امروز: پنجشنبه 02 مهر 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 17 مرداد 1392 - 12:29

باران می‌بارد. اردلان در تنهایی به خدا فکر می‌کند و آدم می‌شود. او به خاطر بی‌گناهی و همکاری با پلیس، آزاد می‌شود.

با توجه به اینکه در کشور ما می‌توان از قسمت دوم یک سریال، انتهای آن را حدس زد، بدینوسیله برخی پایان‌های موجود برای این سریال را در ادامه می‌خوانید:

پایان ایرانی:

باران می‌بارد. اردلان در تنهایی به خدا فکر می‌کند و آدم می‌شود. او به خاطر بی‌گناهی و همکاری با پلیس، آزاد می‌شود. مریم به او بله می‌گوید. رعنا هم کم نمی‌آورد و می‌گوید من در ایران می‌مانم و قید خارج را می‌زنم. مریم از بس خوب است قبول می‌کند که با رعنا زیر یک سقف زندگی کند. باران باز هم می‌بارد. حاجی ثانی در حالی که کلی نصیحت بار همه می‌کند در عرفانی خاص رحلت می‌کند. رها متحول می‌شود و در مثلث عشقی اردلان و مریم و رعنا، فرزاد را صدا می‌کند. فرزاد عوض می‌شود و در یک کوره آجرپزی شغل پیدا می‌کند. مادرش در حالی که باران می‌آید او را می‌بخشد و رها را برایش خواستگاری می‌کند. باز هم باران می‌بارد. گلبانو دختر مادر فرزاد را برای پسرش خواستگاری می‌کند و جواب مثبت می‌گیرد. محمد جواد پسر گلبانو را به سر کار می‌برد و باران می‌آید. موبایل محمد جواد زنگ می‌خورد:

- الو محمد جواد جان! مژده بده عزیزم. داری پدر می‌شی...
باران همینطور دارد می‌آید. در حیاط خانه حاجی ثانی سفره‌ افطاری پهن می‌شود و همه با لبخند و شادی دور هم جمع می‌شوند. صدایی روی تصویر: و در یک شب بارانی اردلان صدای کودکی دیگر را در خانه شنید و خوشبختی‌اش پایدار شد.


پایان ایرانی (ماه رمضانی):
فرزاد سریع ریش می‌گذارد و خود را به حاجی ثانی می‌رساند. او تا آخر عمر در کنار حاجی می‌ماند و مرید او می‌شود. بعدها او یکی از بزرگترین وقف‌کنندگان کشور می‌شود و پژوهشکده دانش‌های بنیادین فرزاد را تاسیس می‌کند. او همچنین یک مرکز ترک اعتیاد برای دختران جوان راه اندازی می‌کند و کانون حمایت از پخش کنندگان مواد را تاسیس می‌کند و هزاران هزار جوان معتاد را با هزاران هزار پخش کننده مواد سر سفره عقد می‌نشاند.

رها: او در شب قدر، قدر خود را می‌داند و حافظه‌اش را به دست می‌آورد و از فردایش با چادر به مدرسه رفته و عاشق پدر و مادر و ایران می‌شود.

اردلان: او ضمن اعتراف به دست داشتن در پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی، متنبه شده و بعد از تزرع زیاد ناگهان به خاطر همکاری بی شائبه (همکاری بدون ان قلت و قیف و قپی) آزاد می‌شود. او آس و پاس شده اما خوشبخت است.

مریم: بعد از تنبه اردلان، رعنا را به زندگی باز می‌گرداند و اردلان را مجاب می‌کند تا با رعنا با هم و در کنار هم زندگی خوبی را آغاز کنند. او خودش در افق محو می‌شود.

رعنا: با صحبت‌های تکان دهنده مریم، از این رو به آن رو می‌شود و به ملاقات اردلان می‌رود و آمادگی خود را برای زندگی اعلام می‌کند. اردلان هم می‌گوید: خب!

محمد جواد: او در خواب می‌بیند که به یخ دست می‌زند، طلا می‌شود. از خواب بلند می‌شود و می‌بیند با درخواست دخترخواندگی او موافقت شده است.

آذر: او در حالی که با سینی چای در حال آمدن است می‌گوید: محمد جواد جان عیدت مبارک! روزه‌هات قبول عزیزم.

جلیل: به گود زورخانه بازمی‌گردد و خواستگاری یک پهلوان از دخترش را می‌پذیرد. شب هنگام مریم به خواستگار جدیدش بله می‌گوید. او از مریدان قدیمی حاجی ثانی است.

*
پایان امریکایی:
رعنا با شلیک سه گلوله مریم را خلاص می‌کند و بعد با قرص دیازپام خودش را می‌کشد. رها با شنیدن این خبر اقدام به خودکشی می‌کند که فرزاد او را نجات می‌دهد و با هم فرار می‌کنند. اردلان در زندان از شنیدن خبر کشتار دسته جمعی بیرون زندان، دچار حمله قلبی و ایست قلبی می‌شود. محمد جواد هم ارسلان را به فرزندخواندگی قبول می‌کند.
*
پایان روسی:
اردلام با قید ضمانت از زندان آزاد می‌شود. جلیل برای خودشیرینی - خود پهلوان بزرگ بینی مفرط - همه را شام به خانه اش دعوت می کند؛ همه را. سفره‌ای پهن می شود از این سمت تا آن سمت. همه در حال خوشی هستند که در باز می‌شود و رعنا با مسلسل وارد شده و همه را به رگبار می‌بندد. بعد خیلی خونسرد از کشور خارج می‌شود در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است.
*
پایان هندی:
بعد از دعوای رعنا با مریم، مریم به رعنا مشکوک می‌شود. او یک خال پنهان زیر دماغش دارد. او تحقیقاتش را آغاز می‌کند. بالاخره می‌فهمد که رعنا خواهر ناتنی اوست که پهلوان جلیل در جوانی، جوانی کرده. همسر جلیل به مریم می‌گوید من مادر حقیقی تو نیستم و مادر رعنا مادر توست...مریم قصد خارج می‌کند و برای دیدن مادرش ایران را ترک می‌گوید. رعنا هم می‌ماند و زندگی اش را ادامه می‌دهد.

اردلان در زندان آواز می‌خواند و محمد جواد هم از بچه‌های بی‌سرپرستش نگهداری می‌کند. محمد جواد یکروز در یک قالب یخ، سند یک ویلای 7هکتاری در شمال تهران را پیدا می‌کند و آن را وقف کودکان بی سرپرست می کند. به ازای این کار نیک او و آذر ناگهان صاحب سه قلو می‌شوند و خدا را حسابی شکر می کنند. در ادامه خوبی‌های محمد جواد، حاجی ثانی شفا می‌یابد و در ازدواج رها و فرزاد می‌رقصد. اردلان همچنان دارد آواز می‌خواند.
*
پایان کره‌ای:
گلبانو (همان بانو گل) توطئه‌ای را برای بانو رعنا ترتیب می‌دهد و او را مسوم و روانه بیمارستان می‌کند. مادر فرزاد نیز در فکر توطئه‌ای علیه بانو رهاست تا هرگز حافظه اش را به دست نیاورد. بانو مریم نیز به خانه پدری باز می‌گردد و قصد ادامه تحصیل پیدا کرده و به جای مدرسه در آشپزخانه مشغول کار می‌شود.

مادر مریم در فکر انتقام است و به بهانه ملاقات با اردلان برای او چای با هل زهردار می‌برد تا خلاصش کند. محمدجواد در زندان تشنه‌اش می‌شود و قصد نوشیدن چای می‌کند.

بانو آذر وقتی مریم را تنها می‌بیند قول می‌دهد تا آخر عمر در رکاب رعنا باشد برای همین هم خود را به آشپزخانه پهلوان جلیل می‌رساند و در مکتب بانو مریم ثبت نام می‌کند. قصد او چیزخورکردن بانو مریم برای بازگشت سر خانه و زندگی است. فرزاد در فکر دزدیدن بانو رهاست که با ماموران حکومتی برخورد سختی می کند.

منشی قاتل نیز برای کشتن بانو رعنا به عنوان مطلع قتل نائب وارد بیمارستان می‌شود. محمد جواد دارد چای را به لبهایش نزدیک می کند، منشی قاتل نیز خود را به بیمارستان رسانده و سرنگ هوا را در دست گرفته. بانو آذر در انتظار موقعیتی برای ریختن مواد در غذاست. گلبانو در حال هم زدن شیرین بیان است. بانو رها که شکست عشقی خورده، در حال تزریق است و...ادامه سریال در قسمت بعد!/ب

محسن حدادی/خبرآنلاین



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1392/05/17 - 16:57
0
0
دمت گرم خوب گفتی
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • فرماندار دشتستان: پیوند ارزش‌های دفاع مقدس با سنگر تعلیم و تربیت، رمز تعالی کشور است
  • بوتیمار، مهمان موقت آریاساسول به طبیعت بازگشت
  • توزیع نوشت‌افزار بین دانش‌آموزان عسلویه
  • مهرِ همدلی در سعدآباد؛ ۳۰۵ میلیون تومان برای بسته‌های تحصیلی دانش‌آموزان کم‌برخوردار
  • منطقه آزاد بوشهر مرکز ثقل صنعت و تجارت جنوب ایران
  • افتتاح دو مسیر رفت و برگشت به طول حدود ۷۵۰ متر با قدردانی شهردار از مردم و مسئولان
  • ۴ نشانه خاموش کمبود ویتامین K
  • مهاجری: بدون زیرساخت، صعود تیم‌های بوشهری ممکن نیست
  • روزنامه اصولگرا :کسانی که در شب‌های نخست تجمعات خیابانی حضور داشتند و کم کم فاصله گرفتند، دشمن یا بی‌تفاوت نیستند؛ شعارهای سیاسی آزارشان داد
  • پس از بایکوت کردن رسانه‌ها، «تلویزیون ترامپ» راه اندازی شد!
  • عناوین روزنامه‌های ورزشی امروز1405/06/31
  • سردار آزمون: در ۴۰ سالگی مربی تیم ملی می‌شوم!
  • توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی و نوسازی تجهیزات کالاهای اساسی اولویت استان است
  • آئین آغاز سال تحصیلی جدید در روستای عیسوند و تجدید میثاق با شهدا
  • افزایش قیمت طلا متوقف شد
  • فرمان رهبری و ضرورت بازگشت به هم‌صدایی
  • تیم منتخب شین‌کیوکوشین بوشهر در فستیوال ستارگان و قهرمانی کشور خوش درخشید
  • مهندس محمدی، موفق ترین و فعال ترین شهردار ادوار برازجان
  • گامی برای نشاط و توسعه روستایی؛ پارک ۱۲ هزار مترمربعی قلعه سفید به بهره‌برداری رسید
  • نقش فرج الله کمالی در تداوم و تحول مکتب دشتستان
  • از برنامه چهار ساله توسعه شهر تا گلایه از بی‌عدالتی نفتی؛ سهم وحدتیه از مسئولیت‌های اجتماعی کجاست؟
  • 🎥ویدیو/افتتاح و اجرای ۱۰۵طرح اقتصادی و عمرانی در شهرستان دیلم
  • ظرفیت تولید مرغ در استان بوشهر افزایش می یابد
  • ضرابخانه تاریخی اصفهان
  • نایب‌رئیس مجلس از یادمان شهدای جنگ رمضان در لامرد بازدید کرد
  • وداع باشکوه مردم داراب با سردار شهید «حسین حکیمی»
  • آغاز عملیات اجرایی فاز دوم بزرگ‌ترین مجتمع آموزشی، تربیتی و چندمنظوره ایتام خاورمیانه در شهر جدید صدرا/ تصاویر اختصاصی
  • «رآکتور»
  • تأمین مسکن مددجویان در اولویت برنامه‌های بهزیستی است
  • آغاز ساخت«خانه هنر معلولین و مددجویان فارس»با اعتبار ۸۰۰ میلیارد ریالی
  • .: عرفان حدود 9 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 11 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 18 روز قبل گفت: درود و خدا قوت ...
  • .: محمد علی خانی حدود 20 روز قبل گفت: عالی بود دکتر ‌. ...
  • .: نامی نظری حدود 24 روز قبل گفت: خداقوت و درود بر ...
  • .: اذرگون حدود 25 روز قبل گفت: بهتر شده ...
  • .: نصیبه حدود 27 روز قبل گفت: خانم سعادتمند؛ بانویی که ...
  • .: سلام حدود 28 روز قبل گفت: مهندس محمدی و ایوب ...
  • .: 🙏 حدود 30 روز قبل گفت: بخش مرکزی شهرستان تنگستان ...
  • .: محمد حدود 1 ماه قبل گفت: جناب دریسی ،دولت شهیدرییسی ...