امروز: چهارشنبه 25 مهر 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 31 شهريور 1394 - 10:31
اگر مسئولین اجازه دهند گروه موسیقی محلی بانوان را راه اندازی می کنم

اتحاد خبر: دختری از جنوب توانست علارغم محدودیت ها با وقار خاص خود چنان زیبا و تاثیرگذار بنوازد که تشویق و تحسین همگان را بدنبال داشته باشد. در همین خصوص با لیانا شریفیان گفت و گویی را کرده ایم که از نظر می گذرد: خیلی سخت بود ولی باید از پس آن بر می آمدم و خدا نیز مثل همیشه کمکم کرد. یک نفس عمیق کشیدم و همچنین پدرم نیز کنارم بود به من نگاه...

اتحاد خبر: نهم شهریور ماه تالار وحدت، مکانی بود که محسن شریفیان به همراه گروه لیان قرار بود شبی به یاد مادندی برای همه کسانی که به این سالن آمده بودند تدارک ببیندد. اجرا با دکلمه آکا صفوی آغاز شد. برنامه با هیچان ادامه داشت، اواسط برنامه محسن شریفیان سورپرایز جالبی برای تماشگران رو کرد، او از دخترش لیانا شریفیان دعوت کرد برای اجرای قطعه با ساز خودش یعنی نی انبان به روی صحنه بیاید، لیانا آمد و به زیبایی قطعه ای را اجرا کرد. 

این اجرا در شب اول کنسرت محسن شریفیان و گروه لیان در رسانه ها بسیار بازتاب داشت و علاقمندان به موسیقی نواحی را به وجد آورد. دختری از جنوب توانست علارغم محدودیت ها با وقار خاص خود چنان زیبا و تاثیرگذار بنوازد که تشویق و تحسین همگان را بدنبال داشته باشد. در همین خصوص با لیانا شریفیان گفت و گویی را کرده ایم که از نظر می گذرد.

*ازخودتان بگویید.

لیانا شریفیان، متولد ۱۳۷۷ بوشهر هستم، سوم دبیرستان و در رشته ریاضی فیزیک تحصیل می کنم.

 

* لیانا خانم فکر کنم اسم شما  تک باشد و کسی این نام را نداشته باشد.

تک نیست؛ اسم دختر مهناز افشار هم لیاناست ولی اولین اسمی ست که به ثبت رسیده است.

 

*این اولین بودن چه حسی دارد؟

خیلی حس خوبی است، چرا که این اسم به تاریخ و قدمت بوشهر برمی گردد. ریشه اسم من بوشهری است و این برایم حس خوبی را به همراه دارد.

 

*چطور شدکه به موسیقی آنهم از نوع بومی و محلی آن علاقمند شدید؟

یک جنین زمانی که در شکم مادر قرار دارد می تواند موسیقی را حس کند، این اتفاق برای من هم نیز افتاده چرا که پدرم از قبل تولد من نیز فعالیت موسیقیایی داشته بنابراین این فعالیت ها بسیار در علاقه من به این نوع موسیقی تاثیر گذار بوده است. از بدو تولد و دوران کودکی موسیقی همواره در خانه ما جریان داشت، نوای ساز پدرم را  می شنیدم و طبعا علاقمند شدم. هم اکنون نیز این ساز رابسیار دوست دارم و قصد دارم فعالیتم در این زمینه بیشتر شود.

 

*غیر ساز نی انبان ساز به دیگری نیز علاقمند هستید یا آموزش دیده اید و بخواهید دنبال کنید؟

اول دبستان در آموزشگاهی در تهران جلسات متعددی را  نزد سامان احتشامی پیانو آموختم،  ولی بنا به دلایلی ادامه ندادم، هم اکنون نیز قصدر دارم تمرکزم را بر روی ساز نی انبان بگذارم که بتوانم آن را به درجه عالی برسم. شاید بعد از آن پیانو را ادامه دادم ولی در حال حاضر ساز اصلی من نی انبان است.

