امروز: جمعه 06 شهريور 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 22 آذر 1404 - 09:25

اتحادخبر:برایمان از سماور ذغالی‌اش، چای خوشرنگ و خوش عطر در استکان‌های کمرباریک می‌ریزد و قندانی پر از مویز، جلویمان می‌گذارد. سعی می‌کند آرام به نظر بیاید اما چشمانش پر از شوق است.

 

اتحادخبر:برایمان از سماور ذغالی‌اش، چای خوشرنگ و خوش عطر در استکان‌های کمرباریک می‌ریزد و قندانی پر از مویز، جلویمان می‌گذارد. سعی می‌کند آرام به نظر بیاید اما چشمانش پر از شوق است.

خوش به حال من که تو مادرمی

به گزارش مهر به نقل از پویش نفس؛ برای من همچنان زیبا، جوان، مهربان، پر از امید و شوق زندگی هستی. کسی که برای بودنم، برای ماندنم و برای زندگی کردنم، از خود گذشت و تا پای جان تلاش کرد.

به سختی راه می‌رود تا وسایل پذیرایی را مهیا کند اما نمی‌گذارد ما بلند شویم. می‌گوید: خانه با آمدنتان روشن شده. این حرف را مثل همیشه و با محبت مادرانه‌اش می‌گوید اما آتش به دلمان می‌زند. چقدر دیر به دیر یاد به خانه مادر می‌آییم. همه چیز در تماس‌های تلفنی و تصویری خلاصه شده است.

برایمان از سماور ذغالی‌اش، چای خوشرنگ و خوش عطر در استکان‌های کمرباریک می‌ریزد و قندانی پر از مویز، جلویمان می‌گذارد. سعی می‌کند آرام به نظر بیاید اما چشمانش پر از شوقی است که دوباره شرمنده‌مان می‌کند.

دو فرزندم دور مادر می‌چرخند و مدام او را می‌بویند و می‌بوسند. مادر هم قربان صدقه‌شان می‌رود و عشق و محبت جاودانه‌اش را نثارشان می‌کند. احمدعلی پسر کوچکم می‌گوید: مامان بزرگ ماجرای تولد مامانو تعریف می‌کنی؟ مامان میگه خیلی قشنگه.

مادرم سر بلند می‌کند و نگاهش در نگاهم گره می‌خورد. در عمق نگاهش، پر از حرف می‌بینم. پر از سختی و پر از عشق. لبخند ملیحی بر لبش می‌نشاند و می‌گوید: مامانت وقتی آمد که هیچکس فکرشم نمی‌کرد. ۵ تا بچه داشتم. همه آنها هم بزرگ شده بودند. دایی علی و خاله فاطمه که ازدواج کرده بودند و بچه داشتند. همه می‌گفتند این بچه تو این سن خیلی بده. ولی من گفتم خدا داده. باید بمونه. باید زندگی کنه.

محمدرضا پسر بزرگم در حالی که دست مادر را توی دستانش گرفته است، می‌گوید: «مامان بزرگ، تو باعث شدی که ما الان باشیم. ممنونیم» بعد خم می‌شود و دست مادر را می‌بوسد و این بوسه خیلی طولانی می‌شود.

مادر به زحمت دستش را آزاد می‌کند و محمدرضا را در آغوشش جای می‌دهد و بر پیشانی‌اش بوسه می‌زند. با صدای آرام و مهربانش می‌گوید: «مادرتون هدیه قشنگ زندگی من بود و شما قشنگ‌ترین هدیه هستید. خدارو برای بودنتون شکر می‌کنم» امیرعلی که نمی‌خواهد از برادرش جا بماند، خودش را در آغوش مادر می‌اندازد.

مادر هیچوقت از روزهایی که برای بودن من جنگیده بود، نمی‌گفت. اما خواهر و برادرها برایم تعریف کرده بودند. می‌دانستم پدر خدابیامرزم اولش تحت تأثیر دیگران بود و به مادرم می‌گفت بچه در این سن و سال نمی‌خواهیم.

البته سنی نداشتند آن موقع مادرم ۴۴ ساله بود. سنی که حالا بانوانی برای فرزند اولشان انتخاب می‌کنند. مادرم در مقابل تمام حرف‌ها ایستاد و مرا نگه داشت و اتفاقاً خانم دکتر تحویل جامعه دارد. حالا چه اتفاقی افتاده که من انقدر بی‌وفا شدم.

بلند می‌شوم و کنار محمدرضا و امیرعلی در آغوش مادر خودم را جا می‌دهم و در حالی که نمی‌توانم از ریزش قطرات اشک، جلوگیری کنم، می‌گویم: خوشحالم که مادرم تو هستی. دیگه تنهات نمیزارم.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • تجلیل از کارمندان نمونه دشتستان در سومین روز هفته دولت / تصاویر
  • گامی برای نشاط و توسعه روستایی؛ پارک ۱۲ هزار مترمربعی قلعه سفید به بهره‌برداری رسید
  • تقدیر ویژه رئیس‌جمهور از استاندار بوشهر در بیست‌ویکمین جشنواره شهید رجایی
  • جاده سلامت ویژه بانوان وحدتیه با حضور فرماندار دشتستان افتتاح شد
  • وزیر اقتصاد از پتروشیمی آسیب‌دیده در جنگ اخیر بازدید کرد
  • پتروشیمی جم پایلوت ملی ایمنی هوشمند صنایع انرژی شد / تأمین ۵ آمبولانس برای بوشهر کلید خورد
  • شتاب‌گیری تولید و فروش آریاساسول در مردادماه
  • بازدید میدانی نماینده مرزبانی فراجا از مرزهای آبی گناوه
  • بخشدار ارم: حل مشکلات تنها با همدلی ممکن است
  • ارزیابان یونسکو برای بازدید سیراف به بوشهر سفر می کنند
  • وزیر اقتصاد وارد استان بوشهر شد
  • فرماندار بوشهر: ظرفیت شناورها برای تردد دریایی خارگ افزایش یابد
  • ۷۲ پروژه در تنگ‌ارم به بهره‌برداری می‌رسد
  • جوان‌گرایی در صنعت انرژی؛ ابتکاری از پتروشیمی سروش مهستان برای تربیت مدیران آینده صنعت
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/06/05
  • اعتراض به بی توجهی به امکانات سرمایشی در حوزه کنکور برازجان؛ داوطلبان در گرما و استرس مضاعف
  • افتتاح واحد تولیدی انواع فرآورده های قهوه در دشتستان
  • کنکور؛ ماراتنی که هرگز تمام نمی شود!
  • تجدید میثاق بخشدار مرکزی دشتستان با شهدای شهر دالکی
  • صادق بارانی دادستان بندر گناوه شد
  • دیدار صمیمانه مدیرعامل شرکت قطب پتروشیمی سپهر لاوان با آموزگاران دوران دبیرستان
  • اولین واحد تولیدی در منطقه آزاد بوشهر به بهره‌برداری رسید
  • بحران معیشت و فروپاشی منزلت اجتماعی
  • طرح اشتغال پایدار در نوار ساحلی دشتی و تنگستان آغاز شد
  • دولت چهاردهم و «دکترین دفاعی هوشمند»/ «امنیت» شرط توسعه پایدار و اقتدار ملی
  • مدیریت بومی؛ سرمایه‌ای برای آینده صنعت بوشهر
  • آغاز عملیات اجرایی و افتتاح ۷۳ پروژه عمرانی و اقتصادی در بخش چاه مبارک به مناسبت هفته دولت
  • نیچه از اوج نبوغ تا مرز جنون
  • افزایش قیمت نفت در سایه تشدید تنش‌ها در خاورمیانه
  • ماهور گناوه فاتح لیگ برتر بسکتبال استان بوشهر شد
  • بهره‌برداری از نخستین مرکز پرتودرمانی بیماران سرطانی بوشهر با حضور وزیر بهداشت و استاندار بوشهر
  • تجلیل از مسعود آتشی در نشست مؤسسین خانه فرهنگ دشتستان
  • استاندار بوشهر از خبرنگاران تجلیل کرد / تصاویر اختصاصی
  • بگذارید فرزندان ایران، حقوق ملت را بر سرِ میز اقتدار بازستانند
  • مطالبه پایه دوازدهمی های بوشهر برای تمدید تاریخ امتحانات به تعویق افتاده تا بعد کنکور !
  • در صحنه بمان؛ با تمام آلام
  • دیدار رئیس سازمان نظام پزشکی دشتستان با مدیر مسئول و سردبیر اتحاد جنوب
  • سگ های ولگرد را جمع کنید
  • جاماندگان اربعین در سراسر کشور
  • اجرای طرح های عوامل تعیین‌کننده اجتماعی سلامت و پزشک خانواده و نظام ارجاع در شهرستان دشتستان
  • شش ساعت جهنم بوشهر؛ مسئول این همه بی‌برنامگی کیست؟
  • علوی: مواکب فارس تا بازگشت آخرین زائر اربعین فعال می‌مانند
  • اجرای انفجارهای کنترل‌شده در جهرم
  • جایگاه های سوخت نرسان بنزین
  • 🎥ویدیو/ظفرقندی: تکمیل مرکز پایش سلامت نخل تقی عسلویه شتاب می‌گیرد
  • .: نصیبه 1 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام 1 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 3 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 5 روز قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...
  • .: 😭 حدود 6 روز قبل گفت: باز هم کميته امداد ...
  • .: جعفر کثیر حدود 6 روز قبل گفت: عالی بود درد کنکور ...
  • .: جواد حدود 7 روز قبل گفت: با سلام از رسانه ...
  • .: دراهکی حدود 7 روز قبل گفت: خیلی خوب مثل خودشان ...
  • .: زهره عرب حدود 7 روز قبل گفت: درود بر استاد آتشی ...
  • .: بهرام منوچهری حدود 7 روز قبل گفت: سلام عرض ادب تشکر ...