امروز: سه شنبه 05 تير 1403
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 19 تير 1392 - 09:22

با کدام شعر و کدام شاعر می خواهیم جهانی بشویم؟ جهانی شدن را که همین طوری و براحتی به کسی نمی دهند یا به دست نمی آید. اصلا باید در یک چیز ذات و خمیره ی جهانی شدن باشد یا آن چیز و یا آن مورد ویژگی های جهانی شدن را دارا باشد تا بعداً به جهانی شدن نایل شود. بحث ما در مورد شعر است، در مورد جهانی شدن شعر است؛ که آیا شعر ما خصوصا شعر معاصر ایران می تواند جهانی بشود، می تواند همگانی شود و آیا چنین شایستگی هایی دارد؟

با کدام شعر و کدام شاعر می خواهیم جهانی بشویم؟ جهانی شدن را که همین طوری و براحتی به کسی نمی دهند یا به دست نمی آید. اصلا باید در یک چیز ذات و خمیره ی جهانی شدن باشد یا آن چیز و یا آن مورد ویژگی های جهانی شدن را دارا باشد تا بعداً به جهانی شدن نایل شود. بحث ما در مورد شعر است، در مورد جهانی شدن شعر است؛ که آیا شعر ما خصوصا شعر معاصر ایران می تواند جهانی بشود، می تواند همگانی شود و آیا چنین شایستگی هایی دارد؟ و اصلا شعر چرا باید جهانی شود و یا اصلا چرا باید خودمان را به دردسر و زحمت بیندازیم که شعرمان جهانی بشود؛ به قول معروف دلمان درد می کند خودمان را به دردسر بیاندازیم شعری بگوییم و کتابی چاپ بکنیم برای خودمان؛ هر چه بخواهد از آب درآید؛ دیگر چه کار آن ورترش داریم. اگر بخواهیم با این طرز تفکر برویم جلو هیچ مشکلی نداریم. سری که درد نمی کند، چرا دستمال ببندیم؟ حالا شعرمان جهانی بشود چه می شود؛ جهانی نشود چه می شود. این ها یک سری سؤالات ذهنی و فلسفی ساده، منطبق با خواسته های درونی یک جامعه و یا یک قشر و سنی از جامعه است که اگر در جهان این خواسته های دورنی و ذهنی جامعه عمل بپوشد، قسمت اعظم ادبیات یک کشور یا همان شهر کشور برای همه حل خواهد شد. در این زمینه باید برنامه ریزی های دقیق و عمیق را در دستور کار داشت و راهکارها و امکانات را برای صعود و ترقی فراهم نمود.

یک شعر برای جهانی شدن و همه گیر شدن به همراه شاعرش باید چند ویژگی مشترک عالی را در ذات و خمیره ی  خود داشته باشد؛ به قرار زیر:

1ـ اندیشه ی عالی

2ـ احساس عالی

3ـ تصاویر عالی

4ـ زبان عالی

5ـ فرم عالی

همه ی این موارد باید کارکرد خود را به شکل عالی در شعر و گونه های دیگر ادبی به انجام برسانند تا یک شعر سراپا واقعی روی صفحات دفتر، کتاب یا هر چیز دیگر پدید آید. حالا به توضیح هر پنج مورد می پردازیم:

1) اندیشه ی عالی: اندیشه کردن در مورد هر چیز می تواند صورت بگیرد؛ اندیشه و فکر کردن درباره ی کاینات، پدیده ها و هر چیزی، مثل درخت، صندلی، لباس و هزار چیز دیگر و همچنین اتفاقاتی که در پیرامون ما رخ می دهد، یعنی هر اندیشه ای را می توان شعر کرد، هر چیزی را که به ذهن ما می آید و هر چیزی را که به چشم ما می آید، اما این اندیشه های ذهنی و عینی باید با دیگر عوامل تشکیل دهنده ی شعر قاطی شود، یکی شود تا ماهیت و شکل شعر به خود بگیرد؛ مثلا یک درخت که در حیاط، کوچه و یا در صحرایی وجود دارد و قدمتی چند ساله دارد، افکار و اندیشه و ذهن شما را به زمان های دورتر و خاطرات تلخ و شیرین سوق می دهد و اگر شاعر باشید آن هم شاعری چیره دست، این نوع اندیشه کردن به آن درخت را فی البداهه و یا فورا تبدیل به شعر می نمایید.