 

*و حالا از اجرای تالار وحدت بگویید، چطور شد که پدر تصمیم گرفت که شما را به روی صحنه ببرد ؟

تا الان به خاطر مسایلی که در خانواده و جامعه ما وجود داشته شاید بیشتر زنان این پشتوانه را نداشته اند که در چنین عرصه ای وارد شوند اما اکنون پدرم با حمایت از من این امکان را فراهم کرد تا سرآغاز حضور زنان در اجرا و نواختن موسیقی نواحی و بومی شهرم باشم. پدرم قبل از اینکه من را به روی صحنه دعوت کنند، این جمله را خطاب به تماشگران گفتند: «دخترم را به روی صحنه دعوت می کنم تا سرآغازی باشد برای حضور زنان در اجرای موسیقی نواحی ...». خیلی خوشحالم که می توانم به پشتوانه پدرم این راه را ادامه بدهم.

 

*پدرتان دقیقاچه زمانی این پیشنهاد را به شما داد؟ آیا از زمان دقیق اجرای خودتان اطلاع داشتید تا بتوانید تمرین کنید؟

البته همیشه وقت برای تمرین داشته ام اما سال تحصیلی بشدت درگیر درس هایم بودم چرا که برایم خیلی مهم بود که حتمن  نمراتم بالا باشد. بنابراین تمرینم کم شد ولی با آمدن تابستان دوباره تمریناتم را شروع کردم، وقتی پدر کانادا بودند به من گفتند که امکان اجرا  را خواهم داشت، ولی زیاد مطمئن نبودم تا اینکه برگشتند و من قطعه سل را نواختم و قبول کردند و راضی بود. قبل از اینکه پدر بیاید و نواختن من را ببیند و نظر بدهند که آیا می توانم در تالار وحدت اجرا داشته باشم همیشه وقت تمرین روی کاغذهای نُتم می نوشتم و از خدا می خواستم که کمکم کند بتوانم به خوبی اجرا کنم و پدر من را به روی صحنه ببرد. خیلی تجربه بزرگی بود. اما قرار نبود شب اول اجرا داشته باشم و اجرای من شب دوم یعنی دهم شهریور بود. اجرای من برای اولین بار همزمان شد با تولد مادرم اما ایشان که فکر می کردند که  شب دوم به روی صحنه بروم، قرار بود دهم خود را به اجرای من برسانند. چرا که خیلی برای مادرم مهم  و لذتبخش بود که دخترش همزمان با تولدش بتواند در یک اجرای رسمی بنوازد و بهترین هدیه برای او بود. شب نهم شهریور من به تنهایی ردیف اول نشسته بودم و حسابی از موسیقی لذت می بردم که ناگهان پدر میان اجرای قطعات خود اعلام کرد که هم اکنون دخترم لیانا در سالن حضور دارد و می خواهم به روی صحنه بیاید، برای یک لحظه و فقط یک لحظه شوک شدم ولی هیچ راهی نبود بنابراین خیلی زود سعی کردم استرسم را فراموش کنم و به روی سن رفتم و کنار پدر قرار گرفتم. دید که دارم میلرزم گفت: « آب میخوری»گفتم: «نه!» . در لحظه اجرا کاملا استرس داشتم می دانستم که باید چه قطعه ای را بزنم ولی نمی دانستم که آیا باید قبل از آن چیز دیگر هم بزنم یا نه. ولی بهرجهت قطعه را نواختم و خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت.

 

*اجرا واقعا عالی بود هرچند که می گویید بدون اطلاع قبلی بوده است با این وجود اجرای قابل قبولی داشتید.

بله ، همگی این موضوع را  عنوان کردند که خیلی خوب توانسته ام استرسم را کنترل کنم. خیلی سخت بود ولی باید از پس آن بر می آمدم و خدا نیز مثل همیشه کمکم کرد. یک نفس عمیق کشیدم و همچنین پدرم نیز کنارم بود به من نگاه می کرد و می خندید و من هم می زدم، خیلی به من روحیه داد. شب اول تمام شد، شب دوم خیلی راحت تر و با استرس کمتری به روی صحنه رفتم.

 

*نکته جالبی که در اجرای شب اول وجود داشت حرکات و شوق پدر هنگام اجرای شما بود.

بله دقیقا، شب اول قطعه ای را که باید می نواختم تمام کردم نمی دانستم که باید ادامه بدهم یا تمام کنم صدای پدر را هم نمی شنیدم، بنابراین تصمیم گرفتم قطعه ای را که همیشه روی آن تمرین داشتم را هم اجرا کنم، این قطعه بعلت تند و ریتمیک بودن خیلی سخت است ولی من به خوبی آن را اجرا کردم و پدرم نیز خیلی از این اجرا راضی بودند. شب دوم هم اجرا به خوبی انجام شد و مادرم نیز حضور داشت.

