امروز: پنجشنبه 16 مهر 1405
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 14 تير 1400 - 18:00
نگرخواهی اتحادخبر بمناسبت روز قلم(4)

اتحادخبر-ساناز دانشگر: روز قلم در تقویم رسمی ایران روز چهاردهم تیرماه می‌باشد. این روز در سال ۱۳۸۱ پس از پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ثبت رسید. به همین مناسبت اتحادخبر نظرات تعدادی از نویسندگان هم استانی را جویا شده است که در این مبحث به پاسخ های روجا چمنکار شاعر برازجانی مقیم آمریکا می پردازیم....

روجا چمنکار: بازار نشر با فضای ایده ال فاصله دارد/ مهم ترین آفت نویسندگی روزمرگی است

اتحادخبر-ساناز دانشگر: روز قلم در تقویم رسمی ایران روز چهاردهم تیرماه می‌باشد. این روز در سال ۱۳۸۱ پس از پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به ثبت رسید. بی شک، بخش مهم و اساسی هویت فرهنگی هر ملتی، به آثار مکتوبی‌ است که از آن ملت بر جای مانده است. به همین مناسبت اتحادخبر نظرات تعدادی از نویسندگان هم استانی را جویا شده است که در این مبحث به پاسخ های روجا چمنکار شاعر صاحب نام برازجانی می پردازیم.
 
روجا چمنکار دانش‌آموختهٔ سینما و ادبیات، شاعر، مترجم و نویسنده برازجانی که در حال حاضر مقیم آمریکا است.
وی چندین جایزهٔ ملی و بین‌المللی را در کارنامهٔ کاری خود دارد.

 

در مورد اوّلین و آخرین اثرتان بگویید. در چه سالی منتشر شد؟ 

 اولین کتابم "رفته بودی کمی برایم جنوب بیاوری" در سال ۱۳۸۰ انتشارات نیم نگاه منتشر کرد و آخرین کتاب مجموعه شعر "دهان به دهان باد" که  سه سال قبل توسط انتشارات ثالث منتشر شد و همچنین کتاب مشترک داستان های رویا که جلد چهارم آن به اسم رویا دختر کوهستان که نویسنده آن پدرم رسول چمنکار است و من شعرهای آن کتاب را نوشتم و توسط انتشارات توکا سال گذشته منتشر شد و یک مجموعه شعر با نام رمز عبور بر بال هایم زیر چاپ دارم  توسط انتشارات نگاه که به زودی منتشر خواهد شد.
 
چرا حوزه ادبیات را انتخاب کردید؟

 دلیل اینکه چرا حوزه ادبیات را انتخاب کردم مجموعه ای از عوامل است که همیشه دست به دست هم می دهند تا انتخاب های آدم در زندگی شکل بگیرد. برای من قطعا مهم ترین و اولین آن خانواده بوده و هست. علاقه ای که خانواده من به ادبیات دارند. کتابخانه بزرگی که در خانه داشتیم و من لا به لای آن کتاب ها بزرگ شدم. بعدها هم‌ وقتی وارد مدرسه شدم به طور مثال در دوران راهنمایی دبیر ادبیاتی به نام آقای روزبه داشتیم که بیشتر باعث شد من به طور جدی تر به سمت ادبیات کشیده شوم. بعدها آشنایی با منوچهر آتشی از نزدیک  و رفت‌وآمد با ایشان.

تصور بفرمایید یک «قلم طلایی» در اختیارتان هست. اگر قرار باشد آن را به یکی از نویسندگان مورد علاقه‌تان اهداء کنید به چه کسی می‌دهید؟ چرا؟

 احتمالا منظور شما از این سئوال فرضی این است که من کدام نویسنده را آنقدر دوست دارم که قلم طلایی را که در اختیار دارم بخواهم به او بدهم. خب در این صورت یک نفر نیستند. به این دلیل که نویسندگان بزرگ زیادی بوده و هستند که در زندگی من خیلی تاثیر بسزایی داشته‌اند و فکر می کنم ارزش آن ها به این است که بر جهان تاثیر گذاشته‌اند. افرادی مثل ژاک پرور، لورکا، والت ویت من، احمد شاملو، صادق هدایت، رومن رولان، آنا آخماتوا، آندری کروکف، میلان کوندرا و هزاران نویسنده و شاعر دیگر در سراسر دنیا هستند. منتها اگر که من یک قلم طلایی داشتم حتما آن را به نویسنده ای می دادم که تا الان کشف نشده به این علت که فکر می کردم این قلم می تواند برای او تاثیر داشته باشد و باعث شود این راه را جدی پیش گیرد و آینده درخشانی در انتظارش خواهد بود و او نیز می تواند تاثیر بسزایی در جهان داشته باشد. ترجیح می دهم این قلم طلایی را به یک نویسنده ناشناس بدهم که کمکی برای شناخته شدن او و آثارش شود.

واژه «قلم» از دید شما چه تعریفی دارد؟
قلم معانی و مفاهیم انتزاعی و ملموس فراوان در کتب مذهبی، کتاب های تاریخی، شعرها، افسانه ها و داستان ها دارد. بارها  به نوعی در جاهای بسیاری به قلم اشاره شده. برای مثال در قرآن به قلم و آنچه که با قلم نوشته می شود سوگند یاد می شود. بنابراین قلم یک معنای مقدسی دارد.
برای من هم به واسطه اینکه  شاعر هستم و قلم ابزار کاری ام محسوب می شود جایگاهی والا دارد و هم به معنای شاعرانه و هم به معنای ملموس و کاربردی‌اش برایم بسیار ارزشمند است.

به نظر شما یک نویسنده خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
اینکه یک نویسنده خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد سوال کلی است و یک جواب کلی می طلبد که شاید با نگاه به این مقوله جور درنیاید. به این علت که در نهایت در مورد هر نویسنده یا شاعری ممکن است با دیگری متفاوت باشد و در مورد هر شخصی ممکن است یک سری ویژگی هایی جوابگو باشد که در مورد شخص دیگری ممکن است این ویژگی ها پاسخگو نباشد. اما اگر به طور کلی یک ویژگی‌های مهم و کلی را بخواهم نام ببرم برای من یکی از آن ها جنون اولیهٔ نوشتن است که تا آن جنون وجود نداشته باشد هر چقدر هم که تلاش شود به اصطلاح آن نوشته به دل نمی نشیند. ویژگی دوم تدام در کار است. تداومی که به واسطهٔ آن بتوان روند کاری یک نویسنده را شناخت. و سوم اینکه صد درصد زندگی یک نویسنده کار نوشتناش باشد و به صورت حرفه ای و جدی در این راه حضور داشته باشد.


راز ماندگاری بعضی از کتابها، مقاله ها و شعرها چه می‌تواند باشد؟
در مورد این سوال شاید نتوان جواب دقیقی داد به این دلیل که مجموعه عواملی که باعث ماندگاری یک اثر می شود با اثری دیگر کاملا متفاوت است و اگر مشخص شود چی هست که  از حالت رازگونه خارج می شود بنابراین وقتی می گوییم راز ماندگاری یعنی چیزی که باید راز باشد و به صورت راز بماند. اما اگر بخواهم کلی جواب بدهم از نظر من اثری که پشت آن جهان بینی و اندیشه ای فراتر از مسائل سطحی و محدود  منطقه ای، جنسینی و به طور کلی انسانی وجود داشته باشد ماندگارتر هستند یعنی اثری که بتواند هر انسانی در هر گوشه جهان تکه ای از خود را در آن اثر ببیند که این خیلی مهم است و شاید یکی از عوامل ماندگاری یک اثر همین باشد.

همانطور که می‌دانید هر چیزی ممکن است دچار ضعف و آفت شود. به نظرتان آفت نویسندگی در چیست؟
آفت نویسندگی به نظر من روزمرگی است؛ یعنی دچار روزمرگی شدن مهم ترین آفت از دید من است. ممکن است یک نویسنده کارش ادامه داشته باشد اما این روزمرگی در ذهن و جهان‌ او باشد. اگر این روزمره‌گی گریبان‌گیر دنیای نویسنده شود کارش تمام است.
راه جلوگیری از این آفت ساده نیست. در واقع من همیشه می گویم هر انسانی به هر جایگاهی که رسیده حتما تاوانی پس داده یعنی اینجوری نیست که از روزمرگی ها و دلخوشی ها و لذت های روزمره بتوان به سادگی دل کند. نویسندهٔ حرفه‌ای باید جهان ذهنی و واقعی‌اش را گسترش دهد و مرزهایش را بشکند. و این نیازمند کار مداوم، تلاش و تولد هر روزه است. نیازمند دل به روزمره‌گی ندادن است.

آثاری که امروزه وارد بازار نشر می‌شوند می‌توانند نیاز جامعه را برطرف کنند؟
تا حدودی بله و تا حدودی خیر؛ به این دلیل که بین آثاری که در بازار نشر وجود دارد و منتشر می شود و نیاز جامعه به خوانده شدن آثار ، یک ارتباط دو سویه وجود دارد به این معنا که در واقع سلیقه زیباشناسی، ادبی و هنری یک جامعه قابل تربیت است. وقتی که خیلی از آثاری که ارزش دیده شدن و خوانده شدن دارد بنا به دلایل مختلف ممکن است خودنویسنده ها، شاعرها، ناشرها، مسائل اجتماعی باعث شود که این ها دیده و خوانده نشوند رفته رفته سلیقه جامعه و نیاز ادبی جامعه تنزل پیدا می کند به همین دلیل شما نمی توانید بگویید که این نیاز در این شرایط نیاز واقعی جامعه است یا نیست چون نیاز واقعی جامعه در این شرایط سرگدان و گم می شود. با توجه به این قضیه هر چند که بازار نشر بازار پر جنب و جوشی است و کتاب‌های ارزشمندی هم منتشر می‌شوند و خوانده می شوند ولی با فضای ایده ال فاصله داریم.

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • .: هادی جلالی ثابت حدود 3 روز قبل گفت: با سلام در ظاهر، ...
  • .: سامی حدود 8 روز قبل گفت: احسنت براقای یوسف منافی ...
  • .: بچه شمرون حدود 8 روز قبل گفت: ارواح مطّهر تمامی شهدا ...
  • .: اکبری حدود 9 روز قبل گفت: خداقوت و دستمریزاد به ...
  • .: دوست حدود 10 روز قبل گفت: درود بر خلیل شجاع ...
  • .: ایران حدود 10 روز قبل گفت: 🤣🤣🤣🤣 ...
  • .: مهدی حدود 17 روز قبل گفت: دلسوز مردم بودن مستلزم ...
  • .: عرفان حدود 23 روز قبل گفت: اره عالی ...
  • .: نیکنام حدود 25 روز قبل گفت: عالی بود درود بر ...
  • .: دشتستان حدود 1 ماه قبل گفت: درود و خدا قوت ...