2) احساس عالی: ما می توانیم نسبت به یک اتفاق خوشایند یا ناگوار و یا نسبت به یک چیز برانگیخته شویم و احساس ها و حالت های گوناگون به ما دست بدهد، مثلا در حادثه ای تلخ و یا فراق کسی اشک از چشمانمان سرازیر می شود. این اندوه و اشک را باید بتوانیم با همان احساس عالی که از درونمان جوشیده و از راه چشم به بیرون راه پیدا کرده، با همان احساس عالی در شعر بیاوریم که با ذات شعر عجین شود و با خواندن آن، احساس رقت به مخاطب دست دهد.

3) تصاویر عالی: تصاویر شعری همان راه یافتن به عالم خیال می باشد که عالم خیال یا تصاویر، مشاهدات ذهنی و عینی ما را می توانند روشن یا تیره به نمایش بگذارند. پشت سر هم قرار گرفتن کلمات و ترکیبات چه در شعر و چه در نثر تصاویر را تشکیل می دهند و تصاویر واقعی و روشن، زنده بودن این کلمات و ترکیبات را تضمین می کند. جرقه ی هر اثر ادبی از هر نوعی که می خواهد باشد؛ در قوه ی تخیل زده می شود و با نیروی خیال گسترش پیدا می کند. اصلا قوه تخیل مثل دوربین عکاسی عمل می کند که از مناظر و حوادث گوناگون در زمان ها و مکان های گوناگون عکس و تصویر می گیرد و سپس عکاس آن ها را مرتب، منظم و روی هم سوار می کند و یا به نوعی آن تصویرها را رتوش کاری می کند تا آن عکس ها و تصاویر، روشن و جذاب از آب در آیند.

4) زبان عالی: زبان یک شعر یا یک اثر ادبی، شناسنامه ی آن اثر می باشد. هر سه عنصر ادبی و شعری؛ یعنی اندیشه، احساس و تصویر به زبان ختم می شوند و اگر زبان شعری یا هر اثر ادبی دیگر به روز نباشد و پاک و تر و تمیز نباشد؛ از اندیشه، احساس و تصاویر آن چیزی دریافت نمی کنیم. زبان در یک اثر ادبی باید در اول زبان مادری و رسمی مردم یک جامعه باشد و برای همه قابل فهم و تحسین برانگیز جلوه کند و زبان یک طبقه و یا یک گروه از اقشار مردم نباشد. برای رسیدن به چنین زبانی که تا قرن های دور و مرزهای دور امتداد و ادامه پیدا نماید، نیاز به هنرمندانی بزرگ است که در این راه خطرها نمایند و از همه چیز خود بگذرند.

5) فرم عالی: شکل و قواره ی هر اثر یا هر چیزی را می توان فرم نامید. شکل و فرم شعر همراه با اندیشه، احساس، تصاویر و زبان در یک آن خلق می شود و هیچکدام از این عناصر، زودتر از دیگری پدید نمی آید که در نهایت همه این عناصر به خود فرم ختم می شوند و فرم می گیرند.

جذابیت یک اثر ادبی (مخصوصاً شعر) به همین فرم بستگی دارد. فرمی همراه با وزن و موسیقی خاص آن فرم که مثل حرکت آرام، جذاب و دیدنی چشمه بالا و پایین می شود.

این پنج عناصر یاد شده در تمام ژانرهای ادبی، شهر، داستان، رمان و دیگر هنرها مثل سینما، موسیقی و نقاشی می تواند پایه های اساسی و عالی یک شاهکار ادبی و هنری واقع شوند.

برای نمونه در شعر می توانیم مولوی را مثال بزنیم که اکثر اشعارش نسبت به تمام شاعران ایران از یک پتانسیل بالایی فراتر از آنچه که تصور می شود، برخوردار است. در اینجا دو بیت از یک غزل مولوی را می آورم برای روشن شدن کلام که خوانندگان برای خواندن این غزل به شکل کامل می توانند به دیوان شمس مراجعه نمایند.