 

نهم شهریور ماه تالار وحدت

دهم شهریور ماه شب دوم اجرای لیانا شریفیان

*مادرتان چه احساسی نسبت به کارتان دارد آیا با ادامه دادن شما در این مسیر موافق است؟

بله کاملا موافق است، در اصل آشنایی پدر و مادرم در تئاتر اتفاق افتاده است، مادرم بازیگر تئاتر و پدرم آهنگساز بوده اند. خانواده مادرم همگی هنرمند هستند بنابراین  کاملا از من حمایت می کنند. من به عنوان تنها فرزند پدر و مادرم هستم پدرم  فرزند پسر ندارد که بدون مشکل این ساز را بنوازد و ادامه دهد با تمام مسایلی که در خصوص اجرا و نواختن خانم ها وجود دارد من بسیار علاقمندم که این راه را ادامه دهم و از حمایت هر دوی آنها نیز برخوردارم.

 

*بازخود اجرایت چگونه بود؟ در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بازتاب این اجرا به چه صورت بود؟

بسیار مورد استقبال قرار گرفت و همگی نگاه مثبتی به این اجرا داشتند البته نقدهایی هم شد ولی بیشتر بازتاب آن نشان دهنده نگاه مثبت مخاطبان بود. در صفحه اینستاگرامم نیز مورد استقبال زیادی قرار گرفت و سیلی از تشویقها و تبریکها برایم سراریز شد.

*آیا قصد داری برای ادامه تحصیل رشته موسیقی را انتخاب کنید؟

هنوز تصمیمی نگرفته ام ولی فعالیت در عرصه موسیقی را قصد دارم بطور جدی ادامه دهم...

 

*آیا قصد دارید که گروه موسیقی محلی بانوان را راه اندازی کنید؟

بله ، فقط باید شرایط آن نیز فراهم شود که این هم بیشترین حمایت را از طرف مسئولین می طلبد، ما در جامعه زندگی می کنیم که دلمان می خواهد حقوق زن و مرد برابر شود، باید از ما هم حمایت شود تا خانم هایی که می خواهند موسیقی کار کنند یعنی ساز بزنند و نه خوانندگی کنند بتوانند به فعالیت در زمینه موسیقی ادامه دهند و این نه خلاف موازین شرع است و نه خلاف قوانین. اگر حمایت وجود داشته باشد می توانم آلبوم خودم را ارایه بدهدم برنامه های زیادی دارم تازه اول راه هستم.

 

*تا چه اندازه در زمینه موسیقی نواحی اطلاعات دارید؟

وقتی پدرم در این زمینه تحقیق می کنند، هنگام نوشتن، پژوهش و تهیه گزارش و...حضور داشته ام. حین این پژوهش ها من نیز استفاده کرده ام بنابراین من نیز اطلاعاتی در این خصوص دارم و حالا که قصد دارم بطور جدی در این زمینه فعالیت کنم، مطالعاتم را نیز بیشتر می کنم.

 

* یعنی قصد دارید رشته موسیقی را بصورت دانشگاهی ادامه بدهید؟

این مسئله ای که عنوان می کنم را هنوز با پدر و مادرم مطرح نکرده ام چیزی هست که خودم به آن فکر می کنم و در ذهنم است، قصد دارم رشته دانشگاهی خودم را بنا به رشته دبیرستانم که ریاضی است مهندسی انتخاب کنم و در کنار آن بصورت حرفه ای موسیقی را ادامه دهم و مطالعه هم داشته باشم. هنوز دوسال دیگر وقت دارم که تصمیم بگیرم.

 

*به جز موسیقی به چه حوزه های دیگری علاقمند هستی، سینما، تئاتر و...؟

سینما بله؛ در دوران کودکی اغلب دوستانم علاقه داشتند که بازیگر شوند، خودم هم همینطور. حتی هم اکنون نیز اگر شرایط آن پیش بیاید دوست دارم بازی کنم و قبول می کنم. وقتی بچه بودم جلوی دوربین نیز بوده ام در فیلمی که لوکیشن آن بوشهر بوده است فیلمی از همایون شهنواز که من در آن سنج می زدم.

 

*فلیم هم می بینی ؟

فیلم های ایرانی را بله می بینم. سریالها را تا قبل از دبیرستان خیلی زیاد می دیدم مثل سریال قهوه تلخ که خیلی دوست داشتم .

تئاتر را در واقع علاقه نداشتم، مادرم خیلی به تئاتر علاقمند هستند به همین علت طی جشنواره ای تئاتر که در بوشهر برگزار شد، مادرم مرا به دیدن تئاتر برد و خیلی خوشم آمد. تئاتر خانم شهره سلطانی نیز را به تازگی دیدم که آن را هم دوست داشتم.

 

*چه کتاب های مطالعه می کنید، رمان محبوبت ؟

رمان های چالز دیکنز را قبلا  می خواندم ولی بخاطر سختی دروس مدرسه تمام وقتم صرف مطالعه درسی می شود. چون درسم برایم اولویت دارد.

 

*به چه نوع موسیقی گوش می دهید؟

اغلب آهنگ هایی رادیو جوان را دانلود می کنم و گوش می دهم، همچنین آهنگ های پدرم که خیلی دوست دارم و دایم گوش می دهم.

 

*خوانندگان محبوبت چه کسانی هستند؟

 بنیامین بهادری، مازیار فلاحی ، محسن یگانه و همینطور شادمهر عقیلی و ابی مورد علاقه ام هستند. همایون شجریان هم در موسیقی سنتی دوست دارم. البته بیشتر محلی گوش می دهم.

 

*باتوجه به اینکه به موسیقی محلی بوشهر نزدیک هستی جایگاه آن را چکونه می بینید؟

پدرم کتاب های متعددی نوشته و جاهای زیادی هم اجرا کرده است، به نظر خودم جایگاه حال حاضر موسیقی محلی و بومی ما بسیار مطلوب و خوب است. از اجراهای پدرم بسیار استقبال می شود مخصوصا کنسرت هایی که در تهران دارند . نه تنها ایران بلکه خارج از ایران نیز این استقبال وجود دارد. حتی می توانم بگویم که تهران بیشتر از بوشهر کارهای پدرم را دنبال می کنند. موسیقی محلی  ما جلوه خوبی دارد.

 

*اجرای بعدی را دوست داری در بوشهر داشته باشید یا در تهران یا در خارج از کشور؟

هرجا که قسمت باشد، اصولا کنسرت داشتن حس خوبی دارد مخصوصا من که اول راه هستم، برای اجرای بوشهر زیاد خوشبین نیستم چرا که با اجراهای مردانه مخالفت دارند  چه برسد به اینکه یک خانم بخواهد اجرا کند. ولی اگر شرایط تغییر کند و این اتفاق بیفتد جای  بسی خوشحالی دارد.

 

*غیر از اینکه به موسیقی علاقمند هستی دوست داری با موسیقی خودت چه پیامی را انتقال دهی؟ پیام صلح ، آزادی ، حقوق زنان و...کدام یک از این پیام ها را دوست داری اعلام کنید؟

بحث اصلی ما بر سر حقوق زنان است اینکه خانم ها وارد عرصه موسیقی نواحی و بومی خود شوند و بتوانند در این زمینه کار کنند، فرهنگ و عرف جامعه ما باید کم کم این اجازه را دهد که بتوانند زنان نیز در این حوزه فعالیت کنند. به نظر من هیچ کاری نشد ندارد مصمم هستم که این مسیر را ادامه دهم با عشقی که به آن دارم می خواهم بگویم در هرچیزی که عشق وجود داشته باشد حتی اگر موانع هم  بر سر راه باشد باز هم می توان موفق بود.

 

*از مدیران استانی، مدیر فرهنگ و ارشاد، مدیر حوزه هنری و... کسی با شما تماس گرفت یا پیامی داد که اجرای شما را تبریک بگویند.

شخصا به من پیامی داده نشد ولی به پدرم بله، همه مردم بوشهر مطلع شده بودند همچنین خانم ماحوزی هم با پدرم تماس داشته اند. از آموزش و پرورش هم دیدم کار من مورد استقبال قرار گرفته بود.

 

*چه پیامی به خانم های بوشهری علاقمند به موسیقی محلی دارید؟

 اگر واقعن به موسیقی بومی خودشان  علاقمند هستند، می توانند این را انجام دهند چرا که توانایی آن را دارند و موسیقی بوشهر را به همه  ارایه دهند

 

*کلماتی را می گویم احساستان را  در مورد آنها بیان کنید:

ایران: کشورم عاشقشم و دوستش دارم

بوشهر: همیشه توی گوشم بوده و دوستش دارم، پدرم میگه: «هرکس عاشق خانواده اش هست عاشق شهرش هم هست و هرکس عاشق شهرش باشد عاشق کشورش هم هست»

محسن شریفیان: الگوی من، همیشه حامی منه، عزیزترین فرد زندگیم

نی انبان: ساز مقدس

دریا: آرامش دهنده، ولی من کمی ازش می ترسم و خوب هم شنا نمی کنم(خنده)

گرمای مرداد بوشهر: تش تش(خنده) خیلی طاقت فرسا، با این حال گرمای بوشهر هم حس خوبی به من می دهد حس می کنم متعلق به منه، «توسانش اگه گرمن/ مگه تقصیر خوشن»

آکا صفوی: خواننده گروه پدرم، و برای من خیلی قابل احترامند، صدای خیلی خوبی هم دارند.

غلامرضا وزان: عمو وزان... پیشکسوت این کار هستند، و نقش مهم و مفیدی هم در گروه پدرم داشته اند قبلا خواننده گروه لیان بوده اند

گروه لیان: یک خانواده خوب، حامی هم و حامی شهرشان

مادرتان خانم ایزدجو: امید دهنده من..

توصیفتان از مادر: همیشه همراه ، دوست، همیشه باهم مسافرت میریم

آینده: خیلی به آن امید دارم و هر هرچی خدا بخواهد

 

منبع: ب



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1394/12/23 - 12:57
1
1
هنر نزد بوشهری ها هست و بس???!!!!
1394/07/12 - 01:31
1
2
ما دختران کم سن و سال بسیاری داریم که مانند این دختر نوازنده خوب نی انبان بوشهری در سازهای متفاوت ایفای هنرنمایی می کنند اما بجهت خاص بودن این ساز یعنی نی انبان ، این هنرمند مورد توجه قرار گرفته. در فرهنگ بوشهری ها نی انبان مخصوص مردهای بندری بوده حتی میان ما بوشهری ها هم همین حالا نی انبان را نوعی ساز نه چندان خوب تلقی می شود و از دیر باز بوشهری ها و کولی ها جنوب کشور از آن استفاده در مراسمات عروسی و ختنه می کردنند . بدین جهت این ساز برای اکثریت مردم برای شنیدن خوشایند بوده اما برای نوازندگی مورد اقبال تعداد معدودی از افراد و علاقه چندانی برای یاد گیری ان وجود نداشته و هنوز هم با همان تداعی های گذشته آن مورد استقبال نیست . این برای بوشهری ها بسیار ناخوشایند بوده و هست که یک دختر بخواهد در عرصه این نوع ساز خود نمایی کند. اما اقای شریفیان این تابو را در تالار وحدت تهران به زیبایی میشکند چون این هنرمند خوب بوشهری با نی انبان بزرگ شده و با خون ایشان عجین گشته. هنر نزد بو شهری ها ست و بس . ما تشکر می کنیم که باید انقدر ازادانه در عرصه مو سیقی حرکت کنیم که هر کس با هر سلیقه ای بتواند خود را نشان دهد./ص
1394/07/05 - 09:59
1
5
عالیه.انشالله موفق باشن و روز به روز پیشرفت کنند/ب
1394/07/04 - 14:13
1
6
عالی بود... مرسی اتحاد
1394/07/01 - 23:50
0
6
دم محسن شریفیان گرم که الحق خانواده دوست هست که توانسته فرزندش را جهت اعتلای موسیقی محلی استان عزیزمان بوشهر تربیت و اگاهی بخشی نماید.
تبریک به لیانا خانم که نام زیبایت به بزرگی و قدمت لیان بر پهنه ی ایران زمین برای اولین بار در آمار و نفوس ایرانیان حک گردید. درود و صد بدرود
1394/06/31 - 22:04
0
7
همیشه دلتان شاد ولبتان خندان باد: به راستی همانطور که بدن انسان به آب وغذا نیاز دارد ، روان انسان هم به تفریح ومویسیقی نیاز دارد وبه تجربه ثابت شده است کسانی که به مویسقی علاقه دارند همیشه شاد وجوان می مانند و برعکس کسانی که به موسیقی علاقه ندارند دچار پیری زودرس و همیشه کسالت دارند /ج
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین