امروز: سه شنبه 01 مرداد 1398
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 07 بهمن 1397 - 15:10
اسفندیار فتحی، فعال اجتماعی و رسانه ای دشتستان در گفتگو با «اتحاد خبر»؛

اتحاد خبر-ثریا شیری: اسفندیار فتحی پنجمین مهمان سه شنبه های گفتگوهای اجتماعی اتحاد جنوب بود که در دفتر این هفته نامه حضور پیدا کرد و به سئوالات تحریریه این نشریه پاسخ گفت... گروه شهروند مسئول مطالبه گر است/ هیچ امیدی در حوزه فرهنگ وجود ندارد / مسئولی را نمی شناسم که شایسته تقدیر باشد / من به نقد حتی به صورت تخریبی اعتقاد دارم/ مطالبه گری ام ....

اتحاد خبر-ثریا شیری: اسفندیار فتحی پنجمین مهمان سه شنبه های گفتگوهای اجتماعی اتحاد جنوب بود که در دفتر این هفته نامه حضور پیدا کرد و به سئوالات مدیر مسئول و تحریریه این نشریه پاسخ گفت.



به گزارش «اتحاد خبر»؛ مدیر مسئول اتحاد جنوب با بیان اینکه رسانه نه تنها باید صدای مسئولین دولتی و دستگاه های اجرایی باشد بلکه باید صدای مردم و افکار عمومی هم باشد، فعالین اجتماعی را صدای مردم دانست و گفتگو را با این سئوال آغاز کرد:


شما چه تعریفی از فعالیت های مدنی دارید و از چه زمانی به فعالیت در این حوزه روی آورده اید؟

اسفندیار فتحی: در خصوص تعریف فعالیت مدنی و اجتماعی قاعدتاً باید این تعریف را متناسب با کشور، استان و منطقه خودمان داشته باشیم و این بدین خاطر است که اولا خود این فعالیت ها و سمن ها، وارداتی از غرب می باشند و دوم اینکه بنا به دلایلی این فعالیتها در کشور ما فعلا با معیار جهانی همخوانی ندارد. 

با این تفاسیر و بنا به زمان و فضای جامعه من فعال مدنی را افراد امیدواری می بینم که در این جامعه ی سراسر ناامید، هنوز امیدوارند که با نقد و مطالبه گری منصفانه و آگاهی بخشی، مشکلات جامعه را دنبال و در پی حل آن از طریق خود مسئولین باشند. این افراد فرزند زمان خود هستند و البته به نظر من آخرین بازمانده امیدواران، در جامعه ای هستند که سراسر آن را ناامیدی فرا گرفته است و اگر این افراد نیز ناامید شوند جامعه متلاشی خواهد شد. 

درباره خودم هم باید عرض کنم که یک فعال فرهنگی ـ سیاسی می باشم و بهتر بگویم اینگونه دوست دارم باشم. البته فعالیت سیاسی را نیز صرفا برای باز نمودن فضایی جهت فعالیت فرهنگی می خواهم و فعال مدنی که بصورت خاص در یک زمینه فعالت کند نیستم. 

بنابراین من فعالیت مدنی در جامعه ی خودم را فعالیتهایی می دانم که در رفع مشکلات جامعه برای رسیدن به جامعه ای پویا و متناسب با معیارهای حقوق جهانی باشد. 

 

مطالبه گری ام را با اتحاد جنوب آغاز کردم  

اما از چه زمانی وارد عرصه مطالبه گری شده اید؟ 

فتحی: اگر بخواهم تاریخ دقیقی اعلام کنم از دومین شماره انتشار هفته نامه اتحاد جنوب است. در فروردین 1378 که اتحاد جنوب منتشر شد من 21 ساله بودم. البته قبل از آن با نسیم جنوب و آینه جنوب هم همکاری داشته ام ولی امروز که معتقدم باید کوچک و کوچک شویم و در منطقه خود فعالیت بیشتری کنیم، دوست دارم بگویم با اتحاد جنوب و خبرنگاری شروع کردم.خب خبرنگارها هم که اصولا نگاه انتقادی دارند.  


 


گروه شهروند مسئول تاثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر گروه های مطالبه گر دارد 

گروه هایی که در فضای حقیقی یا مجازی شهرستان فعالیت می کنند را گروه های سازمان یافته می دانید یا متفرقه؟ یعنی مطالبات آن ها سازماندهی شده است یا فردی یا گروهی؟ اگر گروهی است سازمان یافته ترین گروه هایی که در شهرستان فعالت می کند را کدام گروه می دانید؟ 

فتحی: ما دو گروه داریم.  یک گروه سازمان یافته و یک گروه که به صورت خودجوش فعالیت می کنند. من امروز گروهی که به صورت هدفمند، با اساسنامه ی دولتی و سازمان یافته باشد را اصلا قبول ندارم. به دلیلی که محدودیت های بسیاری دارند. همانطور که می بینید حرکتی از فرمانداری شروع شد و سعی کردند بقیه  را زیر سیطره خود بیاورند و بزرگترین ضربه از همین جا به گروه های فعال اجتماعی زده شد.  گروه های سازمان یافته ای توسط منفعت طلبان سیاسی که می خواستند وجهه ای رسمی به کارهای سیاسی شان در قالب فعال اجتماعی بدهند.



بنابراین گروه های مجازی در شبکه های اجتماعی را هم تاثیرگذارتر می دانم  و هم معتقدم خواسته یا ناخواسته، هدفمندتر فعالیت می کنند. یعنی اصولا در پی خواسته شخصی و گروهی نیستند. اما اگر بخواهم گروه خاص و موفقی را نام ببرم در حوزه حقوق شهروندی می توان به گروه شهروند مسئول اشاره کرد که بیشترین تاثیرگذاری را در حوزه خود داشته است و توانسته است افراد با سلیقه های مختلف دیدگاه های متفاوت را کنار هم جمع کند. در حوزه های فرهنگ و ادب و یا حوزه گردشگری هم دوستان در حال فعالیت هستند اما باز هم گروه شهروند مسئول را فعال تر می دانم. 

 

آیا سازمان مردم نهاد مطالبه گری در شهرستان وجود دارد؟ آیا جای سازمان مردم نهاد مطالبه گری در شهرستان را خالی نمی بینید؟ 

فتحی : این نیاز کاملا حس می شود. و سازمان مردم نهاد مطالبه گری در شهرستان به آن شکل نمی بینم. برای مثال من سازمان مردن نهاد همیاران جوان که در دوره اصلاحات شروع کرد را مثال می زنم که با همیاران جوان امروز مقایسه کنید. هر چند این نیاز برای شهرستان وجود دارد اما با سیاست های اشتباهی که پیش گرفته شد، آن سمن ها نتوانستند چون گذشته ادامه دهند و با این شرایط اصلا این سازمان ها نمی توانند وجود داشته باشند. 

 

منظورتان از سیاست های اشتباه، سیاست های دولتی است؟ 

فتحی : بله. منظورم سیاست های دولتی است و در راس آن فرمانداری و استانداری است. 

 

شاید استانداری و فرمانداری بخواهند سازمان های مردم نهاد را به صورت هدفمند جهت دهند اما اگر افرادی باشند که بخواهند به صورت مستقل فعالیت کنند آیا برای ثبت موسسه، بر سر راه آنها مانعی وجود دارد؟ 

فتحی: این سئوال را باید از افرادی که این کار را انجام داده اند پرسید که آیا به آنها مجوز داده اند یا نه. این همه گفته شد که مجوز داده شده، اما این مجوزها کجاست؟ باید به جای هفت خوان، هشت خان را سپری کنند و در نهایت یک مجوز درست داده نمی شود. ما چند سازمان مردم نهاد داریم که مجوز دارند و مستقل هستند؟ نیروهای فرمانداری چند سازمان مردم نهاد تشکیل دادند و بعد هم که همه مشاهده کردند، هدف فعالیت انتخاباتی بود که خدا را شکر در این زمینه شکست خوردند و گرنه چنان بدعتی برجای می ماند که امید به بهبود به ناامیدی کامل تبدیل می شد.