بگرد دل همی گردی چه خواهی کرد، می دانم

چه خواهی کرد، دل را خون و رخ را زرد، می دانم

یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی

چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد، می دانم...

این غزل را که تا آخر بخوانیم؛ می بینیم که از یک سلامت کامل شعری برخوردار است و از مطلع تا مقطع هیچ چیزی از لحاظ ماهیت و ظرافت شعری کم ندارد. اندیشه یک طرف، احساس یک طرف، تصاویر یک طرف، زبان یک طرف و فرم یک طرف و همه در نهایت زیبایی در هم ادغام شده اند و این غزل را با این حس و شور و حال تشکیل داده اند و وزن طبیعی و آبشاری این غزل همراه با قافیه ها و ردیف ها، هیجان و لذت خاص این شعر را چند برابر کرده اند. اگر این غزل و دیگر غزل های پر شور و حال مولوی به زبان های خارجی به درستی و دقیق ترجمه شود؛ دیگر مخاطبان خارج از این مرزبوم را نسبت به شعر مولوی علاقه مند نموده، به هیجان و شور و حال وا دارد و شعر اصیل فارسی ( از طریق ترجمه شعر شاعران بزرگ ایران زمین به زبان های خارجی ) تاثیر خود را بر ادبیات جهان و مردم جهان خواهد گذاشت.

در عصر حاضر، فرم گرایی را شاعران، نویسندگان و منتقدان در الویت قرار داده اند و به فرم و شکل و نمای اثر بیشتر اصالت می دهند تا محتوا و غافل از این که نمی دانند که فرم و محتوا با هم به یک آن خلق می شوند و یکی بدون دیگری اصلا معنایی ندارد و وجود ندارد؛ یعنی وجود فرم و محتوا چه در ادبیات و چه در هنر مقوله ای جدا از هم نیستند و در یک آن به وجود می آیند. تفکیک کردن و جدا نمودن فرم و محتوا از یکدیگر مثل این است که بگوییم اول روح آفریده می شود و بعد جسم که این، سخن بسیار نادرستی می باشد و با حقیقت و واقعیت جور در نمی آید. این نکته ی مهم را نباید فراموش کرد که هر اثر ادبی و هنری هم به طور ناخودآگاه و هم خودآگاهانه خلق می شوند و این طور نیست که شاعر و هنرمند از روند کار خود در ساخت یک اثر ادبی یا هنری غافل باشد. بعضی ها را عقیده بر این است که قالب های قدیم مثل غزل، مثنوی، قصیده ... قالب ها و فرم هایی پاگیر و محدودند و شاعران با توجه به روال و خط و طول وزن ها و قافیه ها و ردیف ها، احساسات و اندیشه های خود را تا هر کجا که این چارچوب های شعری اجازه می دادند؛ می توانستند بیان نمایند و در این قالب ها بریزند. این گفته ها نیز بسیار اشتباه و پرغلط می باشد. پس چطور شد که شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ، مولوی، نظامی، فردوسی، خیام، بیدل دهلوی، صائب تبریزی و... با این قالب های شعری قد علم کردند و جاودانه شدند، اما شما نمی دانید عیب کار از خود شماست، نه از این قالب ها. این گروه حرف های ناسنجیده دیگری هم می زنند که از خود «نیما یوشیج» یاد گرفته اند و خود نیما در دهانشان انداخته است که شاعران گذشته همه ذهنی گرا و درونگرا بوده اند و شاعران امروز عینی گرا و برون گرا. در گذشته های دور یعنی دوره های فردوسی، حافظ و بیدل، پیشرفت های متمدن امروزی به شکل شهر نشینی با این همه اختراعات و محصولات اقتصادی و صنعتی وجود نداشته و شاعران گذشته با بیابان ها و چند تا درخت و گل و چند حیوان مثل اسب و شتر سروکار داشته اند که جبر طبیعی تاریخی چنین اقتضا می کرده است و همان چند پدیده و آن چیزهای دیدنی را در اشعار خود به کار می گرفتند نه مثل عصر جدید ما که با هواپیما، قطار، پنجره، تلفن و هزاران چیز دیگر سر و کار داریم؛ آن زمان که این پدیده ها و اشیا اختراع نشده بودند که این نوع وسایل را نیز به استخدام شعر خود در آورند. پس نمی توانیم از این لحاظ شاعران گذشته را زیر سؤال بیریم و آثار آنان را بی ارزش و بی اهمیت تلقی نماییم. اگر آن شاعران بزرگ در عصر جدید ما زندگی می کردند قطعاً خیلی قاطعانه تر از ما این اشیا و محصولات دنیای جدید را در شعر خود به کار می بردند. فرم و محتوا باید از لحاظ ظاهر و باطن با هم جفت و جور باشند، به هم بیایند و در عملکرد با یکدیگر ناهماهنگ و نامتعادل نباشند. در هر چند دوره ای یا هر چهار ـ پنچ قرنی معمولا، قالب ها و فرم هایی متناسب با شرایط زمانی و مکانی به شکل ناخودآگاه ( که ریشه در ذوق شاعران و نویسندگان ان دوره ها دارد) پدید می آیند و متناسب با سلیقه های ذوقی و روحی مردمان آن اعصار ادامه پیدا می کنند و اگر پاسخگوی نیازهای ذوقی و روحی همان مردمان در آن اعصار نباشند؛ بعد از مدت زمانی از بین خواهند رفت؛ چرا که هر دوره ای قالب ها و فرم های مخصوص خود را می طلبد. گذشته از این ها آیا فرم ها و قالب هایی که امروزه مثل محصولات کارخانه ها و شرکت ها هر روز به بازار ادبیات ـ مخصوصا شعرـ سرازیر می شوند؛ آیا می توان این ها را قالب ها و فرم های شعری نامید و یا سازندگان  این فرم های شعری آیا از لحاظ فرم و محتوا هماهنگ و متناسب با نیازهای مردم جامعه و عصر خود حرکت می کنند؟ بعید می دانم؛ خیلی بعید. چگونه می خواهیم با این اشعار بی سر و ته شاعران، با این فرم ها و محتواهای گسیخته و ناسالم، ادبیات خود را به جهان معرفی کنیم و از این طریق تاثیرگذار باشیم. این فرم و محتوای سالم و سازنده است که ادبیات را تشکیل می دهد و زیبایی های سحرانگیز و معماگونه ی آن را.

