- نقشه راه دیپلماسی منطقهای انرژی ایران تصویب و ابلاغ شد
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- بنبست ساختاری و منطق تغییر حکومت: از اندیشه فیلسوفان قدیم تا نظریهپردازان عصر حاضر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
اتحادخبر-مینوی دنیاصادقی:در موج آرام مینوازم / همچون پرندهای آرام میخوانم...

نیستم آنگونه که باید باشم
در موج آرام مینوازم
همچون پرندهای آرام میخوانم
میخوانم از حقیقت که تلخ است
می خوانم از جدایی که سخت است
ای دریچه ی بسته بگشا در را
تا آشکار شود راز پنهانی
ای قلب شکسته با من بگو
از حقیقت که شکست تلخیست
از عشق که ترسیده از مرگ گریخته
از راست پنهان شده
از همه فرار کرده بگو با من حقیقت را بگو
چه سخت است آن حقیقت تلخ
که نصیب من شده حقیقت آن است که نیستم آنگونه که باید باشم
نیستم آنکه آرام مینوازد
همچون پرده ای آرام می خواند
نیستم آن کس که یار از او تمنا دارد
نیستم آن سلطان محبوب قلبها حقیقت چه تلخ است این گونه که باشد بر من
ای دل شکسته باز کن درهای بسته را
که از حقیقت تلخ مردهام من
نیستم آنگونه که باید باشم ..
مینوی دنیاصادقی
تازه ترین خبرها
- حوالی زندگی
- یک لحظه غفلت، ممکن است به قیمت جان یک کودک تمام شود
- به همت بخشدار صورت گرفت؛ نشست مسئولین و معتمدین بخش سعدآباد با مدیرکل ورزش و جوانان استان بوشهر
- دعوت پانیذ فطانت، هندبالیست شبانکارهای، به اردوی تیم ملی جوانان بانوان
- سه بیمارستان نیمهتمام استان اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسند
- رشد ۸۸ هزار واحدی شاخص بورس؛ تقاضا به معاملات سهام بازگشت
- مطالبات فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ تسویه میشود
- انتقاد نمایندگی ایران در وین از رویکرد دوگانه گروسی
- بقایی: وزیر خارجه آلمان توجیهکننده شنیعترین جنایات جنگی است
- آمریکاییها با ملت ایران دشمنی دارند؛ نباید به آنان خوشبین باشیم
- رهبر انقلاب: کمترین گرایش تسلیمآمیز، دشمن مستکبر را جریتر خواهد کرد
- سردار قاآنی: جبهه مقاومت به قماربازی آمریکا پاسخ قاطع میدهد
- قشقاوی: اقدام ایران علیه انگلیس جلوهای از پایان دوران بزندررو است
- گلمحمدی و قلعهنویی در مرکز ملی فوتبال رودررو شدند
- آشکار شدن چهره چند تیم مدعی؛ عیار بسکتبالیستهای استقلال مشخص میشود
- کابوس خودزنی در خاتون؛ گلبهخودیها بلای جان نماینده فوتبال ایران
- ۴ عامل پنهان که خطر سندرم متابولیک را افزایش میدهند
- تشدید نظارت بر سلامت مواد اولیه گوشتی
- شپش؛ آلودگی انگلی مسری اما قابل درمان
- فواید ضدالتهابی ترکیب «ادویهها» را بشناسید
- شمارش معکوس برای پایان کابوس جادهای در مسیر بوشهر - شیراز
- مدیرکل ورزش بوشهر: کمبودهای ورزشی سعدآباد برطرف میشود
- بخشدار سعدآباد خواستار تسریع در تعریض محورهای روستایی شد
- تدوین طرح ملی فرهنگ حفاظت از محیط زیست دریایی به بوشهر واگذار شد
- فرماندار دشتی: اعتبارات عشایری شهرستان ۶۰ درصد افزایش یافت
- قایق صیادی متخلف در بوشهر توقیف شد
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/14
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/14
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد


چاپ خبر


فریدریش نیچه
مقدمه:
شعر دارایِ نام است «نیستم آنگونه که باید باشم» و در قالبِ بی قاعده و دارای سطرهای کوتاه و بلند سروده شده است . خواننده از همین آغازِ شعر در نامگذاری با یک تضادِّ جانگذاز مواجه می شود. شعر آهنگِ ویژه ای را در اعماقِ وجود تداعی می کند که نمودش از عبارتِ «در موجِ آرام می نوازم» هویداست یعنی شاعر سعی کرده با یک نمآهنگِ آهسته پای در یک جهان دژخو بگذارد. در بندِ دوم و سوم این زخمِ کهنه و باستانی و ابدی چهره ی وحشت انگیز خود را نشان داده و جامعه را بخاطر شرایطی که نتوانسته برای وجودشناسی روانِ شاعر فراهم کند به شدت تازیانه می زند. برداشت کلی از شعر آن است که تضادِّ میانِ روانِ تنهای انسان که در هستِ واقعی خود با هستِ غیرواقعی اش گم شده از یک طرف و احوالاتِ تحمیل شده به او توسط جهانِ بیرونی یا به تعبیر هگل «آنتی تز = همنهاد» از طرف دیگر را به تصویر می کشد.
بندِ نخست ، پاراگرافِ نخست:
واژگانِ «آرام، پرنده، تلخ و سخت» به همراهِ عبارتِ «پنجره ی بسته» کلیدواژه های اساسیِ شاعر در این بند را تشکیل داده اند. یعنی شاعر میانِ واژگانِ «آرام و پرنده» و «تلخ و سخت» که سجعی هم وزن را تشکیل داده توانسته موازنه و ارتباطی ژرف را به تصویر بکشد. پرنده خود نمادی از رهایی و آزادی ست که معمولا شتاب و سرعتی مثال زدنی در وجناتش مشاهده می شود اما در اینجا با استیلا یافتن واژه ی «آرام» تحرّک و شتاب در اندیشه ی شاعر از «پرنده» گرفته شده است زیرا ارتباطی تنگاتنگ میانِ این «پرنده ی کُند» و عبارتِ «پنجره ی بسته» وجود دارد. پنجره بسته است و به همین دلیل پرنده نایِ پرواز پُر شتاب ندارد و بنابراین «حقیقت تلخ است» و «جدایی سخت است»که همان جدایی و دور افتادگی از آزادی ست. برداشت کلی از این بند آن است که در اندیشه ی شاعر خودِ واقعی انسان هنگامی می تواند به منصه ی ظهور برسد که شرایطِ محیطی اجتماع زمینه ای برای رهایی آفریده باشد!
بندِ دوّم، پاراگرافِ دوّم:
عباراتِ «رازِ پنهانی، قلبِ شکسته، شکستِ تلخ و راستِ پنهان» و واژگانِ «عشق و مرگ» کلیدواژه ای این بند هستند. شاعر توانسته بخوبی بندِ نخستِ شعر خود را با بندِ دوّم پیوند دهد یعنی عباراتی چون «قلبِ شکسته با دریچه ی بسته» و «رازِ پنهانی با جدایی» و «شکستِ تلخ با حقیقتِ تلخ» در بندِ نخست و دوّم ارتباطی معنایی را ایجاد کرده است. بندِ نخستِ شعر در بندِ دوّم گسترش یافته است و «رازِ پنهانی» که شاعر از آن سخن می گوید همان «تضادِّ دهشتناکی ست که میانِ بودنِ حقیقی و ناحقیقیِ انسان در جریان است.» در واقع می توان اشاره کرد که پژمردگیِ «پرنده» در بندِ نخست همان روانِ انسانی ست که به ورطه ی از «خود - بیگانگی» افتاده است و گویا از این «حقیقتِ تلخ» به «شکستی تلخ» رسیده است. رازِ پنهانی شاعر که با واژه ی «راست» رابطه دارد چرا که حقیقت چیزی جز راستی نیست نمی تواند در قالبِ واژگان فاش شود بنابراین در کانونی چون «عشق» تجلّی یافته و با «مرگی» توضیح داده می شود که احیاناً تنها راه رهاییِ «پرنده ای ست» که پشتِ «پنجره ی بسته» در «خود - بیگانگی» گرفتار آمده است! برداشت کلی از این بند آن است که ژرفایِ مصیبتِ نرسیدن به «صیرورت = شدن» درمان ناپذیر است و شاید تنها درمانش «مرگ» با چنگال های تیزش باشد!
بندِ سوّم، پاراگرافِ سوّم:
واژگانِ «فرار، نیستم و باشم» به همراه عباراتِ «حقیقتِ تلخ و پرده ای آرام» کلیدواژه های این بند را ساخته اند. همانندِ دو بندِ پیشین شاعر توانسته ارتباط معنایی و هنری خوبی را میانِ این بند با سروده های بندهای قبلی ایجاد کند. در اینجا بحث فلسفیِ محوری در اندیشه ی شاعر به تصویر کشیده می شود یعنی اضدادِ میانِ «نیستم و باشم». اما این «نیستم و باشم » را می توان ایهامی عمیق نیز تصوّر کرد که از طرفی بر آنچه قرن ها پیش شکسپیر از آن با عنوان «بودن یا نبودن مسئله این است = Tobe or not tobe = یعنی این که اصلاً زندگی ارزشِ آن را دارد که در جهان باشد یا خیر!» تعبیر می کرد صحّه می گذارد و از طرفی دیگر در دیدگاهِ شاعر زندگی ارزشِ بودن را دارد اما نه «پشتِ پنحره بسته!» تصویر می شود. بنابراین می توان نوعی امید یا خوش بینی را در ذهن خواننده تداعی کرد که اگر شرایط و احوالاتِ اجتماع اجازه دهد [یا چاره ای بیندیشیم که اجازه بدهد!] می توان امید به رهایی داشت. اما شاعر از «همه فرار» می کند! او از چه کسی «فرار» می کند؟ از فریادرس! از کسی که قرار است «پرده ای آرام» که گویا اشاره به «پرده های موسیقیایی» دارد مهیّا کند! این واژه ی «پرده ی آرام» چه ارتباطِ عجیبی با واژه ی «نواختن» دارد انگار که موسیقی مرگ سرتاسرِ زندگی انسان را درنوردیده است! آرام و قرار در پس زمینه ی اندیشه ی شاعر به جوش و خروش افتاده است و چون پرنده ای که به رهایی دست نیافته خود را دیوانه وار به دیواره های قفس می کوبد. هر چه ضربات سخت تر درد هم وحشتناک تر! این عطشِ سیری ناپذیر برای رهایی و «خود - شدن» آنجا نمود بیشتری یافته که فریادِ نیچه ای سر داده می شود: «نیستم آنگونه که باید باشم!». برداشت کلی از این بند آن است که روان انسان ناآرام است چه بداند که به رهایی دست پیدا می کند یا نه اما همواره با اوست و شاید این خود بر شدّت درد می افزاید!
جمع بندی:
بندِ چهارم، پاراگرافِ چهارم:
عباراتِ «یار از او تمنّا دارد، سلطانِ محبوبِ قلب ها، درهایِ بسته، حقیقتِ تلخ» به همراه واژگانِ «نیستم، باشم و مُرده ام» واژگان و عبارت های کلیدیِ بندِ پایانیِ شعر است. شاعر در اینجا در اعماقِ وجودِ خود «نَقب» می زند و پیوندی ژرف میانِ بندِ پایانی و بدنه ی شعر ایجاد می کند. در اندیشه ی شاعر پاسخِ این پرسش داده شده است که چه پیوندی میانِ وجودِ حقیقیِ او با انسان هایی وجود دارد که دردِ «خود - بیگانگی» را نه تنها نچشیده بلکه بکلی از آن بی خبرند! اینجاست که شاعر می سراید: «نیستم آنکه یار از او تمنّا دارد!» یا «نیستم سلطانِ محبوبِ قلب ها» زیرا درکِ متقابلی میانِ او و دیگران نیست. عبارتِ «نیستم سلطان محبوبِ قلب ها» در واقع تازیانه ای به صورتِ «عشق» است و انتقام از اجتماعی ست که حتی معنایِ «عشق ورزیدن» را دگرگون دیده اند زیرا علی رغم پس زمینه ی اندیشه ی شاعر آن ها «خود - بیگانگی» را در نیافته اند تا برای رسیدن به آن تلاش کنند هر چند که این کوشش به جای خود بیهوده و پوچ هم باشد. شاعر با سرودنِ عبارتِ «درهای بسته» دوباره به آغازِ شعر بازگشته است یعنی یادآورِ عبارتِ «دریچه ی بسته» است. در اینجا شاعر از «دلِ شکسته ای» شکوه دارد که در طولِ شعر گسترشِ زخمِ کهنه اش را بر کاغذ جاری کرده است. زخمی که با دریچه ای بسته رو به رهایی بر تنِ انسان خورده و با درهای بسته ای به سویِ مرگ رهسپار است و چاره ای آن حقیقتِ رازآلودِ پنهانی یعنی «خود - بیگانگی» را در «که از حقیقتِ تلخ مُرده ام من» التیام یافته می بیند.
نگارنده با تبیین، تشریح، طبقه بندی و ساختارِ شعر بدان نتیجه دست یافت که شعر دارای ساختار متناسب با معیارهای ادبی و فلسفی بوده خوانش آن را به خوانندگانِ گرانمهر پیشنهاد می نماید.
ای کاش که جایِ آرمیدن بودی
یا این رَه دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دلِ خاک
چون سبزه امید بر دَمیدن بودی
خیام بزرگ
پیروز باشید