امروز: چهارشنبه 01 آذر 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 02 شهريور 1396 - 10:36
اتحادخبر- سجاد واعضی: اين مقاله و يا يادداشت با اين زمينه  و دیدگاه وارد شده كه مولفه هاي معنوي زيستن و معنوي بودن را مي توان با مطالعه و تدبر در آيات قرآني  از قرآن كريم بدست آورد و درسايه سار دلپذير گزاره هاي قرآني مي توان معنوي بود و معنويت خود را عمق بخشيد.دیدگاه اینجانب اینست که قرآن کریم سراسر قدسی و معنوی می باشد و معنویت، صفت تمام...
معنويت در قرآن كريم
 اشاره: اين مقاله و يا يادداشت با اين زمينه و دیدگاه وارد شده كه مولفه هاي معنوي زيستن و معنوي بودن را مي توان با مطالعه و تدبر در آيات قرآني از قرآن كريم بدست آورد و درسايه سار دلپذير گزاره هاي قرآني مي توان معنوي بود و معنويت خود را عمق بخشيد.دیدگاه اینجانب اینست که قرآن کریم سراسر قدسی و معنوی می باشد و معنویت، صفت تمام آیات قران کریم و نه بخشی از ان است. اگر در این مقاله هم معنویت در قرآن کریم مطرح شده به معنای جستجو در بخشی از ایات قرانی است، که در حد توانم کوشیده ام مولفه های معنوی زیستن را از ان استخراج کنم.

بنده فعلا وارد تاييد يا رد اين نظرگاه نمي شوم كه آيا معنويت بدون وابستگي و تعبد به يكي از اديان سنتي امكان وقوعي دارد يا خير؟ اما برخی محققاني كه از  معنويت بدون دين سخن گفته اند، اين را هم تاييد كرده اند كه مي توان هر دو -  دین‌ورزی و معنویت- را با هم داشت و اصولا معنويت در يك تعريف، همان  گوهر و لب دين مي باشد. دغدغه اينجانب هم اينست كه مولفه هاي معنویت و نشانه هاي انسان معنوي را در كتاب قرآن جستجو كنم.

آيا براي رسيدن به چنين اهدافي مانند رسيدن به آرامش و شادي و سرور و كاستن از رنج ها و دردها قرآن راهي پيش روي ما گشوده است؟ اينجانب با اين اعتقاد كه قرآن مجيد سراسر معنويت قدسي است و در تمام كوچه باغ هاي قرآن عطر و نواي معنويت و موسيقي دل انگيز شادماني و بهجت روحاني گوش و جان ما را نوازش مي دهد، در اين مقاله تلاش مي كنم برخي ويژگي هاي معنوي زيستن و خصوصيات انسان هاي معنوي را از منظر مصحف شريف گزارش كنم.
 
تعاريف معنويت
- معنويت در يك تعريف، همان  گوهر و لب دين مي باشد.
- مراد از معنوی شدن این است که انسان ها  دارای زندگی ای شوند که در آن آرامش درونی، شادی، امیدواری و رضایت باطن داشته و زندگی برایشان معنی دار باشد.
- معنويت فهم عقلاني از دين يا دين ورزي عقلاني يا ديانت عقلاني است، كه تلاش مي شود در زندگي يك جمع موفق بين عقلانيت و معنويت داشته باشيم.
- معنويت تدين متعقلانه و تعقل متدينانه است.
- انسان معنوي با جمع ميان عقلانيت و معنويت يك زندگي معنوي (داراي معنا) را طلب مي كند و مي خواهد  كه كل زندگيش در همه موقعيت ها و نه فقط در برخي موقعيت ها يا برخي مكان ها و يا برخي زمان ها- رنگ معنوي بخود بگيرد.
- چگونه با استفاده از آن قسمتي  از زندگي كه در اختيار خود انسان است، مي‌توان به يك زندگاني آرماني دست پيدا كرد.  يك زندگي خوب و  ارزشمند، آن مقدارش كه در اختيار است، از چه راهي حاصل مي‌آيد؟
- عقلانيت و معنويت وسيله‌اي در مسير كاستن از درد و رنج انسان هاست.
 
برخي ويزگي هاي انسان معنوي
طالب حقيقت بودن و نه خود را مالگ حقيقت دانستن
به همين جهت انسان معنوي در عين داشتن اميد و آرامش و بهجت معنوي، دل نگران نرسيدن به مقصد رضايت بخش و كمال مطلوب است. از همين رو غرور كاذب و خود را تزكيه كردن در او راه ندارد. انسان معنوي با ان كه خود را شناگري در ميان امواج عميق دريا و اقيانوس  و نه سوار بر كشتي مي داند و طبيعتا در فكر و انتظار نتيجه هم نيست ، از امنيت خاطر و احساس امنيت برخوردار است . از اين وي‍‍‍‍‍ژگي مي توان به آرامش علي رغم عدم يقين و طمانينه در عدم اطمينان نيز تعبير كرد.
شايد به غايت مطلوب نرسيم اما باز هم اين سعي و مجاهده مشكور است :
وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً  وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿نساء : ١٠٠
"و هر كس در راه خدا هجرت كند ، اقامت‏گاه‏هاى فراوان و فراخىِ معيشت خواهد يافت . و كسى كه از خانه خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پيامبرش بيرون رود ، سپس مرگ او را دريابد ، مسلماً پاداشش بر خداست ؛ و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است."  

تمام ويژگي هاي يك انسان معنوي در اين آيه جمع شده است :
آگاه باشيد که دوستان خدا هرگز هيچ ترسي (از حوادث آينده عالم) و هيچ حسرت و اندوهي (از وقايع گذشته جهان) در دل آنها نيست. (سوره يونس :62)
زیرا کسانی که از گذشته عبورنموده و در زمان حال زندگی می کنند و اگر هم گاهی خاطرات گذشته در مقابل چشمانشان مجسم می شود و گذشته را بیاد می آورند ، این گذشته، سرشار از ایمان و عمل صالح است چرا باید غمگین و افسرده باشند. البته انسان معنوی قرانی همیشه در پیشگاه خداوند خود را و کارهای نیک خود را کوچک می داند ، و همواره زبان و قلب او به استغفار و تسبیح حق مشغول است اما چنین انسانی در مقابل خلق در عین تواضع و فروتنی از اعتماد به نفس کامل و آرامش و طمانینه برخوردار است.
 
اهل گفت و گو است
فَبَشِّرْ عِبَادِ  الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ  وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿زمر: ١٨
پس به بندگانم مژده ده  آنان كه سخن را مى‏شنوند و از بهترينش پيروى مى‏كنند ، اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده ، و يقيناً خردمندند به سخن گوش فرامى‌دهند و بهترين آن را پيروى مى‌كنند؛ اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.
 
اهل تقليد نيست
فرد معنوي بدليل برخورداري از زندگي اصيل ، اهل تقلید و تبعیت از افکار عمومی و پيروي كوركورانه از آباء و اجداد و گذشتگان نيست و هيچ ابايي از نقد نارسايي هاي جامعه کنوني و يا سيره گذشتگان ندارد. از اين رو زندگي همراه با رنج و تلخي چون كه بر عقلانيت و جستجوي حقيقت استوار است را برزندگي كج دار و مريض هرچند همراه با رفاه و تعيش باشد ترجيح مي دهد. سنت های نیازموده، تعبد، تقلید افکار عمومی، هم رنگی با جماعت، کسب محبوبیت به هر قیمتی، کسب رضای مردم و .... اموري هستند كه انسان معنوي هيچ پيوندي با آن ها ندارد. در زندگی پیامبران الهی همواره با یک زندگی و تفکر اصیل مواجه هستیم.پیامبر اسلام در راه رسیدن به هدف مقدس خود - نجات جامعه جاهلیت- هرگز با مشرکان قریش توافق و مصالحه ای که منجر به دورشدن از هدفش شود، نکرد. پيامبران قرآني نمونه هاي خوبي از زندگي اصيل هستند. قرآن کريم حضرت ابراهيم را امت خوانده است.
نمونه هایی از زندگی غیر اصیل :
"و هنگامى كه به آنان گويند : از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد ، مى‏گويند : نه ، بلكه از آيينى كه پدرانمان را بر آن يافتيم ، پيروى مى‏كنيم . آيا اگر چه پدرانشان چيزى نمى‏فهميدند و راه حق را به سبب كوردلى نمى‏يافتند باز هم كوركورانه از آنان پيروى خواهند كرد ؟ داستان دعوت كننده كافران به ايمان ، مانند كسى است كه به حيوانى براى رهاندنش از خطر بانگ مى‏زند ، ولى آن حيوان جز آوا و صدا آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمى‏كند نمى‏شنود . كافران ، در حقيقت كر و لال و كورند ، به همين سبب درباره حقايق انديشه نمى‏كنند.( بقره : 170-171)

 نه بلكه هيچ دليلى بر حقّانيّت بت‏پرستى و شرك خود ندارند ، بلكه دلگرمى آنان به آيينشان اين است كه] گفتند : ما پدرانمان را بر آيينى يافتيم و مسلماً ما هم با پيروى از آثارشان راه يافته‏ايم . پيروى كوركورانه و جاهلانه مخصوص اينان نيست به همين گونه پيش از تو در هيچ شهرى بيم‏دهنده‏اى نفرستاديم ، مگر آنكه سران خوشگذران و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آيينى يافتيم و ما هم حتماً به آثارشان اقتدا مى‏كنيم. (زخرف: 22-23)

و هنگامى كه به آنان گويند: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر آييد ، گويند : آيينى كه پدرانمان را بر آن يافته‏ايم ما را بس است . آيا هر چند پدرانشان چيزى نمى‏دانستند و هدايت نيافته باشند باز هم اين تقليد جاهلانه و ناروا را بر خود مى‏پسندند ؟ (مائده:104)
دوستي هم نوعان
فردي كه معنويت قرآني را درك كرده است ف هم نوعان خود را دوست دارد و به آن ها مهرورزي و خدمت مي كند. نقايص روحي ، جسمي ، اخلاقي و ديني انسان ها را مانع دوستي ان ها نمي بيند..
 
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿توبه :١٢٨
يقيناً پيامبرى از جنس خودتان به سويتان آمد كه به مشقت افتادنتان بر او دشوار است ، اشتياق شديدى به هدايتِ شما دارد ، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿شعراء :٣ : شايد تو مى‏خواهى براى اينكه آنان ايمان نمى‏آورند ، خود را از شدت اندوه هلاك كنى
 
جمع معنويت و عقلانيت
انسان معنوي اهل تعقل و تفكر و انديشه ورزي است و همين مولفه ها او را به سمت متذكر شدن هدايت كرده است . وجوب شكر منعم و تفكر در نظام آفرينش  او را بر ان داشته تا آزادانه خداي هستي و هستي بخش را پرستش و عبادت كند . اين تعبد نه تنها با معنويت و عقلانيت او تعارضي ندارد ، بلكه معنويت وي را عميق تر نموده است. از اين دست كلام را همواره در قرآن مي بينيم : آيا به عقل در نمی يابيد ? آيا [هيچ‏] نمى‏انديشيد؟ آيا خرد را كار نمى‏بنديد؟ چرا نمى‏انديشيد؟
چگونه خواننده قرآن كه هرچندصفحه از اين كتاب را قرائت مي كند ، با این دسته از آیات مواجه می شود ،از اين آيات مي تواند بدون تامل و تفكر بگذرد؟
آياتي كه به  آدمي خطاب مي كند آيا به وضع زيان‏بار خود نمى‏انديشيد ؟(بقره :44)
خدا اين گونه به شما سفارش كرده تا بينديشيد .(انعام :151)
 
دنبال نقد است
انسان معنوی طالب معامله نقدی است. او با آن كه به جهان ديگر معتقد است در همين وضعيت فعلي هم نجات،فلاح و فوز را جستجو مي كند. امامان وعرفاي مسلمان كه پيشگام معنويت قرآني هستند، بارها در سخنانشان خدا و عبادت او را نه براي به دست اوردن بهشت يا رهايي از دوزخ خواسته اند ، بلكه حق را براي حق و رسيدن به حقيقت طب نموده اند. به همين جهت در همين دنيا هم به رضایت باطن، آرامش و شادی رسيده اند.بر پایه فهم و تشخیص اصيل از زندگی ، داوري ها ، بهانه ها ، درخواست هاي غير منطقي و قضاوت جامعه ان ها را از مسير حق طلبي منحرف نخواهد كرد.
انسان تنهاست
و لحظه ورود به جهان ديگر به آنان خطاب مى‏شود : همان‏گونه كه شما را نخستين بار در رحم مادر تنها و دست خالى از همه چيز آفريديم ، اكنون هم تنها به نزد ما آمديد ، و آنچه را در دنيا به شما داده بوديم پشت سر گذاشته و همه را از دست داديد. انعام :94
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُمْ مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ
 
انسان معنوي به تنهايي خود پي برده و متوجه شده كه هرچه انجام ميدهد، خودش بايد مسووليت ان را به دوش بكشد.هيچ كس نمي تواند باري از بارهاي انسان را به دوش بكشد.چه بارهاي گذشته و چه آينده و چون ديگر به ديگران چشم ندارد ، تحول و تكامل روحي پيدا مي كند.
تقدم معنويت دين بر فرم ها و تشريفات ديني
معنوي گراي قراني بدون آن كه از شعائر و تشريفات دين و ظواهر آن دست بردارد، قائل به تقدم معنويت و باطن و لب دين بر ظاهر دين است. ظاهرپرست نيست.
واقع گرايي و گرايش به واقعيت ها
"پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد ، و به پدر و مادر و خويشان ويتيمان ومستمندان نيكى كنيد ، و با مردم با خوش زبانى سخن گوييد ، و نماز را بر پا داريد ، و زكات بپردازيد ، سپس همه شما جز اندكى از پيمان خدا روى گردانيديد ؛ و شما به طور عادت روى گردان هستيد ". بقره:83"
نقش خدا در زندگي انسان معنوي
تعادل و اعتدال
و دست خود را به گردنت بسته مدار (بخل ورزى مکن) و آن را به تمامى باز نکن (هر چه دارى مده) که سرزنش شده و درمانده برجاى بنشينى. (اسراء:29)
و کساني که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف مينمايند و نه سختگيري، بلکه در ميان اين دو، حد اعتدالي دارند. (فرقان:67)
و نمازت را به آوازِ بلند مخوان و بسيار آهسته‌اش مکن، و ميان اين [و آن‌] راهى [ميانه‌] جوى .( اسراء:110)
تلاش براي يك زندگي خوش،خوب و ارزشمند
نقطه مقابل غم، حسرت و پشيماني
و «ذوالنون» را ياد کن‌ آنگاه که خشمگين رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداريم، تا در [دل‌] تاريکيها ندا درداد که: «معبودى جز تو نيست، منزّهى تو، راستى که من از ستمکاران بودم پس [دعاى‌] او را برآورده کرديم و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مى‌دهيم.(انبياء:87-88)
دوري از عادت زدگي و خوگرفتن به وضعيت موجود
سوره حديد طرح جامعي از زندگي معنوي
مطالعه و مشاهده طبيعت
البته اين طبيعت گرايي به قصد رسيدن به حق و حقيقت ازلي و ابدي و هستي آفرين است.
آن پروردگارى كه زمين را براى شما بسترى گسترده و آسمان را سقفى برافراشته قرار داد و از آسمان آبى چون برف و باران نازل كرد و به وسيله آن از ميوه‏هاى گوناگون روزى مناسبى، براى شما پديد آورد ؛ پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه مى‏دانيد براى خدا در آفريدن و روزى دادن ، همتايى وجود ندارد.(بقره)
بى‏ترديد در آفرينش آسمان‏ها و زمين و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏هايى كه در درياهابا جابجا كردن مسافر و كالا به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏اى پخش كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر ميان آسمان و زمين ، نشانه‏هايى است از توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا براى گروهى كه مى‏انديشند.(بقره)
بدانيد كه خدا زمين را پس از مردگى‏اش زنده مى‏كند. همانا ما نشانه‏ها ى ربوبيت و قدرت خود را براى شما بيان كرديم تا بينديشيد .(حديد :17)
توجه به هرسه مقوله اعتقادیّات، اخلاقیّات و عبادیّات
معنویت به معنای زندگی همراه با امن و آرامشحج:37
هرگز گوشت و خون آنها به خدا نمى رسد ، زيرا او از همه چيز بى نياز است ، امّا تقواى شما به او مى رسد ، چرا که پرهيزکاران به درگاه او تقرّب مى يابند . بدين سان خدا آنها را براى شما رام ساخت تا شما را با تقديم قربانى ها به اطاعت و تقرب خويش رهنمون شود و شما بايد او را به پاس اين که راهتان نمود به بزرگى ياد کنيد. و به نيکوکاران نويد ده.

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ) (انعام: 82)
  
كسانى كه ايمان آوردند و ايمانشان را به ستمى چون شرك نياميختند ، ايمنى از عذاب براى آنان است ، و آنان راه يافتگانند .

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ  الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ  لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ  لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ  ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ : آگاه باشيد ! يقيناً دوستان خدا نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى‏شوند  آنان كه ايمان آورده‏اند و همواره پرهيزكارى دارند. قطعاً آنان را در زندگى دنيا وآخرت بشارت است [در دنيا به وسيله وحى و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان] در كلمات خدا [كه وعده‏ها و بشارت‏هاى اوست] هيچ دگرگونى نيست ؛ اين است كاميابى بزرگ (يونس: 62-64)
 
زندگي ارزش زيستن دارد
و خدا مى‏خواهد با رحمت و لطفش به شما توجه كند ؛)نساء : 27(
وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ  إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا :و خودكشى نكنيد ؛ زيرا خدا همواره به شما مهربان است) .نساء: 29)

نگارش و پژوهش: سجاد واعظي



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین