- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- استقامت بدون تدبیر، شجاعت نیست
- وزارت نفت از نقشآفرینی بخش خصوصی در تصمیمسازی انرژی استقبال میکند
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
اتحادخبر-حدیث شادی:این قضیه برمی گردد به آن عصر دلگیر جمعه ی بهاری، همان موقعی که گوشه ی مبل ال، نشسته بودی ویک پایت را روی پای دیگر انداخته بودی انتظار می کشیدی تا فیلم سینمایی شروع شود، همه ی هنر پیشه ها، نور، صدا، همه و همه از قاب تلویزیون پاشیده شوند به چشم های میشی ات. روبه رویت میز چهارگوش شیشه ای چوبی بدون ...

حدیث شادی:
این قضیه برمی گردد به آن عصر دلگیر جمعه ی بهاری، همان موقعی که گوشه ی مبل ال، نشسته بودی ویک پایت را روی پای دیگر انداخته بودی انتظار می کشیدی تا فیلم سینمایی شروع شود، همه ی هنر پیشه ها، نور، صدا، همه و همه از قاب تلویزیون پاشیده شوند به چشم های میشی ات. روبه رویت میز چهارگوش شیشه ای چوبی بدون رومیزی وکاسه ی تخمه ی آفتابگردان که هیچ وقت یک دانه از آن را نترکاندی حتی روزهایی که امیر پسر همسایه ،می آمد نیم ساعتی پیش ات می نشست وشـِرو ور می گفت.. گوشه ی میز، کنار زانویت کنترل تلویزیون بود که گه گداری ،صدای فیلم را بالا وپایین می آوردی وکمی آنطرف تر، اسپری تنفسی ات ویک بطری آب ولرم. همیشه گوشه ی مبل ال می نشستی تا از آن زاویه بر همه جای خانه نظارت کنی ومرا می پاییدی، تا نگاهم می سرید روی چهره ات ، لبخند ملیحی بر لب می نشاندی و دلم را می لرزاندی از روزی که این لبخند را دیدم دلم همین طور لرزیده.
باد کولر پرده حریر سفید و خردلی زیرش را باهم می لرزاند مهره های آویزان حاشیه ی پرده بهم می خوردند وسر وصدا شان توی صداهای فیلم وسرفه های خشک وقت وبی وقت ات گم می شد. رنگ خردلی پرده ی زیری، حالت را بهم می زد. عادت به فیلم عصر جمعه، مجبورت کرده بود به قاب تلویزیون خیره شوی وچشم از آن برنداری، آنهم فیلم «از کرخه تا راین». اگر می دانستم این فیلم تورا از این رو به آن رو می کند عمراً تورا به حال خودت رها می کردم، روی مخت می رفتم ، به بهانه ای ازخانه می زدیم بیرون وبرای یک بار هم که شده بود فست فود می خوردی.
همان جور، شق ورق نشسته بودی گوشه ی مبل ال واین قضیه برمی گرددبه همان عصر جمعه وهمان فیلم سینمایی وهفتم مهرماه 1366وبمباران شیمیایی سردشت، تو عضو گروه امدادبودی، حی وحاضر همه ی تأثیرات گاز خردل را به چشم خودت دیدی. چطور می توانستی تصویر قربانیان بسته زبانی که نفس های آخرشان را بدون تقلا کردن وبال بال زدن، نیمه تمام ماند، پشت لبخند ملیح ات قایم کنی ؟هرکس دیگری جای توبود آنقدر توپش پر بود که کنترل تلویزیون را شَتَرق به میز بکوبد وبد وبیراه نثار سر وریخت لند وهورشان بکند. سرفه های پی دربی امانت را بریده بود ورمق نداشتی نگاهت را از پرده ی خردلی بگزرانی. ناگزیر ناله می کردی وخلط سینه ات را می چسباند ی به دستمال کاغذی های که همیشه بسته جیبی اش را داشتی. لعنت می فرستادی به باعث وبانی مصیبتی که گریبانگیرت شده بود. شاید اگر آن فیلم را ندیده بودی تراژدی تاول های روز مسمومیت ات به گاز خردل ،اینقدر عذاب ات نمی داد. تاول هایی که مدام چرک وخون، فوران می کردند. شاید اگر از کرخه تا راین را ندیده بودی اینقدر توی ژنتیک وجهش کروموزومی، خبره نمی شدی و بحث وجدل شبانه ی ما به خاطر مقاومت تو در برابر برآوردن تنها خواسته ام به درازا نمی کشید، شاید اگر این فیلم را ندیده بودی پرسان پرسان، فیلمبردار گروه امداد را پیدا نمی کردی وفیلم ویدیویی بمباران را کپی نمی کردی وروزی ده بار نگاهش نمی کردی. دیوانه ات می کردلاشه های خفه شده ی مردم سردشت وگاز خردل. از همه اش جگر سوزتر، مادری که سینه اش را چپانده بود توی دهان نوزادش وبا نوک انگشتهایش سوراخ بینی وگوش نوزادش را مسدود کرده بود که گاز خردل وارد ریه اش نشود انگشتهایی که خیلی زود بیجان شدند وامان نداشتند سوراخی راببندند. وده ها شاید دیگر. از کرخه تا راین شد قوز بالا قوز. دیالوگ زن وشوهر فیلم ازکرخه تا راین و فریادهای بی صدای خفه شده های سردشتی توی هم قاطی می شدند و ووره ای توی گوش ات به راه می انداختندکه هنوزکه هنوزاست شنیده می شوند وتوی مخ ات جولان می دهند. همه ی این تصاویر چندش آور، مقابل زلال ِ میشی ِ چشمهات دو دو می زدند، زندگی را برایت شکنجه گاهی می کردند با حداکثر اعمال شاقه. من گوشهایم را عادت داده بودم به شنیدن سرفه هایت، هرجا که بودم بدون اخم وتخم، فی الفور عین فشنگ، کنارت حاضر می شدم وعین کوچکی هایمان که هر وقت غذا در گلومان گیر می کرد، ننه مان، پشت شانه مان می زد ومی گفت: « ماشاله تو جون بَچـَم»؛ پشت شانه ات می زدم ومی گفتم: « ماشاله تو جونت » از پودر و محلول مخصوص شستشوی لباسهات هم هیچ وقت غیظ که نکردم هیچ، با دیدن لبخند ملیح ات، گل از گلم می شکفت وعزیزتر می شدی. هردویمان می دانستیم تهِ ته ِ این قضیه چه می شود. اما خداییش خسته شده بودم از بس اصرار کرده بودم هر از گاهی عین همه ی مردم شام را بیرون بخوریم، فست فودی، دسری، چیزی، چه می دانم از همین قاقالی ها دیگر. و بعد از آن، سماجتی که برای تنها درخواستم به خرج می دادم. حتی وقتی دکترت توصیه می کرد که: « این فقط یه برونشیت مزمنه»، بازهم مرغت یک پا داشت و می خواستی حرفت را به کرسی بنشانی، می گفتی بوی سس خردل ِ فست فودها حالت را بهم می زند. رنگ، بو و حتی اسم نحس خردل، به هم ات می ریخت. درو و داغون ات می کرد.
عصر جمعه ی قبل از آن جمعه، همه چیز رو به راه بود. حتی سکوت هم ژست قهرمان ها را گرفته بود، میدان گرفته بود ضجرمان می داد و بی ثمری باغ زندگی مان را بدجور ی به رخ مان می کشید. با این وجود، بحران سکوت مطلق خانه مان آنقدر حاد بود که به امیر پسر همسایه مان گفتی: « می دانی چرا عصر های جمعه اینقدر دلگیرست؟» چون در کتاب تاریخ طبری خوانده ام: « خداوند انسان را عصر جمعه از بهشت بیرون راند وبه زمین فرستاد. » نمی دانم چه موقع میوه ی ممنوعه را خورده ولی می دانم عصر جمعه تاوانش را پس داده. پسر همسایه مان که عین همیشه، فقط بـِر وبر نگاهت می کرد و چیزی از حرفهایت حالیش نمی شد. دوباره دستی به صورت سوخته چروکیده ی بی ریش اش کشید و از مادر دیوانه اش گله کرد. همیشه به تو که می رسید عقده هایش می ترکید. قبل از اینکه زنهای همسایه در صف نانوایی بگویند خودش گفته بود کوچک که بوده مادر دیوانه اش، با آب جوش صورتش را به این شکل در آورده. وقتی می رفت می پرسیدی: « به نظرت دیوانه ها هم احساس مادری دارند؟ » همان طور که فیلم را می دیدی نگاهی به قیافه ام می انداختی ولبخند ملیحی می زدی. چه رازی در لبخندت بود که در هر شرایطی حفظش می کردی؟ «خدا از سر تقصیرات شان نگذرد » را چندین بار تکرار می کردی. همه ی این دودها از آتش همان فیلم بلند می شد، بین کرخه، راین و سردشت پلی ساخت ولبخند ملیح اجباری بر لبانت نشاند وهرگز رهایت نکرد.
گوشه ی مبل ال نشسته بودی تا فیلم عصر جمعه را ببینی، برشی از نور ولرم خورشید ِ خسته ی بهاری ازدولایه پرده گذشت وخودش را به صورت ات رساند. درشتی چشمهای میشی ات در آفتاب تنگ می شد. « چرا تنها خواسته ام را دریغ می کردی ؟» سوالی بود که جوابش را زیر سر همان فیلم عصر جمعه ، می بینم.من فقط می خواستم اجازه بدهی طعم مادر شدن را بچشم، تو بیم آن داشتی که گاز خردل، کار خودش را بکند وبچه مان هم شیمیایی بشود. واین برمی گردد به همان فیلم عصر جمعه . به اینجای فیلم که رسیدی سرفه زدی پخش اخبار از تلویزیون بود. یکهو دویدم که اسپری ات را به ات برسانم، خودت زرنگ تر بودی برداشته بودی، من به رسم ننه ام، چند بار پشت شانه ات کوبیدم: «ماشالله تو جونت ».
امروز عصر جمعه است ونمی خواهم برگردم به آن عصر جمعه و قضیه ای که تا تهش را خودت می خوانی. تنگ بغلم گرفته، زمین نمی گذارمش. بوی گلاب وعود به همان اندازه ای است که دفعه ی آخری که باهم آمدیم سر و سینه ات را بهم ریخت درست و حسابی. همان دفعه که نذر کردی اگر سالم بدنیا آمد اسم شاهچراغ را برایش انتخاب کنی. صدای سرفه هات از آن سمت مردانه ی ضریح، به قسمت زنانه می آمد. احمدت را به زور حریف می شوم بسکه ورجه وورجه می کند این وروجک، تازه راه افتاده. هی می خواهد فرار کند بدود بازی کند. «روانشناسان توی تلویزیون گفتن بچه در این سن وسال را اگربه حال خود بگذاری یازده کیلومتر راه می رود .» این را یادت است کی به من گفتی؟ همان روز که شال وکلاه کردی، پیاده روی وهواخوری به سرت زده بود. دویست سیصد متر که راه رفتی سرفه هات از راه رسیدند وامانت را بریدند. زنها بدجوری هل می دهند آرنجشان پهلویم را چپه می کند. کمرم را پرس می کنند. می خواهند بچسبند به ضریح. تندی، احمدت را تا شانه ها یم بالا می برم. انگشت های تپلی اش را توی یکی از سوراخهای ضریح می گذارم. نذرت بین انگشت هاش، یک ثانیه هم نمی ماند.
بوی گلاب وعود، توی حلقش می رود سرفه نمی کند؛ کاش بودی ومی دیدی سرفه های خشک بی امانت را به ارث نبرده. احتمالا بزرگتر شود از فست فود بدش نیاید. شاید بعد ها ازسس خردل هم بدش نیاید. راستی تا یادم نرفته: جواب سوالت را پیدا کردی؟ «دیوانه ها هم احساس دارند ؟»
تازه ترین خبرها
- راهپیمایی یومالله ۱۳ آبان در برازجان برگزار شد
- بوشهر یکپارچه فریاد شد؛ خروش ضد استکباری مردم در ۱۳ آبان
- زنگ استکبارستیزی در مدارس بوشهر نواخته شد
- زاهدیفرد: طرح شهر فعال در استان بوشهر اجرا میشود
- تفاهمنامه آموزش زبان چینی در بوشهر امضا شد
- ۱۳ آبان نماد استقلال خواهی ملت ایران و تکریم جایگاه دانشآموزان است
- مدیر کل آموزش و پرورش: شرایط جنگی مانع پیشرفت دانشآموزان بوشهری نشد
- موافقت اصولی ساخت ۲ هتل با سرمایهگذاری بیش از ۱۱ هزار میلیارد ریال در بوشهر صادر شد
- 🎥ویدیو/حضور گسترده مردم بوشهر در راهپیمایی ۱۳ آبان
- نخستین المپیاد ساحلی دانشآموزی کشور برگزار میشود
- بانک اطلاعاتی ورزشکاران در بوشهر ایجاد میشود
- آغاز جلسه علنی مجلس؛ ادامه بررسی طرح مقابله با نفوذ
- پزشکیان: دولت از حضور و درخشش زنان در عرصههای مختلف حمایت خواهد کرد
- انهدام ۴ نفتکش، توقف دو فروند کشتی متخلف و شکار ۵۶امین پهپاد MQ9
- قالیباف: خیانت به خواست مردم آمریکا، کابوسی برای واشنگتن خواهد بود
- آغاز راهپیمایی ۱۳ آبان با حضور پرشور مردم
- هدایتی لوپز آینده کشتی ایران است؛ به احترام کشتی کلاه از سر برمیدارم
- جدال مهیج دو مدعی قهرمانی در اسلامشهر؛ روز سخت استقلال در نصف جهان
- گل گهر با لشگری از غایبان مقابل آرکاداغ؛ کار سخت برای کسب سه امتیاز
- آلبانیایی مهارنشدنی استقلال؛ آسانی کابوس تیمهای آسیایی شد
- هورمون درمانی خطر بیماری قلبی در زنان را افزایش نمیدهد
- مکمل فیبر روزانه، درد آرتروز زانو را در ۶ هفته کاهش میدهد
- معرفی بهترین منابع غذایی سرشار از ویتامین D
- وجود یک آفتکش و افزایش خطر پارکینسون
- دادستان کل به ماجرای داروی بیماران هموفیلی ورود کند
- هزینههای سلامت شفاف شود؛ نمیدانیم منابع بیمهها چگونه خرج میشود
- توسعه زیرساختهای روستایی و اشتغالزا تسریع شود
- مدیرکل آموزش و پرورش بوشهر: ساخت خوابگاه دانشگاه فرهنگیان تسریع شود
- انهدام باند کلاهبرداری اینترنتی در بوشهر
- ۳۷ برنامه دانشآموزی برای گرامیداشت یوم الله ۱۳ آبان در دیّر اجرا شد
- رفع مشکلات سایتهای پرورش میگوی دشتی برای تثبیت اشتغال و افزایش تولید
- فرماندار بوشهر: شناسایی استعدادهای ادبی رسالت جشنوارههای فرهنگی است
- عناوین روزنامههای امروز1405/08/13
- عناوین روزنامههای ورزشی امروز1405/08/13
- جلسه رصد و پایش هفتگی پروژه بزرگراه کنارتخته دالکی با حضور استاندار بوشهر و معاون وزیر راه و شهرسازی برگزار شد
- صادق: واردات از مرزهای شمالی ۷۶ درصد افزایش یافت
- اتابک: بخشی از ارز صادراتی باید در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد
- بازخوانی کارنامه گازی کشور؛ آزمون دشوار صیانت از تولید و جبران ناترازی
- امیر شیخ: بزرگترین شکست آمریکا فروریختن تصویر قدرتش بود
- پزشکیان: هیچکس نباید در تأمین نیازهای اساسی زندگی تنها بماند
- قالیباف: ایران در برابر تهدیدها و زیادهخواهیهای آمریکا تسلیم نمیشود
- گزارش سفر هیأت پارلمانی ایران به اجلاس بریکس در مجلس بررسی شد
- گلگهر به دنبال شکار صدرنشین؛ پرسپولیس در اندیشه ششمین برد
- دبیر: نسلهای آینده کشتی ایران بهتر خواهند بود؛ این پایان کار نیست
- شکستهای نگرانکننده در مسکو؛ مسیر دشوار مردان برای تکرار نایبقهرمانی
- تغییر سیستم امتیازدهی رنکینگ کشتی برای المپیک ۲۰۲۸
- استقلال در اندیشه شکار سومین تیم قطری؛ ۲۰ بازیکن خارجی در تیم حریف!
- خستگی مداوم را جدی بگیرید؛ هشدار یک متخصص سرطان
- بهترین سبزی برگدار برای سلامت استخوانها
- چای کیسهای چه ضرری برای مغز دارد


چاپ خبر