ادبیات بدون فرم و محتوا؛ معنا و لذتی ندارد. به دیوان شمس تبریزی نگاه کنید و مثنوی معنوی آن. به گلستان و بوستان سعدی مراجعه کنید و بیایید یه چند دوره جلوتر؛ سبک پر شکوه و فراگیر هندی؛ صائب تبریزی و بیدل دهلوی که فراتر از آن زمان ها و مکان ها حرکت نموده اند و ذخایر گرانبهایی برای هر دوره ای می باشند. اضافه بر این ها ناگهان می بینی که فرم و شکلی میان شاعران مورد استفاده قرار می گیرد و در جامعه بازتاب می یابد. حالا این فرم و قالب شعری می تواند فرم و شکلی منسجم و بیرون آمده از تجربیات شاعران و مردم در ارتباط با یکدیگر باشد و یا عده ای از شاعران به علل مختلف به ان فرم روی آورده اند و در گسترش آن می کوشند. برخورد مردم با این فرم های ادبی از دو حال خارج نیست: یا این فرم ها را می پذیرند یا نمی پذیرند. چون مردم هر جامعه ای ادبیات و شعر را حتی بهتر از خود شاعران و نویسندگان می شناسند؛ چرا که اگر ادبیات و شعری هست برای خود این مردم و در خور این مردم خلق می شود و آن گاه فرم و محتوا می گیرد. اگر متون نثر قدیم؛ مثل تاریخ بیهقی، تاریخنامه طبری و کلیله و دمنه هنوز در ادبیات و در بین مردم جایگاه خاص خود را دارند و هیچ گونه صدمه ای به آن ها از لحاظ فراموش شدن وارد نشده است؛ به خاطر همان فرم و محتوای منسجم و دلنشین آن بوده که روی خط درست  زمان حرکت نموده اند. هم چنین شاهکارهای ادبی کمدی الهی دانته، ایلیاد و ادیسه ی هومر و در عصر معاصر بینوایان ویکتور هوگو را در ابیات جهان می توان مثال زد که شگردهای بزرگ زمان خود را در خود خلق نموده اند. همان گونه که ورزش با تماشاگر و یا تماشاچی زنده می ماند و پر تب و تاب می شود و رونق می گیرد، ادبیات و هنر نیز با مخاطب زنده می مانند. ورزش فوتبال را در نظر بگیرید. اگر استادیوم ها خالی از جمعیت باشد، نفس فوتبال دیگر اهمیتی ندارد و برای خود آن فوتبالیست دیگر ذوق و شوقی ایجاد نمی کند. یعنی در زنده نگه داشتن فوتبال هم تماشاگران و هم بازیکنان نقش دارند. ادبیات و هنر که همان شعر و موسیقی و سینما و... می باشد، باید به همین روال به گردش درآید و پدید آورندگان آثار ادبی و هنری مخاطبان خود را تا دور دست ها گسترش دهند. هیچ کس با خلق پدیده ها و فرم های نو و مدرن در ادبیات و هنر مخالف نیست؛ اما این پدیده ها و فرم ها باید روی یک اصول تجربه گرایانه و مستقیم با نیازها و خواسته های ذوقی و روحی عموم مردم، همان گونه که در شعر معاصر، چه کلاسیک و چه نو، این کار به درستی صورت گرفته است. بزرگان شعر کلاسیک؛ استاد شهریار؛ رهی معیری؛ پژمان بختیاری و... به شعر سبک عراقی و هندی؛ نفسی تازه و نو دمیدند و سوز و گدازشان در غزل سر آمد زبان هاست. سیمین بهبهانی با چند سال فاصله سنی از این بزرگان، از راه رسید و به ابداع وزن و مضامین نو در غزل دست زد. نیما و پیروان راستین نیما، مهدی اخوان ثالث، سیاوش کسرایی و منوچهر آتشی، شعر معاصر را در قالب نیمایی که خود نیما این حرکت را آغاز کرده بود؛ معقول نمودند. احمد شاملو در این میان که انگار سرنخ کلاف را گم کرده بود؛ به همراه فروغ فرخزاد، شعر را تا حد شکل و شمایل نثر پایین آوردند و شعر را در نثر گم کردند و نثر را در شعر و از این گم کردن ها؛ نثرهای آهنگین یا آهنگدار به عنوان قالب شعری پدید آوردند؛ همان نثرهای آهنگینی که از هزاران سال پیش در متون نثر ادبی ما مشاهده می شود در تاریخ نامه ی طبری و تاریخ بیهقی. اما مدعیان دیگری که در شعر آمدند چکار کردند، رضا براهنی، یداله رویایی، احمدرضا احمدی، سید علی صالحی، علی باباچاهی و جدیدترها! با نمونه آوردن از کار این مدعیان وقت شما را نمی گیرم. مخاطبان آگاه و با ذوق با آثار این گونه شاعران مدعی آشنایی کامل دارند که چه به روز شعر معاصر ایران آورده اند که حرکت های ناسنجیده و بیمار آن ها را در شعر می توان این گونه تقسیم کرد: 1) فرم بدون محتوا 2) محتوای بدون فرم. به تعبیر دیگر ابتذال در معانی و مضمون شعری و از هم گیسختگی سطر به سطر نوشته هاشان که اختلال در فرم ایجاد می نماید و این ناهماهنگ بودن فرم و محتوا در روند تشکیل یک شعر، شعر معاصر را بیمار و از بین رفتنی نموده است و ما می خواهیم با اینگونه به اصطلاح شعرهای کج دار و مریض هم خودمان را گول بزنیم و هم مخاطبان مان را و آن ها را به یک نحو زورکی به ادبیات جهان غالب کنیم. حالا ممکن است در این میان یک سری حرکت های خوب انجام گرفته باشد، اما تداوم پیدا نکرده و نمی تواند ملاکی محکم برای اثبات یک شعر راستین باشد. چرا شاعران و نویسندگان دسته سوم و یا چهارم ادبیات دیگر کشورها باید در کشور ما این همه مخاطب داشته باشند با چاپ های آثارشان در تیراژ بالا؛ مثل مارکوس بیگل، جبران خلیل جبران و... که احساسات و اندیشه هاشان بسیار سطحی و پایین می باشد. این به خاطر همان جهانی بودن زبان انگلیسی و عربی این عده از شاعران و نویسندگان می باشد و دیگر اینکه تبلیغاتی که خود رسانه ها به کمک شاعران و مترجمان ایرانی روی این آثار ادبی خارجی انجام می دهند. پس چرا شاعران معاصر ما با همان مشکل تک زبان بودن زبان فارسی، نباید بتوانند آثاری شایسته و در خور شعر معاصر جهان خلق نمایند و شعر اصیل و راستین معاصر ایران را به جهانیان عرضه نمایند. خیلی از این شاعرنماهای مدعی که در ماهنامه ها و گاهنامه های تخصصی ادبی که هیچ مخاطب و خریداری ندارند، اعلام می کنند که ما از مردم زمان خود جلو زده ایم و این مردم هستند که کم سواد و بی سوادند و شعر ما را درک نمی کنند و آیندگان شعر ما را خواهند فهمید. شما وقتی که درد و زبان مردم عصر خود را نمی دانید و یا این همه درد مشترک ندارید؛ چگونه می توانید به دیگران بقبولانید و یا پیشگویی کنید که مردمانی که صد سال یا دویست سال دیگر می آیند، زبان شما و شعر شما را درک می کنند و می فهمند؟ من با تمام احترامی که برای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی قائلم ایشان را یک محقق بزرگ می دانم، نه یک شاعر بزرگ. ایشان در کتاب موسیقی شعر در یک جا اشاره کرده اند که مخاطبان شعر و هنر نباید مثل مخاطبان شعر مهدی سهیلی و مخاطبان صدای صادق آهنگران باشند؛ یعنی ساده فهم و از مردم عادی یا کوچه بازار باشند. دکتر شفیعی کدکنی! یادتان باشد و بماند که همه ی ما در این سرزمین از کوچه و بازارها و خیابان ها برخاسته ایم و به راه افتاده ایم و به جایی رسیده ایم، مال هر نقطه و سرزمینی که می خواهیم باشیم. این مهدی سهیلی ها و فریدون مشیری ها بودند که شعر تحویل مخاطب می دادند و مخاطبان را با شعر معاصر از نوعی دیگر آشنا می کردند و دیگر این که این صادق آهنگران بود که با آن صدای حماسه ایش به رزمندگان نیرو می داد تا امثال من و حضرت عالی با خیال آسوده، به خیالات شاعرانه ی خود بپردازیم و باز یادتان نرود جناب دکتر شفیعی کدکنی که خود حضرت عالی و چند تن از بزرگان دیگر مثل منوچهر آتشی به این مدعیان به سلطه رسیده ی شعر فارسی میدان دادید و کارهای درهم و برهم و ناجور آن ها را شعر ناب قلمداد و معرفی کردید که حالا مردم ما باید چوب این شعر ناب ها را که هر روز بر تعداد آن ها بیشتر می شود، بخورند. حالا این دسته از شاعرنماها شعرشان کجا بود که ناب را پیشکش شان کردید؟ اگر منظور از شعر ناب خلق مضامین پیچیده و دور از ذهن می باشد، این کار را چند قرن پیش شاعران سبک هندی انجام داده اند، شاعرانی که در ابداع مضامین بکر و بدیع ( آن هم در قالب به قول شما دست و پاگیر غزل و با اختراع آن قافیه ها و ردیف های تازه ) حرف اول را در تمام دوره های شعر فارسی می زنند.   

 

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1392/04/21 - 20:35
0
0
ازمطالب آقای اوجی فرداستفاده بردیم.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • مدیر عامل شرکت پتروشیمی مروارید پابه‌توپ شد
  • ساعت کاری ادارات استان بوشهر کاهش می‌یابد
  • مجریان انتخابات زمینه مشارکت مردم را هم فراهم می‌کنند
  • یک مرکز غیرمجاز ارائه خدمات دندانپزشکی در «گناوه» پلمب شد
  • شناور حامل محموله بزرگ کالاهای قاچاق توقیف شد
  • پیام مدیرعامل پتروشیمی پردیس به مناسبت عید غدیر خم
  • تداوم گرما در استان بوشهر/ دمای هوا به ۵۰ درجه می‌رسد
  • کانون خدمت رضوی بوشهر ۳۵ هزار پرس غذا در روز غدیر توزیع می‌کنند
  • ثبت احوال استان بوشهر آماده ارائه خدمات در انتخابات است
  • ۲۰۰ نفر عوامل اجرایی فرایند انتخابات بخش شبانکاره را برعهده دارند
  • آگهی دعوت به مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت پتروشیمی زاگرس(سهامی عام)
  • جلوگیری از خاموشی برق در استان بوشهر با تدابیر ویژه
  • سرمربی پرسپولیس باید زودتر انتخاب شود/ هر مربی نیاز به زمان دارد
  • فاز نخست پتروشیمی هنگام به بهره‌برداری رسید
  • یک دنیا خواص در یک برگ گیاه خرفه ؛ از درمان تا زیبایی و لاغری
  • پزشکیان امید آخر مردم است/ اصلاح طلب‌ها اصولگراتر هستند/ حکمرانی خردمندانه با پزشکیان محقق می‌شود
  • پزشکیان آمده است تا امید را به مردم برگرداند/ سخنرانی انصاری لاری در بوشهر
  • روسای شهرستانی ستادهای مردمی دکتر پزشکیان در استان بوشهر منصوب شدند
  • اکنون وقت تحول به نفع مردم است/پزشکیان صادق و مدیر است/ رای ندادن یعنی انتخاب افرادی که نمی خواهیم
  • مسئولین ستاد انتخاباتی نامزدها در بوشهر معرفی شدند
  • مردم برای ایران پای صندوق رای بیایند/ پزشکیان کارآمد و صادق است/ کسب و کار ساحلی نشینان خوابیده است
  • کارنامه (امتحانات، انتخابات)
  • ،،بیگ بنگ،،
  • عمران مهرابی سرپرست اداره‌ روابط‌عمومی و مسئولیت های اجتماعی شرکت‌ پتروشیمی کیمیای پارس خاورمیانه شد
  • ۳۵ هزار پرونده از دادگستری دشتستان خارج شد
  • مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اهداف دشمنان را ناکام خواهد گذاشت
  • مراسم اختتامیه لیگ انفرادی ۱۴۰۲ با اهدای جوایز به تیراندازان برتر برگزار شد
  • ماریو قارچ‌خور
  • ۱۱۰ دیگ غذای نذری در ساحل بوشهر طبخ می‌شود
  • برگزاری رزمایش مقابله با آفات چوبخوار خرما در دشتستان
  • .: حسن پور حدود 3 روز قبل گفت: درود بر استاد عزیز ...
  • .: استان بوشهر حدود 4 روز قبل گفت: پس مشکل مردم حل ...
  • .: مسعود آتشی حدود 5 روز قبل گفت: درود بر انسان های ...
  • .: ناظم محمدی حدود 7 روز قبل گفت: سلام خدمت دکتر چرومی،بزرگوارمن ...
  • .: ناشناس حدود 7 روز قبل گفت: شورا باید دنبال کنه ...
  • .: تهران حدود 10 روز قبل گفت: خخخ چقد شما جالبین. ...
  • .: جمشید حدود 11 روز قبل گفت: درود.واقعیت امر همین است ...
  • .: وحید حدود 12 روز قبل گفت: زهی خیال باطل ...
  • .: سیده فاطمه هدایت حدود 12 روز قبل گفت: چه دلسوزانه و زبان ...
  • .: ساسان جهــــانبانی حدود 12 روز قبل گفت: لازم نیست حتماً عالی ...