در حال حاضر فقط موسسه گردشگری چرخاب مجوز دارد. آیا خانه فرهنگ مجوز گرفت؟ چرا به خانه فرهنگ مجوز نمی دهند؟  


 


آگاهی بخشی بزرگترین کمک فعالیت های اجتماعی به جامعه است

فعالیت های اجتماعی و مدنی صورت گرفته در شهرستان را تا چه اندازه موثر می بینید؟ و چه کمکی به پیشرفت شهرستان کرده است؟

فتحی: آگاهی بخشی به جامعه بزرگترین کمک این فعالیت های اجتماعی است. جامعه ای می تواند پیشرفت کند و در برابر فساد بایستد که مردم به حقوق خود آگاه باشند. بزرگترین کاری که دوستان انجام داده اند، درخت آگاهی بخشی را در جامعه کاشته اند و میوه های آن را ما در بعضی حوزه ها  برداشت کرده ایم. 

 

آیا مشکل خاصی وجود داشته است که به وسیله آگاهی بخشی به جامعه حل شده باشد؟

فتحی: ببینید وقتی اعضای شورای شهر به خاطر مشکلات آب به تهران می روند و تازه متوجه می شوند اسمی از برازجان در لیست شهرهای پرتنش آبی نبوده است و آنجا آگاهی بخشی می شود و این مشکل بصورت جدی در مرکز پیگیری می شود را ریشه یابی کنیم متوجه می شویم که ریشه ی این آگاهی بخشی را باید در همین فعالان مدنی جستجو کرد. فعالیت همین دوستان باعث شد که این موضوع در رسانه ها مطرح شود و این موضوع به گوش مسئولین برسد شاید مسئولین دردمندی هنوز باشند که این مشکلات را پیگیری کنند.

 نکته اصلی همان آگاهی بخشی به جامعه است وگرنه فعال اجتماعی که نمی تواند بیل و کلنگ بردارد و کانال حفر کند. شاید در هیچ جای قانون نیامده باشد که مسئولان باید در مقابل فعالان اجتماعی پاسخگو باشند اما نوع تلاش فعالان اجتماعی باعث شده که جامعه با آنها همراه شود و مسئولین مجبور شوند به جامعه و مردم پاسخگو باشند. هرچند هنوز مسئولینی هستند که گوششان را پنبه کاری کرده اند. 


 


فکر می کنید چه دلیلی وجود دارد با وجود اینکه هیچ کمکی از طرف احزاب سیاسی به فعالین اجتماعی انجام نشده اما فعالان اجتماعی تا این اندازه از خود برای احزاب سیاسی هزینه می کنند در حالی که دو راه متقاوت دارند؟

فتحی: بله متاسفانه این مشکل وجود دارد و مهمترین دلیل آن نیز این می باشد که فعالیتهای فعالان اجتمایی هنوز تفکر محور نیست و شخص محور می باشند. حضور افراد سیاسی در سازمان های مردم نهاد باعث شده که ناخواسته به سمت و سوی فعالیت سیاسی بروند. در دشتستان همین گروه ها را دقیقا برای بهره برداری سیاسی تشکیل دادند و همین باعث شد که افرادی خاص را برای گروه هایی خاص اننخاب کردند. 

 

شما فرمودید وظیفه فعال اجتماعی آگاهی بخشی به جامعه است. فردی که می خواهد به جامعه آگاهی بخشی کند نباید تحت تاثیر افراد قرار گیرد. به چه دلیل فعال اجتماعی تحت تاثیر افراد خاص قرار می گیرد؟

فتحی: واقعیت این است که همان افرادی که در گروه فعالیت می کنند نسبت به وظیفه خود از آگاهی کافی برخوردار نیستند. چون جامعه ی آموزشی ما از خانه تا مدرسه و دانشگاه و ادارات و حتی رفتار اجتماعی افراد در سطح جامعه، به فرد آموزش صحیح را نداده است و بعد از آن کلاس و دوره آموزشی نیز بصورت خاص برای آنها برگزار نشده است. وظایف آنها تشریح نشده است و خیلی ها هستند که عضو سازمان مردم نهادی هستند اما اساسنامه را حتی به چشم هم ندیده اند. برخی هستند فعالیت سیاسی می کنند اما حزب و چپ و راست را هم نمی شناسند. همین عدم آگاهی و نرسیدن به یقین در راهی که قدم گذاشته اند باعث شده که بتوان این افراد را به راحتی از این سو به آن سو برد.  


 


آیا همه فعالیت های اجتماعی و سیاسی فعالان مدنی را مثبت می دانید؟

فتحی: من اصلا واژه اشتباه را قبول ندارم، برای فعالان مدنی دو چیز در نظر می گیرم. تجربه تلخ و تجربه شیرین. این که شما می گویید اشتباه بوده من می گویم تجربه تلخ بوده و از این تجربه تلخ سود برده است. 

