امروز: پنجشنبه 25 مرداد 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 19 خرداد 1397 - 18:47

اتحاد خبر_ مصطفی صفری:اینجا دشتستان است؛نقطه ی صفرِ مرزیِ جهنم، جهنمی خودساخته که مدیرانِ ناکاربلد به ما مردم ارزانی داشته اند.اینجا دشتستان است؛ دیارِ نخل و آفتاب، دیارِ مردمانی سختکوش و آهنین اراده، دیارِ مردمانی که حُجب و حیا و قانعیت از رنگ و رویشان می بارد. دیارِ دلیرمردمانی که در مقابلِ سختی ها خَم به ابرو نمی آورند، دیارِ مردمانی که اصالتِ اعصار را...

مصطفی صفری

 

اینجا دشتستان است؛ نقطه ی صفرِ مرزیِ جهنم، جهنمی خودساخته که مدیرانِ ناکاربلد به ما مردم ارزانی داشته اند.
اینجا دشتستان است؛ دیارِ نخل و آفتاب، دیارِ مردمانی سختکوش و آهنین اراده، دیارِ مردمانی که حُجب و حیا و قانعیت از رنگ و رویشان می بارد. دیارِ دلیرمردمانی که در مقابلِ سختی ها خَم به ابرو نمی آورند، دیارِ مردمانی که اصالتِ اعصار را در سینه به یادگار دارند، اینان مردمی اصیل و نجیبند اما این روزها، از سرِ نامهربانی با آن ها در افتاده اند.



اینجا دشتستان است، اینجا دشتستانِ بزرگ است، این روزها در اینجا فاصله ی ما تا جهنم کمتر از دو دقیقه شده است. این روزها همه جای ایران فصل بهار است اما اینجا فصل تابستان است؛ تابستانی جهنم گونه. این روزها دمای هوا در دشتستانِ ما تا ۶۳ درجه سانتیگراد نیز رسیده است، اینجا فقر و گرانی بیداد می کند، این روزها در اینجا نفس کشیدن نیز فقیر و گران شده است.

این روزها اینجا نیز همچون همه جای ایران ماه رمضان است و مردم روزه دارند اما آب نیست، آبی برای نوشیدن و افطار کردن نیست.

دشتستانِ بزرگِ ما این روزها بیمار است، دشتستانِ بزرگِ ما این روزها به شدت بیمار است، «بی آبی» دردِ گرانی است که این روزها به جانِ مردمِ این دیار افتاده است. این درد، بزرگ و کوچک و مرد و زن نمی شناسد. این درد، شهری و روستایی و دارا و ندار نمی شناسد، این درد همه را مستأصل کرده است، این روزها بسیاری از نباتات از این درد مرگ را سلام داده اند و بسیاری نیز در حال احتضارند.

این روزها در دشتستان سلامت انسان ها نیز به خطر افتاده است، این روزها در دشتستان آب را جیره بندی کرده اند، در مرکز این شهرستان - برازجان - وضع وخیم گزارش می شود، برخی محلاتِ این شهر هر ۴۸ ساعت یک بار و آن هم برای مدت زمان محدودی آب دارند، در برخی محلات وضع از این نیز وخیم تر است. در برخی از مناطق شهر فشارِ این آبِ جیره بندی شده آنقدر پایین است که طبقات بالاییِ ساختمان ها را بی نصیب می گذارد. این روزها دادِ این مردمِ شهرنشین در برازجان به هوا بلند شده است، در شهرهای کوچکتر و روستاهای تابعه نیز وضع چنین است.

در شهرهای کوچکِ این شهرستانِ بزرگ نیز آب جیره بندی شده است، روستائیان نیز که اغلب به خریدِ آزاد آب روی آورده اند. این روزها یک تانکر چهار هزار لیتری آب برای هر خانوار روستایی، به قیمت ۶۰ هزار تومان به قول معروف آب می خورد.
البته این روزها روستائیان چاره ی کار را در ساخت آب انبار در حیاط منازلشان دیده اند؛ آب انبارهای کوچکی که ساخت هر کدام از آنها، حداقل سه میلیون تومان هزینه بر دوش روستائیان وارد می کند.

این روزها وضعیتِ بحرانیِ آب در دشتستان، استیصال و درماندگیِ مدیرانِ ما را گواه می دهد، آن ها در حلِ مشکلِ آب درمانده شده اند چرا که اگر غیر از این می بود، در حل این بحران، گشایشی مشاهده می شد. وضعیت آبرسانی به اغلبِ شهرها و روستاهای دشتستان - وسیع‌ترین شهرستان استان بوشهر - به هیچ عنوان رضایت بخش نیست. نارضایتی ها از چهره ها می بارد، مسئولین جواب قانع کننده ای به مردم نمی دهند، قرار بوده است در دشتستان نیز سیستم های آب‌شیرین کن راه اندازی شود اما هنوز انجام این کار در مرحله تئوری و فرضیه است.

سیستم های فرسوده ی آبرسانیِ روستاها و شهرهای ما، دورانِ رضاخانی را به یاد می آورند. به گواه آماری که خود مسئولین به آن اذعان داشته و بارها و بارها ارائه کرده اند، میزان پِرتی و هدررفت آب از این سیستم فرسوده، کمی کمتر از چهل درصد است و این یعنی فاجعه، این یعنی فاجعه ی مدیریتی.

می گویند مدیرانِ کاربلدِ ما اما این روزها برای حل بحرانِ آب، راه میانبری را نیز برگزیده اند، استفاده از آبِ چاه های کشاورزی برای مصارف خانگی، کاری که در حُکمِ تیشه به ریشه ی خود زدن است. استفاده از آب چاه های کشاورزی ممکن است در کوتاه مدت مثمرثمر واقع گردد اما این کار، چون چوب لای زخم گزاردن است؛ ممکن است امروز دردی متحمل نشویم اما فردا و فرداهای دیگر، دردِ این چوبِ لایِ زخم گزارده شده، فریادمان را به آسمان ها خواهد برد.

دشتستان این روزها به شدت بیمار است، اگر این درد هر چه زودتر درمان نشود باید با فریدون مشیری هم آوا شویم و بسرائیم؛

«برای کودکان سوگند باید خورد
که روزی موج می زد، بال می گُسْتَرْدْ - چون دریا - درختْ اینجا
مبارک دم نسیمی بود و پرواری و آوازی
فشانده گیسوان رودی
گشوده بازوان دشتی
چمنزاری و گلگشتی...»



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1397/03/30 - 16:33
0
0
احسنت بر شما امیدواریم بی تدبیری دولتهای قبلی که با وجود هشدارهای کارشناسان داخلی و بین المللی مبنی بر خشکسالی در سالهای آینده ،‌ مجوزهای بی حساب و کتاب برای حفر چاهها صادر کردن،‌ این دولت تدبیری برای آینده بکند
1397/03/25 - 13:18
0
0
ول کن بزار ما تشنه ای بمیریم راحت بشیم
اونا هم راحت بشن از دست ما خخخ
1397/03/20 - 22:40
1
0
بعنوان یک فرد دستشتانی پایتخت نشین توصیه فعال سازی بخش خصوصی در این عرصه را دارم. باید بگویم هزاران میلیارد مبلغ سرمایه گذاران بدون هدف و سرگردان در بازار موجود است. آیا تا به حال اداره اب برازجان سعی کرده تا این مبالغ را بخدومت توسعه منایع ابی دشتستان قرار دهد. لازم نیست که منایع مالی از تهران تزریق شود. اداره اب برازجان یک طرح امکان سنجی ارائه دهد و بگوید که چه مقدار اب کمبود دارد و این کمبود تا چند سال وجود خواهد داشت و نیز نیاز ده سال آینده را اعلام کند. تسهیلات و کمک هایی که برای این بخش در نظر گرفته می شود را اعلام کند مطمئنا از فردا بخش خصوصی خود دشتشتانی ها این کمبود ها را رفع خواهد کرد. متاسفانه مسئولین استان و دشتستان خودشان هنوز براوردی از کمبودها و نیازمندی ها ندارند. خواهشمندم هم اداره برق و هم اداره آب ارزایبی و امکان سنجی جامع خود را ارائه دهند.
1397/03/20 - 11:51
0
3
دیگه کارد به استخوان رسیده
داد از بی تدبیری و بی کفایتی و بیسوادی
باتایید مطالب جناب آقای صفری : ما مردم دشتستان از مسئولین دشتستان ، بخصوص شورای شهر که فقط موقع انتخابات مردم رامی شناسند این سئوال را داریم که چرا آبرسانی دشتستان به شبکه آبرسانی کوثر وصل نمی شود !!! چرا شهرستان بوشهر با فاصله بیشتر به آب کوثر وصل است اما شهرستان دشتستان وصل نیست !!!؟
1397/03/19 - 23:46
0
2
درود بر شرفت مرد بزرگ پاماهور که حرف دل مردم این دیار را به زبان آوردی که باید از زبان آقایونی زده بشه که وقت انتخابات مردم را میشناختن ولی الان فقط مقام و منسب را میشناسند.
1397/03/19 - 20:58
0
2
احسنت بر شما
1397/03/19 - 20:44
0
4
با سلام ضمن سپاس از شما فرهنگی عزیز که دست به قلم شدید
هرچند این نوشته ها و درد دل‌ها این روزها عادی شده است و دیگر بی خیالی به نقطه اوج خودش رسیده است اما پایتخت نشینان اگر راهکار داشتند برای خود پایتخت ارائه میدادند پایتختی که اگر زلزله ای بیاید همین مقاله شما را آنان بگونه ای دیگر مینویسند و دست نیاز به سوی شهرستانها دراز میکنند ولی نگارنده عزیز مثلی قدیمی هست که می‌گوید “کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من “ آیا خود ما چقدر سهیم بوده ایم بر آنچه برما میگذرد روزگاری فکر و ذکر ها به سمت محل نصب مجسمه می‌رود و روزگاری پیرامون شورا و حاشیه های آن این دیگر پایتخت مقصر نیست خود ما مقصریم ، زنگ خطر بی آبی سالیان سال هست که نواخته شده است اما اینقدر حاشیه ها کشور را فرا گرفته است که روبه فراموشی می‌رود هیچوقت پیشگیری را متاسفانه در برنامه ها خوب انجام ندادیم فقط و فقط بیماری که آشکار شد در حد یک قرص مسکن اقدام می‌کنیم بی آبی وگرمای شدید در دیگر کشورهای دیگر هم هست آیا آنها هم همچنین مشکلی دارند فقط کافی هست نگاهی به وضعیت کشورهای حاشیه خلیج فارس بیندازیم آیا آنان هم همچنین مشکلاتی دارند؟!
هرچند پایتختیها تصمیمات کلان را میگیرند اما هر استان خودش استاندار و فرمانداری دارد. که آنان بایستی قبل از فاجعه اقدامات لازم را پیش بینی کنند.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین