امروز: شنبه 16 آبان 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 11 آبان 1401 - 08:13

اتحادخبر: جوان ۲۴ ساله‌ای مدعی بود سومین ازدواجش نیز در طول چهار سال گذشته در آستانه فروپاشی قرار دارد درباره تصمیم‌های اشتباه و سرگذشت خود با مددکار اجتماعی یکی از کلانترهای مشهد سخن گفت.

 

اتحادخبر: جوان ۲۴ ساله‌ای مدعی بود سومین ازدواجش نیز در طول چهار سال گذشته در آستانه فروپاشی قرار دارد درباره تصمیم‌های اشتباه و سرگذشت خود با مددکار اجتماعی یکی از کلانترهای مشهد سخن گفت.

 

 

پسر جوان: طاهره زیبا بود، اقدس زشت، رعنا شکاک!

به گزارش خراسان؛ وی اظهار کرد: با آن که سه خواهر داشتم اما پدر و مادرم مرا که تک پسر بودم بیشتر دوست داشتند و همه خواسته‌هایم را برآورده می‌کردند حتی اطرافیانم نیز احترام خاصی به من می‌گذاشتند و سعی می‌کردند کاری انجام ندهند که من ناراحت شوم به همین دلیل وقتی به سن نوجوانی رسیدم به پسری خودرای و خودسر تبدیل شدم به طوری که در مقطع راهنمایی ترک تحصیل کردم، اما هیچ کسی برای این کار مرا سرزنش نکرد چرا که من فقط خودم تصمیم می‌گرفتم و به حرف‌های دیگران کاری نداشتم.

در همین شرایط بود که با توصیه پدرم در یک تعمیرگاه خودرو مشغول کار شدم تا حرفه‌ای بیاموزم، اما سه روز بعد با این بهانه که استادکارم به من توهین کرده است تعمیرگاه را رها کردم و به عنوان جارچی در یکی از پایانه‌های مسافربری مشغول کار شدم. چند ماه بعد نیز دفترچه آماده به خدمت گرفتم و عازم غرب کشور شدم تا این که خدمت سربازی‌ام به پایان رسید و دوباره به مشهد بازگشتم. در همین روزها بود که با دیدن «طاهره» عاشق شدم. او دختر ۱۵ ساله‌ای بود که درمحله ما زندگی می‌کرد و خواهرانم وقتی فهمیدند که من عاشق شده‌ام از خوشحالی در پوست خودشان نمی‌گنجیدند.

خیلی زود ماجرای عاشقی من در بین اطرافیانم پیچید و من تصمیم گرفتم با طاهره ازدواج کنم چرا که او دختری بسیار زیبا بود و من نمی‌توانستم زیبایی خیره کننده او را از خاطر ببرم، اما پدرم بعد از تحقیق مقدماتی درباره وضعیت اجتماعی و خانوادگی آنها به شدت با این ازدواج مخالفت کرد چرا که معتقد بود طاهره خانواده آشفته‌ای دارد و دختری سر به راه نیست، اما من که به خودسری عادت کرده بودم نصیحت‌های پدرم را نادیده گرفتم و آنها را مجبور کردم به خواستگاری بروند.

 

خلاصه چند روز بعد من و طاهره درحالی پای سفره عقد نشستیم که حدود یک ماه بعد از این ماجرا متوجه رفت و آمدهای مشکوک نامزدم به مغازه سبزی فروشی محله شدم. این موضوع سوء ظن مرا برانگیخت و به همین دلیل به طور پنهانی همسرم را تعقیب کردم تا این که متوجه شدم طاهره با پسر مرد سبزی فروش قبل از ازدواج با من ارتباط داشته و به این ارتباط خیابانی بعد از ازدواج با من نیز ادامه می‌دهد و تازه فهمیدم که چرا پدرم مخالف این ازدواج بود و نمی‌خواست من با طاهره ازدواج کنم.

از آن روز به بعد درگیری‌ها و اختلافات ما در حالی آغاز شد که طاهره با بی‌حیایی مقابلم ایستاد و ادعا کرد هیچ‌گاه مرا دوست نداشته و تنها به توصیه خانواده‌اش پای سفره عقد نشسته است. دیگر می‌دانستم این ازدواج فرجامی نخواهد داشت. در همان دوران نامزدی از طاهره طلاق گرفتم و با «اقدس» ازدواج کردم چرا که او دختری بی‌بهره از زیبایی‌های ظاهری بود و من با خودم می‌اندیشیدم هیچ پسری دوست ندارد با چنین دختری ارتباط خیابانی برقرار کند. او از بستگان یکی از همکارانم بود و به همین دلیل خیلی زود با هم ازدواج کردیم. این بار نیز اعضای خانواده‌ام با این ازدواج مخالف بودند، اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و در واقع می‌خواستم با دختری ازدواج کنم که هیچ کسی فریب ظاهر او را نخورد.

 

با این حال بعد از گذشت دوماه از زندگی مشترک اختلافات من و اقدس نیز آغاز شد چرا که او تصاویر طاهره را در آلبوم خانوادگی ما دید و زیبایی او را تحسین کرد. من هم ناخودآگاه به او گفتم به دلیل همین زیبایی او را طلاق دادم و با تو ازدواج کردم. این جمله آتشی برافروخت که آن روی اخلاق پرخاشگرانه و تندخویی‌های اقدس نمایان شد. از آن روز به بعد او هر رفتار و گفتاری را به زشتی و زیبایی ارتباط می‌داد و روزگارم را سیاه کرده بود تا حدی که دیگر روابط سردی بین ما حاکم شد و کار به شکایت و طلاق کشید.

در نهایت از اقدس هم جدا شدم و با رعنا زن مطلقه‌ای ازدواج کردم که بعد فهمیدم او هم به دلیل سوء ظن خیانت از همسر سابقش طلاق گرفته است، اما این سوء ظن و شکاکی در وجودش رخنه کرده بود و به من هم تهمت خیانت می‌زد. او مدعی بود دو همسر سابقم به دلیل خیانت از من طلاق گرفته‌اند و باید مراقب من باشد تا به او هم خیانت نکنم.

 

حالا دیگر بدون حضور او حتی برای خرید مایحتاج زندگی نمی‌توانستم به خواربار فروشی محله بروم، همه تماس‌هایم را تک تک بررسی می‌کرد و با خط‌های مختلف به محل کارم زنگ می‌زد تا مطمئن شود که من در محل کارم حضور دارم. رعنا زندگی را برای من به جهنمی وحشتناک تبدیل کرد تا این که بالاخره کارد به استخوانم رسید و او را به خانه مادرش بردم و تاکید کردم تا روزی که بیماری سوءظن را درمان نکرده است حق بازگشت به زندگی مرا ندارد. اکنون هم رعنا تقاضای طلاق داده و سومین ازدواجم در آستانه فروپاشی قرار دارد.

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
  • 15 آبان سالروز مجتمع پتروشیمی خارک گرامی باد
  • سه بیمارستان نیمه‌تمام استان اوایل سال آینده به بهره‌برداری می‌رسند
  • بن‌بست ساختاری و منطق تغییر حکومت: از اندیشه فیلسوفان قدیم تا نظریه‌پردازان عصر حاضر
  • رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیم‌آمیز، دشمن مستکبر را جری‌تر خواهد کرد
  • گل‌محمدی و قلعه‌نویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/08/14
  • یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
  • شمارش معکوس برای پایان کابوس جاده‌ای در مسیر بوشهر - شیراز
  • قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوه‌ای از پایان دوران بزن‌دررو است
  • انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
  • مطالبات فروشگاه‌های طرف قرارداد کالابرگ تسویه می‌شود
  • عناوین روزنامه‌های امروز1405/08/14
  • سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع می‌دهد
  • بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیه‌کننده شنیع‌ترین جنایات جنگی است
  • پیشنهادات کارگروه ویژه پرستاری اجرایی نشده است
  • 🎥ویدیو/مسئولیت افزایش کالابرگ به سازمان برنامه و بودجه سپرده شد
  • سروش گرمسیری‌نژاد سرپرست معاونت حمل‌ونقل و ترافیک دفتر فنی استانداری بوشهر شد
  • کمیسیون اصل ۹۰ مجلس به پرونده مسکن ایثارگران برازجان ورود کرد
  • خاموشی یک صدا در قلب رسانه؛ در سوگ امید غضنفر
  • رئیس پلیس راهور استان بوشهر معارفه شد
  • تلف شدن خرس ماده بر اثر تصادف در بزرگراه شیراز-اصفهان
  • سرمایه‌گذاری گردشگری راهی برای حفظ فرهنگ شیراز است
  • وقتی قرار است آموزش سبک زندگی، فشار تازه‌ای بر دوش خانواده‌ها بگذارد!
  • شرایط جدید انتخاب مسئول ایمنی در کارگاه‌های فارس اعلام شد
  • ۱۳ نفر طی دو تصادف رانندگی در شیراز مصدوم شدند
  • گامی علمی برای توسعه زنجیره ارزش پتروشیمی؛ رونمایی از کتاب تخصصی تولید پروپیلن با تألیف مدیرعامل پتروشیمی جم
  • نفی اعتماد نه نفی مذاکره!
  • انتصاب محمدعلی عبدالشیخی به‌عنوان مشاور و دستیار مدیرعامل بیمه تعاون کشور
  • رازهای قرآنی شعر حافظ؛ از عشق الهی تا حقیقت‌جویی
  • .: یسنا پوزش حدود 7 روز قبل گفت: خیلی خوب ...
  • .: محمد حدود 14 روز قبل گفت: از توجه ویژه مدیر ...
  • .: منطق حدود 16 روز قبل گفت: فقط جنوب استان بوشهر ...
  • .: علیرضا حسین آبادی حدود 16 روز قبل گفت: متأسفانه مرحوم کوهی برای ...
  • .: نیکنام حدود 18 روز قبل گفت: احسنت قلمت مانا و ...
  • .: مریم حدود 19 روز قبل گفت: عالی هست ...
  • .: فرهنگی بازنشسته حدود 24 روز قبل گفت: تبریک فراوان به جناب ...
  • .: محمود حدود 27 روز قبل گفت: درود بر شما.. و ...
  • .: محمد حدود 1 ماه قبل گفت: جناب حیاتی تخلف چای ...
  • .: هادی جلالی ثابت حدود 1 ماه قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...