 

مطالبه گری هم مثل بقیه موارد آداب و شگردهایی دارد و اگر مطالبه گران ما این آداب و شگردها را بلد نباشند چه بسا خواسته آنها یا عملی نشود یا دیر به عمل برسد. به نظر شما آیا مطالبه گران ما آداب مطالبه گری را خوب فرا گرفته اند؟

فنحی: مطالبه گران ما هنوز در مرحله آزمون و خطا هستند. هنوز از این مسیر عبور نکرده ایم اما تجربه های خیلی خوبی داشته ایم.  

 

مهمترین آسیب مطالبه گری در دشتستان را چه می دانید؟

فتحی: سیاست زدگی که جامعه ما را در برگرفته باعث شده است که مطالبه گران از راه و هدف اصلی جدا شوند. موضوع دوم که از موضوع اول هم چالشی تر است؛ وضعیت اقتصادی جامعه است.  

 

هیچ امیدی در حوزه فرهنگ وجود ندارد 

شما در حوزه های مختلفی از جمله انجمن اهل قلم، انجمن شعر و ادب و حوزه سیاسی فعالیت می کنید. با توجه به اینکه شما منتقد جدی مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد بوده اید و چندین بار در این خصوص مطالبی نوشته اید با توجه به تغییراتی که در حوزه فرهنگ و هنر صورت گرفته است چه انتظاری از مدیرکل جدید دارید؟


فتحی: در سال 92 وقتی آقای روحانی رئیس جمهور شد، یکی از وعده های ایشان انتصاب مسئولین فرهنگ و هنر پس از مشورت با هنرمندان بود. برای انتخاب مدیرکل چه مشورتی شد؟ برای انتصاب مدیری که سابقه من از او خیلی بیشترمی باشد و برای انتصاب او هیچ مشورتی با من نوعی بعنوان هنرمند نمی شود چه امیدی می توان داشت؟ او می رود و من می مانم، با هنرمندان مشورت نمی شود، هیچ امیدی در حوزه فرهنگ وجود ندارد.


 

من هیچ انتظار و امیدی از مدیرکل جدید ندارم. مدیر کل قدیم حدود 5 سال مدیرکل ارشاد استان بودند. من به عنوان مسئول انجمن اهل قلم یک شهرستان با وجود درخواست های متعدد حتی یک بار هم نتوانستم ایشان را برای جلسه با هنرمندان به برازجان بیاورم، چه امیدی به مدیرکل جدید داشته باشم؟


کمترین بودجه به وزارتخانه ارشاد تعلق می گیرد. این فاجعه است. در دولت آقای خاتمی اعتبارات خوبی داشتیم. اگر می خواستیم نویسنده و هنرمندی دعوت کنیم حداقل می توانستیم هزینه پذیرایی او را متقبل شویم. در دولت احمدی نژاد اعتماد بین مسئولان و هنرمندان کاملا از بین رفت و دیگر هنرمندان تکلیفشان مشخص شد. یعنی کنج عزلت گرفته و به خانه ها پناه بردند. در دولت روحانی ما در برزخی قرار گرفته ایم که دعا می کنیم ای کاش به دولت قبل بر می گشتیم.


 با مدیرکل جدید آشنایی ندارم اما خود شاهد بودید که چه کشمکشی بین استانداری و فرهنگ و ارشاد بر سر گزینه مدیرکلی بود تا زور یکی به بدیگری چربید. در واقع گزینه هنرمندان که انتخاب نشده است که من در این زمینه امیدوار باشم پس باید این سوال را از افرادی پرسید که با زد و بند های سیاسی گزینه شان منصوب شده است. 

 

به نظر شما آیا کسی که فعالیت سیاسی می کند، می توان فعالیت سیاسی او را جزو فعالیت اجتماعی و مطالبه گری او به حساب آورد؟ 

فتحی: با توجه به اینکه فعالیت های اجتماعی نظام مند نیست و تعریف خاصی در جامعه ندارد؛ فعالان سیاسی هم مطالبه گر بوده و هستند. اصلا نگاه انتقادی از همین احزاب شکل گرفته است.

 

غم نان و دغدغه اقتصادی چه تاثیری بر مطالبه گری فعال اجتماعی می تواند داشته باشد؟

 فتحی: فعالیت اجتماعی که شغل نیست بلکه فعالیت اجتماعی یک عشق است اما قطعا دغدغه اقتصادی بر فعالیت مطالبه گر تاثیر دارد. گاهی وقت ها قلم فعال اجتماعی را ارتقا می بخشد  و گاهی  اوقات  قلم را می شکند. شاید در کل بتوان گفت روزنامه نگار مستقل در جامعه ما اصلا وجود ندارد و این بخاطر همین غم نان است. هر انداره که مطالبه گر از نظر اقتصادی مستقل تر باشد بدون شک مطالبه گری را به صورت بهتری انجام می دهد.

 

مسئولی را نمی شناسم که شایسته تقدیر باشد

مسئولی را می شناسید که در حوزه توجه به مطالبه گران اجتماعی، شایسته تقدیر و توجه باشد؟


فتحی: اولا که باید بگویم ببینید  کار به کجا رسیده است که باید برای انجام وظیفه (آنهم بصورت ناقص) از مسئولی تقدیر کرد.  در ثانی، گاهی وقت ها این سئوال را از خودم میپرسم آیا مسئولی پیدا می شود که سلسله مراتب و روال اداری طبیعی را طی کرده باشد تا به مسئولیت رسیده باشد؟ هر چه بیشتر می اندیشم بیشتر به پاسخ منفی می رسم. حال با توجه به اینکه همه ـ و یا با تخفیف خیلی زیاد ـ اکثریت این افرادی که در جامعه مسئولیتی دارند با زد و بندهای سیاسی به این جایگاه رسیده اند من مسئولی را نمی شناسم که شایسته تقدیر باشد. شاید من مسئولی را در حوزه خودش خیلی فعال بدانم اما با توجه به روند انتصاب ایشان نمی توانم او را شایسته تقدیر بدانم. وقتی وضعیت شفاف نیست چگونه می توان کسی را شایسته تمجید دانست؟ ما حتی حقوق ماهیانه مسئولین را نمی دانیم بماند عملکرد آنها.

 


توجه مسئولین دولتی را به مطالبات مردمی، در یک سطح و حد می دانید؟ طرف مطالبه گری، مسئولین هستند. آیا واکنش همه مسئولین به مطالبات مردم، همه در حد صفر است؟ به نظر شما کدام مسئول توجه شان به مطالبات مردم بیشتر است؟ کدام مسئولین هیچ توجهی به مطالبات مرد ندارند؟


فتحی: من خدا را شکر مسئولی که پاسخگو نباشد را نمی شناسم اما نماینده مجلسمون خیلی پاسخگو است شهردار هم خیلی بیشتر پاسخگو است. مجموعه شورای شهر و به خصوص رئیس شورا و فرماندار هم که از بس پاسخگو هستند دیگر سوالی در جامعه نمانده است!!!

 

به عنوان فعال اجتماعی، مهمترین مطالبه مردم شهرستان را از مسئولان چه می دانید؟ مهمترین مطالبه خود شما چیست؟

فتحی: مهمترین مطالبه من، مسائل فرهنگی و آگاهی بخشی در حوزه فرهنگ است که انصافاً هم کار سختی است. مهمترین مطالبه مردم هم اشتغال است. جرم و جنایت ارتباط مستقیمی با بیکاری و اشتغال دارد. شما در همین استان خودمان، شهرهایی که مشکل اشتغال ندارند یا کمتر دارند را ببینید. چون در آنجا درصد بیکاری کمتر است آمار جرم و جنایت مخصوصا جرائم خشن هم کم است و از نظر فرهنگی رشد بسیار خوبی داشته اند.



چه توصیه ای به فعالان مدنی و اجتماعی دارید؟

فتحی: مطالعه و مطالعه و مطالعه. ما از مطالعه کردن خیلی فاصله گرفته ایم. فضای مجازی باعث شده که بچه های ما حتی کتاب دست نگیرند. باید در حوزه فعالیتمان مطالعه داشته باشیم. ما خیلی تنبل شده ایم. قبلا برای نوشتن یک خبر ساده خیلی زحمت می کشیدیم. قلم و کاغذ با دست ما آشنا بود اما الان تمام هنرمان این است که یک تصادفی رخ دهد و من به عنوان یک خبرنگار سریع خبر رسانی کنم. الان سایت های خبری استان را بررسی کنید. چند گزارش در این رسانه ها می بینید؟ رسانه ها فقط خبر را منتشر می کنند. این هم به خاطر اطلاعات کم است. نوشته های دوستان ما عمق ندارد. به همین دلیل تا انتقادی بر عملکرد مسئولین مطرح می شود و مسئول دو تا پاسخ می دهد، دست ما خالی می شود.

توصیه بعدی که به خودم و دوستان دارم این است که راهی به جز مطالبه گری نیست. نباید به پایتخت و حتی مرکز استان نگاه کنیم. بیاییم از خانه، شهر و روستای خودمان شروع کنیم. فکر نکنیم کار کمی کرده ایم. جامعه نیاز به این فعالیت های اجتماعی دارد.

 

چه حرفی با مسئولین دارید؟

فتحی: من در حال حاضر و شرایط جامعه شخصا به نقد حتی به صورت تخریبی اعتقاد دارم. جامعه ای که از هم پاشیده و هیچ امیدی در آن نیست هنوز افرادی هستند که امیدوارند به این که امید به جامعه برگردد. امیدوارند این فسادی که در جامعه است جمع یا کمتر شود. احزاب سیاسی که در کشور ما امکان نهادینه شدن ندارند. کارهای فرهنگی هم که بصورت کامل در دست دولت است. فشار اقتصادی هم مزید بر علت شده است. حتی در کشور ما خبرنگار مستقل واژه ی چندان جدی نیست. پس مسئولینی که هنوز دلتان برای این جامعه می سوزد، فعالان مدنی با کسی دشمنی ندارند و از آنها نترسید بلکه به پاسخگویی ولو به قیمت تخریب شما منجر شود روی بیاورید.


شما که ساکن روستای زیارت هستید. آیا جوانان این روستا هم مطالبه گری دارند؟

فتحی: روستا که هیچ حتی در خانه ها هم مطالبه گری وجود دارد. الان نگاه یک بچه هفت ساله هم فرق کرده است. او هم جواب سوالاتش را می خواهد. اگر از پدرش بپرسد کجا می روی؟ پدر در پاسخ می گوید که بیرون می روم.  باز هم بچه می پرسد بیرون کجا؟ چون جواب دقیق می خواهد. قبلا بچه جرات سوال پرسیدن نداشت و اگر هم می پرسید جواب سربالایی  می گرفت . اینجا لازم است بگویم یکی از محاسن این دولت همین جلوگیری از انسداد فضای مجازی بوده و باعث شد که مطالبه گری گسترش پیدا کند. 

 

حرف آخر؟

من از بی نوایی نیم روی زرد /  غم بینوایان رخم زرد کرد.



 


«شایان ذکر است هفته نامه اتحاد جنوب و پایگاه خبری اتحاد خبر در نظر دارد هر هفته با یکی از فعالان اجتماعی شهر برازجان گفتگو نموده و به انعکاس دغدغه های آنان اقدام نماید. منتظر گفتگوی ششم ما در هفته بعد باشید.»



* گفتنی است در پایان این گفتگو، سالروز تولد آقای مجید کمالپور از فعالان مدنی و موسس سمن صدای چرخاب با حضور جمعی از فعالان اجتماعی برازجان در دفتر اتحاد جنوب گرامی داشته شد.















کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1397/11/17 - 09:17
0
0
جناب اتحاد جنوب میشه بفرمایید جناب فتحی مدرک تحصیلیشون چی هست؟
1397/11/08 - 19:11
0
0
عادل جان قلی زاده که شما را به انصاف و حق گویی می شناسیم؛ شما آیا در زمان مصاحبه در دفتر اتحاد جنوب حضور داشتید که فضای حاکم بر مصاحبه را نامطلوب ارزیابی کردید؟ ضمن اینکه مگر فضای مصاحبه باید فضای جنگی باشد که الزاما باید همرا با شور و هیجان باشد؟
دیگر اینکه چه شور و هیجانی بالاتر این جملات:
من امروز گروهی که به صورت هدفمند، با اساسنامه ی دولتی و سازمان یافته باشد را اصلا قبول ندارم....
منظورتان از سیاست های اشتباه، سیاست های دولتی است؟
فتحی : بله. منظورم سیاست های دولتی است و در راس آن فرمانداری و استانداری است.
مسئولی را نمی شناسم که شایسته تقدیر باشد...
و.......
عادل جان قرار نیست برای مطالبه گیری زمین و زمان را به انتقاد و بد و بیراه بگیری. ضمن اینکه مصاحبه شوندگان از جمله خود جنابعالی آزاد بودید هر چه دلتان می خواهد بگویید و تا 99 درصد در بعضی مصاحبه ها و برخی موارد 100 درصد منتشر شده است. آن یک درصد احتمالی به دلیل تبعات حقوقی و قضایی قانونا اجازه انتشار نداشته است.
و خیلی حرفهای دیگر که عدالت عادل را در این کامنتش زیر سئوال می برد.
آیا این سری گفتگوها که تریبون دیگری برای فعالان اجتماعی باز کرده هیچ حسن و نکته مثبتی نداشته است که فقط ایراد گرفته اید؟؟؟
1397/11/08 - 17:32
0
0
درود بر دوست خوبم عادل عزیز
از آخر بگم که این تولد پایان گفتگو بود و من هم به هیچ عنوان در جریان نبودم و امروز هم پیام داده بودم که خبر بسیار ارزشمند دوست خوبمون مجید کمالیپور را اگر امکان دارد از پایان گفتگو حذف کنند و در خبری مستقل آن را کار کنند و با گفتگوی ناچیز بنده قاطی نشود.
بعد از آن باید عرض کنم که در کلیات که فرمودید موافقم ولی سهم اندیشه را نسبت به شور در فعالیت‌های اجتماعی بیشتر از شما می‌دانم و معتقدم شور زیاد قطعا فعالیت اجتماعی را منحرف و ابزار دست افراد و احساسات خواهد کرد.
1397/11/08 - 17:21
0
0
قلی زاده تونم درست میگی....
1397/11/08 - 03:04
0
0
اسفندیار عزیز پنجمین میهمان سلسله گفتگوهای اتحادخبر با فعالان مدنی بود. یکیش که من بودم، به کنار. در چهارتای دیگه با کمال تاسف باید بگم این ضعیف‌ترین و کم هیجان ترین گفتگوی منتشر شده بود و این اتفاق رو حاصل فضای حاکم بر گفتگو میدونم.
فعال اجتماعی یعنی منطق در عین شر و شور. فعال مدنی اگه شور و هیجان ازش گرفته بشه و بخواد صرفن منطقشو بریزه روی میز، هیچ نشونی از فعال اجتماعی بودنش باقی نمی‌مونه! اصولن یک آدم منطقی -هر چقدر هم صاحب دانش و فهم اجتماعی باشه- وقتی هیجان اصلاح محیط و آدمهای پیرامونش رو نداشته باشه نمیتونه یک فعال اجتماعی بسازه.
اسفندیار فتحی که من میشناسم در عین حالی که دانش و تجربه داره و منطقیه، هیجان و شور اصلاح جامعه رو هم داره. اصلن اگه اینطور نبود، مطمئنن اسفندیار میرفت شاعریشو میکرد و هنرجوهای انجمنشو میچسبید.
به نظرم فضای پرسش و پاسخ انتقادی با دور همی دوستانه و جشن تولدی که یک ماه ازش گذشته و چنین کارهایی سازگار نیست. جهت دهی ناهمگون فضای گفتگو توسط مصاحبه کننده هم عامل موثر دیگری است. سوالات پراکنده و دارای خط سیر نامشخص هم همینطور. قرار دادن اسفندیار (بعنوان مصاحبه شونده)در مسیر پاسخهای مطلوب مصاحبه کننده رو هم به موارد قبلی اضافه کنید.
در مجموع اگرچه بطور کلی حرفهای اسفندیار رو پسندیدم اما خط سیر مصاحبه رو متاسفانه نه!
و در نهایت: پیاده سازی، سازماندهی، جمله‌بندی و ارائه‌ی متن مصاحبه از نظر من مخاطب میتونست خیلی بهتر از این باشه. حتی اگه نویسنده‌ی متن گفتگو یه خبرنگار تازه‌کار بوده باشه...
در ادامه، موفق باشید.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین