هندبال ساحلی بانوان کشور
- قهرمانان پاراآسیایی بوشهر در مصلای جمعه تجلیل شدند
- بازدید مدیرعامل انتقال خون از مرکز وصال
- تاجگردون: حقوق ۷۵ درصد کارکنان دولت کمتر از ۳۰ میلیون تومان است
- سارق حرفهای در گناوه دستگیر شد؛ کشف ۸ فقره سرقت
- ضوابط پیشنهادی برای فعالیت بازار مبادلات آب در بورس انرژی منتشر شد
- اهمیت وارنیش فلوراید در پیشگیری از پوسیدگی دندانها
- پرداخت ۱۱۰ میلیارد تومان تسهیلات مسکن به مددجویان بهزیستی بوشهر
- هشدار پلیس فتا نسبت به سرقت اعتبار خرید
- پیامک تأمیناجتماعی به بازنشستگان؛ خرید قبل از واریز حقوق
- دستور عارف برای تسریع پرداخت ۴میلیارد یورو طلب واردکنندگان کالای اساسی
- آخرین قیمتهای جهانی نفت، گاز و فرآوردههای انرژی
- هشدار هواشناسی برای ۲۱ استان؛ بارش باران و رعدوبرق در راه است
- افت شدید قیمت جهانی طلا و نقره
- میانگین قیمت اتوبوس به ۶۰ میلیارد تومان رسید؛ نوسازی ناوگان دشوار شد
- کارنامه ۳۹ ماهه اسقاط خودرو؛ ۲ میلیارد لیتر بنزین صرفهجویی شد
- نماینده ویژه رهبر انقلاب: مدیریت تنگه هرمز را به هیچکس واگذار نمیکنیم
- تأخیر درتسویه مطالبات کالابرگ با فروشگاهها، مشارکت آنان در این طرح را تهدید میکند
- واکنش دیپلمات ایرانی به اظهارات نخستوزیر انگلیس درباره موضوع هستهای
- کانادا با حمایت از ادعای پوچ امارات، شاخهای را که روی آن نشسته می برد
- واکنش عراقچی به اظهارات صدراعظم آلمان؛ دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت
- غنیسازی ۹۰ درصدی در دستورکار ایران باشد؛ برای هر سناریویی آمادهایم
- فولاد جای پرسپولیس را در جدول گرفت
- برنامه سومین روز کشتی آزاد قهرمانی جهان؛ جدال ۲ آزادکار برای مدال طلا
- از حسرت یوشیدا تا بازگشت اسنایدر؛ روایت یزدانی و غولهای ۹۷ کیلوگرم
- اهمیت دیدار با نساجی در سرنوشت سرمربی پرسپولیس؛ مشکل سرخها مشخص شد
- شمارش معکوس برای جدال با مصر؛ تنیس ایران در اندیشه شکستن طلسم صعود
- معرفی ادویه های ضدالتهاب که برای سلامت بهتر قلب مفید هستند
- واکسن سرطان میتواند بقای بیماران مبتلا به سرطان پوست را افزایش دهد
- ارتباط چاقی دوران جوانی و افزایش خطر سرطانهای زودرس
- تغییر غیرمنتظره در بدن که نشانه هشدار اولیه سرطان پانکراس است
- چرا زنان بیشتر از مردان دچار میگرن میشوند
- خطر ورشکستگی داروخانهها؛ عاقبت نسیه فروشی دارو!
- بارشهای پراکنده در استان بوشهر تداوم دارد
- امام جمعه بوشهر: بازارچه عرضه مستقیم کالا در این استان راه اندازی شود
- قایق صیادی متخلف در اسکله کنگان توقیف شد
- امام جمعه گناوه: حضرت زهرا (س) عوامل انحراف جامعه اسلامی را تبیین کرد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/09
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/09
- حسن یزدانی مقتدرانه شروع کرد؛ پیروزی تانک روس در گام نخست
- "رحمان بیرحم" طوفانی شروع کرد
- توسعه حملونقل ایران و ترکیه نقش کلیدی در اتصال بازارهای منطقه دارد
- آزمون بزرگ بازار سرمایه در جذب اسکناسهای خانگی با سود ارزی
- کمالوندی: امروز صنعت هستهای ایران به بلوغ کامل رسیده است
- پازوکی: پروژه محاصره ایران شکست خورده است
- پزشکیان: رسیدگی به مناطق محروم در اولویت بنیاد مستضعفان باشد
- عارف دستور تشکیل کارگروه تدوین قوانین فضای دیجیتال را صادر کرد
- عراقچی: برای فرصت به دیپلماسی، ارتباط با واسطهها را ادامه میدهیم
- انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته MQ-۱ در تنگه هرمز


چاپ خبر

